درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  روايت من و دكتر اقبال

 ماموریتی برای خانواده دكتر اقبال 

قرار بود پرفسور صادقي كه از بزرگ ترين جراحان اروپا  محسوب مي شد قلبم را عمل كند . قرار شد قبل از عمل ملاقاتي با پرفسور صورت پذيرد . وقتي مشخصات ام رو بهش گفتم ، ديدم براي لحظه اي به فكر فرو رفت .. ! بلافاصله پرسيد از كدام مدرسي ها هستي ..؟ مي خواستم بگويم از ورژن بدبخت و فلك زده اش .. كه سريع دوزاري ام افتاد منظورش تخم و تركه است ! گفتم مدرسي هاي مشهد .. راستش رو بخواهيد يك ان وحشت ام برداشت .. گفتم نكنه اجدادم به خاندان اين بابا بدهكار بوده اند ! آخه از شما چه پنهون بابامون كه مرد ، بدهي هاش با يك سگ گردن كلفت به من ارث رسيد  ..! آقا سگه هم يكي را در قوچان گاز گرفته بود و توي ژاندارمري شاكي خصوصي داشت .. و خودش هم بازداشت بود !‌ گفتم نكنه وارث بدهي اجدادم هم هستم .. !؟ كه ديدم نطق جناب پرفسور باز شده و گفت .. من خاندان شما را ميشناسم . اهل روستاي " چكنه " هستم .. پدر من از رعيت هاي پدر بزرگ شما بود ! الان هم اين جا تشريف دارند ! همسرم كه معني رعيت رو نشنيده بود ، فكر كرد من روي سرش هوو اورده ام .. ! همون جا زد زير گريه .. !!

  خاطراتي از ژنرال ها ..

۲ خاطره از ۲ ژنرال ارتش شاهنشاهي

قبل از هر پاسخي تيمسار خاتم از زمين  بلند شده و خودش رو بار ديگر كامل معرفي مي كند .. ! درجه دار پاسبخش زبانش بند آمده و رنگ و رويش پريده با لكنت زبان مي گويد .. قربان ببخشيد .. قربان عفو بفرماييد .. و سپس با تندي خطاب به سرباز ساده مي گويد .. پسر چرا وقتي جناب خاتم خودش رو معرفي كرد او را به زمين خواباندي .. هنوز جمله درجه دار مربوطه پايان نيافته بود كه تيمسار فرياد مي زند .. ولش كن ... ! چه كارش داري .. !!؟ در همين موقع من كه از غيبت طولاني پست نگهبان ها نگران شده بودم .. براي سركشي به قسمت نگهبانان رفتم .. كه ديدم تيمسار خاتم اون جا ايستاده است .. نفس ام بالا نمي امد .. وقتي گروهبان پاسبخش قضيه رو تعريف كرد .. خاتم به من گفت .. كاري به اين سرباز نداشته باشيد .. من اگه سي نفر سرباز مثل اين بابا داشتم .. شب ها بدون دغدغه سر به بالين مي گذارم .. و در ادامه از من خواست روز بعد به دفترش رفته و  مشخصات سرباز مربوطه را به آجودانش بدهم .. يادمه فرمانده نيروي هوايي مبلغ دو هزار تومن به او پاداش داد ! ( اون موقع حقوق يك سرباز هفده ريال و ده شاهي بود ) .. و دو هزار تومان خيلي مبلغ بسيار بالايي بود .. ! همچنين به دستور تيمسار مقرر شد ....

  رابطه کامپیوتر با سانحه ایرباس ..

نقش رایانه ها در سوانح هوایی اخیر !

شركت ايرباس در دفترچه هاي آموزشي خود به هيچ عنوان از كلمه ي هوشمندي براي كامپيوتر هواپيما استفاده نكرده است، و اين بدان معني است كه مي خواسته به خلبانان اين را بفهماند كه اين هواپيما بي شعور است ( يعني شعور درك مانند انسان ندارد ) علي رغم اينكه همه كار را خودش انجام مي دهد. در مثالي ساده تر، فرض كنيم كه يك ايرباس در حالت فرود قرار دارد. كامپيوتر آن چند صد هزار شرط را در حال بررسي كردن دارد، براي مثال اگر ارتفاع شد فلان، سرعت بشود فلان، وضعيت فلاپ بال فلان شود، اگر VOR اينطور بود و .... آنگان چرخها باز شود و ... !

  سقوط ایرباس Air Blue

سقوط هواپیمای ایرباس در پاکستان

هواپيما ديد كافي ندارد .. تمام هوش و حواس خلبان در لحظه هولدينگ به سيستم آلات دقيق خود است .. تمام سيستم ها منظم كار مي كنند .. در همين لحظه به دليل ارسال پالس از داخل هواپيما ، سيستم ناوبري جهت اصلي رو قاطي كرده و نقطه اشتباهي را نشان مي دهد .. و خلبان به اصطلاح آن را شوت مي كند .. با تغير مسير هواپيما به سمت شمال كشور تغير جهت مي دهد .. در حالي كه خلبان فكر مي كرده به يكي از جهت هاي شرق يا غرب در حال اپروچ است .. ( احتمالآ شرق )  و چرخش به محوريت يك بال در شرايطي كه باران شديدي به شيشه هاي جلو و سقف هواپيما كوبيده مي شود ، فشار و سختي پرواز در ارتفاع پائين هم مزيد علت شده و به اصطلاح " ورتي گو " مي شوند ..  و هواپيما در همان ارتفاع پائين ( ۲۷۰۰ پايي ) به سمت شمال اسلام آباد راهي مي شود و بعد ...

  حكايت آقاي طاغوتي !

  پشت پرده زندگي ميليونر طاغوتي  

  پير مرد عجيبي بود ! جالب اين كه موفق هم شده بود كلي از املاك خود را كه در اختيار سازمان هايي چون بانك ملي و غيره بود را آزاد كند .. اما هنوز خيلي كار داشت .. ! من هم روز ها به اتفاق زن جوانش كه خيلي خانم نجيبي بود ، به رتق و فتق امور پرداخته و هماهنگي هاي لازم رو انجام مي داديم .. اما چند نكته منفي در شخصيت او وجود داشت .. اول اين كه به شكل زننده اي غذا مي خورد .. كه حال همه با ديدن ملچ ملوچ و هورت كشيدن مايعات به هم مي خورد .. ! مخصوصا همسرم كه خيلي روي اين مسايل حساس بود . دوم نحوه لباس پوشيدنش بود .. لخت با يك شورت جلوي ميهمانان مي نشست .. به همين دليل من ديگه همسرم را به منزل او نمي بردم . او عين امريكايي ها آزادانه باد معده اش را در حضور ميهمانان رها مي كرد .. ! گاهي مجبور مي شديم با خود ماسك ضد گاز همراه خود برده تا از بوي مشمئز كننده معده او كه به خاطر خوردن هله و حوله ( اميدوارم درست نوشته باشم ) به گاز هاي سمي خطرناك تبديل شده بود تحمل كنيم .. !!

  یک جهان یک جام در يك نگاه

  برنامه جام جهانی در شبکه سوم سیما

بينندگان برنامه حتمآ به خاطر دارند كه رضا جاوداني مجري محترم برنامه مرتب از واژه " پديده " در معرفي چهره جديد گزارشگر جوان استفاده مي كرد ! صرف نظر از اين كه آيا محمدرضا احمدي پديده هست يا خير ، امروز اين نوع نان قرض دادن ها در يك برنامه پر مخاطب منسوخ شده است . مخصوصآ تكرار زياد  واژه فوق اصلآ خوشايند نيست ! فراموش نكنيم هر نوع تعريف و تمجيد از سوي همكاران برنامه به اصطلاح " تعريف از خود " تعبير شده و در شان برنامه اي چون يك جهان و يك جام نيست ! اگه اشتباه نكنم اين وظيفه مخاطبان است كه بايستي به عملكرد مجريان و گزارشگران نمره قبولي داده و از ان ها به عنوان پديده يا هر صفت ديگري نام ببرند . به هر حال اين عمل مجري يكي از نقطه ضعف هاي برنامه حساب مي شود ! خنده دار تر اين كه يكي از نشريات زرد هم با تآسي از تكرار اين واژه سريع به سراغ گزراشگر جوان و با شخصيت ما رفته و با عنوان پديده جام جهاني با وي به گفت و گو نشسته است!!

  نگاهي به پرواز بي فرود EP-CPG

کالبد شکافی سانحه توپولف کاسپین 

 

هواپیما در ارتفاع نزدیک ۲۸۸۰۰ پایی در حال (climb)بوده که  از تعادل خارج میشود و علت آنهم انفجاری بوده که در موتور سمت چپ و شماره ۱ هواپیما روی داده و با از بین بردن (رانش موازی)باعث منحرف شدن هواپیما به سمت چپ می شود و هواپیما وارد یک حرکت (yaw)مانند میشود و حول محور عمودی به سمت چپ گردش میکند که البته لازم به ذکر است که در شرایط معمولی از دست دادن یک موتور نمی تواند هواپیما را بلافاصله تا به این اندازه از کنترل خارج کند و باید بررسی کرد که آیا هواپیما یکی از ۳موتور را از داده یا آنچه که در موتور شماره ۱ روی داده توانسته تاثیر (مستقیم)بر دیگر قسمتهای کنترل و رانش هواپیما نیز بگذارد؟! 

  بررسی جنایت در خلیج فارس

نقش دروغ و شایعات در شلیک به ایرباس

سازندگان فيلم براي ترسيم خصوصيات فرماندهي هوشيار ، با افزودن ديالوگي مبني بر زير چشم قرار دادن هواپيماي گشت دريايي پي تري اف به زير دستانش اين خصيصه رو به تمايش گذاشتند . و اما براي قلب رئوف او هم صحنه دعوت به سكوت همكارانش كه مرتب حمله قريب الوع اف - ۱۴ ايراني رو متذكر مي شدند و او با خونسردي منتظر تماس در اخرين لحظه بود .. شخصيت خوب داستان رو تطهير كردند ! اوج دراماتيك فيلم صحنه اي بود كه فرمانده مهربان با كلنجار رفتن با وجدان خويش و به كمك كارگردان فيلم كه با بهره گيري از اصل " فاصله گذاري " برشت كات به چهره همكار زده و از زبان او نداي وجدان فرمانده را به سخن وا مي دارد .. !!! و با تآكيد بر اين جمله كه .. من وظيفه نجات جان همكارانم رو دارم ، آب پاكي توبه رو به روي اعمال دد منشانه او مي ريزند ! و او متقاعد مي شود كه بايد كاري كرد .. تصوير شماره ۸ لحظه سخت تصميم گيري رو با شكستن مداد به سان فيلم هاي هندي به اوج مي رساند !!

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type