درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  جانباز شیمیایی تقلبی !

  جوانک زبلی که تقلبی جانباز شد !  

https://hqcwoa.bay.livefilestore.com/y2psoJPV_E2jp__QJJywdgCFPG6gPI2NqfZQVFJfUrzY6aoLgN5jVarMe5iuKoqyRwuit8ueqivRr6orMEOqm6UiyYtFyOSZRKiTM1F1-XUyFE/j%2016.jpg?psid=1

 تاره دو هفته اي مي شد كه به پادگاني در اهواز منتقل شده بودم . از دست باباي نامردم حسابي عصباني و داغون بودم . شب ها کابوس مي ديدم . تنها به يک هدف مي انديشيدم .. و ان چيزي نبود جز کم کردن روي پدر بي معرفت ام .. ! که دستي دستي من رو گرفتار کرد تا شهيد شوم !‌ همه اش فكر مي كردم چه گونه از اين مكافات خونه خلاص شده و جيم بشم .. !؟  مي دونستم بعد از پايان دوره آموزشي ما رو يك سره به خط مقدم جبهه مي فرستند . شما كه من رو خيلي خوب مي شناسي ..! عمرآ اگه يه روز هم منطقه جنگي برم . اين بود كه به فكر راهي توپ مي گشتم .. ! بالاخره راه اش رو يافتم . يه روز كه شهر رفته بودم ، مقدار زيادي " سير " خريدم .

  سانحه در زاهدان

 برخورد هرکولس به کوه های زاهدان 

در ميان متخصصان جور واجوري كه براي تعميرات هواپيماهاي سي - ۱۳۰ تربيت شده و دوره های مختلف تخصصی رو در امریکا گذرونده بودند . تنها يكي دو نفر از بچه هاي شعبه ملخ و موتور  هواپيما  از نظر چارت سازماني  " پروازي "  شناخته شده و به آن ها مانند ساير خدمه هواپيما  " حق پرواز " يا همون مزاياي " سختي كار "  تعلق مي گرفت . به عبارتي اين افراد علاوه بر حق و حقوقي كه بابت متخصص بودنشون دريافت مي كردند ، از مزاياي پرسنل پروازي هم بهره مند بودند . اين مزايا فقط پول نبود . بلكه شامل تجهيزات پروازي هم مي شد . از قبيل لباس پرواز و پوتين ، دستكش ، كاپشن و غيره . براي همين در آشيانه هواپيماي سي - ۱۳۰ به جاي اونيفورم كار ، لباس پرواز بر تن مي كردند . اين آقايون هر وقت  هواپيمايي  موتور يا ملخ اش تعويض يا تعمير مي شد ، در يكي از ماموريت ها به همراه خدمه به پرواز  اعزام مي شد .

  کفش هایی که درد سر ساز شد !

بدنامی به خاطر پوشیدن کفش قیصری

بعد از ظهر بعد از صرف غذا که اغلب خانواده برای استراحت هر یک به اتاق های خود رفتند ، من با مینو و یکی دیگه از خواهر هایش داشتیم صحبت می کردیم ..  وقتی من به دستشویی رفتم ، دیدم حتی دکوراسیون دستشویی و توالت هم تغیر کرده است . و برای نخستین بار در عمرم دیدم که کاسه توالت آن ها از جنس شیشه است ! شیشه ای به رنگ صورتی زیبا  که با رنگ کاشی های منحصر به فرد آن هماهنگی داشت . خیلی تعجب کردم که چگونه بعضی ثروتمندها پول های خود رو چگونه خرج می کنند . از اون جایی که رسم بود با کفش داخل خونه بریم ، من با همون کفش های پاشنه تخمه مرغی به ناچار وارد توالت شیشه ای شدم .. خب اون موقع قد و قواره ام سنگین و ورزشکری بود .. ! همین که  پایم رو روی شیشه کاسه توالت گذاشتم ..

  کم مونده بود قاتل شوم ..!

       اندر عواقب جیم شدن از پایگاه   

اهل و عيال راننده با مهمان هاشون داخل جوي نيمه خشکيده کنار خيابون مشغول تماشا بودند . خستگي و درماندگي از چهره يکايک اون ها معلوم بود . تا اين که .. چشمتون روز بد نبينه ..  همين جوري كه راننده گاز مي داد و بقيه سرنشينان كنجكاوانه به تماشا ايستاده بودند ، نمي دونم چي شد  كه تسمه از درخت جدا شد ... !  و در يك چشم به هم زدن اون سرش كه قلاب بزرگ و سنگين فلزي داشت با شدت هر چه تمام به زير كمر ( نقطه حساس بدن ) مردي كه کنار درخت بود برخورد کرده و به فاصله يک چشم به هم زدن ، كمونه نموده به يكي از خانم ها كه هيكلي درشت و گنده داشت بر خورد نمود .. !‌  و در يك لحظه مرد بيچاره فريادي از درد کشيده و داخل همون جوي نقش بر زمين شد . و پشت سرش هم خانم چاقه با شيرجه به سمت ديگري داخل جوي افتاد .. !

   آيا استیضاح چاره کار است !؟

وزرات راه و ترابری در آستانه تحول واقعی

" آيا استيضاح وزير راه و ترابري تنها  چاره کار است ؟ "  يعني با گزينش وزيري ديگر که معمولآ زمان بر هم است و در ادامه با انتخاب مديران ديگري براي صنعت هواپيماي کشور آيا براستي مشکلاتي که دامن سازمان هواپيمايي ايران را گرفته بر طرف خواهد شد !؟ به اعتقاد بنده بايستي ريشه ناهنجاري هاي اين صنعت بررسي و برطرف شود . بايد همت و عزم ملي براي احياي ناوگان هواپيمايي و راه هاي مراسلاتي ايران آغاز شود . بايد فرهنگ چاپلوسي و تملق گرايي در نزد بعضي مديران و مشاوران وزارت راه و ترابري برچيده شود . بايد ملاک انتخاب مسئولان در هر رده اي بر پايه تخصص و تجارب باشد . از همه مهم تر بايستي حس خدمت به مردم شرافتمند وطن سر لوحه کار قرار گيرد . برخورد با دلالان و واسطه هاي آشکار و پنهان در وزارت خانه و سازمان هواپيمايي بايستي با جديت هر چه تمام تر شکل گرفته و خاطبان و افرادي که با تصميمات غلط و غير کارشناسي خود باعث بي اعتباري خطوط هوايي گشته اند به مراجع قضايي کشور معرفي شوند .. 

   ماجرای من و خانم دکتر ..!

اندر مکافات دوستی با خانم دکتر جوان  

 اگه بدونید چقدر خودم رو لعنت کردم ..!؟ همش با خود می گفتم .. مرد حسابی به تو چه لیلا با چه وسیله ای به جبهه می رود ..!!؟ حالا خوب شد ..!!؟ آخه من که مسئول ترمینال نیستم که بدونم سه روز دیگه چه مقدار بار و مسافر داریم .. ؟ از پرواز به منطقه خاطر جمع بودم . ولی اگه جا نبود چه ؟ از ستاد اعزام تا پایگاه کلی با لیلا بحث کردم .. گفتم ببین برای راحتی تو خودم رو به دردسر انداختم .. !! او بنده خدا چیزی نمی گفت .. و من با خود اندیشیدم شاید این ماه فرجی بشه تا از خر شیطون پیاده بشه .. یا من در این یک ماه فکری برای خروج لیلا از ایران بکنم .. !! به همین دلیل بحث رو ادامه ندادم .. لیلا تو ماشین گریه می کرد .. و می گفت می دونم شهید می شوم و تو خیالت از دست مزاحمت های من راحت می شه .. !!

  آيا هواپيماهاي " ام .دي " امن هستند !؟

 مسافرت های هوایی بعد از توپولف ها 

 با بوق و کرنا فریاد می زنیم که چهل و چند فروند هواپیمای غربی را جایگزین توپولف کردیم. جز تعداد کمی افراد مطلع، همه فکر می کنند پس تمام شد دیگر! هیچ مشکلی نخواهیم داشت. اما آیا کسی از خود می پرسد که این هواپیماهای غربی چیست؟ با چه مطالعه کارشناسی وارد مملکت شده؟ یا تنها با واسطه گری تعدادی دلال وارد شده؟ آن هم نه ملکی، بلکه اجاره ای ، ازنوع اجاره با کرو. در ارتباطاتی که با مردم داشته ام، بلااستثنا نام MD به گوش هیچ کسی نخورده بود. حتی تعدادی فکر می کردند MD همان توپولف است و تنها نامش را عوض کرده اند! و وقتی میگفتم که MD آمریکایی است، یا باورشان نمی شد یا مرا که از دوران نوجوانی درگیر آسمان و پرواز بودم را به استهزاء می گرفتند!  

  آيا از پرواز مي ترسيد !؟‌

 آيا شما هم از پرواز وحشت داريد !؟

همان گونه که ذکر شد سوانح متعددی در عالم هوانوردی اتفاق می افتند که تنها برخی از آنها مرگبار هستند. در این میان سقوط هواپیماهای حامل مسافر به دلیل تعداد بالای سرنشینان و مرگ آنی این تعداد انسان بسیار دلخراش و اندوهناک است و اخبار این قبیل اتفاقات در هر کجای جهان که باشد به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و به سوژه اصلی اخبار تبدیل می شود. برای راحت شدن خیال شما خوانندگان عزیز باید گفت ، ایمن ترین و کم حادثه ترین مرحله پرواز همان طولانی ترین مرحله  پرواز یا کروز در ارتفاع بالا است. از میان تمامی حوادث هوایی بررسی شده در ده سال یاد شده تنها پنج درصد حوادث مربوط به این مرحله است.

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type