درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  پرواز بر فراز آتشفشان

چرا در فضای آتشفشان ها  نباید پرواز  کرد

مستند تصویری از سازمان نشنال جئوگرافی

  دلیل مهاجرت خلبانان چیست !؟

 بررسی دلایل مهاجرت خلبانان نظامی

در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند. ...

  هجوم به فرهنگ ایران زمین ..

  شبیخون فرهنگی رو جدی بگیرید    

Small---1.jpg

در مملکت اسلامی که لزوم رعایت حجاب رو از سنین کودکی تآکید دارد ، در مملکتی که حتی بیرون ماندن یک تار موی بانوی سالخورده ای گناه قلمداد می شود . در عجبم که چگونه مسئولان مربوطه چشمان خود رو در برابر این گونه تبلیغات مخرب بسته اند !! ؟ آنانی که آزادانه در اینترنت انواع عطر های محرک رو تبلیغ می کنند ، نه تنها به دلیل وارد کردن کالاهای مسموم و مخرب در برابر اجتماع و خانواده ها مسئول هستند .. به عنوان تبلیغ آزادانه و به کار بردن واژه های تحریک آمیز هم مسئولند . البته رشد قارچ گونه این گونه تبلیغات مخرب رو باید به شرایط سیاسی کشور هم ربط داد . در اوضاعی که همه چیز سیاسی شده است و مسئولان مربوطه چارچشمی مراقب تخلفات سیاسی هستند ، از اصل حفاظت از اجتماع غافل مانده اند ..

   روزی که عقاب پرکشید ..

   هاشم آل آقا ، عقاب آسمان نبرد    

Small---1.jpg

تجسم کنید شب هنگام در آسمان منطقه ای خطرناک در حال انجام ماموریتی هستید .. هیچ وسیله دفاعی هم از خود ندارید .. اطلاع دارید که هواپیماهای دشمن هر روز در این منطقه جولان داده و با شکاری های ما در گیر هستند .. سکوت رادیویی بر قرار است .. و به شما دستور داده اند اصلآ مکالمه نداشته باشید .. و در صورت لزوم ، به صورت اختصاری اون هم با کد .. ! به خاطر رویت نشدن ، همه چراغ های کابین و بیرون هواپیما تون رو خاموش کرده اید .. با نور کم سویی به پنل آلات دقیق جلوی خودتون خیره شده اید .. بد شانسی هم آورده به یک جبهه هوای متلاطم توام با ابرهای اتش زای ( سی . بی ) برخورد کرده اید .. ! نمی گم که در این شرایط به خاطر از دست دادن یکی از موتور ها ، یا رادار هواپیما .. در شرایط اضطراری هم به سر می برید .. !! با منور شدن بعضی ابر های اطرافتان ، متوجه رگبار گلوله های اتشین هر یک به اندازه پارچ های آبخوری در زیر بال هایتان می شوید ... !! عرق سردی تمام وجودتان رو گرفته .. زیر لب انواع و اقسام دعا هایی که بلدید رو آهسته قرائت می کنید .. تلاش می کنید همکار کنار دستی ات متوجه افکار پریشان شما نشود .. نمی دانید چه پیش خواهد آمد .. !!؟ هر ان منتظر مواجه با آتش  شکاری های دشمن هستید .. در اخبار خودمون هم شنیدید که صدام دیوانه چندین فروند هواپیمای سوپر اتاندارد خریداری کرده است .. غرق در افکار وحشتناک خود هستید که صدایی که در ان رگه هایی از آرامش دارد ، روی فرکانس شما اومده و اعلام می کند "  من هواتون رو دارم .. نگران نباشید به پروازتون ادامه دهید .. " واقعآ چه حسی پیدا می کنید .. !!؟؟ مخصوصآ که بدونید این صدای عقاب آسمان ها ، هاشم آل آقاست که در باره شجاعت او روایات زیادی شنیده اید ..

 

  هنرپیشه ای که دوستم بود ..

رد پای خاطراتی که در آمریکا داشتم

Small---1.jpg

بنده خدا ها چون وقت کم بود .. از من خواستند لباس های امانت آن ها را که شامل یک شلورک کوتاه و تی شرتی حلقه ای بود پوشیده و سریع راهی استادیوم شویم .. !! باور کنید با اون شکل و شمایل خودم از خودم بدم می آمد .. چشم تون روز بد نبینه .. همین که از ماشین پیاده شدیم که به سمت ورودی های سالن ورزشگاه برویم .. دیدم انگاری همه جن دیده باشند به من نگاه کرده و چشم از پر و پاچه ما بر نمی دارند .. !!؟؟ یعنی چه .. !!؟ آمریکایی هایی که اگر هزار تا تصادف شدید هم بشود ، محاله سرشون رو کج کرده و به حادثه نیگا کنند ، حالا همشون بر .. بر مشغول نگریستن من بوده و حتی با انگشت به هم دیگه نشون می دهند .. !! عرق مرگ به من نشسته بود .. ! اول فکر کردم زیپ شلوارم باز شده یا قسمتی از شلوارک ام پاره شده است که ان ها چنین متعجب نگاه ام می کنند .. اما خوب که دقت کردم ، یاد رمضانقلی خان خوش تیپ و بدن پر مویش افتاده .. و دوزاری ام افتاد که اون ها چون عادت کرده اند مرد ها رو با بدن های صاف و بی مو ببینند ، حال با دیدن پر و پاچه پر موی ما طفلکی ها تعجب کرده بودند .. ! این شد که خودم رو داغ کرده که هرگز حتی در اتاق خودم هم شلوراک نپوشم .. !!

  سفری پر ماجرا به مکزیک

سفر غیر قانونی از آمریکا  به مکزیک  

Small---1.jpg

در مراسمی که مشاهده کردی .. از شیطان باطنی و حس اهریمنی خود دعوت به آشکار شدن می نمایند .. !! دیوید در باره انجام اعمال جنسی گفت .. آن ها انجام این اعمال رو در حقیقت بخشی از پرستش دانسته و معتقدند هر چه در جهان وجود دارد ( با پوزش از شما خوانندگان ) مدیون آلت تناسلی است !! و معتقدند بایستی کامل ترین لذات جسمی و جنسی در این دنیا کسب کنند .. ! آن ها حتی بر این عقیده استوارند که اگه فردی از گروه لذت لازم رو در عمرش نبرده باشد ، دوباره به این جهان برگردانیده می شود تا لذت جنسی خود رو کامل کنند .. !! دیوید سپس با اشاره به مایعی که روی افراد پاشیده شد گفت ..  در انجام مراسم اون شب ، اون مایعی که به نام آب مقدس روی همه پاشیدند ، در حقیقت آن مایع ترکیبی از اسپرم و ادرار بود .. !!

  نگرشی بر عملیات سلطان

 عملیاتی که صدام حسین را آچمز کرد

Small---1.jpg

اولين فينيكس به ميگ 23 جلويي برخورد كرد و آن را به تلي از آتش بدل كرد . كمك خلبان تامكت سلطان 7 فريادي از خوشحالي كشيد . با اين وجود به نظر مي رسيد كه موشك فينيكس دوم به هدف برخورد نكرده اما لحظاتي بعد كمك خلبان متوجه شد كه دومين ميگ 23 نيز در حال سقوط به طرف زمين است . به احتمال زياد موشك به خود هواپيما برخورد نكرده بود اما فيوز مجاورتي آن منفجر شده بوده و سرجنگي قوي موشك فينيكس كار ميگ 23 عراقي را يكسره كرده بود . تا اين لحظه 2 فروند ميگ 23 عراقي نابود شده بودند ، اما خدمه تامكت ها فرصتي براي شادماني نداشتند چون هنوز 2 فروند ميگ 23 ديگر در منطقه حضور داشتند كه ممكن بود خطراتي براي فانتوم ها ايجاد كنند .

  ورود به حریم یک هنرمند !

همه مصایب بک مصاحبه خانوادگی !

Small---1.jpg

باور کنید بیش از سه ساعت مناظره و بحث ما ادامه یافت .. تا این که باطری موبایلم تمام شده و گفت و گو و مشاجره ما نیمه تمام موند... !! او فکر می کرد چون ادم سرمایه دار و معروفی است می تواند با چند تا تهدید من رو از همسر و فرزندانش دور نگهدارد .. ! و تصور می کرد از اون خبرنگار های جوان و فرصت طلبی هستم که قصد دارم از آب و گل آلود ماهی بگیرم .. !! این رو از نحوه تهدید هایش می شد فهمید .. ! و من هم عمدآ بهش نگفتم که .. مرد حسابی اگه من قصد ضربه زدن به تو رو داشتم ، خب اولین کاری که انجام می دادم ، انتشار سخنان افشاگرانه همسرت بود ..

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type