شبی که قرار بود " بوتو " را بدزدیم !

شخص شاه به اين نتيجه رسيده بود كه ممكنه در اين پروژه محرمانه بچه ها شكست بخورند و يا امكان موفقيت آن ها كاهش پيدا كرده باشد .. و طبيعي است اگه بچه ها به هر دليلي موفق نمي شدند ، رسوايي ناجوري گريبان كشور رو مي گرفت .. از طرفي هم نمي خواست همين جوري لغو اش كنه .. لذا مثل خدا بيامرز سركار استوار ما متوسل به پولتيكي ديگر شده است ! به عبارتي به دستور او قضيه نجات بوتو علني مي شود ! تا از اين رهگذر به اهداف اش دست يابد ! يعني از يك سو عظمت و بزرگي اين طرح متهورانه در سطح پرسنل نظامي زبان به زبان گشته و باعث افزايش روحيه و اقتدار قدرت نظامي ايران مي گشت . از طرف ديگر به بهانه آشكار شدن طرح ربايش و حضور مستشاران نظامي پاكستاني در خط پرواز ( آقايان : جان محمد و ابوطالب ) هم قدرت نظامي ايران رو به رخ ژنرال ضياالحق كشانده و خواب راحت كودتا را از چشم او بربايد !! و هم بهانه اي براي لغو ماموريت باشد ، ايضآء بهانه اي براي سر كوفت فرماندهان درگير ماموريت باشد .. ! و از همه مهم تر از نظر روحي و رواني به دستاورد موج رواني اين اقدام پسنده نمايد .. !