درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  فرودگاه های خطرناک

  معرفی خطرناک ترين فرودگاهاي جهان   

قطعا اين یکی از خطرناک ترین مناطق فرود در جهان محسوب مي شود !  در این فرودگاه هیچ گونه کمبود فضا براي فرود وجود ندارد . تنها مشکل این است که سطح باند آسفالت شده نيست . وسايل نقليه هوايي بايستي در امتداد تلي از برف و يخ بر روي زميني که بدقت مسطح شده است فرود آيند !‌ خلبانان بايستي دقت و توجه لازم رو در زمان فرود به عمل اورند تا وزن هواپيماي آن ها سبب شکستن سطح باند نشده و بدرون برف کشيده نشوند !‌ . در اين فرودگاه هواپیماهای بزرگي مانند سي - 17 Globemaster سوم و  هرکولس ها " سي - 130 "   فرود مي آيند ..!

   حادثه Air Bus A-380

نگاهي به فرود اضطراري ايربايس380

 يا مشکل وجود دارد يا ندارد . اگر مشکلي نمود پيدا کرده باشد ، خيلي واضح و شفاف اعلام مي کنند مثلآ .. مدير محترم شرکت ايکس ، نظر به مشاهده ايراد در هواپيماي ايرباس ۳۸۰ و تکرار مجدد آن ، توصيه مي شود بازرسي هاي دقيق تري در فلان قطعه به عمل اوريد .. ! اگر هم مشکلي نباشد ، بر اساس حدس و گمان و شک و ترديد هرگز اطلاعيه اي صادر نمي کنند .. و به هيچ عنوان هشدار نمي دهند .. ! مگه خونه عمه است يا خاله جونه که بگويند .. احتمال داره خان عمو تشريف نياورند ! ضمن اين که صنعت به اون بزرگي و حساس را که روزانه ميليون ها مسافر رو جا به جا مي کنه با من بميرم تو بميري و احتمال و شايد هرگز اداره نمي کنند ! پس همان طور که گفتم مشکل رو در جاي ديگري بايد جستجو کرد .. و با اين حرف خود به قول ما ايراني ها ، دم خروس زده بيرون ..

  خواهر بانو پوران

  تصادف با خواهر بانو پوران خواننده    

گفتم خانم محترم خسارت من چي مي شود ؟‌ديدم باز با همان قاطعيت تکرار کرد .. من روحاني هستم ! راستش رو بخواهيد بک لحظه با خودم گفتم .. نکنه اين هم اخونده .. ! يعني روحاني زنه .. ! به همين دليل با ترس و واهمه پرسيدم متوجه نشدم .. ! انگار بهش بر خورده باشه گفت .. آقاي محترم من روحاني ام .. ! ديگه باورم شد که اين بابا اخوند خانم هاست ! و گرنه مگه مي شه يکي بزنه ماشين طرف رو داغون کنه .. و بعد به چشماي ادم نگاه کنه بگه من روحاني ام .. !!؟ اگه غير از اين واژه هر اسم ديگري مي برد .. مثلآ مي گفت .. من مدرسي ام ، حتمآ با پررويي تمام مي گفتم .. مدرسي هستي باش .. به من چه ربط داره !!؟ اما با روحاني جماعت نمي شد شوخي کرد ! خصوصآ که اوايل انقلاب بود و همه ماست ها رو کيسه کرده بودند .. ! توي دلم گفتم .. به جهنم که ماشين ام داغون شده .. تا طرف عصباني نشده و يک چيز هم دستي ازمن نگرفته بزنم به چاک ! گور باباي مال دنيا .. ! اما خوب که دقت کردم ديدم چهره اش رو با سليقه آرايش کرده است

  مديري موج سوار قابل

دو کلمه حرف منطقي با مهران مديري

واقعيت اين است که او علاوه بر هنر درخشاني که در زمينه تهيه و توليد برنامه هاي پر مخاطب دارد . و هنرمند قابلي است ، شم بالايي براي استفاده از شرايط حاکم بر جامعه را دارد . به عبارت صحيح تر او  استاد موج سواري است .. ! بنده اگر چه فاقد دانش و گرايش هاي سياسي ام ، اما به اين نکته خوب واقفم که مديري استاد استفاده از امواج و جريانات سياسي است .. و با ظرافت خاصي آن را انجام مي دهد . به عنوان مثال به روزهاي اعتصاب  برخي نمايندگان اصلاح طلب در مجلس اشاره مي کنم .. که سريع با دستمايه قرار دادن ان ، برنامه اي پر مخاطب ارايه داد . تا اين جاي قضيه هيچ ايرادي بر او نيست .. هنرمند بايستي از اتفاقات روزگار خودش الهام گيرد ..

  نگرشي به هواپيماي شاهين

 خاطرات نهفته در هواپیمای شاهین  

عين خودش که همه رو " جمال عشقي " مي ناميد ، در گوش او يواشکي گفتم .. جمال عشقي جون حاج آقا دوست داشت  داخل شاهين رو ببينه .. اما اون طرف ( در حالي که همافره رو نشون مي دادم ) اجازه نداد .. ! بعد براي اين که فيروز رو مصمم تر کنم ، چند تا دروغ شاخدار هم راجع به اون همافره تحويل فيروز دادم .. !! يک لحظه حس کردم رگ هاي گردن فيروز زده بيرون .. !!  با عصبانيت بي سيم ماشين رو به دست گرفته و خطاب به مرکز گفت .. دستور دهيد يک استند ( پله ) جلوي هواپيماي شاهين قرار دهند .. و سپس جلدي از ماشين پياده شد و با گام هاي سريع به سمت آيت الله رفت . دقايقي بعد يک پوشکار وسايل زميني در حالي که استند زرد رنگي رو به سمت هواپيماي شاهين مي برد ، از دور مشاهده شد ... فيروز در حالي که اخم کرده بود

  معجزه در پرواز

    یک رویداد باور نکردنی در آسمان ! 

 همه چيز عادي و طبيعي به نظر مي رسد . اما درست در لحظه اي که خانم کمک خلبان قصد دارد با چرخش به سمت راست در کاليدور اصلي قرار گيرد ، ناگهان صداي انفجاري شنيده مي شود .. کاپيتان سعي مي کند با گرفتن يوک " فرمان " کنترل رو به عهده گيرد .. هر دو شوکه شده اند . باب در حالي که سرگرم گذاشتن ماسک اکسيژن به سر خود است خطاب به کمک خلبان مي گويد .. ما فشار رو از دست داده ايم .. اما به خاطر  وزش باد صدايش به همکارش نمي رسد ... !

  فرود هاي غير متعارف !

  فرود های اجباری در جاده و بیابان     

وقتي چرخ هاي هواپيماي سي - ۱۳۰ با اقتدار خاك كشور عراق رو لمس كرد ، خيلي احساس غرور مي كردم ... طبق برنامه چهار نفر از تكاوران هميشه قهرمان در هواپيما مانده و محافظت از جان ما رو به عهده گرفته بودند .. آن ها به محض نشستن در چهار طرف هواپيما در تاريكي سنگر گرفتند ... گرد و غبار ناشي از چرخش ملخ ها نور ماه رو در خود پنهان كرده بود .. ما بلافاصله بعد از فرود موتور ها رو خاموش كرديم .. ۳۵ دقيقه فرصت داشتيم .. بايد رآس ساعت مقرر بدون اين كه منتظر كسي باشيم از زمين بلند مي شديم . هيچ گاه وداع افسر فرمانده تكاوران رو فراموش نمي كنم .. مثل شبح در تاريكي به بيرون پريده و در تاريكي شب  گم  مي شدند .. .. اين بار بر عكس ماموريت قبلي ، عكس فرزندانم رو هم با خود آورده بودم . در نور ماه با نگريستن به چهره آن ها قوت قلب مي گرفتم .. هر يك از بچه ها خود رو به نوعي سرگرم كرده بودند .. يادمه دوست عزيزي در كامنتي در مطلب خفاش اعلام كرده بود تجهيزات آمريكايي است و ما داريم پز آن ها رو مي دهيم .. !

  وحشت خلبانان ایرلندی .. !

شبی که خلبانان ایرلندی را ترساندم 

 بقدري استرس هماهنگي مسايل رو داشتم که پاک فراموش کردم لااقل توي آينه جمال خودم رو ببينم .. ! و در حالي که کلاه قره کل سفيد به سرم بود از ماشين پياده شده و به سمت گروه ايرلندي رفتم .. هنوز چند قدمي در فضاي روشن طي نکرده بودم که ديدم اون دو سه نفري که سرگرم بازديد هواپيما بودند ، با زمزمه کلماتي گنگ و نامفهوم به سمت بيابون پا به فرار گذاشتند .. ! اهميت نداده و با خودم فکر کردم به خاطر فرار از سرماي زمستان با خود مسابقه دو گذاشته اند .. ! و بي خيال از همه چيز راهي داخل هواپيما و کابين خلبان شدم .. کاپيتان به همراه کمک خلبان خود احتمالآ  سرگرم تنظيم ابزار ناوبري بودند .. چشم تون روز بد نبينه .. همين که سر شون رو به طرف من برگردوند  در يک لحظه چهره آن ها تغير کرد .. ! انگاري جن ديده باشند .. من که مات و مبهوت حرکات آن ها  شده  بودم در يک لحظه قدرت تشخيص ام رو از دست داده و مثل خودشون ناباورانه به چهره ...

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type