درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  جهنمی به نام گلد کوئیست .. !

روش فريب مردم در شركت هاي هرمي

  به یاد خرمشهر عزیز

    به ياد آزاد شدن خرمشهر عزيز       

همين كه بالا اومدم ... اولين مجروح كه چهره ي آفتاب سوخته اي داشت و معلوم بود از بچه هاي بومي منطقه خرمشهر است ، با لهجه شيرين جنوبي اش كه مملو از درد گلوله بود ، مچ دستم رو گرفت .... فكر كردم آب مي خواهد ... آخه مي دونيد كساني كه تير مي خورند ، يا خون ريزي دارن ، بد جوري تشنه مي شوند.... .  آقايون اطباء  هم به ما سفارش كرده بودند مطلقآ آب يا مايعات به اون ها نديم ......  با حالت زاري كه داشت پرسيد : برادر راديو گوش كردي ..؟ تعجب كردم .. فكر كردم بر اثر خون ريزي هذيون مي گه ...  ولي باز دلم نيامد سر كارش بذارم .. با مهربوني گفتم : راديو براي چي ؟؟ گفت : مي خوام بدونم خرمشهر بالاخره آزاد شد يا نه ..؟ ( به شرفم قسم الان كه مي نويسم ، چشم هام پر از اشگه .. ) ، تازه دوزاري ام افتاد كه او چي مي خواد ... گفتم  خبر ندارم .. ولي اگه مي شد حتمآ ما متوجه مي شديم ..  

  پرواز در حكومت نظامي !

ماموريتي براي تآمين سوخت حاكمان نظامي

 ماموران حكومت نظامي هم با ديدن امضاي سرلشگر اويسي ، حسابي تحويل مون مي گرفتند .. خلاصه در شرايطي كه بوي بنزين چون ادكلني گران بهاء ارزش داشت ، من هيچ مشكل كمبود سوخت نداشتم .. اما بشنويد از شيطنت هايي در اين رابطه .. بچه ها  چون مي دونستند من از نوع محموله اطلاع دارم .. و فقط پرواز هاي حامل بنزين رو مي روم .. مرتب سوال پيچ ام مي كردند .. و طبيعي است به خاطر تعهدي كه داده بودم هرگز چيزي نمي گفتم .. اما همين امر تبديل به سوژه اي شد تا همكاران اخمو و عبوس رو كه سر رفتن به پرواز اعصاب همه را خرد مي كردند ، دست بيندازم .. ! به همين دليل شال كلاه كرده وارد خط مي شدم .. و اعلام مي كردم كه حتمآ بايد اين پرواز رو بروم .. ! از قبل هم با افسر شيفت هماهنگ كرده بودم .. كه زبل ها رو دست بيندازيم ! لذا بعد از اين كه به طور صوري در تابلو  وضعيت ماموريت ها ، نام بنده رو جلوي هواپيماي ظهران مي نوشتند .. با يك تلفن الكي كه دوستان از انبار خط پرواز به من مي زدند .. وانمود مي كردم كه اتفاقي افتاده و بايستي ...

  کابوس مرگبار هرکولس ها ..

 شانسی که هرکولس های ایران آورند

اون دسته از پرسنلي كه دوره آموزشي خود رو در آمريكا گذرونده بودند ، مطمئن بودند علي رغم قطع ارتباط سياسي - اقتصادي بين ايران و امريكا ، در صورتي كه پي گيري هاو و كالبد شكافي سوانح به نتيجه مشخصي برسد ، كارخانه لاكهيد طبق قوانين داخلي خويش و اساسنامه شركت همچنان به روال گذشته در صورت نياز ، صد در صد اطلاع رساني خواهد كرد .. و كاري به سياست هاي كشور متبوع اش نخواهد داشت .. ! از سوي ديگر تعدادي از برو بچه هاي انقلابي كه هرگز دل خوشي از امريكا و سياست هاي مغرضانه آن نداشتند و به قول معروف دلشون مي خواست سر به تن آمريكا و اربابان آن نباشد ..!! معتقد بودند .. امكان نداره آن ها در صورت رسيدن به راه حلي مناسب ما رو خبر كنند .. ! و تنها به مشترياني كه رابطه خوبي با آن ها دارد ، ارتباط برقرار خواهد كرد .. ! در حالي كه اين بحث در زمين و آسمان ادامه داشت .. هر از گاهي از نقطه اي از جهان خبر مي رسيد هواپيماي سي - ۱۳۰ ديگري دچار اين مشكل شده .. و به شدت با زمين برخورد كرده و منهدم شده است .. !!

  شوخی با بالاتریني ها !

اکانت بالاترین شما را در محل خریداریم

در بالاترين كاربراني وجود دارند كه تنها هنر شون دادن راي منفي به همه ليتك هاست .. ! براي آن ها   فرقي نمي كنه كه لينك درج شده علمي است ، يا هنري ..! به عبارتي با چشم بسته حتي بدون مطالعه مطلب از روي عادت يا خصلت با زدن يك كليك منفي اعصاب همه رو خرد مي كند .. !  بعضي از اعضا هم كه حسابي از دست اين نوع كاربر ها شاكي شده و خير سرشون " گزارش تخلف " رد كرده اند  هم به ندرت شكايت ان ها مورد نوجه قرار مي گيرد .. ! اين جاست كه با ارايه صد دلار ناقابل به شركت ما ، در كم تر از يك هفته همه راه كارهاي قانوني حذف كاربر " منفي باف " ..!! ببخشيد منظورم منفي زن را طي كرده و براي هميشه ترتيب حذف دايمي او را مي دهيم .. !

  شوخی های زمان جنگ

 از  عقيم عمومي خانم گاندي تا شوخي در جبهه

يادمه تازه گشت هاي ثارالله سپاه پاسداران در تهران راه اندازي شده بود .. و برادران از پنجره عقب مرتب به اين سوي و آن سوي مي نگريستند .. همين عنوان سوژه اي شد كه يك روز خدا بيامرز عباس يك جاروي بزرگ دسته دار رو خودش برداشت و ديگري رو هم به من داد .. و از من خواست تا به تقليد از برادران گشت ، پشت سر يكي از بچه هاي بسيار مومن خط پرواز ( جناب حسيني ) نازنين به صورت اسكورت يا " بادي گارد " از پاي هواپيما تا خط پرواز راه افتاده و با چپ و راست نگريستن اداي محافظ هاي او را در آوريم .. !! طفلك حاج آقا كه ادمي بسيار خونسرد و صبوري بود .. با رسيدن به خط پرواز چنان برآشفته شد .. كه هرگز قبلآ او رو اين چنين نديده بودم .. او خطاب به من و عباس .. در حالي كه مي لرزيد گفت .. شما ها خجالت نمي كشيد .. !!؟؟ شما ها حيا نمي كنيد !!؟ آخه من چي بگم به شما ها .. !!؟؟ و بچه ها با ديدن اين حركات از ته دل مي خنديدند ...  

  حفظ خونسردی در پرواز

چند توصیه مهم در پرواز برای خلبانان

 

شغل خلباني در كل و با لذات يك شغل پراسترس و سخت است شما با هر هواپيمايي كه پرواز كنيد بازهم فشار كاري واسترس با شما خواهد بود اما بايد به اين نكته نيز اعتراف كرد كه استرس در كابين خلبان يك جت ايرباس 330يا بوئينگ 777 كمتر از فشار واسترسي است كه يك خلبانtu.154يا بوئينگ 727در شرايط عادي و اضطراري متحمل ان مي شود وهرچه استرس وفشار بالاتر باشد خونسردي كاهش مي يابد و احتمال عملكرد اشتباه و خطرناك در درون كابين خلبان افزايش مي یابد. کسی از خلبان انتظار ندارد که نترسد بلکه مسئله مهم کنترل ترس و هیجاناتی است که در ان شرایط بروز می کند بروز دادن استرس و فشار از سوی خلبان می تواند ضمن این که تمرکز را از خلبان گرفته و امکان اشتباه را افزایش می دهد هم چنین همین تاثیر را برروی کمک خلبان و دیگر خدمه می گذارد و ....

  آفرین به این خلبان ایرانی ..

 آچمز شدن مسئول کنترل پرواز اروپایی

کاپیتان با شخصیت و ماهر هواپیمای ایرباس ایرانی با وجودی که در شرایط حساس فرود قرار داست .. و معمولآ خلبانان در چنین وضعیتی که تمام تمرکز و نگاه شون به آلات دقیق و سیستم های کنترل هواپیماست ، کم تر صحبت می کنند .. مخصوصآ در هوای بارانی توآم با مه غلیظی که منطقه باند فرود رو پوشانیده بود ، بی نهایت دشوار تر می نمود .. اما با تعجب شنید که کاپیتان ایرباس تحمل توهین آشکار مسئول برج مراقبت رو نکرده و در همان حال خیلی محترمانه به روی فرکانس امده و خطاب به کنترلر گفت .. این جمله شما توهین آشکار به بنده است و سبب بر هم خوردن تمرکزم در هنگام فرود می شود .. و این خلاف مقررات است .. ! مسئول متکبر برج فرودگاه که متوجه کلام نادرست خود شده بود ، به منظور دلجویی و معذرت خواهی با طعنه گفت .. منظور از جمله ای که بیان کردم ، به این دلیل است که هواپیمای شما ( منظور ایران ) قدیمی است و از تکنولوژی روز دنیا عقب است .. !! در همین حال کاپیتان ایرانی در کمال خونسردی جواب داد : من این توانایی رو دارم که حتی با چشم بسته این هواپیما رو فرود آورم .. ! سپس بدون این که منتظر پاسخ مسئول برج مراقبت بماند ، خیلی سریع گفت .. "Now Sit back and watch it " 

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type