درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  جزئيات تصويري شليك به ايرباس !

شلیک ناجوانمردانه به ایرباس ایرانی

بعد از اين كه اندرسن موفق نشد از طريق كديابي دوست يا دشمن هويت هواپيماي ايراني رو تشخيص دهد ، مسئول رادار به روي فركانس نظامي ( باز هم تآكيد مي كنم نظامي ) رفته و با لهن تهديد آميزي هواپيماي ناشناس رو چنين مخاطب قرار داد ... " هواپيماي ناشناخته ايراني كه در مسير ۲۰۳ درجه با سرعت ۳۰۳ ناتيكال مايل در ارتفاع ۴۰۰۰ پايي پرواز مي كني .. شما در حال اپروچ به منطقه جنگي ناو وينسنس آمريكايي در آبراه بين المللي هستيد .. "

  روایت پير مرد جذامي !

  فرار از دست پیر مرد جذامی زشت 

Small---1.jpg

حسين آقا كه ظرف هاي ميوه رو پائين برده بود ، ظاهرآ يادش رفته بود در پشت بام رو از داخل قفل كنه .. كه يه وقت ديدم يك پير مرد ژوليده با قامتي دولا با لباس هاي مندرس و قيافه بسيار وحشتناك در پشت بام رو باز كرد .. ! دوستان قديمي حسين آقا كه به گمان من قبلآ اين موجود وحشتناك رو ديده بودند ، ذاشتند از ترس سكته مي كردند .. او به سمت ميهمانان خيز برداشت .. عده اي خود رو به داخل قفس كرده و در را از داخل قفل كردند .. فقط من با چرچيل روي بام مونديم .. وي ابتدا به سمت رئيس بزرگ يورش برد .. ! ترس و وحشت از چهره اين مرد ورزشكار قديمي نمايان بود .. ! در حالي كه زبانش باز بند اومده بود .. مرتب از پير مرده مي خواست نزديك او نشود .. و با چوبي كه دستش بود به سمت او تكان مي داد .. پير مرد هم از فاصله تقريبآ دور مدام آب دهانش رو به سمت چرچيل پرتاپ مي كرد .. من هم از ترس در گوشه اي مثل موش گير كرده بودم ..! دقايقي بعد پير مرد جذامي كه از دويدن دنبال دوستم خسته نشون مي داد ، اين بار به سمت من يورش آورد .. قلبم داشت در سينه مي تپيد .. ! سعي كردم ابتدا با او ديالوگ برقرار كنم .. و من ساده با همين تصور مدام بهش مي گفتم .. عمو جان من براي مداواي شما اين جا اومده ام ..

  اپروچ اشتباه

  شیرجه اشتباه به خاک دشمن .. !   

بعد از انقلاب عوامل عدم همدلي به نوعي افزايش يافت ! به عبارتي علاوه بر مشكل قبلي دال بر حضور افسران رده بالا به كابين ، اختلافات عقيدتي در مسايل سياسي و وابستگي بعضي از خدمه به نهاد هاي انقلابي همچون گروه ضربت پايگاه يا حتي ناميده شدن بعضي همكاران با عناوين " حزب الهي " كار چيدمان گروه هاي يك دست پروازي عملآ مشكل شده بود ! به عنوان مثال كافي بود در جمع يك گروه پروازي فردي با عقايد تند يا حرب الهي حضور مي يافت .. اگر چه بر اساس قانون اكثريت فرد فوق در اقليت مطلق بود ، اما همان اقليت مطلق اجازه هر نوع شوخي و حتي بحث هاي سياسي رو در محاق خود سانسوري مي برد .. !! زيرا گرو هاي پروازي خصوصآ در ماموريت هاي طولاني براي وقت كشي  عادت به حرف زدن دارند .. و برخي از بچه ها عين شكارچي ها بايستي مرتب از هر دري سخن بگويند .. ! مخصوصآ بعد از انقلاب كه سوژه براي غيبت كردن و طرح مسايل سياسي فراوان بود .. !! اما حضور يك نفر هم عقيده با ديگران سبب سلب آرامش از همه مي شد .. !

  عملیات محرمانه در پاکستان !

 شبی که قرار بود " بوتو " را بدزدیم !

 

شخص شاه به اين نتيجه رسيده بود كه ممكنه در اين پروژه محرمانه بچه ها شكست بخورند و يا امكان موفقيت آن ها كاهش پيدا كرده باشد .. و طبيعي است اگه بچه ها به هر دليلي موفق نمي شدند ، رسوايي ناجوري گريبان كشور رو مي گرفت .. از طرفي هم نمي خواست همين جوري لغو اش كنه .. لذا مثل خدا بيامرز سركار استوار ما متوسل به پولتيكي ديگر شده است ! به عبارتي به دستور او قضيه نجات بوتو علني مي شود ! تا از اين رهگذر به اهداف اش دست يابد ! يعني از يك سو عظمت و بزرگي اين طرح متهورانه در سطح پرسنل نظامي زبان به زبان گشته و باعث افزايش روحيه و اقتدار قدرت نظامي ايران مي گشت . از طرف ديگر به بهانه آشكار شدن طرح ربايش و حضور مستشاران نظامي پاكستاني در خط پرواز ( آقايان : جان محمد و ابوطالب ) هم قدرت نظامي ايران رو به رخ ژنرال ضياالحق كشانده و خواب راحت كودتا را از چشم او بربايد !! و هم بهانه اي براي لغو ماموريت باشد ، ايضآء بهانه اي براي سر كوفت فرماندهان درگير ماموريت باشد .. ! و از همه مهم تر از نظر روحي و رواني به دستاورد موج رواني اين اقدام پسنده نمايد .. ! 

   ماجراي اسکورت اشرف پهلوی

 سایه مرگ کابوس افسر شهربانی ! 

افسر شجاع و قد بلند شهرباني به محض ورود به داخل دفتر كار نيمه تاريك اشرف پهلوي ، ابتدا از تابش مستقيم نور پرژكتور ها حسابي جا مي خورد .. ! خيلي سريع متوجه نيت خواهر اعليحضرت همايوني مي شود . صداي آروم  زنانه اي در پاسخ به احترام  محكم نظامي سالار كه همراه با به هم كوبيدن كفش هاي براق و واكس زده اش توآم بود ،او را به نام مي خواند .. ! سالار با سينه ستبر و جلو داده خويش و صدايي كه ذاتآ غرا و خشن بود ، شمرده شمرده خود را معرفي مي كند .. لحظاتي بعد با خاموش شدن نور پرژكتور ها ، افسر جوان موفق مي شود چهره والاحضرت رو در پشت ميز مشاهده كند .. ! اشرف در حالي كه سعي داشت صداي خود رو بكشد خطاب به سالار مي گويد .. تو هميشه اين گونه لفظ قلم صحبت مي كني .. !!؟ سالار بعد ها اعتراف مي كند كه نخستين بار بود كه با ان اصطلاح آشنا مي شدم .. و تصورم اين بود كه والاحضرت از من قلم مي خواهد .. ! به همين دليل بدون درنگ پاسخ دادم .. بله قربان !!!  ناگهان والاحضرت زد زير خنده ..  در حالي كه مرتب زير لب مي گفت .. وا .. چه جالب .. ! تازه فهميدم كه خيط كاشته ام .. !

  هواپیما ربایان ناشی

 فرود اضطراری هواپیما در اقیانوس 

کاپیتان لئول آباته .. همین جوری که خیره به کمک اش می نگریست .. برای روحیه دادن به او چنین می گوید .. هی خودمونیم .. تو اگه سرت مو داشت ، خیلی خوش تیپ می شدی .. !! حیف منظره زیبای اقیانوس هند .. که سر کچل تو ... گند زده به دونمای طبیعت .. !!

  ماجرای دختر نابغه ..

حانی دخترک شیطون دیروز، دكتر امروز 

 يادمه اولين مسافرت خارج از تهران را با هم رفتيم . در كرمانشاه سميناري بود كه فرماندهي وقت سپاه سردار رحيم صفوي هم حضور داشت . من و حاني هم دعوت شده بوديم .. در زمان پرواز به مقصد كرمانشاه حاني در كنار دست من يك گوشه كز كرده بود .. مهماندارن به گمان اين كه دختر بچه اي كوچك اون جا آراميده است ، يك عروسك بهش هديه دادند .. ! همين دختر بچه در كرمانشاه تحسين همگان رو برانگيخت .. به تنهايي يك تنه تمام سمينار رو پوشش داد ! بقدري فرز و چالاك بود كه بعد از اتمام سخنراني فرمانده سپاه وقتي همه خبرنگاران براي مصاحبه اختصاصي دور سردار رحيم صفوي گرد امده بودند .. سردار با اشاره دستش به همه خبرنگاران اعلام كرد من فقط با اون دختر خانم كوچولو گفت و گوي اختصاصي مي كنم .. ! و در حالي كه من در هتل استراحت مي كردم ، دستيارم حاني حتي مصاحبه اختصاصي با فرمانده سپاه و ساير ميهمانان عالي مقام گرفته بود .. !! در موقع شام اكثر خبرنگاران به من مي گفتند خوشا به حالت .. عجب دستيار تيزي داري ..

  فرود مرگبار هواپیمای هندی

 آسمان بی رحم ، خلبان  بي احتياط  

Small---1.jpg

سانحه برای هواپیماهایی که تحت کنترل هستند از  دردناک ترین وتلخ ترین انواع سوانح هوایی است چون در این نوع از سوانح هواپیما معمولا هیچ گونه مشکل فنی ندارد و این مجموعه تصمیمات نادرست اتخاذ شده توسط خلبانان یا احیانا (ATC) است که باعث بروز سوانح می شود .این نوع سوانح بیشتر در مرحله تقرب ولندینگ رخ می دهند چون امکان اشتباه و خطا به خاطر فشار کاری بالا برای خلبانان و کنترلرها بیشتر است و هواپیما در کمترین ارتفاع ممکن پرواز می کند .امکان ریکاوری بسیار کم بوده و جبران اشتباهات بسیار سخت و دشوار است و مهم تر از همه این که هیچ امادگی قبلی معمولا برای مواجهه با این سوانح یا به حداقل رساندن آثار آن نه در زمین و نه در خود هواپیما وجود ندارد.

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type