درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  نکات جديدي از سانحه اروميه ..

نگاهی ديگر به سانحه هواپيماي ۷۲۷

در گزارشات اولیه تا به این لحظه به نظر می رسد که هواپیما نقص فنی نداشته. (البته این مورد جای بحث دارد چون یک سری از مشکلات فنی به صورت پنهان بروز می کند و خلبان متوجه این موارد نمی شود) این دو مورد یعنی عدم گزارش از سوی خلبان در مورد نقص فنی و کم بود دید و بارش سنگین برف مواردی است که البته تا به این لحظه می تواند به عنوان ۲ مسئله مهم و کلیدی مورد بررسی قرار گیرد. به نظر حقیر نوع سانحه البته با توجه به اطلاعات فعلی نشان دهنده این امر است که ما با نوع خاصی از سوانح روبرو هستیم که به این نوع  (controlled flight into terrain)یا (CFIT)گفته می شود.این پدیده هنگامی روی می دهد که هواپیمای قابل کنترل و هدایت به علت اشتباه خلبان و یا نقص فنی سیستم های ناوبری و ارتفاع سنج در حالی که از سه محور (عرضی-طولی ویا عمودی)قابل کنترل و هدایت است با سطح زمین یا دریا برخورد می کند.

  بررسی دلایل سقوط 727

چه عواملی باعث سقوط هواپیما شد ؟

 

زنده ياد " فريدون دادرس " به اتفاق خلبان دوم هواپيما روانشاد "  محمد رضا قره تپه " بدون هيچ مشکي از فرودگاه مهرآباد تيک آف کرده و ساعت ۱۹:۴۰ دقيقه آمادگي خود رو براي فرود به مسئول برج مراقبت فرودگاه اروميه اعلام مي نمايد . به عبارت صحيح تر هواپيما ارتفاع خود رو کاهش مي دهد ، فلاپ ها به مقدار نظر کاپيتان باز شده و پائين مي آيند .. چرخ ها بدون هيچ مشکلي باز مي شوند . از قبل از کاهش ارتفاع مهمانداران هشدار هاي لازم رو به مسافران داده اند .. کمر بند همه بسته شده است . و علايم اخطار بستن کمربند و نکشيدن سيگار روشن شده است .. برف شديدي در حال بارش است و رفلکت شديدي از تابش پرژکتور هاي هواپيما به دانه هاي برف ايجاد شده است . کنترل هواپيما به عهده خود کاپيتان است . مرحوم " مرتضي شايسته " مهندس پرواز هواپيما از قبل مقدار بنزين داخل باک ها رو طراز کرده است .. چک ليست قبل از فرود توسط کمک خلبان خوانده شده است .. و همه دستگاه ها حاکي از نرمال هستند .

  چگونه از سوانح هوایی نجات یابیم ؟

 چگونه از سوانح هوایی نجات یابیم !؟  

خطوط هوایی در اطراف جهان هم اکنون 2.5 میلیارد مسافر در سال حمل میکنند و علیرغم خطرهای بالقوه موتورهای جت در آسمان وسفر درچند مایلی بالاتر از زمین ودرون یک قطعه فلز سنگین-این مسافرتها بطرز شگفت انگیزی ایمن هستند.در واقع احتمال اینکه در یک پرواز خطوط هوایی تجاری با بد شانسی مرگ روبرو شویم 1 در 9 میلیون میباشد.البته اشتباهات زیادی در ارتفاع 33000 پایی بالای زمین میتواند اتفاق بیافتد و اگر بد شانسی شما در حدی باشد که در حین مسافرت چنین چیزی اتفاق بیافتد تصمیمی که میگیرید میتواند تفاوت بین مرگ و زندگی باشد.

   در اغاز سال نو ، توپولف حادثه ساز شد

باز هم سانحه براي توپولفي ديگر ..!

صنعت هواپيمايي روس ها  فاقد اجراي چنين تصميمات استانداردي هستند . براي اثبات اين نظريه به سخنان و مصاحبه هاي متخصصان ايراني که در آشيانه ها بر روي هواپيماهاي روسي کار مي کردند ، جلب مي کنم که در هنگام وقوع سوانح مرگبار هواپيماهاي روسي در ايران به طور پراکنده بار ها و بار ها به اين نقيصه اشاره کرده بودند .. آن ها حتي پا را فراتر گذاشته و ادعا کرده بودند که برعکس اصول تعمير در هواپيماهاي امريکايي ، متخصصان روسي فاقد کتابچه هاي راهنماي تعميرات که توسط کارخانه هاي هواپيما سازي منتشر مي شوند ، هستند .. و از روي جزوات شخصي کار تعميرات رو انجام مي دهند .. ! من عين اين واقعيت رو از زبان خلباناني که از نيروي هوايي براي اموزش پرواز به گردان هاي ميگ پيوسته بودند هم قبلآ شنيده بودم .. !  

  راهی که طی شد ..

     نگرش و ارزیابی راه طی شده     

مسلمآ پيمودن هر راهي فراز و نشيب هاي متعددي در مسير خويش دارد .. که اين کار هم مستثني نبود . در مقطعي که همه خوب به خاطر دارند بر اثر توطئه مغرضان عاقبت گذرم به " اداره حفاظت اطلاعات ارتش " افتاد .. ! و با وجود پاسخ هاي صادقانه ام به انواع پرسش هاي برادران ( که جا دارد از رفتار مناسب و پذيرايي گرم و شايسته عزيزان قلبآ تشکر و قدرداني شود ) و قانع شدن اون ها اما مقرر شد تا کسب تکليف از مقامات رده بالاي ارتش تا اطلاع بعدي کارم رو بدون پرداختن به موضوعات مربوط به ارتش و پرسنل دلاور آن ادامه دهم .. ! و از اون جايي که به قول قديمي ها .. " ادب در اطاعت است " بنده نيز چنين کردم .. ! اما بلافاصله بحث ها و تنش هاي شديدي در سايت هاي خارج از کشور آغاز شد و به قول معروف يک کلاغ و چهل کلاغ کردند .. به طوري که مجبور شدم در پستي مستقل همه بحث ها و مباحث خلاف واقع رو تکذيب کنم .. !

  واقعیت تلخ در قهوه تلخ

وای بر ما اگر نیم درصد واقعیت داشته باشد

درد اين جاست که به بهانه نياز به همين خنده ها ، هر ابتذالي رو براي سرگرمي مي پذيريم .. ! و هر شخصي که بتواند بيشتر ما رو خندانده و يا سرگرم نمايد از وي بت مي سازيم .. تابويي که انتقاد به او با واکنش هاي عصبي طرفدارنش مواجه مي شويم .. و اين جاست که دشمن از فقر فرهنگي اين جماعت استفاده کرده و خيلي راحت المان هاي مخوف ترين فرقه هاي ضد بشري يعني " فراماسونري " رو به خورد ملت مي دهد .. ! من اميدوارم همه اين نشانه ها از روي غفلت باشد .. و چنين چيزي زائيده تخيل يک وبلاگ نويس باشد .. اما واي بر ما اگر نيم درصد اين نشانه ها حاکي از واقعيت باشد . اما واي بر ما اگر نيم درصد اين نشانه ها حاکي از واقعيت باشد . مردم ما هنوز زخم فراماسونرهاي کهنه کار ايراني چون هويدا و شريف امامي رو فراموش نکرده اند .. بر مسئولان و زعماي فرهنگي واجب است خيلي راحت و خوش بينانه از کنار اين اتفاقات عبور نکنند .. 

  دو خاطره از سفر ..

 بانگ عارفانه موذن در سحرگاهان خلوت  

باور کنيد من هرگز در عمرم ادم خرافاتي نبوده و نيستم .. اما نمي دونم چرا در اون صبح غريب و ترسناک با بلند شدن صداي پارس سگ هاي ولگرد که هر لحظه احساس مي کردم نزديک و نزديک تر مي شوند حسي در من قوت گرفت که .. اين ها جزاي ادمي است که به دين و ايمان خود شک کرده است .. راستش رو بخواهيد کم کم به جاي سرماي کشنده اي که تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود ، ترس مواجه با گرگ هاي گرسنه که هر سال در فصل سرما تا نزديکي هاي شهر پا پيش گذاشته و به احشام و انسان ها حمله مي کردند تمام وجودم رو گرفت .. با هر پارس سگي وحشت وجودم رو فرا مي گرفت .. به خاطر شک و ترديدي که دامنم رو فرا گرفته بود .. نمي توانستم مثل گذشته دست به دامان خدا و پيغمبرش باشم ..

  پشت پرده همایش شهید چمران

آقای مهندس چمران شما مسئول هستيد

 آقای مهندس حتمآ می دونید اگر بلانسبت یک عمله و کارگر بی سواد رو برای لگد کردن گل دعوت کنند کارفرما قانونآ موظف به بیمه کردن است که به این بخش اش کاری ندارم .. لااقل یک وعده نهارش رو می دهند .. حتی دیده شده که او را می برند و می اورند .. ! چگونه وجدان شما راضی می شود یک دختر تحصیل کرده بیش از ده روز از صبح تا پاسی ازشب برای پروژه ای که بنام مقدس شهیدی چون دکتر چمران مزین است با دل و جان کار کند .. پول غذایش رو هر روز خودش بدهد .. و چون دختر است شب ها با آژانس به خانه برگردد اون وقت از روی صدقه سری مبلغ صد هزار تومان به وی بدهند .. ! تازه این سوای آن است که دبیر محترم و با تقوای شما برای انجام کارهای شخصی دفترش چندین بار بعد از همایش از وی کار کشیده است . وجدانآ دستمزد یک کارگر ساده برای یک روز کاری چقدر است .. !؟

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type