درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  ماجرای من و خلبان همجنس گرا !

فرار از دست خلبان همجنس گرای آمریکایی !!

+ ۱۸ سال

ulmv3vmnwtd9duog87cw.jpg

 او هرگز ابايي نداشت كه در نزد همگان از رابطه اش با پرسنل آمريكايي سخني به ميان نياورد ! ولي او در بين منحرفين ، نامرد به تمام معني بود .. و هميشه با افتخار از شيرين كاري هايش سخن مي گفت ... اين بابا همان طور كه گفتم ، كارش تعرض به آمريكايي هاي همجنس باز بود .. ولي موضوع به اين جا ختم نمي شد . او بعد از مدتي كه رفتار حيواني اش  رو با پرسنل نظامي انجام مي داد ، به سراغ آن ها رفته و با وقاحت تمام اعلام مي كرد كه ... قصد دارد موضوع رو به فرماندهان ارشد وي گزارش نمايد !!

  حجاج ترک در آتش !

هواپیما می سوخت ، حجاج ترك پياده نمي شدند !!  

5p101897dt15t9hd0vn1.jpg

... مسافران بدون ترس و التهاب و از روي خونسردي ، با كمال آرامش اقدام به جمع كردن وسايل خود شده و بدون واهمه يكي بعد از ديگري خيلي طبيعي از هواپيما پياده شدند . ميهمانداران و خدمه كه چهره آن ها از ترس مانند گچ سفيد شده بود ، سعي كردند مسافران همچنان وحشت زده نشده و هواپيما رو به آرامي ترك نمايند .. ولي هر آن منتظر انفجار هواپيما بودند . از سوي ديگر خبرنگاران كه شاهد ماجرا بودند ، با تعجب نظاره گر اين صحنه عجيب در طول تاريخ هوانوردي بودند !!

  روزی که از آسمان قایق افتاد !

خدا به شهروندان تهرانی خیلی رحم کرد !

i6hgsmvhkac5rv2p6z0o.jpg

 هواپيما كم كم سرعت خود را كم كرده بود . چرخ ها پائين آمده بودند .. و عقربه هاي بالاي اهرم چرخ در كابين ، وضعيت قفل شدن ارابه هاي فرود رو نشون مي داد . فلاپ هاي پهن هواپيما صد در صد پائين آمده بودند .. خلبان در سمت چپ خودش فرودگاه مهرآباد رو مي ديد . او با برج مراقبت تهران در تماس بود ... باند ۲۹ چپ براي فرود آماده اعلام شده بود . خلبان همين كه آخرين چرخش خود را انجام داده تا در امتداد باند قرار گيرد ، قايق كه ديگه كاملآ از جاي خود جدا شده بود ، وقلاب هاي محفظه هم كه از پيش شكسته شده بودند با كوچك ترين تكان هواپيما قايق به بيرون پريد و ...

  نخستین سانحه هواپیمای 747 ايراني

سانحه مرگبار بر فراز مادرید

difh6nqbxykg3van9qzr.jpg

در ميان سكوت و آرامش حاكم در كابين هواپيماي ۷۴۷ ايراني ، اين صداي ميرجهانگيري بود كه همانند يه جتلمن انگليسي خطاب به همكار ايتاليايي خود مي گفت ... آليتاليا .. آليتاليا  دو يو ريد مي ؟ ( آيا صداي من را مي شنوي ؟ ) بعد از چند ثانيه همكار ايتاليايي به صدا در آمده و با پررويي تمام گفت ... نو !! در همين هنگام سرگرد كدخدايان كه تا اين موقع سكوت كرده بود صداش در امده و در ميكروفن داخلي به طوري كه فقط كروي خود بشنوند ، با عصبانيت به فارسي گفت ...  مادر .. ق .. صدار رو مي شنوه ولي مي گه نه !! هنوز چند لحظه از بيان كلمات فرمانده ارشد هواپيما نگذشته است كه....

  بعضي ها چگونه پول در مي آورند ؟!!

شما قضاوت کنید ، نام اين كار چيست ؟

jxfi6ds8wbga5b3xye8a.jpg

بوريا باف اگر چه بافنده است ....... نبردندش به گارگاه حرير !  

  شليك در آسمان !

وحشت در پرواز

7igwnsevyymu9cref8rn.jpg

هنوز مدت زيادي از پرواز نگذشته بود كه ناگهان صداي شليك گلوله اي از داخل هواپيما به گوش رسيد .. يادمه فرمانده هواپيما سرهنگ اخلاقي بود . يكي از بهترين و خونسرد ترين معلم خلبان هاي سي -۱۳۰ مسئوليت و فرماندهي پرواز رو به عهده داشت .. او با حفظ آرامش در حال پرواز بود .. من سريع از كابين بيرون آمده تا ببينم چه مشكلي پيش آمده است .. همه اش دعا مي كردم با شليك گلوله قسمتي از بدنه شكاف بر ندارد .. چون در اين صورت تمام افرادي كه در نزديكي شكاف باشند به دليل وجود پرشرايز هواپيما ، به بيرون كشيده مي شوند ...

  از لج همسرم ، مي خواستم زن بگيرم !!

در پاسخ به كنايه همسرم ، مي خواستم زن بگيرم !

lnzxvyrxuasc15huwy2f.jpg

ناگهان با تعجب ديدم چند تا مرد گردن كلفت تو حياط قدم مي زنند !! ديگه معطل نشدم .. با قلدري در را باز كرده و بلانسبت مثل گاو وارد حياط شدم .. نگهبان گفت آقا كجا ؟ گفتم كه .. فرمودی ورود آقايون قدغنه ...؟  ديدي كه داخل نيامدم .. ولي حالا مي بينم چند تا مرد تو حياط در حال قدم زدن هستند !! گفت اين ها اولياي دختر ها هستند .. گفتم خب من هم اوليا هستم !!

  معماي سقوط هواپيماي خبرنگاران !

پاسخ به ابهامات سقوط هواپیمای خبرنگاران

uhynydzoc5ertxna5cgn.jpg

متآسفانه زماني به خلبان هواپيما تذكر مي دهد ، كه مرحوم بابك گوهري در همان لحظه خود ساختمان هاي مسكوني رو در مقابل خودش مشاهده مي كند .. و در حالي كه انگشت خود را جهت پاسخ گويي  به مسئول برج روي دگمه ميكروفن كه بر روي فرامين كنترل قرار دارد ، مي فشارد ، با ديدن موانع روبروي خويش نا خودآگاه فرياد " يا حسين " رو مي كشد .. اين مسئله در نوار مكالمه با برج كنترل وجود دارد . ضمن اين كه در همين لحظات ، صداي غريو شادي مسافران هم به گوش مي رسد ..

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type