درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  چگونه چند زنبور سبب سقوط هواپیما شد !؟

  چگونه حشرات هواپیما رو سرنگون کردند !؟   

 

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

دوستانی که از اینترنت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا

eabd7bwti2gus6mulxmd.jpgojqnazc9nrvte3272jtt.jpgbbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

 همان گونه که قرار گذاشته بودیم .. یعنی شما عزیزان فرموده بودید " که بعد از درج دو سه پست از خاطرات..  نوبت به مستند برسد " . این بار به یکی از عجیب ترین وقایع در صنعت هوانوردی اشاره می کنم دوستان گرامی راستش رو بخواهید چون بحث حرف های خودمونی است .. اجازه می خواهم یک مسئله رو عنوان کنم . از زمانی که خودم رو شتاختم هرگز ادم مغرور و خود خواه نبودم . حتی در ارتش از این که برام احترام نظامی می گذاشتند ناراحت می شدم .. هیچ گاه درجه روی شونه ام نمی چسبوندم !  خصلت خاکی بودن واقعآ در ذات ام است .. این رو عرض کرده تا بگم من آدم مغروری نبوده و نیستم . اما دلیل نمی شه هر توهین و تحقیری رو تحمل کنم .. خودم اهل شوخی بوده و تحمل شوخی رو دارم .. اما باید در عین صمیمیت حرمت و احترام حفظ بشه .. یک دوست که خیلی بهش ارادت دارم  کامنتی برام گذاشته و با ارسال لینک به یکی از تصاویر قدیمی ام  آن را وحشتناک توصیف فرموده  .. که خیلی رنجیدم . قلبم  واقعآ شکست  .. حذف اش نکردم . هنوز هم هست  و می دونم منظوری نداشته .. ولی استدعا می کنم حد و حرمت رو حفظ کنید . فردا ممکنه نوه هایم ان را بخوانند .. فکر می کنید با مشاهده آن در باره من چه فکر می کنند ..!!؟ زنده هم نیستم که از خود دفاع کنم .. حتمآ با خود خواهند گفت .. پدر بزرگ مون چقدر آدم جلف و سبکی بوده که جوون ها در سایت خودش تمسخرش می کردند ..!! شاید هم من اشتباه می کنم .. واقعآ نمی دونم !

موضوع بعدی این که ..  وقتی در یکی از پست ها یه واژه " شوخی مردانه " اشاره کردم . اصلآ فکر نمی کردم بعضی از بانوان و دختر خانم های محترم که از خوانندگان قدیمی سایت هستند .. برداشتی اشتباه از این کلام بنده کرده و در پیام های خصوصی واکنش های متفاوتی بروز دهند . قبل از این که حرف قبلی ام رو اصطلاح کنم به استحضار یاران همدل می رسونم .. آیا در طول این مدت کسی از بنده شوخی جلف یا زننده ای مشاهده فرموده که حال برای بیان راحت تر بعضی خاطرات .. خانم ها رو مزاحم بدونم ..!!؟ اگه  عرض کردم مردانه .. یعنی صرفآ به حرمت خانم های گرامی  از بیان بعضی واژه های لمپنیسم که گاهی  در شوخی های  مردان مطرح می شدند .. معذورم ! نه این که ما در پرواز شوخی های زننده و رکیک مرتکب شده که حال به خاطر خانم ها نمی تونم عنوان کنم !! واقعآ برای خود متآسفم که بعد از دو سال ارتباط مستمر .. شخصیت خود و همکارانم رو تا این حد تنزل داده ام  که یکی از دختر خانم ها که حتی با هم ارتباط تلفنی هم داشتیم این پیغام رو برام بنویسه ( شما هم برید به دنیای مردونه اتون برسید تو دنیای مجازی دیوار بکشید بگید ورود خانمها ممنوع. خصوصی باشه .حلالم کنید ) ..!! من احمق منظورم این بود که.. بعضی واژه گان  فقط در جمع مردان کاربرد داره که به خاطر حرمت به خانم ها نمی تونم بنویسم .. و گرنه بلانسبت فحش خواهر مادر نمی دادیم که حالا نتونم بنویسم !! جالبه بدونید تمام همین کلمات رو در " فرهنگ جبهه " که دوست عزیزم آقای مهدی فهمیمی زحمت تهیه ان را کشیده درج کردم . بار ها هم تجدید چاپ شده است . و مشکلی نداره  

من همیشه جوون ها رو دوست داشته و به همه ان ها احترام می گذارم . گاهی وقت ها نشانه هایی از ان ها می بینم که هوش و ذکاوت آن ها رو  می رسونه و قلبآ تحسین شون می کنم . یکی از همین جوون های نکته سنج که خیلی دوستش دارم .. ایوان از سیبری است . او در یک کامنتی به نکته ای اشاره کرد که واقعآ به درایت و نکته سنجی اش تبریک می گویم . در پست قبلی اشاره به سکوت رادیویی کرده بودم .. که قبل از جنگ متداول نبود . اما من دچار اشتباه تاریخی شده بودم . وقتی برام نوشت به مطلب مراجعه کرده و دیدم حق با اوست .. خب شهامت اقرار به اشتباه همیشه در من وجود داشته .. و ازش تشکر کردم . دوست دیگری به نام آرش هوشمندانه به من تذکر داد که کلمه " انتحار " رو اشتباه نوشته ام ! حق با او بود .. و من چندین بار این کلمه غلط نوشته بودم . که از ایشون واقعآ متشکرم . حال که صحبت از تشکر و قدردانی شد .. جا داره از سایت وزین " یک پزشک " که بسیار وب غنی و با ارزشی است .. به خاطر قرار  دادن لینک یکی از مطالب سایت تشکر و قدر دانی کنم .

 ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .

شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی

مرکز آپلود عکس ایرانی 

 

 37f5am9qgttdw1afjave.jpg

پورتو پلاتا ( Puerto Plata )  فرودگاه کوچکی واقع در جمهوری دومینکن ( Dominican Republic ) است . که معمولآ توریست های فراوانی از ان بازدید می کنند ..

pyovpr0n56pxkn7hzis5.jpg

ششم فوریه ۱۹۹۶ به دلیل خرابی یکی از هواپیماها گروهی از توریست های آلمانی که قصد مراجعت به فرانکفورت رو داشتند با تاخیر زیادی مواجه شدند . مسئولان خطوط هوایی تصمیم گرفتند هواپیمای دیگری رو جایگزین پرواز کنند . هواپیمای جایگزین شده متعلق به یکی از هواپیماهای چارتر خطوط هوایی ترکیه بود . هواپیمای ۷۵۷ این شرکت به دلیل مشکلات فنی ، نزدیک به سه هفته در این فرودگاه خوابیده بود . اما اماده کردن هواپیما و گروه پروازی اش ساعت ها به طول انجامید !

d62nmpfg7gnchchbz1q1.jpg

حدود ساعت ده و پنجاه دقیقه شب تقریبآ همه گروه پروازی آماده انجام ماموریت شده بودند . اولین گروه مسافران بعد از چهار ساعت تآخیر قدم به هواپیما گذاشتند . آن ها چیزی حدود ۹ ساعت پرواز تا مقصد خود در پیش داشتند ..  

tcz4utv88ocge12nk00g.jpg

ساعت تقریبآ یازده و نیم شب بود که پرواز شماره ۳۰۱ آمادگی خود رو برای خروج از گیت مسافربری به برج کنترل اعلام کرد .. بعد از دقایقی خزش ( تاکسی کردن ) هواپیما در ابتدای باند قرار گرفت . کمک خلبان هواپیما " گاگن " بیش از سه ما از حضورش در این ایرلاین نمی گذشت .. و تنها ۷۵ ساعت تجربه پرواز داشت . بر روی صندلی چپ کاپیتان " آحمد آدام " با هزاران ساعت پرواز با این نوع هواپیما قراز گرفته بود . در کابین به غیر از این دو نفر  کمک خلبان دیگری به نام " موریس اونسلو " هم حضور داشت . تجربه او هم کم بود و در مدت سه ماه از ورودش ۷۵ ساعت پرواز داشت .

uanewvt248rcdfzb8xnt.jpg

با هماهنگی برج مراقبت ،  پرواز شماره ۳۰۱ با ۱۸۹ مسافر از زمین بلند شد . در همین لحظه  بارانی نرم شروع به بارش کرد .. به طوری که قطرات باران شیشه جلوی هواپیما رو نوازش می داد ..

 d6xbz5mbdmts8dte0cbc.jpg

دقایقی بعد از پرواز درست در زمانی که کمک خلبان قصد داشت طبق چک لیست آلات دقیق خود رو کنترل کنه .. سرعت نمای سمت او رقم ۸۰ نات رو نشان می داد . در سمت دیگر هم چنین رقمی در عقربه کاپیتان مشخص شد ..

8u3aisieo9to2wr36pkx.jpg

اما لحظاتی بعد .. کاپیتان با کمال تعجب مشاهده کرد که عقربه سرعت سنج سمت او بر عکس چرخیده و با رقمی که در مقابل کمک خلبان اش قرار دارد ، مغایرت دارد !! در صورتی که باید هر دو نشاندهنده ها سرعت واحدی رو نشان دهند !! به همین دلیل از کمک خود پرسید سرعت تیک آف چقدر است .. وقتی پاسخ عدد ۱۵۰ نات رو شنید ، متوجه شد برای قرار گرفتن در ادامه باند .. زمان رو از دست داده است . او مجبور شد ادامه دهد .. لذا دستور داد چرخ ها جمع شوند ...  

xyrp0j3qnm4oos0zx11t.jpg

ساعت یازده و چهل و دو دقیقه هواپیما پرواز خود رو به سوی فرانکفورت آغاز می کند ..

wolr2piuba5bsue3va1a.jpg

با بلند شدن هواپیما ، کاپیتان برای متعادل کردن سرعت هواپیما .. دسته گاز رو کمی به عقب می کشد .

ec1ixy1ihc07ltbvdn7c.jpg

آن ها بعد از دقایقی با برج کنترل پرواز تماس گرفته و موقعیت خود رو اعلام می کنند . مسئول برج هدینگ مسیر تازه و ارتفاع آن رو به خلبان اعلام می کند .. یک دقیقه و سی ثانیه از پرواز سپری شده بود که  کاپیتان خطاب به کمک خود می گوید .. دگمه مرکزی خلبان اتوماتیک رو روشن کن . و او بلافاصله این عمل رو انجام می دهد .. تمام ابزار های مدرن کامپیوتری با عملکرد دقیق خود ، پروازی ایمن رو به وجود می اورند ..  مسافران در آرامش کامل بسر می برند ..

abth75hg85589ipq9hwc.jpg

هنوز مدت زیادی از پرواز نگذشته است که صفحه دیجیتالی مقابل خلبان با صدای بوقی خلبانان رو متوجه پیغامی که ظاهر شده است می کند ..! این پیغام به خلبان می گوید که از سرعت مجاز تخطی کرده است !! آن ها با نگاه کردن به عقربه سرعت سنج کمک خلبان ، متوجه می شوند سرعت هواپیما طبیعی است ! اما در سمت دیگر عقربه چیز دیگری رو نشان می دهد .. !!

2zvonqo3hkv8k6htxqfn.jpg

برای یک لحظه خلبانان گیج می شوند .. سرعت سنج کمک خلبان سرعت هواپیما رو خیلی کم نشان می دهد .. و از سوی دیگر عقربه سمت کاپیتان حاکی از سرعتی بالا و غیر مجاز است ..!! کاپیتان متعجبانه می گوید .. هر دو غلط هستند ..!!

fpphgnt6zm73t15slw7h.jpg

کاپیتان از روی ناچاری خطاب به کمک خلبان سوم خود می گوید .. لطفآ دگمه فیوز ها رو یک چک بکن .. و با بیرون کشیدن فیوز اخطار برای لحظه ای قطع می شود .. اما با قرار گرفتن در مدار ، همان اخطار نمایان می شود .. !!

sxbomsaqtmv3zskxhs2n.jpg

با فشار دادن مجدد فیوز ، این بار آن ها وارد مرحله ای تازه از مشکلات می شوند .. چراغ بالا سر خلبان با روشن شدن به ان ها اخطار می دهد که از سرعت مجاز پیشی گرفته اند ..!! لازم به ذکر است که سرعت تعین شده برای این گونه جت های مسافرتی ۳۵۰ نات است .. در حالی که عقربه سرعت سنج کاپیتان ۲۶۰ نات رو نشان می داد ..!!  

eviy0kbs3ob0attkw7fx.jpg

با خاموش و روشن کردن فیوز های مربوطه چیزی تغیر نمی کند .. و همان گونه که در تصویر مشاهده می کنید ، سرعت سنج مقابل خلبان از حد مجاز هم گذشته و در حال افزایش است ! این دو گانگی اطلاعات هر سه خلبان رو گیچ کرده است !

mctrnqnqxbxb3qrb83zk.jpg

معمولآ بهترین روش در این گونه مواقع ، کم کردن سرعت هواپیماست .. و این دقیقآ همان کاری است که کاپیتان آدام با تجربه انجام می دهد .. و با کشیدن دسته گاز موتور رو به عقب ، قصد متعادل کردن سرعت زیاد هواپیما رو دارد ..  اما

iql89e7ap0eo3hl7kif9.jpg

اما ... چشم تون روز بد نبینه .. در یک لحظه هواپیما شروع به لرزش های شدیدی کرده به طوری که کنترل آن تقریبآ غیر ممکن است .. !! خدای من چه اتفاقی افتاده است ..!؟؟ صدای تلق و تلوق لرزش هواپیما مخصوصآ فرامین کنترل ، همه رو عصبی کرده است .. !!

qi05vrc273kqepv0qx0y.jpg

در این میان حال و روز مسافران مادر مرده از همه بد تر بود .. !! بیچاره ها هر چه خوشی کرده بودند با نخستین تکان شدید هواپیما ، از دماغ شون در امد .. همه ناراحت و مضطرب محکم به هر چیزی که دم دستشون بود چنگ انداختند .. هر نوع دعایی که بلد بودند زیر لب قرائت کردند .. ولی نه .. انگاری خطر جدی است ...

r8itg7w65ur6qm058fa0.jpg

در همین لحظه هواپیما هم از کنترل خلبانانش خارج شده و با کم شدن سرعت ، دماغ ان بالا رفته و به سمت بال راست متمایل می شود ...

95i6pzpaqyrxjr8c3vcp.jpg

کاپیتان با تجربه تمام سعی و تلاش خود رو می کند تا هواپیما به حالت تعادل در امده و بتواند جان مسافران رو نجات دهد .. در چنین شرایط وحشتناکی .. مسئول برج مراقبت بی خبر از همه چیز سعی در ارتباط با آن ها دارد .. خلبانان بقدری تحت فشار هستند که قادر نیستند نفس بکشند .. چه به این که بخواهند حرف زده و اعلام وضعیت نمایند ..

ra87aqfqzws8o8dozspq.jpg

آقای " جان کاک " یکی از مسئولان محترم ایمنی در مورد صدا های ناجور داخل کابین و لرزش های متعدد هواپیما می گوید ... این امر به خاطر استال ( واماندگی ) هواپیما صورت گرفته بود .. و از ان جا که هواپیما در سرعت پائینی پرواز می کرد .. با کم کردن سرعت ، عملآ هواپیما دچار استال شده و از کنترل خلبانان بیرون آمده بود ..

b62vfikelrmg7lk0xfjf.jpg

آقای جان معتقد است .. در این گونه موارد ، صفحه نشان دهنده وضعیت هواپیما کاملآ آبی شده و  خط تعادل هم با نوسان همراه است .. که حاکی از بالا بودن دماغ هواپیما رو به آسمان و بالا و کج شدن به طرفین است .. تصویر فوق کاملآ گویاست ..  که دماغه به شکل خطرناکی بالاست

r20k2vllcnbr9vb73mzj.jpg

آقای " رابرت مکینتاش " کارشناس تحقیقات و سوانح هم ضمن تآئید سخنان کارشناسانی چون جان .. می افزاید .. در ارتفاع هفت هزار پایی که این اتفاق رخ داد ، هوشیاری خلبان برای بیرون رفتن از مشکل خیلی مهم است .. در لحظه سانحه پیشنهاد کمک خلبان سوم که فریاد می زد .. " ا دی آی " کاملآ درست بود .. اما افسوس کاپیتان گوش نکرد !

jkuojimp5h75kwckorqu.jpg

کمک خلبان با جلو کشیدن دسته گاز هواپیما ، سعی کرد در ارتفاع پنج هزار پایی از سطح دریا هواپیما رو از حالت استال خارج سازد .. اما همین عمل او ، بر چرخش بی حاصل هواپیما در آسمان کمک کرده و هواپیمای به اون بزرگی مثل فرفره دور خودش چرخیده و به سمت دریا شیرجه می رفت ..

7ugajqokyurkeb50vw9g.jpg

بیش از پنج دقیقه از پرواز نگذشته بود که مسئول برج مراقبت پرواز متوجه مشکل هواپیمای پرواز شماره ALW 30۱ شده و مرتب آن ها رو صدا می کرد .. پرواز ۳۰۱ این جا برج سانتا دومینگو است .. تکرار می کنم این جا برج کنترل ... ولی انگار فایده ای نداشت

1hevovz51xesd3odhsv3.jpg

لحظاتی بعد با کمال ناباوری در صفحه مانتیور بزرگ مقابل خود مشاهد کرد که  علامت اختصاری پرواز شماره ۳۰۱ از صفحه رادار محو شده است .. بله سانحه دردناکی اتفاق افتاده است ..

trhut5ol8r3n97kb3xpn.jpg

با محو شدن از روی صفحه رادار .. همه چیز به هم ریخته شد .. مسئولان فرودگاه برای امداد به نجات یافتگان احتمالی گروه هایی رو برای شناسایی به منطقه فرستادند ..

tl8psoa2jlmwbtgoee8c.jpg

به دلیل تاریکی شب .. جستجوی نیروی دریایی دومینکن برای پیدا کردن مسافران احتمالی به نتیجه نرسید . و همه دست خالی برگشتند ..

coc1midfe6zybcgngjhr.jpg

سرهنگ نیروی دریایی " آنتونی جیمی نیان " در باره شب حادثه می گوید .. اون شب با افرادم تمام منطقه رو گشتیم .. هر لحظه انتظار داشتم صدای جیغ یا ناله یکی از ۱۸۹ مسافر رو بشنوم .. اما دریغ از هیچ صدایی .. خیلی غم انگیز بود .. اما بعد از ساعت ها جستجو .. مقداری بنزین جت بر سطح دریا مشاهده کردیم .. اما هیچ اثری از مسافران یا جنازه آن ها نیافتیم ..

2mlq8o3khe1wm5hf0m7k.jpg

به گفته سرهنگ .. ساعت پنج و بیست دقیقه بامداد جنازه ها یکی یکی از آب بیرون امدند .. روز بعد کشتی های جمهوری کوچک دومنیکن به همراه کشتی های آمریکایی مسافتی معادل ۳۰۰ کیلومتر مربع را به جستجو پرداختند ..

 ygvihw0ch9xdm1fvhqea.jpg

در حالی که اجساد مسافران بخت برگشته یکی یکی پیدا می شد .. گروه تحقیق سوانح هم کار خود رو آغاز کرد .. آن ها برای کشف واقعیت نیاز به هر دو جعبه سیاه هواپیما داشتند ..

fbs18ltxenaa7zuzyhsk.jpg

دو روز بعد از حادثه  چند تا جوون کم و سن و سال که برای برای گردش و تفریح از هتل محل اقامت اش بیرون امده بودند تا جلوی ساحل بازی کنند .. با کمال تعجب مشاهده کردند چندین کیف و وسایل کنار ساحل افتاده است .. معلوم شد مربوط  به مسافران مادر مرده است ... از نظر کارشناسان هر تکه ای از اشیاء پیدا شده می تواند به رمز معمای سقوط کمک کنه ...

whg74fcak0qsffttrj0t.jpg

مرکز مطالعات و تحقیقات امریکا نماینده ای برای کمک به گروه تحقیق به  پورتو پلاتا ( Puerto Plata ) فرستاد . آن ها با جدیت کار خود رو آغاز کردند ... برای کشف معما همکاری بین المللی وسیعی می طلبد .. حادثه سقوط هواپیمای  ۷۵۷ در آب نخستین مورد این نوع هواپیما ها محسوب می شد .

j7wlvcyo35py6wa0hnrt.jpg

تعداد زیادی هواپیمای ۷۵۷ در جهان و در خطوط هوایی کشور های مختلف پرواز می کنند . و به همین دلیل اهمیت کشف واقعیت برای امنیت این هواپیماها از ارزش خاصی برخوردار بود .

s1xlvx7ptgvglkei79g0.jpg

تنها راه کشف واقعیت ، پیدا کردن جعبه سیاه است . همان گونه که در تصویر شرح داده ام .. هواپیماهای ۷۵۷ یک جعبه برای ضبط مکالمات داخل کابین خلبان دارد ( که ۳۰ دقیقه مکالمات قبل از سقوط رو به همراه دارد ) همچنین جعبه دیگری تعبیه شده است که تمام حرکات فرامین از لحظه پرواز تا سقوط رو به صورت داده های گرافیکی سیو می کند ..

bl3nwjlud9co18ezq8br.jpg

معمولآ جعبه سیاه هواپیما مدت ۳۰ روز از خودش سیگنال می فرستد .. اما مشگل بزرگی که سر راه گروه تحقیق وجود داشت ، عمق ۷۲۰۰ پایی کف اقیانوس در محل سانحه بود ! که پیدا کردن آن را غیر ممکن می ساخت .. !  به دلیل شوری آب .. با گذشت هر روز امید پیدا کردن جعبه سیاه سخت تر می شد .. ولی گروه تحقیق هرگز نامید نمی شدند ..

xaggv8777kofurer79ge.jpg 

 تنها دستگاه مدرنی که قادر باشد کف عمیق دریا ها رو جستجو کنه .. همان گونه که در شکل بالا می بینید زیر دریایی کوچک و مدرنی به نام " CURV " است  که کاربرد ان به صورت اتوماتیکی از طریق کنترل از راه دور است  .. و کابل ان خیلی دراز است ..

 6dike6hnsnlzwl91xxi0.jpg

این زیر دریایی مجهز دارای بازوهای مقاومی است که از طریق دوربین توسط اپراتور آن که از مانیتور کف دریا رو مشاهده می کند ، اداره می شود . در طول زمانی که این زیر دریایی مجهز از آمریکا سفر خود رو آغاز کنه .. گروه تحقیق سعی می کنه تا روی ان چه  که کشف شده است .. بپردازند ..

lal6tdkyfbc1tm92mw1u.jpg

اولین کار گروه تحقیق بر روی نوار به جا مانده از مکالمه خلبان با مسئول برج کنترل است .. تمام دیالوگ ها طبیعی و به دور از هر نوع اشکالی بود  .

q4j7yucvsd28o8zvhaqr.jpg

تمام اشیاء و قطعاتی که پیدا می شد .. توسط افراد نظامی گرد آوری شده و در یک پایگاه نظامی لیست می شد تا گروه تحقیق با دقت بر روی ان ها مطالعه انجام دهند ..

ndv0spkomzv5jes9mrus.jpg

گروه تحقیق به اتفاق کارشناسان تمام قطعات و تکه های بجا مانده از هواپیما رو به دقت بررسی کردند . این قطعات شامل هر چیزی می توانست باشد .. از بخشی از سیستم چرخ جلوی هواپیما گرفته تا تکه ای از جلیقه نجات ، یا حتی قوطی کمپوت یا کنسرو .. !! زیرا آن ها به دنبال انفجاز و مسایل تروریستی بودند . ! حتی نحوه له شدن قوطی کنسرو .. طریقه و شدت برخورد هواپیما با دریا رو مشخص می کرد .. به همین دلیل مسئولان مربوطه در بین اشیاء پیدا شده دایم می چرخیدند .. آن ها حتی در لباس های به جا مانده از مسافران دنبال نوشته یا اطلاعاتی می گشتند که ممکن بود مسافران قبل از سانحه نوشته باشند .. !!

jb72fvg7o6ke0g87ljmt.jpg

از روی یک قوطی له شده لوبیا ، کارشناسان متوجه شدند که شدت برخورد خیلی شدید و ناگهانی بوده است  . و به این ترتیب دنبال پیدا کردن بقیه قسمت های این پازل بودند .. آن ها به این نکته پی بردند که هیچ انفجاری در لحظه سقوط اتفاق نیفتاده است .

 g79kot327powqjo4t531.jpg

آن ها سپس به سراغ متخصصان رفته تا با مطالعه فرم فنی هواپیما پی به اشکالات قبلی آن ببرند .

zp608svdqdrxaiko3bcs.jpg

در همان ابتدای امر با مطالعه و تحقیق متوجه شدند ، دلیل توقف طولانی هواپیما شنیده شدن صدا های غیر طبیعی از یکی از موتور ها بوده است .. و از ان جا که  در پرواز اخر خود مسافر زیادی همراه  نداشته بود ، نزدیک به  سه هفته هواپیما بر روی زمین می خوابد ..

 2pj0xjfsh5kb2fkp3l05.jpg

عاقبت در ۲۸ فوریه بعد از سه هفته زیر دریایی کوچک و مجهز ما به منطقه می رسد تا با کاوش های عمق دریا جعبه سیاه رو پیدا کنند .. با گذشت هر روز ان ها نگران تر می شدند .. می ترسیدند که دیگه سیگنالی از جعبه ها دریافت نکنند .. !

 h6q3qbxfkiniqrzfspeb.jpg

دو ساعت زمان  برای ارسال زیر دریایی به عمق هفت هزار و دویست پایی دریا وقت می برد . و متخصصان با دقت وجب به وجب کف اقیانوس رو جستجو می کنند .. آن ها به کمک بازوهای رباتیک خود به لاشه هواپیما و اطراف ان سرکشی می کنند .. عاقبت بعد از نوزده دقیقه اولین جعبه سیاه پیدا می شود . گروه جستجو واقعآ خوشحال می شوند ..

7nbuxcjpewu839hs1owg.jpg

بعد از گذشت دوساعت  از لحظه پیدا شدن جعبه اول .. جستجو ها هم چنان ادامه داره .. و دوربین های زیر دریایی قادر به پیدا کردن ان نیست .. ان ها مطمئن بودند که گمشده خویش در همین اطراف است .. لذا با قدم زدن در کف دریا و حرکت دادن فلزات و قطعات بر جای مانده هواپیما ، شن ها رو کنار می زدند .. که بالاخره دومین جعبه هم پیدا شد ..

 9v9a1z2jm8jhd2ud44vf.jpg

گروه تحقیق بلافاصله با ارسال هر دو جعبه به واشنگتن تحقیقات رسمی و کارشناسی خویش رو آغاز می کنند .. آن ها به دنبال این موضوع بودند که چه اتفاقی برای پرواز شماره ۳۰۱ خطوط هوایی ترکیه رخ داده بود که بعد از پنج دقیقه پرواز ، ناگهان سقوط نماید ..!!؟

 4ythm2dkqovne1pa7xg7.jpg

کارشناسان به وسیله ابزاری به نام " پلات " سعی می کردند تمام جزئیات پرواز رو بازسازی کرده تا پی به علت سانحه ببرند .. آن ها توانستند حتی سرعت نهایی که عقربه ها نشان می داد رو پیدا کنند . و همان طور که با فلش نشون دادم .. ۳۵۰ نات سرعت هوایی هم مشخص می شود ..!! آن ها متوجه مسئله ای غیر طبیعی در پرواز می شوند .. و کشف می کنند به محض روشن کردن اتوپایلوت دماغه بالا رفته است .. کارشناسان سرعت ۳۵۰ نات رو هرگز نمی پذیرند .. ولی چطور چنین چیزی اتفاق افتاده است ..؟ کاملآ غیر طبیعی است !!

 2c0fcrd8ds0v9a8v2l8e.jpg

کارشناسان بار دیگر به شاخه دیگر تحقیقات که گوش فرا دادن به صحبت های خلبان است توجه می کنند .. ان ها با بررسی گفته ها .. به این نکته پی می برند که عقربه سرعت سنج کمک خلبان در لحظه تیک آف درست نشون می داده است .. ولی بعد با یک دیگر مغایرت پیدا می کنند .. !! آن ها به این نکته می رسند که طبق قانون خلبان آدام باید با مشاهده این نقض فنی پرواز رو کنسل می کرد .. اما تنها دلیلی که این عمل رو انجام نداده ، دور بودن سه هفته ای از خانواده هاشون بوده است ..!

xt1p9an33x9mslvee1ea.jpg

با مرور اشکالات سرعت سنج ، فکر کارشناسان به سوی لوله های " پی تو تیوپ " که در طرفین هواپیما تعبیه شده اند جلب می شود .. آن ها تقریبآ مطمئن می شوند که ایراد می تونه از اشکال در عملکرد این لوله های فلزی باشد .. که وظیفه آن ها عبور هوا به منظور سنجش سرعت هواپیماست .  

zcxdataa5vizm3fspyh6.jpg

همان گونه که در تصویر مشاهده می کنید .. وظیفه آن ها عبور هوا به منظور سنجش سرعت است

ht9uddhp7cq22lcpsnu2.jpg

حال اگه به دلایلی این لوله مسدود شود .. جلوی عبور کامل هوا به پشت عقربه های نشون دهنده سرعت گرفته می شود و سوزن آن به درستی نمی چرخد ...  همان اتفاقی که در پرواز ۳۰۱ رخ داد .. متخصصان با کشف این واقعیت به دنبال این هستند که چه عاملی سبب مسدود شدن لوله ها شده است ..!؟

jjdrdv0wmac6prx8caiy.jpg

معمولآ هواپیماها برای جلوگیری از مسدود شدن لوله فلزی سرعت سنج ، کاور ( غلاف ) برزنتی بر روی لوله می کشند .. این کاور به وسیله پارچه ای بلند و قرمز رنگ ، به گروه پروازی اخطار می کند که حتمآ قبل از پرواز ان را از روی لوله سرعت سنج بیرون اورند

5sq0a1ntjne78nsa3h1u.jpg

به همین دلیل بار دیگر متخصصان به سراغ میکانیک ها و متخصصان هواپیما رفته و از آن ها می پرسند که آیا در تمام مدتی که هواپیما این جا خوابیده بود ، آیا کاور شده بود .. ؟ که پاسخ ان ها منفی بود و اعلام می کنند هواپیما فاقد این روکش بی ارزش بوده است !!

 c9li3dle0jdwrngeu1n4.jpg

با مشخص شدن این واقعیت که این هواپیما در طول سه هفته اقامت خود در این فرودگاه ، هیچ روکشی بر روی " لوله های پی تو " قرار نداده است .. تنها دلیل گرفتگی سرعت سنج رو در پیدا کردن لوله های یاد شده از لاشه هواپیما دانستند .. اما سوال اساسی این بود .. برفرض لوله های سرعت سنج گرفته شده باشد .. دلیل سقوط جت ۷۵۷ چی می تواند باشد !!؟

 3j93jqbmsulvgnaf3h0p.jpg

کارشناسان معتقدند که علاوه بر نشان دهنده های فوق .. کامپیوتری در هواپیما موجود است که تمام سرعت هواپیما و سرعت زمینی ان را به درستی محاسبه کرده و در اختیار خلبان می گذارد .. پس چه دلیلی سبب این اتفاق شده است ..؟

telv0b2jtet1rijyt6zj.jpg

آن ها می دانستند که در هواپیماهای بوئینگ ۷۵۷ سیستم هشدار دهنده سرعت بالا وجود دارد .. و به محض این که سرعت هواپیمایی بیش از حد استاندارد باشد .. در کابین به وسیله چراغی قرمز چشمک می زند ..

2yxea522qg5a8i0810kb.jpg 

برای یافتن پرسش خود ، محققان با باز سازی تمام حرکات و گفت و گو های داخلی خلبانان با یک دیگر دنبال علت حادثه رفتند .. آن ها مشخص کردند که پنج منبع مختلف برای اگاهی خلبان از وضعیت هواپیما دارد .. اما چرا خلبان با تجربه متوجه نشده است .. !!؟ با بررسی فراوان مشخص شد تمام مشکلات از لحظه فشار دادن دگمه اتوپایلوت آغاز شده است .. آن ها متوجه شدند بسته شدن لوله سرعت سنج سبب دریافت اطلاعات غلط به سیستم اتوپایلوت شده بود !! و کامپیوتر مرکزی هم نشون می داد هواپیما خیلی سریع پرواز می کند .. و به همین دلیل دماغ هواپیما رو بالا می بره تا سرعت کم بشه .. و به این ترتیب .. دو اطلاعات متناقص هم دریافت می کنه .. !! آن ها عاقبت متوجه می شوند خلبان هواپیما در محاسبه هر دو سرعت سنج دچار اشتباه شده بود .. در حقیقت نشان دهنده کمک خلبان صحیح بوده ، و در واقع هواپیما خیلی هم اهسته پرواز می کرده است !! با خاموش کردن فیوز .. عقربه بدون هدف به سمت عقربه های ساعت چرخیده و همین امر سبب اخطار سرعت بالا شده بود .

8y6f71sq9s67fx2iovvs.jpg

خب در همین اثنا اتوپایلوت اخطار غلط دیگری رو ثبت می کند .. و ان سرعت زیاد هواپیما بوده است ! ولی در حقیقت هواپیما خیلی آهسته جلو می رفته است .. و با عقب کشیدن دسته گاز .. هواپیما دچار استال شده بود . در حقیقت دو فرمان غیر واقع که از نظر تئوری امکان وقوع ان نیست به هواپیما ارسال می شده است !! طبق اطلاعات به دست امده از کابین خلبان .. به محض خاموش کردن اتو پایلوت .. خلبان در وضعیت استال سریع قرار می گیرد .. کمک خلبان سوم متوجه اشکال شده بود .. برای همین فریاد می زده ( ا دی آی ) .. که منظورش از این اصطلاح این بود ... جلوی خودت رو نگاه کن .. دماغ هواپیما رو پائین بیار . او می دانست که نشان دهنده وضعیت هواپیما کاملآ آبی شده است و در وضعیت خطرناکی قرار گرفته است .. اما کاپیتان باتجربه متوجه اخطار صحیح شاگرد خود نشد .. !! گروه تحقیق همچنین متوجه شدند که کمک خلبان هم چندیدن بار از آدام خواسته بود دماغ هواپیما رو پائین اورد .. ولی او بقدری دستپاچه شده بود که متوجه استال نشده بود .. !!

ggdrc1pabqumf9obad35.jpg

متخصصان متوجه شدند که در اون شرایط .. تنها چیزی که جت ۷۵۷ نیاز داشت .. افزودن سرعت موتور ها و آوردن دماغه هواپیما برای خروج از استال بود .. که متآسفانه اجرا نشد . آن چه که کارشناسان رو متحیر کرده بود این است که .. چرا دو کمک خلبان که متوجه اشکال اساسی کار شده بودند ، چرا با کمک هم یوک رو جلو فشار نداده .. و گذاشتند کاپیتان هر کاری دلش خواست اشتباهی انجام دهد . چون ان دو کاپیتان نشده بودند ..!! نوار باقی مانده تآکید می کرد کاپیتان اطلاعات درستی از کمک های خود دریافت کرده بود که می توانست باعث نجات هواپیما شود

 1iszyl66hr4iiwttfhli.jpg

بعد از مشخص شدن حقایق .. گروه تحقیق با متر کردن نقطه ای که هواپیمای پرواز ۳۰۱ از زمین کنده شده بود .. دنبال این پرسش بودند که آیا کاپیتان ادامز می توانسته با مشاهد ایراد ، هواپیما رو متوقف کنه .. ؟ آن ها بعد از جمع و تفریق زدن های فراوان .. متوجه شدند او می توانست هواپیما رو متوقف کند .. !! اما نتایج تحقیقات به این جا کشیده شد که اگه گروه پروازی رو آن روز به ماموریت نمی فرستادند و یا از قبل اطلاع می دادند .. آن ها امادگی بیشتری داشتند .. زیرا استراحت کافی نداشتند .. و همین مسئله می تونست یکی از دلایل تصمیمات اشتباه خلبان باشه ..  عجله در انجام پرواز همیشه خطر آفرین است .. !! دلیل دیگه اشتیاق گروه پرواز برای رفتن به خونه بوده است .. چون بنده خدا ها خیلی وقت بود در هتل منتظر بازگشت بودند .. که به اصطلاح عامیانه می گویند دلتنگی خونه ( هوم سیک ) .. گروه تحقیق هرگز متوجه نشدند اون شب چه در مغز کاپیتان گذشت که به پرواز ادامه داد .. !!؟

rrgcr9f59i91j8nn9jdg.jpg

معمولآ رسم است بعد از انجام تحقیقات کامل اشکالات رو برطرف کنند .. اولین اقدامی که صورت گرفت .. اموزش خلبانان به منظور جدی گرفتن سناریوی " پی تو " ها بود . دومین موردی که سبب تغیرات اساسی شد ، افزودن اخطاری به کامپیوتر مرکزی بود که در زمانی که هر یک از عقربه ها با همدیگر نخوانند ( عین مشکل پرواز ۳۰۱ ) اخطار جدیدی درج شود ( با فلش مشخص کرده ام ) .. پس می بینید که چقدر دقیق از خطاها استفاده می کنند ..

ht186l0zy0ake1h5qohl.jpg

اما اخرین پرسشی که گروه تحقیق با ان مواجه بودند .. دلایل مسدود شدن لوله های پی تو بود . و مدام می پرسیدند چه عواملی سبب انسداد ان ها شده بود ؟ اما متآسفانه ان ها هرگز لوله های هواپیما رو پیدا نکردند .. !! شاید جانواران دریایی بلعیده بودند ! اما چرا با وجود عدم گرد و غبار و آشغال و یخ  ان ها مسدود شده بود ؟ برای پیدا کردن پاسخ زیاد راه دوری نرفتند .. زیرا محیط اطراف ان ها مملو از حشرات ، جانواران کوچک و موذی بود .. که شناخته ترین نوع ان زنبور های کوچکی بودند که برای تهیه لانه به هر سوراخی سرک می کشند .. این حشرات در همه جا پیدا می شوند .. و چون هواپیما سه هفته اون جا پارک بود و در پوشی هم نداشت .. تعدادی زنبور سیاه با انتخاب ان به عنوان آشیانه ، سبب گرفتن جان ۱۸۹ مسافر بی گناه بر روی دریا شدند .. روحشان شاد .

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

منبع : مستند های نشنال جئوگرافی و با تشکر ویژه از سام عزیز از سوئد که ان ها رو در اختیار من گذاشت .

این مطلب ساعت ۱بامداد سیزدهم بهمن ماه پایان یافت .

 ایام به کام   

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

Stealing Mig-21:(PART II):

The Israeli efforts to accumulate information on potential enemy plans and equipment is of course vital for her national defense. But it has, and undoubtedly continues to be, vital for barter with the United States as well. In Israel, the United States has an ally who has often provided Intelligence far more in-depth than their own, especially about soviet penetration of the Middle East in the 1960's and 1970's. In return, the Americans have often been willing to provide Israel with the latest military equipment which under other circumstances they might not have been willing to provide. It is true that as early as the 1956 Suez War, the Israelis found an abandoned Russian plane abandoned by its Egyptian pilot, as the Egyptians hastily fled before the rapidly advancing Israeli Army. This was a major coup. But its effects soon wore off as the Russians introduced the more advanced, and unknown, MiG-21 into the Syrian, Egyptian and Iraqi Air Forces. Israeli Intelligence went through its options; "bribery, intercepting a plane at its unloading point in an Arab country, planting an agent at an airbase…" But the Mossad came to the conclusion that it would be best to try and persuade an Arab pilot to defect to Israel. In the event, the Israelis got a free tip-off . an Iraqi Jew by the name of Joseph indicated that if Israel wanted an MiG-21, he could probably arrange it. This was a strange development. Most Iraqi jews had been flown to Israel in a massive airlift in the early 1950's. Perhaps 1000 or even less remained of a community which prior to the early 1950's numbered well over 100,000 Jews. Joseph had grown up as a poor Jew and had been indentured to an Iraqi Maronite Christian family at the age of ten. Although he never attended school or learned to read and write, he rose to prominence in this non-Jewish family's household. No decision was taken without him being consulted. He was present at all family meetings, and his was often the last word on any family decision. He had risen to be a central figure in the family's affairs whom they all looked up to, admired, respected, and loved. When he was almost 60, however, during a quarrel with the real head of the household, Joseph was told that without the family he would have had nothing. Although the Christian Maronite soon apologized, Joseph didn't forget it. He decided then and there to explore his "otherness" - his Jewish identity. This was something he had hardly given thought to before. He began to learn about Judaism and Israel. Although he maintained his loyalty to his adopted family, he also felt equally loyal to his newfound concern for Israel. Late in 1964 he contacted Israeli officials in Tehran (until 1979 Israel had a good relationship with Persian, non-Arab Iran) and Europe. He had something important to tell them. Israel, as a Jewish state in the Middle East, has always cultivated non-Arab nations on the periphery of the Middle Eastern world - such as the Turks and until 1979, Iran. Israel also actively cultivated minorities within Arab-Moslem nations.In early 1964 Israel soon had contact - through Joseph - with a Maronite Christian pilot in the Iraqi Air Force.....END OF PART II......

Source:http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

چشم "آمیت" به عراق است

ترجمه فارسی:

دزدیدن میگ-21(قسمت دوم):

کوشش اسرائیل در جمع آوری اطلاعات در مورد قابلیتهای هواپیماهای دشمن برای دفاع ملی حیاتی بود.اما ادامه این عمل همچنین برای داد وستد اطلاعات با ایالات متحده نیز سودمند بود.در اسرائیل ایالات متحده را بعنوان هم پیمانی میشناسند که اغلب اطلاعاتی حتی دقیقتر و عمیقتر از آنچه خودشان بدست می آورند در اختیارش قرار میدهند بخصوص در مورد نفوذ شوروی در خاورمیانه در دهه های 60 و 70 میلادی.در مقابل-آمریکا نیز علاقه مند است تا اسرائیل را با آخرین تجهیزات نظامی مجهز کند که تحت شرایط دیگری بهیچوجه مایل به دادن آنها نمی بود.این قضیه واقعیت داشت که در اوایل جنگ "سوئز" در 1956 اسرائیلیها یک فروند هواپیمای روسی را پیدا کردند که خلبان مصری آن رهایش کرده بود و مصریها قبل از رسیدن واحدهای جلودار ارتش اسرائیل فرار کرده بودند.این یک پیروزی بزرگ بود.اما با معرفی میگ-21 توسط روسها به نیروی هوایی مصر -سوریه و عراق که پیشرفته تر و ناشناخته تر بود این تلاشها از بین رفت.سازمان اطلاعات اسرائیل انتخابهایش را بررسی کرد:"رشوه دادن-رهگیری هواپیما در نقطه ای در خاک کشورهای عرب-قرار دادن یک عامل در یک پایگاه هوایی و ..."اما موساد نهایتا به این نتیجه رسید که بهتر است در جهت تشویق یک خلبان عرب برای پناهندگی به اسرائیل تلاش کند.در این بین بخت به یاری اسرائیلیها آمد.یک عراقی یهودی به نام "جوزف" عنوان نمود که اگر اسرائیلیها میگ-21 میخواهند وی احتمالا قادر به ترتیب دادن کار خواهد بود.این پیشرفتی شگفت انگیز بود.اکثر یهودیهای عراق در اوایل دهه 50 میلادی در یک انتقال هوایی دسته جمعی به اسرائیل رفته بودند .شاید 1000 نفر و یا حتی کمتر از یک جمعیت 100000 نفری در اوایل دهه 50 در عراق باقی ماندند."جوزف" یهودی بود که فقیرانه بزرگ شده بود و در سن ده سالگی در نزد یک خانواده مسیحی مارونی عراقی به خانه شاگردی گماشته شد.اگر چه وی هیچگاه به مدرسه نرفت وخواندن و نوشتن نیاموخت اما از خصایص برجسته آن خانواده غیر یهودی بهره برد.هیچ تصمیمی بدون حضور او گرفته نمی شد.وی در همه تجمعات خانوادگی حاضر بود و معمولا حرف آخر را در تصمیمات خانواده میزد.وی بعنوان شخصیتی مرکزی در امور مهم خانواده حضور داشت و همگی ضمن ستایش و احترام به وی اورا دوست میداشتند.زمانیکه "جوزف" 60 سال داشت در طی یک مشاجره با بزرگ خانواده بوی گفته شد که بدون این جمع خانوادگی هیچ است.اگرچه مسیحی مارونی خیلی زود عذر خواهی کرد اما "جوزف" این حرف را فراموش نکرد.او تصمیم گرفت که تفاوتهایش را آشکار سازد یعنی هویت یهودیش را.این چیزی بود که در گذشته کمتر به آن فکر کرده بود.وی شروع به یادگیری در مورد یهودیت و اسرائیل کرد.اگرچه او وفاداریش را نسبت به خانواده حفظ کرد اما احساس وفاداری به اسرائیل را نیز در خود احساس میکرد.در اواخر 1964 با مقامات اسرائیلی در "تهران" و اروپا ارتباط برقرار کرد(تا سال 1979 اسرائیل با رژیم غیر عربی ایران روابط خوبی داشت).او مسائل مهمی برای گفتن داشت.اسرائیل بعنوان یک دولت یهودی در خاورمیانه همیشه با ملتهای غیر عرب اطراف خاورمیانه نظیر :ترکها و تا سال 1979 ایرانیها ارتباطات خوبی ایجاد کرده بود.اسرائیل همچنین فعالانه به ایجاد ارتباط و پرورش اقلیتهای غیر عرب در میان عربهای مسلمان اقدام میکرد.از طریق "جوزف" در اوایل سال 1964 اسرائیل اقدام به ایجاد ارتباط با یک خلبان مسیحی مارونی در نیروی هوایی عراق نمود.....پایان بخش دوم.......

گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html:منبع:

 

 بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 
معرفی یک سایت خوب و جامع  
 
قابل توجه هم وطنان خارج از کشور و ان هایی که به دنبال هویت ملی خویش هستند
 
شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران
 
my0r50s4cnrc3q0ejwfd.jpg 
 
 
توجه  ...................... توجه
 
بخش بازرگانی شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران فعال شده و از کلیه صاحبان مشاغل جهت درج آگهی رایگان یکماه خود دعوت بعمل می آورد.
لازم به ذکر است هر یک از صاحبان مشاغل می توانند یکبار بمدت یکماه بصورت رایگان آگهی خود را در این شبکه درج نمایند.

mtycu9sokgufjm5w3w0d.jpg

رسانه متفاوت ایرانیان اینجا

5nbix53b3fzmhx7cycy7.jpg 

www.sciencemovie.co.cc  

عزیزانی که مایل به دانلود یا خرید سری کامل مستند های نشنال جئوگرافی هستند ، با مراجعه به لینک بالا آن را تهیه فرمایند . به خوانندگان محترم سایت  " یادداشت های یک خبرنگار " تخفیف ویژه تعلق خواهد گرفت .

 

    تلفن تماس با مدیر سایت

۰۹۱۹۴۴۷۱۸۲۸

لطفآ  فقط بعد از ظهر ها قبل از صحبت اس ام اس بفرستید و در صورت تآئید تماس گرفته شود  . خوانندگان فاقد تلفن همراه همه روزه از ساع ۲۰ تا ۲۱ می توانند تماس حاصل فرمایند .

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .  

 ماموریتی خطرناک و بدون بازگشت

s7yve1crrxrimt32icbp.jpg

 ماموریت انتحاری ارتش قهرمان علیه دشمن

 ****

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

ماجرای جبهه رفتن خانم دکتر

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

تحلیل سانحه فرود ایرباس در رودخانه هودسن

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی

 

 

- تعداد بازديد
  • 3274
  • مرتبه

    نظرات

    سلام آقای مدرسی عزیزم
    این چند روز که نبودید دلمون حسابی برای شما تنگ شده بودامیدوارم کرج خوش گذشته باشه و حال نوه های گلتون خوب بوده باشه.
    من واقعا نمی فهمم که بعضی آدمها چی فکر می کنند؟ میان تو سایت و از مطالب جالب شما استفاده می کنند بعد یک تشکر خشک و خالی که نمی کنند هیچ, این طور قلب شما رو می شکنند.
    من هم با نظر شما که انتقاد لازمه هر پیشرفته کاملا موافقم ولی این نظرات بی ادبانه فقط نشاندهنده فقر شخصیته.
    امیدوارم که روزی برسه که همه به خاطر انسانیت هم که شده حرمت همدیگه رونگه داریم.
    ضمنامطلبتون هم مثل همیشه عالی بود
    مرسی از زحماتتون
    پاسخ
    شبنم جان عزیزم
    اولآ تصویر زیبای شما و حسین جان عزیزم رو دیدم .. حق داشتم احساس نزدیکی با شما کنم .. مخصوصا حسین جان که شبیه برادر ناتنی ام است .. امیدوارم همیشه موفق و شادکام باشید
    من به محض این که برگشتم .. تا صبح کامنت ها رو پاسخ دادم .. و شنبه هم از ظهر روی مستند کار کردم .. باور کن اولش می خواستم برداشت خودم رو به طور خلاصه بنویسم .. ولی دلم نیامد .. و فریم به فریم ترجمه کردم .. تازه تصاویر رو یک شب تا صبح قبل از رفتن به کرج انتخاب کرده بودم .. ولی خب این کار برابر سه تا پست معمولی وقت گیر است .. چون باید بخش به بخش داستان رو ترجمه کرده و در قالب تصویر توضیح دهی .. خوشحالم که دوستان می پسندند .. از شما هم به خاطر ابراز محبتی که فرمودی سپاسگزارم .. ای کاش حسین یک زنگ به من می زد و راهنمایی ام می فرمود برای شروع کار چه کار باید بکنم .. ؟

    avaalll!!!!!!man aval az hame khundam!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ
    نه عزیز .. دوم شدی !! فرقی نمی کنه

    با عرض سلام!
    ضمن تشکر از مطلب خواندنی و جالب شما.خواستم عرض کنم که وارد سایت فروش فیلم که معرفی نمودید شدم اما نحوه خرید در جایی درج نشده و فقط نام و قیمت فیلمها موجود است.اگر خود شما میدانید لطفا راهنمایی کنید.
    همچنین از همه خوانندگانی که در پست قبلی از مطلب ترجمه تشکر کرده بودند کمال تشکر را دارم.
    موفق باشید
    پاسخ
    علیرضا جان .. ممنون پسرم که توضیح دادی
    والله من از دست این دوستان نمی دونم چه کار کنم ..!!؟ خب جوون هستند و باید کمک شون کنیم .. من به همین دلیل لوگوی ان ها را بعد از این همه شایعات درج کردم تا دوستان جوان راه بیفتند
    امیدوارم جناب عطا عزیز مشکل رو سریع برطرف کنه
    جناب صادقی عزیز .. ممنون از شما .. ضمنآ پست بعدی رو زود تر از همیشه آپ می کنم .. آماده باش

    با سلام حضور جناب مدرسی از بابت مطلب زیباتون از شما متشکرم از دوست عزیزمان آقای علیرضا صادقی نیز به خاطر مطلبشان تشکر می کنم موفق و پیروز باشید.
    پاسخ
    دوست اندیشمندم جعفر جان عزیز
    باور کن وقتی دوستان از جناب صادقی تشکر می کنند .. من به وجد می آیم .. آخه بی انصافی بود ایشون این همه زحمت بکشند .. هیچ کس حرفی .. انتقادی .. تشکری .. حتی سلام خشک و خالی هم نکنه
    واقعآ از شما سپاسگزارم

    سلام کاپیتان
    خسته نباشید. عالی بود مثل همیشه
    سخنی با خوانندگان مطالب کاپیتان(خصوصا خانمها):
    خواهش میکنم هر چیزی را سریع به خود نگرفته و به شما بر نخورد. وقتی کاپیتان می فرمایند شوخی مردانه منظورشان این نیست که خانمها نخوانند یا خدای نکرده فحش رکیک. بنده به عنوان کسی که حدود 7 سال دوره دانشجویی لیسانس و فوق لیسانس را در خوابگاه (محیط کاملا مردانه) ساکن بوده ام از شما می پرسم:
    آیا یک خانم در نوشتن مطالب یک وبلاگ به همه حرفهایی که در یک محیط کاملا زنانه گفته شده اشاره می کند؟ قطعا خیر. آیا این مسئله دلیلی بر این است که مردان مطالب وبلاگ آن خانم را نخوانند؟قطعا خیر.
    پس خواهشا "دل نازک" کاپیتان را نشکنید.
    کاپیتان سنی ازشون گذشته و یک دوره(بهتره بگم چند دوره) بیماری سخت رو گذروندن. قطعا روحیاتشون با یک فرد 20 تا 30 ساله متفاوت است. به عنوان یک کوچکتر خواهش می کنم که ایشان را نرنجانید.
    پاسخ
    محمد عزیزم .. وقتی در وبلاگ کامنت زیبای شما رو دیدم .. آرزو کردم ای کاش خواننده سایت هم باشی .. اما حالا می بینم آرزویم برآورده شده است
    پسرم ممنون از شما .. واقعآ درست اشاره کردی .. من به همه خانم ها احترام می گذارم .. مگه می شه من به ان ها بگم وارد نشوید .. بهترین و صمیمی ترین دوستان من خانم ها هستند ..
    من برای همه انسان ها مخصوصآ خانم ها احترام زیادی قائل هستم
    از شما جناب شیرازی قلبآ تشکر و قدردانی می کنم

    بهروز جان
    سلام

    خسته نباشید مثل همیشه لذت بردم.

    مسافران هوایی همیشه بین سقوط هواپیما و خرابی موتور رابطه صد در صد قائل هستند برای همین در پرواز نسبت به رفتار موتور مثلا صدای آن واکنش نشان می دهند.اینکه می گویند پرواز و استاندارد ها و مسائل پیرامون آن شوخی بردار نیست واقعیت محض است چگونه به همین راحتی نکشیدن برزنت کاور بر لوله سرعت سنج حادثه می آفریند. زمان بچگی وقتی هواپیمای جنگی می کشیدم با خیال اینکه لوله سرعت سنج جنبه تزیینی دارد با دقت تمام آن را کمی درازتر می کشیدم بعد ها از تکنسین ها فهمیدم ای بابا این کیلومترشمار!!! هواپیما است.

    مسئله جاسوسی تسلیحاتی به خصوص نوع هوایی آن همیشه مهم بوده چون به راحتی می توان با اسلحه دشمن کارکرد و توانایی های آن و نقاط ضعفش آشنا شوند.آن طور که خوانده ام آمریکایی ها در زمان جنگ سرد تمام توان خود را برای سرقت و به دست آوردن هواپیمای شوروی به کار بستند و قصد داشتند اسکادران های مهاجم را شبیه سازی کنند که البته بسیار موفق عملکردند.در زمان جنگ شوروی با تحویل گرفتن غلاف اخلال گر یک اف.4 سقوط کرده ایرانی چند فروند!! هواپیما به عراقی ها تحویل دادند.

    یاحق
    پاسخ
    سرور گرامی جناب اوالانچ عزیز
    دقیقآ اشاره درستی فرمودید .. مسایل هواپیما رو نباید شوخی پنداشت
    یک کاور معمولی چقدر مشکل افرین شد .. 189 نفر جان باختند .. میلیون ها دلار هزینه جستجو و تحقیق را پرداختند .. خیلی ها شغل شون رو از دست دادند ..و و البته کاپیتان هواپیما خیلی بچگی کرد .. ادی آی رو نگاه می کرد .. می فهمید وضعیت هواپیما چگونه است
    اصولآ یکی از واکنش های خلبانان در مواجه با این گونه شرایط ، پایدار کردن تعادل است .. که با اوردن دماغ هواپیما به پائین .. موجب خروج از استال می شود .. اما آن ها به فکر لق لق فرامین بودند .. و سعی می کردند از بنک بیرون اورند .. هم کمک خلبان و هم افسر کمکی سوم بار ها بهش گفتند دماغ رو بیار پائین .. اما افسوس که کاپیتان گوش نکرد ...
    من یادمه در یکی از پرواز ها .. کاپیتان یک اشتباه پروازی مرتکب شد .. مهندس پرواز از پشت محکم به بازویش زد و بهش گفت اصلاح کن .. !!! خب کمک خلبان می تونست محکم یوک رو به جلو حرکت بده و کاری به کاپیتان نداشته باشه ... خیلی از این اتفاقات در پرواز های ما افتاده بود که به خیر گذشت در مورد تحلیل شما سپاسگزارم . بی صبرانه منتظر مطلب ایرباس هستم

    سلام،
    یه سوال داشتم. توی مستندای قبلی (یادم نیست کدوم بود!)هم موردی بود که دماغه هواپیما بیش از حد به بالا رفته بوده و هواپیما تو حالت استال قرار گرفته بوده. وقتی همچین حالتی زیاد پیش میاد و خیلی هم خطرناکه، چرا به خلبانا قبل از پرواز توی سیمولاتور همچین حالتی رو شبیه سازی نمی کنن تا جلوی حوادث رو بگیرن؟
    ممنون از مطالب همیشه خوبتون.
    پاسخ
    پیمان جان عزیز .. به مورد خوبی اشاره کردی
    اصولا هواپیما رو که ول کنی . دوست داره سرش رو بالا ببره .. چون موتور ها فشار وارد می کنند .. البته در اموزش ها بسیار بر تعادل هواپیما تآکید می کنند .. پارسال وقتی دو تا از معلم خلبان های جدید یکی از شرکت های اموزشی هواپیما رو زمین کوبیدند .. عدم رعایت تعادل و خط افق بود .. البته در جت های مدرن مثل 757 ادی آی آن خیلی بزرگ و گویاست
    اولین کار در این گونه استال ها پائین اوردن دماغه است .. و موتور دادن به هواپیما به جهت عکس طرفی که چرخیده است
    انشاالله در پست ها ی بعدی مفصل دوستان صحبت خواهند کرد

    سلام جناب مدرسی بزرگ
    بسیار متشکرم از اینکه بی هیچ چشم داشت مادی تا ساعت 1 شب وقت میزارین و این مطالب رو آماده میکنین.از طرف همه بازدید کنندگان سایت از شما تشکر و قدردانی میکنم.
    پاسخ
    فدای شما بشم یعقوب گرامی
    من فقط انجام وظیفه می کنم
    از شما ممنونم

    با سلام و احترام.
    سانحه غم انگيزي بوده است.چقدر هم زيبا تفسير نموديد و به جزئيات فني اشاره فرموديد.اين سانحه حساسيت زياد كارهاي نگهداري،تعميرات و بازرسيهاي دقيق قبل از پرواز هواپيما را نمايان ميسازد كه بنظر ميرسد برخي مسائل نظير عجله در امر پرواز چنين كارهايي را تحت الشعاع قرار ميدهد.دعاي سفري كه توسط مهماندار در زمان تيك آف خوانده ميشود خيلي به مسافرين قوت قلب ميدهد.بعد از اين دعا صحبتهاي خوب و زيباي برخي خلبانان است كه مسافرين را به آرامش خاصي ميرساند.در يك پرواز با فوكر 100 به خلباني كاپيتان نصر فر و نيكخواه به دليل صحبتهاي زيبا و حتي طرح مسائل معنوي پرواز آنقدر احت تاثير قرار گرفتم كه كمتر سخناني اينقدر در من تاثير گذاشته بود.كاپيتان نصر فر مدير عامل شركت هواپيمائي آسمان در فارس است و قبلا خلبان F-4 نيروي هوائي و از همكاران جنابعالي بوده است.وقتي از شيراز پرواز ميكنند اغلب در ارتفاع كمي از سطح شهر شيراز عبور مينمايند و پروازهاي او شاخص است.
    اما در مورد افراد و عزيزاني كه بنحوي با جنابعالي صحبتهاي سطحي مينمايند ،عرض كنم كه اگرچه ممكن است عمدي نباشد و احيانا تحت احساسات خاصي اين كارها را انجام دهند ولي اين يك واقعيت است كه برخي از جايگاه واقعي خود و جنابعالي چندان مطلع نيستند.به هر ترتيب قدر زر زرگر شناسد قدر جوهر جوهري.
    درمورد خانمهاي محترمي كه خوشبختانه از شرم و حياء بالائي برخوردارند هم عرض نمايم تصورات آنها از جنابعالي اگر همانند يك پدر بزرگوار و ناقل تجربه هاي مختلف باشد،كمي كوتاه مي آيند.واقعيت اين است كه برخي از اين عزيزان داراي عقايد و انتظاراتي هستند كه ممكن است در بين مطالب به صورت موردي با كلمات و يا عباراتي كه با روحيات آنها سازگاري ندارد روبرو شوند.البته بنده فكر ميكنم از دست اين عزيزان نبايد ناراحت شويد چون جنابعالي در اين دنياي كوچك همه واقعيات را تجربه كرده ايد و احتمالا حاضر نيستيد واقعيات را ننويسيد.حساسيت اين قبيل خانمها خوب است و اميدواريم همه خانمهاي عزيز اينگونه باشند.طبعا ندانستن برخي چيزها بهتر از دانستن آنهاست.
    اگر تاحدودي فضولي نمودم و پااز گليم مندرس و كوچك خود فراتر گذاشتم ،عفو فرمايند.الاعمال بالنيات.خداي بزرگ پشت و پناهتان باد همانند هميشه
    پاسخ
    سرور گرامی جناب مهندس فضلی نازنین
    تشکر می کنم از حضور گرم شما به این محفل دوستانه
    استاد اشاره به نکاتی بسیار حساس و دقیق در امر پرواز فرمودید
    بله حق با شماست حساسیت نگهداری و وضعیت استراحت کروی پروازی یک اصل مهم است .. برای همین از لحظه حضور در فرودگاه یا پایگاه تا چهارده ساعت بعدش ، هیچ خلبان یا گروه او مجاز به پرواز نیست .. همه به خاطر همین واکنش ها است
    این سانحه من را یاد سانحه هواپیمای سی - 130 ما در ارمنستان انداخت که ان ها هم وقتی شیشه جلوی هواپیما حباب بر می دارد و پرشرایز خارج می شود .. طبق قانون باید به نزدیک ترین فرودگاه که همان مسکو بوده باید بر می گشتند
    اما ان ها به دلیل این که شب عید بوده .. ارتفاع رو پائین گرفته و به سمت تهران برگشتند .. که روی ارمنستان با موشک سرنگون می شوند .. روحشان شاد .. در مورد خانم ها حق با شماست
    استاد عزیز .. اون دوست عزیز .. اصلآ منظوری نداشته .. من می دونم .. وخیلی هم دوستش دارم .. الان هم بیشتر دوستش دارم
    چون قصد دارم دوستی ام رو با او ادامه دهم یک مثال به طور کلی از اخلاق بد خودم و حساسیت های که دارم گفتم .. وگرنه اون آقا با هم همکاری می کنیم .. قراره یک کار هوانوردی بزرگی در شهر شما انجام دهیم .. پس می بینی که من تنها به خاطر خودم که بی نهایت حساس هستم این گله رو کردم .. و اسم نیاوردم .. چون به جان نوه هاایم خیلی دوستش داشته و براش احترام قائل هستم .. می دونم از روی صمیمیت این کتر رو کرد و هیچ منظوری نداشته
    به هر حال از این که او را ناراحت کردم عذر خواهی کرده .. و اقرار می کنم بیشتر از قبل دوستش دارم

    سلام و خسته نباشید خدمت جناب مدرسی عزیز . این پست خیلی جالب بون من خودم فیلمشو ندیده بودم اما توضیحات شما جوریه که انگار ادم فیلمشم دیده (:
    در مورد دوستی که در مورد ماخ سوال کرده بودند باید بگم که سرعت ماخ و رابطه اون با مثلا کیلومتر بر ساعت همیشه مقدار دقیقی نیس و به خیلی از مسائل مثل ارتفاع و دما و غیره بستگی داره . من یه توضیح خلاصه ای رو از سایت ویکیپدیا اینجا کپی میکنم . امیدوارم که کافی باشه .
    قربان شما دارا

    The Mach number is commonly used both with objects travelling at high speed in a fluid, and with high-speed fluid flows inside channels such as nozzles, diffusers or wind tunnels. As it is defined as a ratio of two speeds, it is a dimensionless number. At a temperature of 15 degrees Celsius and at sea level, the speed of sound is 340.3 m/s[2] (1225 km/h, or 761.2 mph, or 1116 ft/s) in the Earth's atmosphere. The speed represented by Mach 1 is not a constant; for example, it is dependent on temperature and atmospheric composition. In the stratosphere it remains constant irrespective of altitude even though the air pressure varies with altitude.

    Since the speed of sound increases as the temperature increases, the actual speed of an object traveling at Mach 1 will depend on the fluid temperature around it. Mach number is useful because the fluid behaves in a similar way at the same Mach number. So, an aircraft traveling at Mach 1 at sea level (340.3 m/s, 761.2 mph, 1,225 km/h) will experience shock waves in much the same manner as when it is traveling at Mach 1 at 11,000 m (36,000 ft), even though it is traveling at 295 m/s (654.6 mph, 1,062 km/h, 86% of its speed at sea level).
    پاسخ
    خیلی خیلی ممنونم دارا جان
    من همیشه شرمنده محبت های شما هستم
    دست گل ات درد نکنه

    سلام برعقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش وسلام ودرود برکاپیتان مدرسی عزیز.
    استاد ازشماخواهش میکنم یه مقاله درمورد عملیات غرورآفرین کمان99 بنویسید،ازلحظاتی که تنها24 ساعت ازشروع جنگ گذشته وخلبانان شجاع ما درپایگاه یکم سمفونی ای ایران رااجرا میکنند،ولحظاتی بعد یکی ازگسترده ترین عملیات های هوایی تاریخ به وقوع پیوست.از اینکه صدام ساعت اول جنگ گفت که تا20 دقیقه دیگر کمر ایران میشکند(زهی خیال باطل!)وبعد ازاجرای عملیات نظرش عوض شد وتازه فهمید که چه غلطی کرده!خواهش میکنم درمورد این عملیات بنویسید تابار دیگر به ایرانی بودنمان افتخار کنیم،تابدانیم که طرح این عملیات بزرگ درکمتر از24ساعت کشیده واجراشد،تاباردیگربر خلبانان وعقابان آسمان افتخارکنیم،تابدانیم ازآرش کمانگیر تاخلبانان جان برکف درزمان جنگ وآینده ها هرایرانی برای حفظ کشورش جان خود رافدا میکند. درراه توکی ارزشی دارد این جان ما....
    خیلی ممنون از شما .امیدوارم همیشه درسایه لطف خداوند سالم وسلامت باشید.راستی استاد این شماره09194471828 شماره شخصی خودشماست؟باتشکرناصریه ازکرمانشاه
    پاسخ
    دوست عزیزم جناب ناصریه نازنین
    راستش رو بخواهید در باره عملیات کمان 99 سایت های گوناگون به این قضیه پرداخته اند
    خاطرات من هم در همان اندازه است .. فقط کمی متفاوت است چون با چشم خودم دیده و شاهد ان بودم .. و خیلی از دوستانم در ان شرکت داشت و از غافلگیری عراقی ها سخن می گفت
    چشم .. اگه فرصتی شد حتمآ به ان خواهم پرداخت .. من دوست دارم به موضوعاتی اشاره کنم که دوستان کم تر در جایی نظیر آن را می خوانند
    در مورد این شماره هم باید عرض کنم .. این خط را برای سایت خریدم .. متآسفانه دو روزی است گوشی آن خراب شده است .. نوه ام کوبید زمین و صدایش در نمی آید .. وضع ام که خوب شد ، حتمآ یک گوشی خواهم خرید
    از شما ممنونم

    سلام استاد
    بخش مردانه رو تا عصر ميسازم
    اما با اجازه شما اجازه دسترسي رو فقط به كساني ميدم كه حد اقل ده تا پست توي سايت داشته باشن

    فريد ©
    پاسخ
    فرید عزیز و گرامی
    همین کافی است که من در یک بخش مردانه مطلب بنویسم
    دیگه خواهران و خانم های محترم .. باورشون می شه که من از اون مردهای بد دهان که شوخی های جلفی می کنند هستم ..
    من سرم خلوت شد به سایت خودمون سر خواهم زد .. مدتی نبودم .. حتی کامنت ها رو هم نمی توانستم پاسخ دهم
    فرید جان .. جون من فعلآ بی خیال شو
    در عوض خودم بهت می گم چه کار کنیم تا دوستان تشریف بیاورند
    از شما به خاطر زحماتی که در این سایت می کشی ممنونم

    سلام کاپیتان
    خیلی تاپیک جالبی بود
    یه نکته که برام خیلی جالب و عجیب بود اینه که ما تو تموم دوره هایی که دیدم و تمام پروازهایی که داریم قبل از رفتن به کاکپیت حتما شخصا پیتوت را چک میکنیم حتی بعضا داخلش فوت میکنیم تا از عملکردش مطمئن شیم یعنی توی یک قارقارک ملخ دار این کار به عنوان یک پروسژور انجام میشه اونهم توسط خلبان!!! چطوری بوده که این کار اونموقع انجام نشده یا اکیپ فنی سهل انگاری کرده اند که برام واقعا یک نکته مبهمه!!!
    نظر شما چیه ؟
    یا حق
    پاسخ
    نیما جان ممنون از شما
    راستش رو بخواهی در هواپیماهای هرکولس این کار یعنی بازدید جزء وظایف مهندس پرواز است .. و در پری فلایت هم با زدن دگمه ای جریان برق عبور کرده و آن را کاملآ داغ داغ می کند .. و هر چه درونش باشد می سوزد .. قبل از پرواز از گرم شدن ان باید اطمینان حاصل کنند .. چون ممکنه در پرواز هم برودت و سرما ان را مسدود کنه ..
    در ضمن بعد از پرواز هم متخصصان زمینی و کروچیف مسئولیت داره جلوی تمام منافذ از جمله دهانه و اگزوز موتور ها همچنین ورودی هوا به اتی ام و پی تو ها رو بپوشاند .. و معمولآ در هواپیماها این " داست پلاگ " ها رو قرار می دهند .. که این هواپیما ظاهرآ با خودش نیاورده بود .
    از شما به خاطر حضور گرم تون تشکر می کنم

    بهروز عزیز

    به همت یکی از دوستان خاطرات تیمسار خلبان اضغر مطلق که پرواز های رهبری هم بر عهده ایشان بوده در سنترال کلوب منتشر شده که بخشی از آن را در دو قسمت با اجازه شما قرار می دهم.

    (( خاطره از روز اول جنگ))
    خانه خواهرم كنار خانة ما بود.
    خواهرم آبگوشت درست كرده بود. روز سي‌ويكم شهريور 59 بود. ساعت 30/1 از در آمدم بيرون، بروم براي ناهار. پاكت سيگار و كبريتم را برداشتم كه صداي بمب آمد. آن زمان اينجا بيابان بود و مهرآباد معلوم بود. چون يك ماه بعد از كودتاي نوژه بود، فكر كردم دوباره كودتا شده. مهدي، برادرم، را كه کلی تركش در بدن دارد، صدا زدم. آن زمان يك موتور ياماها داشتم ، گفتم موتور را بيار. به سرعت لباس عوض كردم. سيگارم را يادم رفت بردارم. خودم را رساندم آزادي. به ديوار چين رسيدم (ديوار مهرآباد ـ ديوار نيروي هوايي) جعفر فخم، دم در مهرآباد بود كه سرگرد بود و من ستوان يك بودم. پريد پشت سر من و گفت عراقي‌ها كوباندند. من ديدم يك هواپيما منفجر شده و باكساش پرتاب مي‌شود به بيست متر سوي آسمان. فنس را با لگد خرد كردم و رسيدم به يكي از همافرها. گفتم: علي، اين هواپيماي 707 چقدر بنزين داشت؟ گفت: جناب سروان، خالي بود، ولي به داد كناري آن برسيد كه 185 هزار پوند بنزين دارد (يعني 85 تن بنزين). كنار آن هم يك جامبو بود كه 330 هزار پوند بنزين داشت (يعني 150 تن بنزين). مي‌توانست كل مهرآباد را 48 ساعت بسوزاند.


    اين معجزه‌اي بود كه اگر بمب را يك دهم ثانيه زودتر رها كرده بود، مي‌‌خورد به آن. ما بايد اين هواپيماي كناري را خارج مي‌كرديم تا فاصلة اين هواپيماي آتش گرفته با بقيه زياد شود. سريع اينجنير و لودمستر را سوار موتور كردم و بردم پاي هواپيما موتور را كنار آشيانه گذاشتم. گفتم: علي، برق و هوا را بردار بيار. وارد كابين شدم و شيشه‌ها را باز كردم و علي برق و هوا را وصل كرد. جمعيت كه همه مي‌ترسيدند، با اين كار جگردار شدند. پله را گذاشتند پاي هواپيما و يكي از بچه‌هاي پرواز آمد كه خدا او را بيامرزد. گفت: اصغر چه كار مي‌خواهي بكني؟ گفتم: مي‌خواهم دو تا موتورها را روشن كنم و هواپيما را تاكسي كنم كنار. گفت: باشه. نشست روي سيت چپ و موتورها را روشن كرديم و آورديم بيرون و گفت: كجا ببريم؟ گفتم: بلند بشيم. به برج گفتم: 707 هستيم. مي‌خواهيم بلند بشويم. مراقب برج گريه‌اش گرفت و گفت: باند را زده‌اند. طول باند 13100 پا است. گفت: 9300 پايي باند را زده‌اند سمت راست باند به صورت اريب و تركش‌هاي آن هم داخل باند است. به مهندس پرواز گفتم: ما چقدر بريم مي‌توانيم پرواز كنيم؟ گفت: 10100 پا بايد برويم. در حالي كه بمب در 9300 پايي بود بايد از روي بمب رد مي‌شديم با آن همه تركش.


    مردم از ديوارها آويزان شده بودند. گفتم: جناب سروان، اين ملت چشم اميدشان به ماست. گفت: آقاي مطلق، نمي‌توانيم بلند شويم. آمديم سر باند. به همايون كه مهندس پرواز بود، گفتم: با من تكي پرواز مي‌كني؟ گفت: بله جناب سروان. اول وحشت كرده بود. موقعي كه ديد من مصمم هستم، شجاع شد. من تازه خلبان يكم شده بودم و تجربه نداشتم. آمديم سر باند و آنجا ديدم مسعود ناصري داد مي‌زند خلبان 707 چه كسي است؟ گفتم: منم جناب سرهنگ. گفت: مطلق، مي‌خواهي بلند بشوي؟ گفتم: بله. اولين هواپيمايي كه بعد از بمب بلند شد 707 سنگين بود. گفت: به عبدلي بگو بمب منتها اليه سمت راست است و شما موقع بلند شدن منتها اليه سمت چپ برويد. بلند شويد و خدا نگه‌دارتون. به خدا سپردمتون.
    گفت: بلند شويم جناب مطلق؟ گفتم: نه، صبر كن جناب سرگرد. ما ممكن است به وسيلة تركش‌ها بر روي باند منفجر شويم. اول اشهد خودمان را بگوييم. اينجنير و لودمستر كه پشت سر من بودند، همه اشهد گفتيم و زن بچة خود را به خدا سپرديم. بلند شديم، ولي قبل از بلند شدن هواپيما تكان خورد. به من گفت: يك سيگار به من بده. بنده خدا سالي يك بار سيگار مي‌كشيد. دست كردم در جيب و گفتم: جناب سرگرد، سيگارم را يادم رفت. لودمستري بود كه پانزده سال به او مي‌گفتم Just the poke (فقط يك پك). چون سيگارهاي همه را روشن مي‌كرد و فقط يك پك مي‌زد و سيگار نداشت. همايون هم سيگاري نبود. لودمستر يك بسته وينستون درآورد و گفت: بيا، اين عوض آن سيگارهايي كه از تو در اين پانزده سال گرفتم.


    سه ـ چهار هزار پا كه بلند شديم، برج گفت: 707؟ گفتم: چيه؟ گفت: دو تا لاستيك‌هاي سمت راستت پودر شد. سرگرد گفت: چه كار كنيم؟ گفتم: همان‌طور كه بلند شديم، مي‌نشينيم. خدا بزرگ است. گفت: كجا برويم؟ گفتم: جناب سرگرد، الآن اف چهارده‌ها از اصفهان بلند شدند و تشنه هستند. ما هم با دو سيستم بنزين اف چهار و اف چهارده بوديم و رفتيم به طرف اصفهان و با اف‌چهارده‌ها ارتباط برقرار كرديم و يكديگر را پيدا كرديم. روي كوه‌هاي كركس‌ كاشان بوديم. هشت تا اف‌چهارده تشنه بودند.
    چهار تا كه بنزين گرفتند. پنج و شش كه آمدند، بي‌سيم اعلام كرد هشت تا هواپيماي عراقي دارند مي‌آيند. چهار تايي كه بنزين گرفته بودند رفتند به طرف آنها و سه تا از آنها را زدند و بقيه فرار كردند. اين مطلب را از اسير عراقي شنيديم كه مي‌گفت با شانزده فروند آمديم اصفهان را بمباران كنيم. روي اصفهان، شهر اصفهان و خانه‌هاي سازماني را ديديم، ولي روي پايگاه غبار بود چشم بسته بمب‌هاي‌مان را ريختيم و برگشتيم عراق. دوباره با هشت فروند ديگر آمديم كه سه تا از ما را زدند و بقيه برگشتند به سوي عراق.
    بنزين‌مان تمام شده بود و مي‌خواستيم بنشينيم و به يكي از اف‌چهارده‌ها گفتم: زير هواپيماي ما برو و ما چرخ‌هاي‌مان را باز مي‌كنيم. ببين چه شده. گفت: چرخ‌هاي عقب سمت راست كه فقط رينگ مانده و جلو كم باد به نظر مي‌رسد. يعني ما اصلاً سمت راست چرخ نداشتيم. به برج مهرآباد گفتم: روي باندها كف (فُم) بريزند تا جلوي جرقه را بگيرد. هواپيما در اين شرايط بايد مقدا بنزين موجود در باك را به حداقل برساند و بعد بنشيند تا خطر انفجار كم‌تر شود. مقدار بنزين را به حداقل رساندم. رسيديم روي ورامين. سرگرد مي‌لرزيد. رسيديم روي پادگان جي. هواپيما خيلي راحت نشست. موتور سمت چپ، يك وجب و چهار انگشت با زمين فاصله داشت. با جك و تخته، چرخ‌ها را باز كردند و چرخ نو برايش گذاشتند. اين همه معجزه در طول يك روز انجام شد.
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و نازنین
    خیلی ممنون با درج این خاطرات زیبایت
    راستش رو بخواهی اصغر مطلق از دوستان قدیمی من است
    آدم مومن و انقلابی بود .. از زمان رژیم پهلوی با او سلام و علیک داشتم .. بچه نازی آباد بود .. همیشه به شوخی می گفت .. من نباید خلبان می شدم . باید قصاب می شدم !! بسیار انسان خاکی است
    فقط در شرح ماجرا فکر کنم دچار فراموشی شده است
    اول این که بدون پر کردن فرم پرواز امکان نداره به هواپیما اجازه پرواز د هند .. مگر این که قبلآ این کار شده باشد
    همان روز که 707 سوراخ شد .. یکی از دوستانم به نام یاری فرد کاپشن پروازش رو در اورد و روی استند رفت و با دست از خروج بنزین جلوگیری کرد .. و نگذاشت باعث انفجار شود .. یکی هم در رمپ ترکش خورد .. خدا بیامرزه آقای دامغانی نام داشت ..
    اشتباه دوم اضغر جان این است .. وقتی چرخ ها جمع می شوند .. دیگه رینگ ها معلوم نمی شوند .. !! با چرخ باز هم که سوخت گیری نمی شود .. یک جای خاطره می لنگه
    البته من به شخصیت و گفته های اصغر مطلق احترام می گذارم و همه رقم قبولش دارم
    ولی در نگارش دچار اشتباه شده است
    از شما ممنونم که با درج یکی از خاطرات شیرین دوستان ما .. یاد و خاطره اول جنگ رو زنده کردی

    با سلام به محضر استاد گرامی جناب مدرسی
    با عرض پوزش از تماسهای مکرر بنده.
    امیدوارم رفع کسالت شده باشد و مستحضر باشید علت مزاحمتهای تلفنی بنده این بود که پیرو قراری که گذاشته بودیم بنده عازم شیراز بودم و برای کسب تکلیف مزاحم می شدم و در حال حاضر هم شیرازم و گزارشات بسیار زیادی برای شبکه گردشگری در حال تهیه هستم و هر شب روی سایت قرار می دهم اگر اوامری بود در خدمت شما هستم
    طبیبیان
    پاسخ
    استاد عزیز و ارجمند
    خسته نباشید .. واقعآ شما خیلی زحمت می کشید
    راستش رو بخواهید کمی حالم خوب نبود .. ضربان قلبم افزایش یافته بود .. وقتی از خواب بیدار شدم همسرم گفت شما تماس گرفته اید .. وقتی قصد پاسخ داشتم ، نوه ام بغلم بود .. ناگهان گوشی رو از دستم چنگ زده و به روی زمین کوبید .. و گوشی دیگه روشن نشد .. همین کار رو روز قبل اش با دندان های مصنوعی من انجام داده و غافلگیر شده و دندانم رو بیرون کشیده و شکست .. و دچار مشکل شدم ..!! و از ان جا که گوشی اصلی ام رو همراه نیاورده بودم .. موفق به تماس نشدم
    بعد هم به محض رسیدن .. تا خود صبح پاسخ کامنت های انبوه رو می دادم .. و دیروز هم به نوشتن مطلب اختصاص داده و پاک فراموش کردم .. از شما عذر می خواهم
    استاد لطفآ کار های جدید رو در کامنت اطلاع رسانی کنید تا من در پست جدید هم یادآوری کنم
    شیراز خوش بگذره .. دوستان خوب ما آقای بابک راستی و بامداد نازنین در شیراز هستند .. اگر امری داشتید آن ها مثل پسران من هستند حتمآ کمک خواهند کرد

    ........
    .........
    ...........
    پاسخ

    س جان عزیز و نازنین
    باور کن من قصدم دفاع از خودم بود .. و چون شما رو مثل دختر خودم دوست دارم .. مثال زدم .. شما به دل نگیرید .. منظورم این بود این گونه دوستان حساس هستند .. باید بیشتر مواظب بود
    وگرنه شما که دختر عزیز من هستی
    من اسم شما رو هم حذف کردم تا کسی فکر نکنه منظورم شما هستی

    ((خاطراتی از سرهنگ معزی))

    دو يا سه ماه مانده بود به انقلاب
    كه ‌با سرهنگ معزي، خلبان شاه، در يك پرواز با هم بوديم. از من پرسيد: اين مردم توي تظاهرات چه مي‌گويند؟ گفتم: مي‌گويند اعلي حضرت بايد بروند. گفت: شما هم مي‌رويد توي اين تظاهرات‌ها؟ گفتم: جناب سرهنگ، زن و بچه‌ام مي‌روند، ولي من بچه را توي پياده‌رو بغل مي‌كنم. چون توي كابين چند نفر بوديم، سرهنگ سريع حرف را عوض كرد. بعد از چند ساعت كه نشستيم، بلندگو صدا زد: مطلق به دفتر. رفتم دفتر. سرهنگ معزي بود. از من كتاب مي‌خواست. كم‌كم به همديگر نزديك شديم. روزي در خانة معزي به او گفتم: سرهنگ، بيا به اين مردم خدمت كن و دستگاه پرشيرايز را قطع كن. تا همة سرنشينان، از جمله شاه بميرند. سرهنگ گفت: نمي‌شود. گفتم: پس من را بگذار خلبان چهارم و روز پريدن، خودت را به مريضي بزن و من تي هندل هواپيما را درمي‌آورم كه موجب سقوط هواپيما مي‌شود. مرا با عصبانيت از خانه بيرون كرد.


    شاه كه پرواز كرد، پريدم داخل ساختمان و عكسش را شكستم. افراد ديگري هم كه شجاعت پيدا كرده بودند تمام عكس‌هاي شاه را شكستند. يكي از همافرها به من گفت: بگذار من از اينجا بروم، بعد بشكن. گفتم: كجاي كاري؟ شاه رفت.
    چند روز بعد از پيروزي انقلاب، معزي با بي‌سيم (SF) تماس گرفت كه «مهرآباد، ما داريم مي‌آييم. به سرهنگ بگوييد ما مينيمم‌كورو (حداقل كادر پروازي) هواپيما را برداشته‌ايم، مي‌آييم». اين قضيه خيلي سريع پيچيد كه سرهنگ دارد مي‌آيد و دنبال مطلق هم مي‌گردد. يكي مي‌گفت: چريك آورده مي‌خواهد مهرآباد را تسخير كند. هر كسي چيزي مي‌گفت. قرار بود يك ساعت بعد تماس بگيرد. من هم يك ساعت بعد آنجا بودم. گفت: آقاي مطلق، بگو تيراندازي نكنند به هواپيما. اين هواپيما مال بيت‌المال است.

    به او گفتم: نه تشريف بياوريد. به او اجازه نشستن داده شد. رفتم طرف هواپيما و سرم را كردم داخل كابين و سلام عليك كرديم. سرهنگ گفت: به اينها بگو اگر يك تير شليك كنند هواپيما منفجر مي‌شود. من هم رفتم بيرون داد زدم: «براي سلامتي سرهنگ معزي كه هواپيما را برداشته آورده، صلوات.» سرهنگ گفت: مينيمم كورو آمده تا اينكه كسي شك نكند. سرهنگ و گروهش را در مدرسه رفاه دو ساعت نگه داشتند و آزاد كردند و ايشان را بازنشسته كردند. جنگ كه شروع شد تعدادي از خلبان‌هاي بازنشسته از جمله معزي آمدند پايگاه يكم شكاري و هواپيما خواستند تا بدون حقوق براي مردم و كشور بجنگند و از جمله آنها بعضي از اخراجي‌هاي كودتاي نوژه بودند كه بعضي‌هاي آنها شهيد هم شدند و عاقبت‌ به‌خير شدند.


    سازمان سيا شايد سي سال به يك نفر حقوق بدهد تا يك مأموريت را انجام دهد. حدود شش ماه قبل از رفتن، سرهنگ معزي، دو شخصيتي شد. سعي مي‌كرد مدام بيدار باشد. هر وقت بيدارش مي‌كردم منتظر بود دستگيرش كنند. با هراس از خواب بيدار مي‌شد. تا چند روز پيش از آن، از انقلاب دفاع مي‌كرد، اما سكوت كرد. ما مطلب را به اطلاعات گفتيم. هر چه گفتم، پي‌گيري نكردند. مي‌گفتم يك نيروي اطلاعاتي با ما بفرستيد، ببينيد با چه كسي تماس دارد و به عقيدتي نيز گفتم. آنها مي‌گفتند آبروي فرد مسلمان را نريزيد؛ تا اينكه داريوش خيرخواه هواپيما را برداشت، رفت مصر. سرهنگ از من پرسيد: اگر تو توي هواپيما باشي و خلبان هواپيما را بخواهد فراري دهد، چه كار مي‌كني؟ گفتم: به علي‌بن‌ابي‌طالب، پايم را مي‌گذارم روي اسپيد تا هواپيما برود توي زمين، تا آيندگان بفهمند كسي هم هست جلوي آنها را بگيرد.


    شبي كه قرار بود بني‌صدر را ببرد، من ساعت يك نيمه شب، تيك آف بودم و قرار بود پرواز كنم روي همدان. معزي يازده شب تيك‌آف بود به طرف بوشهر. فردي به نام رضا ميرباقري بود كه اگر خدا يك درجه او را شل مي‌كرد، لمس مي‌شد. بسيار بسيار گيج بود. خدا نگه داشته بودش. پول زياد به فقرا مي‌داد. وگرنه اگر پنجاه بار از خدا جان مي‌گرفت، شصت بار سقوط مي‌كرد. چون ميرباقري خيلي خنگ بود و حواس نداشت، معزي فقط با او مي‌رفت؛ يك ماه و نيم قبل از رفتن، هر شب تيك‌آف بوشهر را مي‌گرفت تا تمرين فرار كند.
    من هم همان شب ساعت تيك آف داشتم. ساعت يازده مي‌آمدم گردان تا ساعت 11:30 پاي هواپيما باشم. يكي از بچه‌های همافر به خاطر چشمان رنگي‌اش معروف به محمود آمريكايي بود (كه زمان آقاي خاتمي معاون وزير بازرگاني شد) به او گفتم: محمود! معزي اگر بخواهد خدمت بكند در بين خلبان‌ها هيچ‌كس نمي‌تواند مثل او خدمت بكند و اگر هم بخواهد خيانت بكند، همين‌طور.

    سرهنگ، خيلي دو شخصيتي شده. گفت: نمي‌توانيم قصاص قبل از جنايت كنيم. قضيه را رد مي‌كرد. ساعت 11 كه آمدم داخل، عباس سلحشوري با من بود. معزي ساعت 11 بلند شد براي بوشهر. گردان ما راديو داشت. معزي به گردان ما گفت: هواپيماي 707 ما يك موتورش رفته و از هفتاد مايلي در حال برگشت به طرف ورامين است. چند لحظه بعد خبر آوردند كه سرهنگ معزي مخابره كرده كه يك موتورش پس زده و در حال برگشت است. پنج دقيقه بعد هم گفتند يك موتور ديگر از همان طرف را از دست داد. من شك كردم و به عباس گفتم. عباس هم اعتنا نكرد و گفت: امكانش هست. در همين فاصله برج گفت: جناب سرهنگ معزي، روي ورامين الكتريكش را هم از دست داده. (يعني برق هواپيما رفت). باز به عباس گفتم من مشكوكم.

    تلفن را برداشتم و به فكوري زنگ زدم. چون از ورامين 30/1 ثانيه بعد بايد مي‌رسيد و حدود دو ـ سه دقيقه گذشته بود. به فكوري گفتم: معزي كسي نيست كه سقوط كند! فكوري به من دستور داد كه بپرم دنبالش. رادارهاي همدان و تهران را از كار انداخته بودند. رادار همدان يك شيء را ديده بود كه روي كوه‌هاي كركس و كوه‌هاي ساوه حركت مي‌كند و دستور بود اگر شده تا داخل خاك تركيه دنبالش برويم، هواپيما را بزنيم. ساعت حدود يك ربع به دوازده بود. آيند، پشت سرهنگ معزي بود و من پشت سر او بودم. آيند، ده مايل با معزي فاصله داشت و من چهار مايل به آيند، و صداي آيند را مي‌شنيدم كه بر روي گارد به طوري كه همه مي‌شنوند به سرهنگ گفت: جناب سرهنگ، من پشت سرتان هستم. به من گفته‌اند كه شما را بزنم، برگرديد. معزي هم گفت: جناب، روي سر من گلوله گذاشته‌اند، شما لطف كن بيا كنار بال چپ من، خودت را به اين آدم نشان بده. معزي رفت داخل خاك تركيه. آيند گفت: من ديگر سوخت ندارم و دستور داده‌اند برگردم. آيند و من برگشتم
    پاسخ
    اوالانج جان عزیز
    تمام اسامس که جناب مطلق اورده است
    از جمله میرباقری .. سلحشور و داریوش خیر خواه رو دقیقآ می شناسم با هم سال ها کار کردیم
    داریوش بچه کردان بود .. من حتی پدر و مادرش رو هم در آن روستا دیده بودم
    خلاصه این که معزی واقعآ هم خلبان خوبی بود و هم افسر درستکار .. منتها گول جریانات سیاسی را خورد
    اون شب سرهنگ جواد .. فامیلی اش رو یادم رفته .. افسر عملیات بود .. خلاصه همه پایگاه به هم ریخت .. زمان ریاست جمهوری رجایی بود ..

    سلام از سایتتون خوشم اومد تبریک می گم من شما رو لینک کردم اگه قابل دونستید شما هم من رو لینک کنید براتون بهترین آرزو ها رو دارم
    سایت آموزش خلبانی و مبانی پروازی
    www.bigbird.tk
    پاسخ
    سامان عزیز و نازنین
    خوشحالم که مطالب سایت نظرت رو جلب کرده است
    و از این که قصد داری لینک ام کنی .. ممنون و سپاسگزارم
    پسرم ادیتور سایت من با بلاگرولینگ کار می کنه .. که متآسفانه مدتی است کار نمی کنه .. و من نمی تونم لیست و پیوند دوستانم رو تنظیم کنم
    اما اگه مایل بودی در وبلاگ برایم کامنت بگذار .. با کمال میل همون دقیقه اضافه می کنم
    از شما قلبآ ممنونم

    سلام عمو
    من هرچی تماس می گیرم گوشیتون خاموشه.
    یه کاری دارم.
    هر وقت گوشیتون رو روشن کردید یه تک زنگ بزنید ممنون می شوم.
    یا علی.
    پاسخ
    ممنون امیر جان .. الان زنگ می زنم

    سلام خدمت بهروز خان گل
    خوبین انشاءالله
    خواستم تشکر کنم از پست جدیدتون.
    قدرت جاذبتون وحشتناکه چون خانوم بنده صبح تا شب تو سایت شماست(باور میکنید)
    امیدوارم هر چه زودتر روی نازنینتو ببینم.بای .بوس
    پاسخ
    هومن عزیز و نازنین
    شرمندگی به شما کم بود ، حالا دختر عزیز و نازنینم هم اضافه شد .. !! واقعآ شرمنده ام ... هومن جان راستی امتحانات دختر بسیار عزیزم کی تمام خواهد شد ؟ می دونی که یک قولی به ما دادی ... و ما چشم به راه هستیم
    اهل تدارک و تشریفات نیستیم
    همون نان و پنیر معمولی
    از همسر نازنینت که این همه به حقیر لطف و محبت داره .. تشکر و قدردانی می کنم .. و آرزو دارم با نمرات خیلی عالی امتحانات دانشگاه رو تمام کنه
    هومن جان . خیلی دوستت دارم

    بهروز جان
    بار دیگر سلام
    .........
    ...........
    ...........
    آوالانچ عزیز و نازنین
    راستش من گیج شده بودم .. نمی دونستم خصوصی است یا عام ..!!؟
    اما من سیو کردم .. چون مربوط به مسایل خانوادگی بود .. با اجازتون پاک کردم .. اما در باره آنا که یک دقیقه از آوا بزرگ تر است ..!! عرض کنم .. ظاهری مظلوم داره .. ولی خیلی آب زیر کاه است .. مثلآ وقتی پشت کامپیوترم نشسته و آنا رو بغلم می گیرم .. ابتدا به بهانه بازی با کی بورد .. هی نوازش می کنه و مثل من کلید ها رو لمس می کنه .. ولی ناگهان .. چنان کی بورد یا ماوس را می کشد .. که دل و جیگر آن بیرون می ریزد .. !! برعکس آوا .. تا مدت ها بغلم نشسته و به کلید ها نگاه می کند .. و هرگز دست نمی زند
    پنج شنبه غروب کرج بودم .. طبق معمول آنا در آغوشم بود .. چون کنجکاو است .. و مرتب به دهانم خیره می شد .. کمی دهانم را باز کردم تا حس کنجکاوی اش پایان یافته و ببیند در دهان چه چیز هایی است .. او همین جور که با لب ها و ریش های من بازی می کرد .. ناگهان چنگ انداخت و دندانم که بیرون امدن آن بی نهایت سخت است .. و باید ابتدا بالا کشیده و سپس به بیرون اورده شود .. در یک چشم به هم زدن انگشت به دهانم برده و تا امدم دست او را بگیرم .. دیدم دندان فک پائین ام کف زمین سه تکه شده است .. اولآ از خجالت نزد میهمانان دامادم آبرویم رفت .. و آقاهه وقتی دید من حالم گرفته شده است ، فکر کرد از ناراحتی دندان است .. سریع رفت بیرون .. و از مغازه چسب خریده و آمد آن ها رو سر هم کرد .. وی گفت شانس اوردی که قسمت پائین است .. و گرنه باید از نوع قالب گیری می کردی ..!! ولی بقدری آنا رو دوست دارم .. که اصلآ ناراحت نشدم .. واقعا وقتی در آغوش می گیرم .. احساس می کنم ر بهشت هستم .. و هیچ لذتی بالاتر از ان نیست .. و با تمام وجود از خداوند متعال تشکر و شکر می کنم که چنین نعمتی به من عطا فرموده است ..
    آوالانچ جان .. امروز در رابطه با یک ایرشو بزرگ با دوستان جلسه داشتم .. قراره مسئولیت مشاوره و روابط عمومی با من باشه .. آقای امیر بازیار رو هم با خود برده بودم .. وقتی برگشتم خونه .. بازیار اطلاع داد سایت به هم ریخته است .. !! وقتی به سایت مراجعه کردم .. حالم گرفته شد .. داشتم غش می کردم .. سایت را عرب ها هک کرده بودند
    بعد از کلی فحش به اسرائیل و آمریکا .. تصاویر کشتار غزه رو مرتب نشون می داد .. نمی دونم چه جوری حالت روحی ام رو توصیف کنم .. سریع ای میل ام رو باز کرده تا با طراح محترم مکاتبه نمایم .. اما دیدم او آنلاین است .. سریع چت کرده و گفتم دارم سکته می کنم .. آقا در عرض کم تر از 5 دقیقه سایت رو برگرداند .. من دست و پایم می لرزید .. نمی تونستم نوشته ای او را حتی بخوانم .. نوشت .برو استراحت کن .. وقتی به سایت مراجعه کردم دیدم همه چیز سر جاش است !! قلبآ دعاش کردم
    از شما هم بابت درج ان مطالب ممنونم

    با سلام
    آقای بهروزی !
    یکی از خوانندگان پرسشی در رابطه با خرید دی وی دی های ناشنال جغرافی و سایت مورد نظر واینکه هیچ گزینه ای جهت نحوه خرید نبود, کرده بود که لازمه در جواب این پرسش عرض کنم اولا چون وبلاگه نمیتونه مستقیما فروشی انجام بده
    2- در قسمت سمت چپ وبلاگ ایمیل مدیر وبلاگ نوشته شده که کافیه یک میل به ایشان تحت عنوان خرید دی وی دی ها بزنید تا در جواب ایمیل, ایشون نحوه خرید انها را براتو باز گو کنه.
    در پایان بنده خودم به حساب ایشون پول ریختم و منتظر دی وی دی ها هستم!
    و قصد اینجانب تبلیغات برای وبلاگ نیست وهیچ اشنایی با مدیر وبلاگ مورد نظر ندارم و فقط از طریق آقای مدرسی و وبسایت ایشون متمایل به خرید این دی وی دی ها شدم.
    با تشکر
    پاسخ
    امیر جان خیلی ممنون عزیزم
    اول از همه بگو آیا تخفیف برای شما قائل شد یا خیر .. ؟ چون بعد از این همه تهمت های ناجوری که به من زدند .. من هم در وبلاگ و هم در سایت براش تبلیغات رایگان انجام دادم ... شرط من هم این بود که به جای بهای تبلیغات در سایت به مشتری هایی که از این سایت معرفی می شوند .. تخفیف کلی بدهد .. از ان جا که من قیمت ان ها رو نمی دونم .. پاسخ شما برای من خیلی مهم است
    ضمن این که من به شما قول داده بودم یک کپی تقدیم شما خواهم کرد .. دیگه چرا خرید کردید ..!!؟
    به هر حال امیدوارم تخفیف گرفته باشید

    سلام عمو
    دستتون درد نکنه
    چقدر جذاب مینویسید.عمو چطور میتونیم این محبتای شمارو جبران کنیم
    این همه زحمت برای ترجمه مطالب انتخاب عکس و ....
    امیدوارم یک روز از نزدیک بتونم از شما تشکر کنم
    راستش من اهل تبریزم چند روزه پیش یه سی130 حدود یک ساعتی داشت دور خودش میپیچید دلیل این کارش چی میتونه باشه؟
    از دور دستتونو میبوسم
    سلامت باشید
    پاسخ
    صابر جان عزیز و نازنین
    اولآ من کار خاصی انجام نداده ام .. هر کار می کنم به عشق شما دوستان گرامی است .. اما پرسش شما
    صابر جان چرخش هواپیما می تواند دلایل زیادی داشته باشه .. یکی این که باند فرود مشکل داشته باشد .. یا نوبت پرواز هواپیماهای دیگری باشد .. اما اگر چرخیدن ان زیاد تر از حد معمول باشه .. این هواپیما ایراد فنی داشته است ..
    مثلآ چرخ ها باز نمی شده .. .. یا مشکلی حتمآ داشته
    ولی بعید می دونم بخاطر ایراد این همه ان بالا بچرخه ... ! چون اگه مشکل باشه به تهران باید برگرده که امکانات ان بیشتره
    به هر حال امیدوارم همه هرکولس های ما صحیح و سالم باشند

    درود کاپتان خسته نباشید حال
    نوه های گلتان چطور است انشاالله که سرماخوردگیشان رفع شده .

    بسیار ممنون از زحمات شمادرثبت این مطالب و خاطرات زیبا هرچند بعضی از آنان ناراحت کننده هم هستند
    کاپتان عزیز انگار مدتی است از خاطرات مربوط به شهدای خلبان شکاری دیگر مطلب و نوشته نمی بینیم . لطفا اگر امکان دارد ادامه دهید .
    با کمال تشکر
    پاسخ
    آرش عزیز و نازنین
    ممنون که جویای حال نوه هایم هستی .. به لطف خدا خوب شده اند
    در مورد خاطرات خلبانان شهید .. راستش آن بخش به عهده دختر یکی از همکارانم بود .. که بنده خدا براش مشکلاتی پیش آمده و موقتآ قطع همکاری نمود .. ولی من بی صبرانه منتظرم دوباره تشریف بیاورد
    از شما هم ممنونم

    سلام استاد

    متاسفانه سایت هک شده. من از طریق هیستوری توانستم بیایم اینجا.
    پاسخ
    سام عزیز و گرامی
    بله عزیزم .. متآسفانه برای مدتی سایت در اختیار گروهی عرب انقلابی قرار گرفته بود .. و هر چه دلشون خواست شعار سیاسی دادند
    اما به لطف و درایت طراح محترم سایت جناب امیر عظمتی برطرف شد . و سایت به حال اول بازگشت

    سلام جناب مدرسی . از بابت این پست بسیار زیبا و مهیج سپاسگذارم.
    میخواستم بپرسم هر نات چند کیلومتر بر ساعت است ؟
    ممنونم
    پاسخ
    حمید رضا جان عزیز
    خوشحالم که از مطالب سایت خوشت اومده است
    پسرم در مورد نات .. در همین یکی دو پست قبلی به طور دقیق شرح داده شده است .. اگه پیدا نکردی دوباره بنویس تا دقیق ان توضیح داده شود
    راستش رو بخواهی یادم می رود

    کی هکتان کرده بود؟ شما را با خلبانهای اسرائیلی عوضی گرفته بودند!
    پاسخ
    آره رضا جان دیدی .. ؟
    واقعآ شوکه شده بودم

    سلام اقای مدرسی عزیز یه سوال داشتم
    راستش شنیده بودم خلبان هایی که میخوان یه هواپیما رو ازمایش کنن اون رو از تست سرعت واماندگی میگزرونن . وقتی هواپیمات دچار واماندگی میشه علاوه بر جلو دادن
    تراتل هواپیما برای افزایش قابلیت کنترل
    فلپ های هواپیما رو پایین میارن تا تا هواپیما از استال در بیاد .تا جایی که من میدونم هواپیما وقتی استال میکنه
    دیگه قابل کنترل نیست مگه با افزایش سرعت و پایین دادن فلپ ها
    چند ماهی هست که مقالاتتون رو دنبال میکنم ولی تا به حال نخوندم که خلبان برای در اوردن هواپیما از استال از فلپ استفاده کنه
    ایا کلا روشی به نام استفاده از فلپ برای جلوگیری از استال وجود داره ؟
    ممنون
    پاسخ
    محسن جان عزیز و گرامی
    همان گونه که می دونی .. استال به شکل های مختلفی صورت می گیرد ... گاهی در بنک شدید قرار می گیرد .. گاهی دماغه بالا می ره .. گاهی حول محور بال ها می چرخه .. که بیرون رفتن از بعضی استال ها با روش های گوناگون قابل برگشت است
    این که کدوم موتور رو باید به سرعت اش افزود .. خیلی مهم است .. چون در غیر این صورت هواپیما دور خود می چرخد .. گاهی دماغ رو پائین می اورند .. تا هواپیما سرعت بگیره .. اما در مورد فلاپ من چیزی نشنیده ام .. البته فلاپ صد در صد به کار می رود .. جزئی از فرود و تیک آف است .. اما طراحی و مدل هر هواپیمایی با دیگری فرق می کند .. نوع بال و استال ان و روش های خروج از ان فرق می کند .. هواپیماهای بزرگ و سنگین با شکاری ها و هواپیماهای آکروباتی خیلی تقاوت داره .. که باید متخصصان در باره هر یک از ان ها کامل توضیح دهند .. من هم در مورد هرکولس ها خواهم نوشت . و اموزش هایی که خلبانان طی می کنند خواهم نوشت

    آقای مدرسی واقعا جالب بود
    اگر امکان دارد بیشتر در مورد هواپیماهای شکاری بنویسید باتشکر
    پاسخ
    علیرضا جان عزیز
    ممنون از شما
    راستش نمی دونم منظور شما از هواپیمای شکاری چیست ؟
    چون من خاطراتی که در گذشته داشتم می نویسم .. و به همین دلیل اغلب هرکولس است .. اما اگه شما مشتاق اطلاعاتی در مورد هواپیماهای شکاری هستی .. سایت های گوناگونی زحمت این کار ها رو می کشند .. می تونی به بخش پیوند های سایت و وبلاگ ام مراجعه کنی .. یا در وب عشق پرواز .. لینکدونی داره که تمام لینک های صنعت هوانوردی در ان درج شده است
    موفق باشی

    سلام بهروز خان چند تا سوال داشتم!
    1- امکان دارد که بال هواپیمای 130 در اثر توربولانس بشکند؟ خیلی هواپیمای مقاومی به نظر می رسد، باور کردنش سخته!
    2- ایستگاه کنترل زمینی و رادار مگر نمی توانند سرعت هواپیما را تشخیص دهند! اين خلبان نمی توانست از رادار سوال کند که چه سرعتی دارد؟
    3- از اینکه سایتتون هک شد، متاسفم ولی نکته مثبت قضیه این است که هکرها سایتهای مطرح و پرطرفدار را هک می کنند. پس معلومه شهرت شما جهانی شده!
    4- این هکر فکر کنم از ترکیه باشد، چون به زبان ترکی مطالبی در سایت نوشته بود. پیش نهاد می کنم برای اینکه دوباره کارش را تکرار نکند یک شعار انقلابی بالای سایتتون به زبان عربی و انگلیسی بنویسید. یا یک مطلب از خاطرات پروازتان به ترکیه همراه با عکس نخست وزیر ترکیه ؛)
    پاسخ
    فرخ عزیز و نازنین
    بال هواپیمای سی -130 با 27 پیچ قوی که با سیستم " تورک میتر " به آن فشار وارد می شود از بالا و پائین بسته می شود .. و در پرواز گاهی مثل یک پرنده بالا پائین می رود .. اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است .
    در مورد ایستگاه کنترل زمینی بگم .. ان ها حتی نمی توانند ارتفاع و یا سرعت هواپیما رو تشخص بدهند .. مگر این که سیستم های پیشرفته تری رو به کار بگیرند .. عین ماجرای هواپیمای ایرکانادا که در پیست مسابقه نشست .. اگه دقت کنی آن ها هم چنین مشکلی داشتند .. و با روشن کردن دستگاه های کمکی موفق به شناسایی موقعیت هواپیما کردند
    در مورد هک شدن عرض کنم .. که این ها ادم های دیوانه ای هستند که از روی ضعف فکری دست به چنین کار هایی می زنند . من هرگز در سایتی که سیاسی نیست حتی تبلیغ سیاسی هم نمی زنم .. حتی اگر میلیون ها تومان هم پیشنهاد کنند . شاید باورت نشه .. من در پاسخ کامنتی که مربوط به وبلاگ یک دختر خانم بود که در مورد حجاب می نوشت .. وقتی نوشتم از شما حمایت می کنم .. تنها یک خواننده در وبلاگ نوشت .. شما وب هوانوردی دارید .. ما به اندازه کافی از حجاب و مذهب در تلویزیون می شنویم .. اگه اینجا می آئیم برای این است که از مسایل هوانوردی آگاه شویم .. پس لطفآ شما وارد این حیطه نشوید ... !! خب من هم قانع شدم .. و به حرف آن یک خواننده که حتی اسم خود رو هم درج نکرده بود .. احترام گذاشته و از آن کار با وجودی که قول داده بودم طفره رفتم .. و در جایی دیگر براش تبلیغ کردم
    در مورد مسایل غزه .. من واقعآ متآثر شدم .. حتی بغض ام هم گرفت .. و در خلوت خودم برای کودکان و جوانانی که شهید شدند گریه هم کردم .. اما به خودم اجازه ندادم حریم غیر سیاسی سایت ام رو درگیر تبلیغات سیاسی کنم
    اما در مورد ترکیه اتفاقآ خیلی خاطرات دارم .. اما اصلآ خوش آیند آن ها نیست
    قبل از انقلاب هر وقت ترکیه می رفتیم .. مدیر کل فرودگاه پای هواپیما می امد و التماس می کرد که قند و چای هواپیما رو به او بدهیم .. حالا به خاطر مسایلی که شما بهتر می دانی آدم شده اند .. !! من هرگز شرافت کشورم رو به چهار تا غیر ایرانی نمی فروشم .. دیشب که هک کردند .. داشتم سکته می کردم .. دست و پایم بد جوری شروع به لرزیدن کرد .. اما طراح محترم در عرض کم تر از 5 دقیقه مشکل رو برطرف کرد .. دوباره هک کرد .. که من برای طراح چون دیر وقت بود نامه نوشتم .. و الان که از خواب بیدار شدم درست شده بود
    ممکنه من سیستم امنیتی سایت ام رو افزایش دهم
    اما هرگز برای چند عرب یا ترک های ترکیه که خیلی هم برای آن ها احترام قائل بودم باج نمی دهم

    سلام خدمت آقا بهروز خوش تيپ
    اميدوارم هرجا كه هستيد خوب وشاد و سلامت باشيد. اين يكي هم خيلي جواب داد. دستت درد نكنه. اما براي ما اون آبادانيه يك چيز ديگه است نه؟
    ارادتمند همه خوش تيپ ها
    پاسخ
    رضا جان عزیز و خوش تیپ
    قربون مرام هر چه بچه آبادانی با حال مثل شماست بشم .

    سلام جناب مدرسي عزيز!
    اينجانب مدتي است كه از خوانندگان پر و پا قرص شما هستم و بايد بگويم كه مطالب را خيلي دلنشين و جالب توضيح ميدهيد.همچنين بخش انگليسي سايت نيز حاوي نكات آموزنده زيادي ميباشد.من عاشق ماجراهاي جاسوسي هستم و اين مطلب اخير دزديدن ميگ-21 را خيلي دوست دارم و بيصبرانه منتظر ادامه آن هستم.اگر اشكال ندارد بفرماييد چند قسمت است.در ضمن فكر كنم كه دليل هك شدن سايتتان وجود كلمه اسرائيل در مطلب ميگ-21 بوده است كه خوشبختانه بر طرف شد.براي شخص شما و همكارانتان آرزوي موفقيت ميكنم.
    پاينده باشيد
    پاسخ
    فرید جان عزیز و نازنین
    خوشحالم که شما دوست عزیزم هم به جمع یاران صمیمی و همدل این سایت پیوست . فرید جان در مورد این که چند قسمت است را باید جناب صادقی پاسخ دهد .. دوباره سر بزن ایشان حتمآ جواب شما را می دهند .. اما فکر می کنم چهار قسمت باشد
    در مورد هک هم نگران نباشید .. موقتی ممکنه موفق شوند .. اما بلافاصله بر طرف می شود

    سلام استاد.حالتون خوبه؟ خیلی جالب بود.دست گلت درد نکنه.

    فقط یه گله دارم قبلا به من قول دادین خاطرهای که از فرودگاه ساری دارین رو برامون در سایت قرار میدید ولی نزاشتین(مطمئنم یادتون رفته)

    براتون زندگی با عزت ارزو دارم.
    پاسخ
    محمد جان عزیز و نازنین
    چقدر کم طاقت هستی
    عزیزم من دیروز تازها درخواست شما رو خواندم
    عزیزم .. چشم حتمآ .. در برنامه هایم نوشته ام .. ولی چون سرم این روزها به خاطر برگزاری ایر شو خیلی شلوغه .. خواهش می کنم بعد ها یادآوری کنی
    اتفاقآ خیلی خاطره از شهر شما .. نیروگاه نکا و همشهری های مهربان شما دارم
    من یکی از قاوام دامادم .. به نام آقای منصوری که مربی کشتی هم بوده .. و در همان نزدیکی های نیروگاه ویلا دارد .. خیلی بهش سر می زدم .. مطمئن باش به موقع همه چیز را خواهم نوشت

    .........
    .......... .........
    .............
    پاسخ
    سعیده جان عزیز و نازنین
    من همیشه از زحماتی که شما برای سایت و خوانندگان می کشیدی ممنونم
    و همیشه قدردان زحمات شما هستم
    دخترم من همیشه و همه وقت از مطالب زیبا و پر بار شما استقبال کرده ام
    منتها خودت گفتی که به دلیل مشکلات خانوادگی فعلآ نمی تونی همکاری کنی .. یادته ..!!؟ در این سایت به روی شما همیشه باز است
    فقط یک نکته رو پدرانه عرض می کنم .. اگه قراره همکاری کنی .. باید یا علی بگی و به هیچ مشکلی فکر نکنی
    عزیزم همه این روزها مشکل دارند .. اتفاقآ یکی از راه های فراموشی مشکلات حتی بیماری است .. همین نگارش است
    فقط قبول کن نه من .. هیچ سایتی قبول نمی کنه .. یک بخشی را هی حذف کنه و دوباره راه بیندازه .. خوانندگانش رو از دست می دهد
    همین آقای صادقی .. نزدیک به پانزده ماه است که با من همکاری می کنه .. من حتی یک بار هم با او حرف نزدم .. سر موقع می روم مطلب اش رو از وب برمی دارم .. حتی فرصت تشکر هم از ایشون نداشته ام
    شما مطالب خیلی جالبی می نویسی .. و تهیه می کنی .. من از روز نخست تعریف کردم . شما فکر کردی با شما تعارف می کنم .. قدر خودت رو نمی دونی .. می دونم مشکل داری .. اذیت ات می کنند .. دشمن داری .. ولی کاری که می کنی .. برای آینده ات برای تاریخ کشورت و برای نسل های بعدی مفید است . باید تحمل پذیری ات هم بالا باشد
    من هیچ رو در بایستی با شما ندارم .. مخصوصآ در عام برات می نویسم که خودت و کارت رو باور کنی ..
    ولی دخترم .. اگه قصد نگارش داری .. بسم الله ولی قبول کن نمی تونم یک روز بخش مطالب خوانندگان داشته باشم .. یک روز نداشته باشم ..
    این جوری به سایت ضربه می خوره .. اعتبارش رو از دست می دهد
    چون هر بخش خواننده مخصوص خودش رو داره .. تنها با صبوری و مقاومت و جذابیت در مطالب می شه علاقه مندان ان بخش رو افزایش داد .. مثل بخش انگلیسی .. فکر می کنی از اول این همه طرفدار داشت .. !؟ توصیه می کنم با جناب صادقی در ارتباط باشی .. انسان حتی اگه دانشمند هم باشه . نیاز به کمک و همفکری و راهنمایی داره .. از انتقاد نباید ناراحت بشه .. من هم مثل پدر از شما و مطالب ات با دل و جان حمایت می کنم
    فکر هایت رو بکن .. اگه تصمیم گرفتی ادامه بدهی .. مطالب ات رو در پیشنویس قرار بده .. ای میل ممکن است نرسه

    بهروز جان عزیز و گرامی سلام از اینکه مدتی بدلیل گرفتاریهای خانوادگی دل و دماغ مراجعه به سایت را نداشتم بسیار عذر خواهی میکنم. فقط خواستم مقدمتا از تلاش مضاعف شما برای رونق سایت تشکر کنم و همت عالی تانرا بستایم.خوشبختان صاحب دوستان جدید بسیاری شدیم که جای تبریک فراوان دارد.انسان بوجود چنین جوانان عالم و پویا افتخار میکند. در مورد چند ذکر خاطره از صحنه شروع جنگ 8 ساله در مهرآباد تهران بسیار جالب و خواندنی بود اتفاقا مناسبت دارد از دیگر کسان هم بخواهید چنانچه خاطراتی دارند بشرط اصالت ابراز کنند که برای ثبت در تاریخ این سرزمین بسیار مغتنم است. برای تک تک پرسنل شاغل آنروز نیروی هوایی اگر هستند آرزوی سلامت و افتخار و اگر نیستند آمرزش روح از درگاه خداوند مسئلت دارم.آقا تمنای دیدار روی ماهت را دارم.
    پاسخ
    سروز گرامی جناب آقای فرنودی گرامی
    خدا رفتگان شما رو قرین رحمت فرماید .. مخصوصآ تازه درگذشتگان محترم رو .. من شما رو درک می کنم .. خیلی از دوستان تسلیت گفته و همدری با شما و خانواده همسر محترمتان نمودند .. که بنده به نیابت از شما از همه تشکر کردم
    حضور شما در این سایت باعث دلگرمی بنده و خوانندگان است
    شخصیت شما .. تجربه موفقیت آمیز شما در عرصه های مختلف مدیریتی و رک گویی شما همه و همه .. سبب پویایی سایت و دلگرمی است
    در مورد خاطرات دوستان و همکاران .. حتمآ شاهد هستی که من چقدر در باب این موضوع همیشه از همه خواهش کرده ام
    نمی دونم مطلب یکی از فرماندهان محترم تکاور را خواندی یا نه .. که در کامنت ها هست .. من از ایشون خواهش کردم که ادامه دهد .. آوالانچ عزیز هم زحمت کشیده و مطالب همکاران قدیمی بنده رو در این بخش افزوده است که از ایشون تشکر می کنم
    محمود جان خیلی خیلی دلم برات تنگ شده .. اگه بدونم هستی .. یک روز حتمآ مزاحم ات خواهم شد

    سلام
    آقای مدرسی
    در رابطه با تخفیف دی وی دی ها عرض کنم نسبت به قیمتی که در وبلاگ بود (من سری 1-بازرسیهای هوایی و 2-ساخت ایرباس ای 380 رو خریدم)که مجموعا شد 16000 تومان که 3000 تومان طبق صحبت ایشون تخفیف داده شد و مبلغ 13000 تومان به حساب ایشون ریختم و منتظر دریافت دی وی دی ها هستم.
    شما خیلی لطف دارید من مخلص شما هستم و راضی به زحمت شما نبودم .
    راستی جریان هک چی بود حدودای ساعت 2 نیمه شب که اومدم تو سایت دیدم نوشته (به ترکی) که هک شدید !باور نمیکنید تا صبح تو فکرم بود چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟
    اگه علتشو فهمیدید تو سایت اعلام کنید.
    پاسخ
    امیر جان عزیز و نازنین
    راستش من در مسایل اقتصادی و مالی هیچ گونه اطلاعی ندارم .. و وجدانآ نمی دونم که این مبلغ عادلانه است یا نه .. ولی احساس ام این است حدود 27 درصد تخفیف قائل شده است . اگه شما راضی هستید .. خب من هم خوشحالم
    در مورد هک بله .. در پست بعدی توضیح خواهم داد .. الحمدالله به خیر گذشت

    با سلام خدمت جناب مدرسی عزیز
    خوشبختانه کارها مطابق با برنامه پیش میره و امیدوارم از فردا شب اطلاعات روی سایت آپلود شود و در صورتی که دوستان شیرازی مایل به همکاری باشند بنده هم بسیار خوشحال می شم
    طبیبیان
    پاسخ
    جناب طبیبیان عزیز
    امیدوارم خسته نباشید
    من با دوستان بزرگوار شیرازی یعنی آقای بابک راستی عزیز صحبت کردم .. آن ها حتمآ مقدم شما را گرامی داشته و هوای شما رو خواهند داشت
    منظورم این است اگه کاری داشتید ، حتمآ ان ها شما رو یاری خواهند کرد
    شماره شما رو دادم

    سلام!
    در جواب خواننده محترم "فربد" باید بگویم که مطلب اخیر پنج قسمت است و انشااله در قسمت آخر خواهید دید که کشور ما هم به نوعی در این عملیات مشارکت داشته است.
    موفق باشید
    پاسخ
    علیرضا جان عزیز و نازنین
    ممنون از شما .. خیلی مطالب جالب و پر محتوایی است . شما خیلی زحمت می کشید .. شاید بعد از 5 پست ، همه رو به طور مستقل به دو زبان در یک پست بگذارم . تا به صورت کامل بخوانند .. البته اگه شما اجازه بدهی .. یا خوانندگان بخواهند ، حتمآ انجام خواهم داد.
    ممنون از شما

    بهروز جان مجدد سلام.در مورد محبت دوستان و نیابت شما برای تشکر از ایشان بسیار ممنونم.امیدوارم خداوند سایه بزرگتر هایشان را از سرشان کم نکند.از دیدن اسامی قدیمی مثل رضا ابادانی عزیز و سایرین که بازهم هستند و کامنت میدهند خیلی خوشحالم و سلامتشان آرزوی من است.
    در جواب یکی از دوستان در مورد کشور ترکیه نوشته بودید بدون اینکه بخواهم وارد سیاست شوم ولی خیلی دلم میخواد از ابراز نظر شجاعانه نخست وزیر اینکشور که با وجود روابط نزدیک با اسرائیل آنطور به کشتار اهالی مظلوم غزه در یک مجمع مهم جهانی تاخت و حق سردمداران اسرائیل را کف دستشان گذاشت و به مدیران دیپلماسی خودمان یادداد که چگونه و کجا حرفی بزنند و حرکتی بکنند که اثرگذار باشد و انعکاس جهانی اش اینقدر گسترده شود.
    من یادم هست روزی که در استانبول بودم و ژنرالها در ترکیه حکومت را در دست داشتند در یک عصر پائیزی لب پبجره نشسته و خیابان را تماشا میکردم که ناگهان یک فیات ایستاد و در وسط خیابان مورد حمله دو نفر مسلسل چی قرار گرفت و از هر طرف آن دو جنازه بیرون افتاد و موتور سواران فرار کردند !! این همان ترکیه ای بود که حالا اقتصاد و درآمد توریستی اش تنه به تنه بزرگان اروپایی و آمریکایی توریزم میزند و سیاستهای اقتصادی اش بشهادت صغیر و کبیر همتا ندارد.چقدر باید افسوس بخوریم وقتی هزاران هزار توریست از اقصی نقاط جهان برای زیارت مولانای فارسی زبان همه ساله در سالگردش به قونیه میروند.این یک نمونه از حقوق ضایع شده تاریخ پر افتخار ماست که چنین پایمال میشود.من بعنوان یک کارشناس جهانگردی لااقل در اینمورد که حق اظهارنظر دارم اگر در خصوص خزر و جزائر سه گانه و غیره و ذالک نتوانم ابراز عقیده کنم. اگر خیلی سیاسی شد خودتان اختیار دارید حذف بفرمایید. با تجدید ارادت
    پاسخ
    سرور گرامی جناب آقای فرنودی عزیز
    شما بقدری شخصیت دوست داشتنی و بزرگوار دارید که همه خوانندگان از بزرگ و کوچک شما رو دوست دارند و از صمیم قلب برای شما احترام قائل هستند ... در مورد اظهار نظر نخست وزیر ترکیه .. بله .واقعا شاهکار کرد .. حق این نامرد های ادمکش و زورگو رو کف دستشون گذاشت
    باور می کنی من خیلی اعصابم از کشتار کودکان و نوجوانان خرد شده و خیلی دلم می خواست سایت ام سیاسی بود تا رفتار ان ها رو محکوم کرده و هر چه به دهانم و قلم ام می آید بر علیه ان ها بنویسم ... افسوس که نه سیاسی هستم و نه بلدم در این گونه مواقع اظهار نظر کنم .. فقط ناراحت می شوم
    در مورد ترکیه .. واقعا حق با شماست .. ان ها در یک برهه ای از زمان دچار تورم شدید شده بودند. .. در جایی خواندم آن ها ضمن حمایت از صنایع کوچک .. به پیر و جوان و مخصوصآ خانم های خانه دار .. اجازه دادند در خانه هر هنری دارند .. انجام داده و به سود دهی رسانند .. نتیجه این شد که مردم یک تکانی خورده و در ادامه دولت با انجام سیاست های اقتصادی مخصوصآ توجه به صنعت توریسم سالیانه میلون ها دلار درامد خالص تنها از قبل توریست داره ... در حالی که کشور ما خیلی جاذبه های فراوانی برای صنعت توریسم داره
    امیدوارم .. روزی همه مشکلات بر طرف شود

    با سلام حضور جناب مدرسی و عرض خسته نباشید تاریخچه نیروی هوایی برای خیلی ها گنگ بود این هم تاریخچه ای مفصل از نیروی هوایی:
    نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در بستر تاريخ
    آخرين روزهاي حكومت شاهان قاجار، نيروهاي مسلح ايران از چهار يكان نظامي تحت فرمان خارجي ها و مجزا تشكيل شده بودند. چندين واحد از نيروهاي عشاير و محلي هم وجود داشت كه در مواقع اضطراري به كمك، فراخوانده مي شدند، اما آن طور كه بايد اعتماد واطميناني به آنان
    نمي شد، چون در غالب موارد، نيروهاي عشاير و محلي با تلاشهاي مركزيت بخشي
    دولت،مخالفت مي كردند، چون گمان بر اين بود كه تهران زير نفوذ نيروهاي بيگانه قرار دارد.
    «وجود فرماندهان خارجي در بين سپاهيان ايراني به اين نگراني هاي مذهبي و قبيله اي
    مي افزود. شايد موثرترين واحد نظامي دولتي «بريگاد قزاق» با 5 هزار نفر از كاركنان وفادار خوب آموزش ديده ومنظم بود كه در سال 1258 ايجاد شده بود و تحت فرمان افسران روسي قرار داشت.»(1) فكر ايجاد ارتش واحد و تحت فرماندهي يك شخص، براي جلوگيري از ادعاهاي جدايي طلبانه و استقلال جويي قومها ي گوناگون و براي پاسخ گويي به تمايل
    نخبگان كه خواستار ايجاد يك دولت ملي تام الاختيار بودند، تقويت شد.
    «اين ايده با پافشاري انگليسي ها كه مايل بودند، دولتهاي
    آينده ايران وجود تفنگداران جنوب را بپذيرند، گسترش يافت.
    در واقع از ابتداي قرن بيستم، دولت انگليس خواستار تشكيل ارتش واحد در ايران بود.
    علت اصلي علاقه آنها نيز اين بود كه روسيه در آن هنگام از نظارت مستقيم بر تيپ قزاق دست برداشته بود و قزاق ها فقط به دولت تهران وابسته بودند.»(2)
    كه اجراي اين پيشنهاد به عهده رضا خان گذاشته شد كه در
    اسفند ماه 1299 رضا خان و سيدضياء الدين طباطبايي به همراه حدود 2500 نفر قزاق ايراني وارد پايتخت شدند. در ظرف يك هفته، طباطبايي دولت جديدي تشكيل داد و رضاخان را به
    رياست ارتش منتصب كرد.
    سردار سپه دراقدام هاي بعدي خود در دي ماه 1300 با انتشار فرمان عمومي شماره يك
    ارتش، نام «قزاق»را از تاريخ ارتش ايران براي هميشه پاك كرد و براي سپاه ايران نام
    «قشون»را برگزيد...
    اوكه از مزيت كاربرد هواپيما براي سركوب عشاير و براي برقراري ارتباطات سريع و امن در كشور بزرگي مثل ايران آگاهي پيدا كرده بود، اقدام هاي بعدي خود را در خصوص تحول در ارتش نوين ايران، دست به تجديد قواي دريايي ارتش و تشكيل نيروي هوايي زد و به اين ترتيب در شعبه «تنسيقات» از دايره عمليات، دفتري هم به نام دفتر هواپيمايي پيش بيني شد و براي نخستين بار، اسم هواپيمايي جزو ساير سازمانها ارتش ايران شد، هر چند دفتر مزبور در آن موقع به جز يك رئيس و يك نويسنده، عضو ديگري نداشت ودر ابتدا، هواپيماي هم در بين نبود. به هر حال همين دفتر، هسته مركزي «هواپيمايي نظامي ايران» را تشكيل داد.
    «پس از تأسيس «دفتر هواپيمايي»در دايره عمليات اركان حزب كل قشون، براي بررسي ايجاد هواپيمايي نظامي در ايران، خريد يك فروند هواپيماي «يونكرس اف-13 از شركت يونكرس خريداري شد و اين هواپيما در نخستين فرودگاه كشور يعني «قلعه مرغي» استقرار يافت.
    «پس از به خدمت گرفتن اين هواپيما تلاشهاي وسيعي براي خريد هواپيماهاي بيشتر آغاز شد ودر سال 1302 علاوه بر خريد دو فروند هواپيماي «يونكرس-اف-13 ويونكرس آ-20»، توسط اهلي گيلان ومازندران، چهار هواپيماي ديگر(يك فروند دوهاويلاند-4، يك فروند دوهاويلاند9آ و دو فروند آورو) از روسيه به تهران رسيدند.»(3)
    در خرداد 1302 اولين دسته از افسران ايراني در رسته هاي مختلف ارتش، انتخاب و براي تكميل تحصيلات نظامي به كشور فرانسه اعزام شدند كه يك افسر هم به نام
    سرهنگ احمدخان نخجوان از تيپ گارد پياده نيز جزو اين دسته براي تحصيل در رشته هواپيمايي و فرا گرفتن فن خلباني اعزام شده بود.
    تا خرداد 1303 با وجود اين كه هواپيمايي قشون ايران داراي تعدادي هواپيما بود، ولي به علت نبود كاركنان متخصص، اداره اين سازمان به طور مستقيم به وسيله اركان حزب كل قشون و از طريق دفتر هواپيماي مربوطه انجام مي گرفت. «در تاريخ 11 خرداد1303 به موجب حكم قشوني شماره 212، براي اولين بار فرمان تأسيس صنف «هواپيمايي كل قشون»
    به عنوان يك سازمان مشخص از طرف رضاخان صادر شد و پس از ورود
    سرهنگ احمد نخجوان به ايران، كه از قبل، طبق فرمان رضاخان به رياست آن منصوب شده
    بود، تغييراتي را پيشنهاد داد كه مورد تصويب قرار گرفت. سازمان جديد كه در واقع نخستين سازماني به شمار مي رود كه تحت عنوان «اداره هواپيمايي كل قشون دولت ايران » تشكيل و براي اولين بار به عنوان يكي از اداره هاي مستقل تابع اركان حزب كل قشون محسوب شده است.(4)
    بين سالهاي 1302 تا سال 1304، پنج فروند هواپيما از روسيه وهفت فروند هواپيما از فرانسه خريداري شد، كه هر يك از اين دو كشور فروشنده تلاش مي كرد زودتر هواپيماي خريداري شده را به تهران برسانند. سه نفر خلبان ايراني كه تازه از مدرسه هوانوردي
    روسيه، فارغ التحصيل شده بودند، پرواز با سه فروند از پنج فروند هواپيماهاي خريداري شده از آن كشور را بر عهده گرفتند.
    «روز 6 بهمن 1304 سه فروند هواپيماي «دوهاويلاند-9آ» روسي تا بادكوبه در صندوقهاي حمل و در اين شهر آماده پرواز شدند. يكي از اين هواپيماها هنگام برخاستن از فرودگاه بادكوبه دچار سانحه شد و بعدها با كشتي به ايران حمل شد، از دو فروند هواپيما ديگر كه سالم وارد آسمان كشور شدند فقط يك فروند به خلباني عيسي اشتوداخ، سالم در قزوين فرود آمد.
    «در قزوين هم با بارش برف، مدتها اين هواپيما در اين شهر زمين گير شد و نتوانست خود را به موقع به تهران برساند. هفت فروند هواپيماي فرانسوي هم كه قرار بود با خلبانان فرانسوي از بوشهر پرواز كنند و هر چه زودتر خود را به تهران برسانند سرنوشتي بهتر از هواپيماهاي روسي نداشتند.»(5)
    سرانجام با ورود افسران ديگري كه براي فراگرفتن آموزشهاي هواپيمايي به روسيه
    رفته بودند، سازمان هواپيمايي در سال 1305 عبارت از دو قسمت صفي وفني با بيست فروند هواپيما شكل گرفت :
    1- برگه، سه فروند
    2- دوهاويلاند4 و9، شش فروند
    3- يونكرس، پنج فروند
    4- اسپاد، دو فروند
    5- پوتز، دو فروند
    6- اورو، دو فروند
    اين هواپيماها شماره هاي مخصوص داشتند و با به نام هاي مختلف :
    عقاب، تيهو، كركس، شاهين، هما، قرقي، كبك و بلبل نيز خوانده مي شدند.
    در سال 1306 آن دسته از دانشجوياني كه براي فراگرفتن آموزشهاي هواپيمايي به فرانسه رفته بودند نيز به ايران بازگشتند وچند هواپيماي ديگر هم به جمع هواپيماهاي پيشين افزوده شد و سازمان هواپيمايي، با سي وسه هواپيما به صورت زير درآمد:
    گردان يكم : شامل هفت فروند هواپيما دوهاويلاند9
    گردان دوم : شامل دو فروند هواپيماي دوهاويلاند وچهار فروند هواپيماي يونكرس
    گردان آموزشي : شامل يازده فروند هواپيماي برگه، اورو، اسپاد و پوتز
    «در سال 1307 دسته دوم و سوم محصلان از فرانسه بازگشتند و چون كادر افسري هوايي سروساماني گرفته بود، به طور رسمي اداره اي به نام اداره هواپيمايي در قلعه مرغي تشكيل يافت و از اين پس به توسعه سازمان هواپيمايي توجه بيشتري شد و دانشجويان به آموزشگاههاي خلباني و فني كشورهاي روسيه و فرانسه فرستاده شدند.»
    پس از آن ماموران سياسي ايران با دولتهاي انگليس و آمريكا وارد گفت وگو شدند و
    رفته رفته ساير كشورهاي توليد كننده هواپيما، نيز پيشنهادهايي را براي فروش هواپيما به ايران دادند. «دولت وقت ايران نيز تصميم گرفت براي انتخاب بهترين نوع هواپيما، مسابقه اي در ميان فروشندگان ترتيب دهد وقرار شد، اين مسابقه در مهرماه 1309 با شركت خلبانان انگليسي، فرانسوي، ايتاليايي، آمريكايي، چكسلواكي، روسي ولهستاني انجام بگيرد. اين مسابقه در همان سال انجام گرفت ولي تنها هواپيماهاي فرانسوي و آلماني در آن شركت كردند و در نتيجه در سال بعد 10 فروند هواپيما از روسيه وتعدادي هواپيماي يونكرس از آلمان
    خريداري شد.»(6)
    افزايش حجم پروازها و تنوع هواپيماهاي مختلف، اجراي امور و تعمير و نگهداري در
    ساعت هايي غير از ساعت پرواز و سرانجام برگشت دير وقت هواپيماها از
    ماموريتهاي دور، بر لزوم توجه به فرودگاهها و اجراي وظايف تحت
    نظر مسئولين آموزش ديده و آشنا به مسائل پروازي تاكيد شد.
    آن زمان بود، فرماندهان اين فرودگاه را به فكر چاره جويي افتادند .به همين
    منظور در آذر ماه 1309 براي اولين بار درتاريخ هواپيمايي
    ايران، يك نفر از افسران، به عنوان «صاحب منصب مسئول فرودگاه» با وظايف
    مشخص ومدون تعيين شد.
    «بر مبناي حكم صادره كنترل كليه امور فرودگاه قلعه مرغي، از لحاظ اجراي مقررات ايمني پرواز تعيين خط حركت، خط نشستن طيارات، تعيين سمت گردش پس از برخاستن و هنگام نشستن وگزارش تخلفات پروازي، به عهده صاحب منصب گذاشته شده بود اين صاحب منصب مانند نگهبان به صورت هفتگي تعيين و ابلاغ مي شد. بر مبناي شرح وظايف تعيين شده، اداره كليه امور فرودگاه و برج مراقبت عملاً به عهده اين صاحب منصب گذاشته شده بود.»(7)
    در مهرماه سال 1310، آموزشگاه خلباني در مهرآباد تأسيس و براي اولين بار 19 نفر داوطلب غير نظامي، يك افسر به سر هنر آموزگاري، با استادي يك خلبان سوئدي مشغول فرا گرفتن
    فن خلباني شدند. همزمان با تشكيل آموزشگاه خلباني، به منظور تربيت مكانيسين هواپيما، آموزشگاه فني نيز در دوشان تپه تأسيس شد.
    «در سير تحول اين سازمان، به موجب حكم عمومي قشوني (ماده يك نمره 1444)، عنوان «اداره هواپيمايي كل قشون ايران » از تاريخ 1311 به «قواي هوايي» تبديل شد.»(8) به اين ترتيب در اين سال سازمان منظم هواپيماي ايران تشكيل شد و اين سازمان عبارت بود از :
    يگ گروه آموزشي
    يك گردان شكاري
    يك گردان بمباران و اكتشافي
    در طرح جديد، اركان حرب هوايي، از نيروي زميني جدا شد و در حقيقت سازمان مستقل هواپيمايي مركب از يك هنگ و فرماندهي و يك ستاد هنگ، شامل سه ركن و يك دفتر ستاد به وجود آمد و اين نخستين ستاد هوايي بود كه به رياست سرگرد «نورد كيست» سوئدي تشكيل
    مي شد.كمي بعد يعني اواخر همان سال در سازمان هواپيمايي باز تغييراتي به شرح زير
    به وجود آمد :
    «الف- فرماندهي و ستاد فرماندهي: شامل سه ركن و به انضمام دواير سررشته داري، دارايي، بهداري، موتوري ويك دانشكده ديده باني، يك آموزشگاه خلباني، يك آموزشگاه فني و يك كارخانه هواپيما سازي نيز پيش بيني شد.
    ب- واحدهاي هوايي شامل پنج هنگ :
    - هنگ يكم، در قلعه مرغي شامل يك گردان شكاري از هواپيماهاي فيوري و دوگردان اطلاعاتي از هواپيماهاي اداكس.
    - هنگ دوم، در اهواز
    - هنگ سوم، در مشهد
    - هنگ چهارم، در تبريز
    - هنگ پنجم، در مهرآباد
    تهران در سال 1312 براي بي نيازي از خريد هواپيماهاي خارجي و يا حداقل براي كاستن هزينه خريد آنها، اقدام به تأسيس كارخانه هاي هواپيماسازي شد و به همين منظور براي خريد ماشين و لوازم كارخانه، به كشورهاي اروپايي؛ آلمان و انگلستان مثل شركت پرات وويتني، سفارشهاي داده شد و اين ماشينها و لوازم در سال 1314 به ايران رسيد و در دوشان تپه نصب شد. اين كارخانه با نام كارخانه هاي هواپيماسازي شهباز مشغول كار شد و علاوه بر تعمير هاي اساسي، با استفاده از قطعات و مواد اوليه مورد لزوم، شروع به ساخت هواپيما كرد. در اول مرداد 1317، نخستين هواپيماهاي ساخت اين كارخانه به پرواز درآمد و تا سال 1318 توانست 30 هواپيماي مشقي و10 فروند هواپيماي جنگي ساخته شد. ولي از اين سال به بعد به علت بروز جنگ جهاني و نرسيدن مواد اوليه و قطعات لازم از خارج و سرانجام سرايت جنگ جهاني دوم به ايران، برنامه ساخت هواپيما، متوقف شد.(9) البته برنامه اي كه براي اين كارخانه تنظيم شده بود، مي بايست تا سال 1320، تعداد 120 هواپيماي آموزشي و20 فروند جنگي ساخته مي شد.
    در اسفند ماه سال 1314 چند فروند هواپيما از انواع اداكس پكازوس و تايگرموس به مشهد فرستاده شد و هنگ هوايي مشهد از آغاز سال 1315 به طور رسمي آغاز به كار كرد و در واقعه 20 شهريور منحل شد.
    «در اسفند 1315 چند هواپيما از انواع تايگرموس و اداكس هورنت براي تشكيل هنگ هوايي اهواز به آن شهر فرستاده شد و مثل ديگر هنگهاي هوايي تا شهريور 1320 داير بود.
    در سال 1319 چند فروند هواپيماي اكسفورد از انگلستان خريداري شد و هنگ بمباران در دوشان تپه تهران تشكيل شد كه اين هنگ مركب از دو گردان و يك گروه ارتباط بود:
    گردان اول با هوپيماهاي اكسفورد
    گردان دوم با هواپيماهاي هايند
    گروه ارتباط با هواپيماهاي تايگرموس
    به اين ترتيب نيروي هوايي تا شهريور 1320 ، داراي 383 هواپيما حاضر به خدمت بود.(10)
    در سال 1320 با سرايت آتش جنگ جهاني دوم به ايران، واحدهاي هوايي، دچار خسارت فروان شدند وخلاصه اين كه از سوم شهريور 1320 تا چهاردهم خرداد 1325 در واقع دوره ركود و انحطاط در تاريخ نيروي هوايي به شمار مي رود .
    پس از اين تاريخ با روي كار آمدن محمدرضا پهلوي، توجه به نيروي هوايي از اهميتي خاصي برخوردار شد. «آمريكا در سال 1326 با هدف جلوگيري از دسترسي شوروي به منابع نفتي ايران و اقيانوس هند از طريق خيج فارس، با واگذاري اعتبار 51 ميليون دلاري براي خريد تسهيلات به حكومت ايران در عرض سه سال نيروي هوايي ايران قدرت جنگي خود را 5 برابر كرد و در پي آن هواپيماهاي اف-47 (تاندربلت)وهواپيما هاي باربري (داگلاس) خريداري شد.
    برنامه گسترده اي براي آموزش خلبانان آغاز شد و نخستين گروه افسران نيروي هوايي در سال 1327 براي گذراندن دوره هاي آموزشي ويژه به آمريكا اعزام شدند.
    مدت كوتاهي پس از آن، نيروي هوايي ايران دانشكده آموزش هوايي افسران ارشد و يك دانشكده براي درجه داران را تاسيس كرد.» (11) و در سال 1329 نام نيروي هوايي را به ستاد نيروي شاهنشاهي تغيير دادند.
    با پيوستن ايران به پيمان بغداد در سال 1334، برنامه هاي نوسازي ارتش در رأس قرار گرفت و نخستين هواپيماي جت جنگنده كه مدتها پيش توسط شاه سفارش داده شده بود از جمله 24 فروند هواپيماي آموزشي وگشت زني وحدود 75 جنگنده وبمب افكن-اف-84 (تاندرجت) به ايران تحويل داده شدند. اما اين هواپيماها به اندازه اي كه شاه آرزو مي كرد پيشرفته نبودند.
    در سال 1347 باورود هواپيماهاي شكاري فانتوم (اف-4) به ايران و متعاقب
    آن هواپيماهاي(اف-5) توان نيروي هوايي افزايش يافت.
    در سال 1350، نيكسون در راه بازگشت از مسكو با شاه ايران ديدار كرد و شاه در اين ملاقات با تاكيد گفت: «هواپيماهاي ميگ-25 روسي برفراز خاك ايران ديده شدند. ما بايد به مجهزترين و جديدترين جنگنده ها را براي رويارويي احتمالي با تهديد كمونيست شوروي در اختيار داشته باشيم.
    نيكسون هم موافقت كرد كه در هر نوع جنگ افزار متعارف كه شاه مي خواهد به ايران بفروشد و هرتعداد كارشناس فني آمريكايي كه لازم مي داند، در استخدام خود درآورد و از بين جديدترين نسل جنگنده هاي آمريكايي، تام كت يا عقاب را انتخاب كند.»(12)
    به اين ترتيب هواپيماهاي بويينگ 707، 727، 747، پي-3- اف و هواپيماي رهگير اف-14 وارد خدمت نيروي هوايي شدند وكيفيت نيروي هوايي يكي از پيشرفته ترين نيروي هوايي جهان شد.
    «با گسترش يافتن دامنه انقلاب اسلامي در سال 1357، گروهاي متشكل از هزاران افسر،
    همافرو درجه دار در روز 30 دي با راهپيمايي در پايگاههاي بندرعباس، شاهرخي و وحدتي با جنبش ملت ايران اعلام همبستگي كردند.»(13)
    گروهي از نظاميان درباره وفاداري به سوگندي كه ياد كرده بودند. خواستار روشن شدن سوگند خود شدند، امام خميني (ره) در پاسخ، چنين فتوا دادند : «قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است. كساني كه اين نحو قسم خورده اند بر خلاف آن عمل كنند.»(14)
    «با صدور فتواي امام خميني (ره) راهپيمايي به اكثر پايگاههاي هوايي كشيده شد و پس از بيعت تعدادي زيادي از كاركنان اين نيرو در 19 بهمن 1357 با رهبر كبير انقلاب، تمام آرزوهاي پس مانده هاي رژيم شاه بر باد رفت و سه روز بعد، انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد. كه پس از آن روز 19 بهمن به نام روز نيروي هوايي ارتش جمهوري ايران نام گذاري شد. با حمله ارتش عراق به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران، نيروي هوايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستخوش تحولاتي، در راستاي بازسازي وساماندهي نوين شده بود، عملاً درگير نبردي شد كه با وجود محدوديت هاي عملياتي، «خلبانان اين نيرو، تنها به فاصله 2 ساعت، پس از اولين حمله هوايي دشمن، در بعد از ظهر 31 شهريور 1359، دو پايگاه مهم هوايي عراق به نام هاي الرشيد وشعيبيه را آماج حمله هاي كوبنده خود قرار دادند و روز بعد، اول مهرماه با به پرواز درآوردن 140 فروند هواپيماي جنگنده به مراكز نظامي و پايگاههاي عراق، حمله كردند كه
    بر اثر اين اقدام، بخش قابل توجهي از هواپيماها و ديگر تجهيزات دفاع هوايي
    ‌عراق، منهدم شد.»(15)
    اين نيرو در طول 8 سال دفاع مقدس با نبردهاي غرور آفرين خود، با فراري دادن هواپيماهاي دشمن از آسمان كشورمان، بمباران مناطق و پايگاههاي استراتژيك عراق، مثل عمليات كمان99،3H- ومرواريد و همچنين انجام عملياتهاي آفندي و پدافندي و پوشش هوايي در مناطق عملياتي نقش بسزايي در طول جنگ تحميلي ايفا كرد، كه در اين راه تعدادي زيادي از كاركنان خد را فدا كرد ،شهيداني چون ،سرلشكر فكوري، سرلشكر ستاري، سرلشكر بابايي، سرلشكراردستاني، سرلشكر ياسيني، سرلشكر دوران و... تقديم كشور كرد، روحشان شاد وراهشان پر رهرو باد .
    لازم به ياد آوري است كه پس از اعلام آتش بس و خاتمه جنگ، نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران شروع به بازسازي وتجهيز هواپيماها و نيروهاي خود كرد كه با بازسازي هواپيماهاي آسيب ديده در جنگ و همچنين با ساختن هواپيماهاي شكاري و آموزشي، درنا، تزرو، ساعقه،آذرخش و ترابري سبك، تجربه با ارزشي را به دست آورده و براي تكميل توان هوايي خود در سال 1367 اقدام به خريد هواپيماهاي پيشرفته روسي از قبيل ميگ-29، سوخو 24 از روسيه و اف-7 از جمهوري خلق چين كرد.
    به طور خلاصه مي توان گفت : از بدو تأسيس نيروي هوايي يا همان «هواپيمايي نظامي»در ايران تاكنون بيش از 50 نوع هواپيما در خدمت اين نيرو بوده است كه به موازات پيشرفتهاي صنعت هواپيمايي بتدريج انواع قديمي از خدمت خارج و هواپيماهاي نوع جديد جايگزين آنها شده اند.

    منابع

    1- لطفيان، سعيده، ارتش وانقلاب اسلامي ايران، نشر مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 69.
    2- همان ص، 71.
    3- پيشگامان پرواز در ايران ،ص 76.
    4- تاريخ نيروي هوايي شاهنشاهي ايران،ص 29.
    5- پيشين، ص 88 .
    6- ماهنامه ارتش، شماره11، سال 49، ص63و64.
    7- پيشگامان پرواز در ايران، ص 162.
    8- تاريخ نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، ص 29.
    9- ماهنامه نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، شماره 400، آذر 1357، ص7-3.
    10- ماهنامه ارتش شاهنشاهي، شماره 11، سال 1349، ص66.
    11- لطفيان، سعيده،پيشين ، ص 145.
    12- لطفيان، سعيده، پيشين ص 169.
    13- كيهان،30 دي 1357، ص4.
    14- صحيفه نور ج3، ص 276.
    15- از 25 فروردين تا ارتش حزب الله، دفتر سياسي ارتش، 1378، ص48و47.
    پاسخ
    استاد ارجمند جناب جعفر خان
    واقعآ از شما به خاطر این همه اطلاعات مفید تشکر می کنم .. با اجازه شما کپی کردم تا به عنوان مطالب خوانندگان در پست قرار دهم
    ممنون از شما

    سلام خدمت سرباز وطن
    دیشب که به سایت مراجعه کردم . هری دلم ریخت (نمی دانم که این واژه را درست نوشتم یا نه) دیدم توسط عده ا ی هک شده است . ولی الان که مراجعه کردم دیدم خدا را شکر مساله حل و بر طرف شده است . البته همان طور که شما گفتید طراح سایت مشکل را حل نموده است. و من لازم می دانم و به نوبه خودم از ایشان تشکر و قدر دانی
    نمایم که اینقدر سریع عمل کردند.
    البته بیش از همه نگران خود شما بودم و می دانستم که خیلی ناراحت می شوید. که الحمدلله مشکل بر طرف شد.
    سلامت و پاینده باشید
    پاسخ
    نادر جان اگه بگم چه حالی پیدا کردم .. !!؟
    واقعآ داشتم سکته می کردم .. اگه همون لحظه اقای امیر عظمتی انلاین نبود .. واقعآ پس می افتادم .. حال و روزم رو نمی دوستم
    همزمان از سوئد و آقای بازیار و جناب عظمتی در جی میل کامنت می نوشتند
    در ظرف 5 دقیقه برطرف شد .. اما دوباره هک شدم .. و مجبور شدم برای آقای عظمتی نامه نوشتم .. صبح که بیدار شدم حل شده بود
    بله .. ممنون از شما .. یک لحظه فکر کردم همه چیز رو از دست داده ام .. ولی حالا قوت قلب گرفته .. و می دونم راه حلی وجود داره
    از شما به خاطر عنایتی که به حقیر دارید .. ممنونم

    سلام استاد
    جسارتا عرضي در مورد هك داشتم
    البته اگه مايل نبودين منتشر نكنين

    استاد
    هكر ها چند دسته هستن
    البته اينجا جاي توضيحاتي از اين دست نيست
    اما هكري كه سايت شما رو مورد حمله قرار داده بود از دسته هكر هاي منفي نبود
    چون فقط صفحه اول رو زده بود
    اگه قصد خرابكاري داشت مطمئن باشين الان هيچي ازآرشيوتون نمونده بود
    اين جور هكر ها هدفشون اينه كه به شما هشدار بدن امنيت سايتتون پايينه تا شما مشكل رو حل كنين
    نه قصد خرابكاري دارن و نه هيچ مساله ديگه اي

    يه چيزي مثل بچه هاي گروه آشيانه خودمون

    البته منظورم از خودمون همون ايران خودمونه نه اين كه من هم عضو گروه آشيانه باشم

    به هر حال من فكر ميكنم وقتشه كه طراح محترم سايت يه كم به فكر آپگريد و مسائل امنيتي هم باشن

    خاك پاي شما
    فريد ©
    پاسخ
    فرید جان عزیز و نازنین
    ممنون از اطلاعاتی که دادی
    راستش من اول نمی دونستم جریان چیست .. ولی بعد از این که طراح محترم ان را برطرف کرد .. همین فکر شما رو کردم
    که این عزیزان انسان های مغرضی نبودند .. و فقط خواستند اعتراض خود رو به اسرائیلی ها در دفاع از مردم مظلوم غزه اعلام کنند
    خب من هم که سایت سیاسی نیستم تا چند پست در این رابطه بنویسم
    فقط خدا رو شکر می کنم که به قول شما همه چیز رو پاک نکردند
    در مورد امنیت سایت .. من که سر در نمی اورم
    هکر های ایرانی ان قدر شعور و شرف دارند که بدونند من ادم بازنشسته ای بیش نیستم و وابسته به هیچ گروه سیاسی نیستم
    خارجی ها هم فکر کنم اشتباهی امده بودند .. به هر حال حتما جناب عظمتی عزیز به فکر ارتقای امنیت سایت است
    از شما به خاطر توجهی که داشتید سپاسگزارم

    آقای مدرسی شما چطوری ازفیلم عکس می گیرین و تو سایت میذارین.میشه بگین؟ لازمش دارم....
    پاسخ
    پویا جان عزیزم
    خیلی ساده است ... شما در سیستم ویندوز خودت نرم افزاری به نام
    " ویندوز مووی میکر "
    داری .. که بعد از این که ان را باز کردی آدرس فیلم مورد نظرت رو بهش بده .. بعد در سمت چپ از بالا سومی .. نوشته " ایمپورت پیکچر " آن را کلیک کن
    چند دقیقه ای طول می کشه تا فیلم مورد نظر را سیو کنه .. بعد از این که تمام شد .. شما خواهی دید که فیلم مورد بحث در اندازه های کم تر از یک دقیقه .. تقسیم شده و به بخش های متعددی تقسیم بندی کرده است
    خب
    حالا شما از اولین قسمت که دگمه " پلی " را بزنی .. پخش می کنه .... شما روی هر قسسمت آن که دلت خواست می تونی نوار را نگه داری .. و یک کلید در پائین سمت راست داره که همان دوربین است .. شما با کلیک بر روی دوربین .. عکس گرفته می شود .. منتها یک جا ادرس بده که همه تصاویر یک جا گرداوری شوند
    بعد با فتوشاپ .. آن ها را به هر ابعادی که می خواهی تنظیم کن
    حتمآ می دانی که باید با گزینه ... سیو فور وب در فتوشاپ حجم تصاویر را کم کنی .. تا راحت در سایت یا وبلاگ قرار گیرد
    اگر مشکل داشتی .. با من تماس بگیر تا دقیقآ راهنمایی ات کنم

    بهروز عزیز دوستان گرانقدر
    سلام

    خاطره ای از سرتیپ آزاده خلبان (( خسرو غفاری )) در مجله صنایع هوایی خواندم که بخش کوچکی از آن را قرار می دهم.

    در ماموریت یک ماهه به دزفول یک روز بعد از ظهر جناب سرهنگ امیر جلالی جانشین فرمانده وقت پایگاه چهارم شکاری دزفول مرا احضار کرده و گفت: امشب به احتمال زیاد سوسنگرد سقوط می کند!!خبر رسیده امشب یک لشکر دشمن برای تصرف این شهر حمله خواهد نمود ماموریت تو محل استقرار این لشکر است.با گرفتن دستور پرواز از امیر جلالی به صورت تک فروندی بلند شده و به سمت مواضع مورد نظر حرکت کردیم با رسیدن به منطقه نبرد هر چه گشتیم از لشکر خبری نبود.در همین زمان متوجه گشوده شدن آتش پدافند زمینی عراق به سمت جنگنده شدم بلافاصله گردش کرده و توپ های پدافندی را بمباران نمودم پی از بازگشت به جناب امیر جلالی گفتم : ما هدف اصلی را پیدا نکردیم اما چند توپ پدافند هوایی که در همان حوالی مستقر بودند را نابود نمودیم.وی گفت ماموریت باید تکرار شود سریعا دو نفر دیگر را انتخاب و عملیلت را دوباره انجام دهید اگر خودت هم خواستی بروی من حاضرم پشت کابین بنشینم.گفتم: احتیاجی نیست جنبا سرهنگ جوانترها هستند با توجه به اینکه خودم ماموریت قبلی را انجام داده و می دانستم هدف دقیقا در محل مورد نظر فرماندهان وجود ندارد با خود گفتم اگر دوباره خودم بروم بهتر است تا دیگر دوستان. بلافاصله پرواز کرده وبا رسیدن به مختصات محل علامتگذاری روی نقشه بازهم متوجه عدم حضور دشمن شدم.


    در ان زمان دستور اکید داشتیم که تا جایی که شرایط ایجاب می کند در ارتفاع پایین عملیات را انجام داده و از ارتفاع گرفتن خوداری کنیم علیرغم این دستور اوج گیری کردم تا از منظر بالاتری به منطقه نگاه کنم. این کار من مورد اعتراض شدید خلبان کابین عقب قرار گرفت وی گفت: الان جنگنده را موشک می زنند در همین حین ناگهان محل اجتماع انبوه نفرات و تانک های عراقی را در آن ارتفاع مشاهده کردم.بلافاصله شیرجه زده و راهی هدف شدم.خورشید داشت کم کم غروب می کرد که من به بالای سر نفرات عراقی رسیدم با نزدیک شدن غروب خورشید آنها همگی دور هم جمع شده و به صورت بسیار متمرکز آماده حمله شبانه بودند به همین علت هدف بسیار خوبی برای بمباران به شمار می آمد جالب تر اینکه آنها با تاریکی نسبی هوا اصلا انتظار حمله هواپیماهای مارا نداشتند با رها کردن بمب ها روی سر آنها کاملا متوجه تلفات سنگینی که به لشکر دشمن وارد گردید شدم.نهایتا گردش کرده و در راه بازگشت قرار گرفتیم.در حین بازگشت به یکباره تردیدی بر من مستولی شد.مختصات جایی که من بمباران کردم با محلی که بر روی نقشه مشخص شده بود کاملا تفاوت داشت.نکند من نیروهای خودی را بمباران کرده باشم.همچنان که طی مسیر می کردیم با خود کلنجار می رفتم و آنچنان سردردی گرفتم که همین الان هم گاهی به سرفم می آید.در حالی که اصلا در شرایط روحی مناسبی به سر نمی بردم به هر زحمتی بود جنگنده را نشانده و از کابین خلبان خارج شدم.به سمت ساختام ستاد فرماندهی که حرکت کردم دیدم آقای حسین عسگری که از خلبانان رزمنده ودلاور اف_5 بود در حال حرکت به سمت من است به محض اینکه به من رسید گفت : تو چه کار کردی؟!!! با شنیدن این جمله از فرط غم و اندوه همانجا نشستم روی زمین تمام بدنم قفل شده بود!! نمی دانم چه طور در آن لحظه زبانم چرخید و گفتم : مگه چی شده گفت: آنچنان تلفات سنگینی به عراقی ها وارد کردی که دفتر فرماندهی کل قوا برایت یک اسلحه کلاشنیکف فرستاده اند.در آن لحظه از این جمله من فقط با شنیدن قسمت اولش که بمباران عراقی ها بود آنقدر آرامش پیدا کردم که دیگر نمی شنیدم جناب عسگری چه می گوید.در درجه اول در بمباران دوچار اشتباه نشده بودم و در درجه دوم توانسته بودم ضربه مهلکی بر پیکر لشکر عراق وارد نمایم.در افکار خود غوطه ور بودم که جناب امیر جلالی به من اطلاع دادند از دفتر آقای رفسنجانی تماس گرفته اند و با شما کار دارند فکر می کنم رییس دفتر ایشان بود که ضمن تشکر از من پیام تبریک فرماندهان عالی رتبه جنگ را به علت انجام این ماموریت به اینجناب ابلاغ کرده و گفتند:

    تو سوسنگرد را از سقوط نجات دادی!

    این قضیه گذشت تا اینکه حدود هشت ماه بعد من برای انجام اموری به تهران آمده و به گردان آموزشی پایگاه یکم شکاری رفتم هنگام صرف صبحانه در غذا خوری گردان یکی از خلبانان جوان اف_4 که در میز کناری ما نشسته بود روبه من کرد و گفت: شما خسرو غفاری هستی!! من تا به حال این خلبان را ندیده بودم و نمی شناختم وی که کمی پس از گفتگو متوجه شدم آقای مجید علیدادی است در ادامه گفت: آیا شما غروب روز 24 آبان دو پرواز به سوسنگرد نکردی؟! گفتم بله چطور مگه!! گفت : آیا هر دوبار خودت حمله کردی گفتم : بله. گفت : من آن زمان افسر رابط نیرو هوایی در نیرو زمینی بودم می خواهی برایت بگوییم آنجا روی زمین چه اتفاقی افتاد؟! در واقع شنیدن داستان کسی که در آن عملیات از روی زمین با چشم خود شاهد حوادث بود بسیار جالب می نمود. گفت : بار اول که آمدی هدف را پیدا نکردی و رفتی بار دوم حدود نیم ساعت بعد آمدی و با اوجگیری دشمن را شناسایی کرده از سمت مواضع خودی به سمت دشمن شیرجه زدی در لحظه ای که در حال حرکت به سمت مواضع دشمن بودی پدافند عراق آنچنان جهنمی به سوی جنگنده شما به پا کرد که تمام بسیجی ها و ارتشی ها ی آن منطقه گفتند که دشمن جنگنده ما را زدند.جنگنده شما وارد تلی از آتش شد و اوج گیری کردی با مشاهده متلاشی شدن لشکر عراقی غریو شعار الله اکبربسیجیانی که بر روی تپه الله اکبر مستقر بوده و اشراف کامل به عملیات شما داشتند تا حدود نیم ساعت در کل منطقه به گوشش می رسید.


    یاحق
    پاسخ
    استاد ارجمند جناب اوالانچ عزیز
    با تشکر از شما .. به اطلاع می رسانم .. من این خاطره را سیو کرده و در بخش مطالب خوانندگان قرار خواهم داد
    از شما واقعا ممنونم

    کاپیتان درود بر شما
    بسیارمطلب جالب و آموزدنده ای بود
    بخشهای جدید بسیار جالب هستند
    میخواستم از شما سوال کنم که آیا خلبان با توجه به دور موتور نمی توانست سرعت را تخمین بزند ممکن است
    بگویید که پارامترهای دیگری مثل ارتفاع پرواز جهت باد وزن هواپیما
    و...... تاثیر گذار هستند اما آیا
    یک خلبان با تجربه یک چهار چوب کلی از این موارد در ذهن خود ندارد
    به نظر شما خلبانان می توانستند هواپیما را نجات دهند؟
    با سپاس
    پاینده باشید
    پاسخ
    کیوان جان عزیز و گرامی
    اصولآ می شه ادم از حرکت هواپیما بفهمه که مثلآ چند نات سرعت داره ... ولی این کار قانونی نیست .. ضمن این که ان ها نمی دانستند که عقربه ها خراب است دوم این که خلبان می توانست آن پرواز رو نجات بدهد .. به عبارتی اگر به حرف شاگردان خودش گوش می داد ف هواپیما نجات می یافت
    همچنین کمک خلبانان در این شرایط باید خود دست به کار شده و فرمان را از کاپیتان می گرفتند .. که نجابت به خرج داده و عاقبت کشته شدند

    سلام عمو بهروز گل
    باز هم من رو مورد لطف خودتون قراردادید، ا ز کلمات محبت آمیزتان متشکرم ولی دو نکته:
    1- قبول اشتباه شجاعت است به لطف خدا در درون شما وجود دارد
    2- اشتباه نکنید این سایت متعلق به شما نیست متعلق به همه ماست ( چقدر رو دار شدم) پس همه باید دست به دست هم بدیم تا بهتر و بهتر بشه .
    با این الطافی که به من دارید قول می دم اینقدر مطالبتان را با دقت بحونم تا یک اشکال هم از زیر دستم در نره تا بازدید کنندگان سایت خودمان (همه خوانندگان دائمی و غیر دائمی آن)ازش بیشتر لذت ببرند . دست به نقد هم بگم در پاراگراف دوم سطر چهارم کلمه ماقبل آخر احتمالاً می خواستید بنویسید "اصلاح" که اشتباه نوشتید
    روی ماهتون رو می بوسم و قول می دم هرموقع اومدم ایران حتماً به دیدنتون بیام
    پاسخ
    پسر عزیز و نازنینم
    حق با شماست .. سایتی با این همه مخاطب روزانه .. دیگه متعلق به فرد نیست
    من فراتر از شما فکر می کنم .. و معتقدم متعلق به نسل های بعدی است
    پس باید این امانت را با صداقت در گفتار و درست نوشتن به بهترین شکل ممکن نگه داریم
    در مورد اشتباهات .. بله .. ممنون می شوم اگه هر اشکالی دیدی به من بگی تا در پست های بعدی اصلاح کنم .. همان گونه که واژه انتحاری رو اشتباه می نوشتم .. این خواهش رو از همه خوانندگان دارم
    ایوان جان درخواست های دعوت نامه به دست شما می رسد یا نه ؟
    از این که این همه به خوانندگان و بنده حقیر لطف داری سپاسگزارم
    بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهت در ایران هستم

    عمو سلام.
    فردا رو چکار کنم؟
    برم اونجا؟
    شما هم می آیید؟
    خیلی مخلصیم آقا.
    یا حق
    پاسخ
    امیر جان قرار بود به من زنگ بزنند
    حتمآ نشده است
    پس منتظر می مانیم
    من فردا بعد از ظهر با همسر شبنم خانم که از دبی تشریف اورده اند جلسه دارم .. شاید رفتم همون دفتر .. شاید هم رفتم جای دیگه

    سلام جناب مدرسي

    در ابتدا عرض كنم قصد ندارم كاسبي كسي را خراب كنم ولي تمام اين مستند هاي نشنال جيوگرفيك در سايت يوتيوب بصورت مجاني موجود است البته نميدانم دوستان در ايران به يوتيوب دسترسي دارند يا خير .
    از زحمات شما متشكرم
    من هر شب يكي از اين فيلمها را ميبينم خيلي جالب درست شده اند مخصوصا در يكي از آنها داستان برخورد دو هواپيما بصورت شاخ به شاخ در روي باند بود كه خيلي عجيب ولي جالب بود.
    اگر هركدام را ميخواهيد امر بفرماييد روي دي وي دي رايت ميكنم برايتان عيد مي آورم.

    قربان شما علي از كانادا
    پاسخ
    علی جان من حتی اگه بدونم تو ایران هم یک جایی مجانی این فیلم ها رو می دهند .. کاسبی این جوون ها رو خراب نمی کنم .. پسر چه کار داری ..!!؟ چشمک
    علی جان ولی از شوخی گذشته .. یوتیوپ در ایران فیلتره
    در مورد شاخ به شاخ شدن .. یکی در جزایر قناری بود .. که من دارم .. اگه مورد دیگری است .. اصولآ هر چه فیلم و عکس از این دست به دستم برسه خوشحال می شوم .. البته سام عزیز قسمت ششم رو هم برام داره ضبط می کنه .. که واقعآ من رو شرمنده زحمات خودش کرده است
    من منتظر هستم تا خودت سالم برسی .. بقیه چیز ها پیشکش
    ضمنآ این دوستان هم هر کسی اینترنت پر سرعت داشته باشه .. مجانی بهشون می دهد .. خدا خیرشون بده

    خسته نباشید بهروز خان! در مورد پیشنهادهایی که کرده بودم، از جهت شوخی بود و چشمکش هم گذاشته بودم ولی چون چشمکش فارسی بود، مثل اینکه ندید.
    در مورد ترکیه هم که فرمودید من هم حرفهای مشابهی را شنیده بودم، ولی شاید شما در پایگاه های دور افتاده ترکیه فرود می آمدید و بنده خداها از امکانات محروم بودند.
    به هر حال همین ترکیه از اون وضعی که شما توصیفش را کردید با تلاش و پشتکار و برنامه ریزی صحیح به یک کشور آباد تبدیل شده که خیلی از جوانهای ما برای تفریح یا تحصیل به آنجا مسافرت می کنند. یکی از دانشجوهای چینی در محل تحصیلم حرف مشابهی را در مورد کشور کره جنوبی زد که من را خیل متاثر کرد و گفت که کره جنوبی 40 سال پیش از نظر اقتصادی برابر سومالی آن زمان بود. (اگر هم به خاطر داشته باشید در آن زمان از کره جنوبی کارگر به ایران می آمد)امّا حالا بعد از 40 سال چی شده!
    به هر حال یکی از خوبی های سایت شما در همین است که تجربیات دست اولی از تاریخ معاصر دنیا برای ما فراهم می کند. دستتان درد نکند! در پناه خدا باشید!
    پاسخ
    فرخ عزیز و نازنین
    بله من چشمک زیبای شما رو دیدم
    من هر ان چه عرض کردم در باب درد دل با شما بود نه خدای ناکرده جر و بحث .. چشمک
    در مورد فرودگاه ها بگم .. اشتباه نکن فرودگاه های مهمی چون استانبول این رفتار را می کردند .. در فرودگاه های نظامی .. هیچ گاه جرآت ابراز چنین درخواستی رو ندارند
    ولی به قول شما چه جالب با درایت خود کشور رو به سربلندی و اقتدار رساندند
    انشاالله ایران هم درست خواهد شد
    کره هم مثل ما اون زمان صنعت مونتاژ داشت .. ولی بعد ها خودش یکی از بزرگترین صادر کنندگان به دنیا شد
    می دونی که اون ها واقعآ کار می کنند .. و اصلآ استراحت و وقت کشی ندارند .. مثل ژاپنی ها
    من فکر می کنم سرافرازی هر کشور به دست مردمان خودشه ..
    ممنون از شما

    عمو بهروز سلام مجدد
    تا کنون هیچ درخواست دعوتنامه ای دریافت نکردم ، اگر فرستاده اید لطفاً دوباره بفرستید
    پاسخ
    ایوان عزیز و گرامی
    تا حالا چندین نامه را که خوانندگان در خواست کرده بودند به شما فوروارد کردم .. از جمله .. دو بار خواننده محترم شبنم . حسین از دبی .. شخصی به نام محسن .. من دقیقآ آدرسی که شما به من داده بودی سیو کرده و ان را می فرستادم
    پی نوشت
    ایوان عزیز
    همین الان رفتم آدرسی که برای من فرستاده بودی و من آن را عینآ سیو کرده بودم را چک کردم .. با این آدرسی که الان نوشتی اختلاف داشت
    irsnlover@mail.ru آدرسی که قبلآ نوشتی
    iranlover@mail.ru آدرسی که الان نوشتی
    من هم که با دست یادداشت نکرده بودم که بگم به جای آ ، آس نوشته باشم ..!! عین ان را در ورد سیو کردم
    حالا که مقایسه می کنم .. شما از روز نخست اشتباه نوشته بودی
    می دونم اشتباهی نوشته بودی .. ولی در این میان من خیلی ضایع و شرمنده خواننده هایم شدم
    حتی خانم شبنم و همسرش دوبار فرستادند .. و هر دو بار من به آدرس غلط فوروارد نمودم
    دیگه مزاحم نمی شوم ... به خواننده ها هم مثل همیشه خواهم گفت من نمی توانم کسی را دعوت کنم
    پدر خدا بیامرزم می گفت .. هیچ وقت روی قول مردم .. حتی نور چشمت هم به کسی قول نده .. و من دلیل آن را امروز متوجه شدم .. من دوستان جوانی که نامه نوشتند رو یادم نیست .. فقط شبنم که دو بار فرستاد رو یادم است
    می دانم که شما قصدی نداشتی .. ولی توقع دقت از شما در این مورد حساس کم ترین توقع بنده بود
    مخصوصآ شما که انسان بسیار دقیق و نکته سنجی هستی . نمی پذیرم که ادری اشتباه به من داده باشی
    **************
    من از همه خوانندگان عزیزی که در خواست دعوتنامه کرده بودند ... عذر خواهی می کنم .. این اشتباه رو به حساب بی عرضه گی ام بگذارید
    ممنون


    سلام و درود بر كاپيتان عزيز
    من وقتي اين قسمت رو مي ديدم ، متخصصان سوانح در مستند از نجابت و عدم دخالت كمك خلبانان به علت مسائل فرهنگي مربوط به كشور تركيه صحبت مي كردند . همچنين من اگر اشتباه نكنم در قسمت سرگيجه كمك خلبان مصري هم تقريبا متوجه اشتباه خلبان شده بود ولي متاسفانه دخالتي نكرد .
    آقاي مدرسي عزيز ، فرهنگ كشورهايي مثل ما ( مصر ، تركيه ، عراق و...) داراي تفاوتهايي با فرهنگ ساير كشورها مي باشد .
    سئوال من از خدمت شما ، آيا اگر خداي ناكرده اين اتفاق در كشور ما مي افتاد كمك خلبان دخالت مي كرد ؟
    اگر در كشورهاي غربي و يا آمريكا اتفاق مي افتاد كمك خلبان دخالت مي كرد ؟
    فرض كنيد من يك خلبان جوان كم تجربه در كنار شما كاپيتان مدرسي عزيز با اينهمه ساعات پرواز و تجربه قرار گرفتم .... هر لحظه شما براي من يك الگو و يك كسب تجربه و .... هست ،چطور مي تونم فرمان هواپيما رو از شما بگيرم حتي در خطرناكترين لحظات
    به نظر من انجام اين كار سخته
    ارداتمند شما
    پاسخ
    بهزاد عزیز و نازنین
    به نکته بسیار حساسی اشاره کردی
    من در یکی از کامنت ها یا حرف های خودمونی نوشتم که یکی از مهندس پرواز های سی - 130 وقتی کاپیتان اشتباه کرد .. چنان با مشت به شونه او کوبید که حواس ات کجاست .. که همه جا خوردند ..
    مسئله امنیت پرواز شوخی بردار نیست .. حتی محمد رضا شاه هم که با هواپیماهای نیروی هوایی پرواز می کرد .. و خلبان ماهری بود .. به معلمان از جمله معزی دستور داده بودند .. تا لحظه خطر سقوط چیزی نگویند .. ولی اگه دیدند اشتباه مرتکب شد .. دخالت کنند ..
    یادمه در زمان جنگ که همه بچه ها تقریبآ قدیمی و با تجربه بودند .. وقتی بعد از بلند شدن آژیر قرمز زده می شد .. توی کابین بحث شدیدی در می گرفت .. یکی می گفت برگرد .. یکی می گفت بکش بالا .. یکی می گفت دور بزن .. در صورتی که مسئولیت با خلبان یک و یا همون کاپیتان است
    ولی وقتی پای جان در میان باشد .. همه از خود واکنش نشان می دهند .. لااقل حرف خود را می زنند .. در این ماجرا هم هر دو کمک جوان که تنها سه ماه پرواز داشتند به کاپیتانی که هزاران ساعت پرواز داشت می گوید که دماغ رو پائین بیاور .. یا خلبان جدیدی دیگر .. فریاد می زند ای دی آی .. ادی آی .. ولی کاپیتان گوش نمی کند .. خب باید کمک فرمان رو به شدت جلو می داد .. لااقل همه زنده می ماندند .. فوقش تنبیه می شد که خود سر کاری انجام داده است و معمولآ در این مواقع حق را به قدیمی تره می دهند .. که عادلانه نیست .. ولی شاید اگه دادگاهی عادلانه باشد .. کاپیتان رو محروم هم کرده و کمک رو تشویق نمایند
    ولی همان جور که شما فرمودید .. حجب و حیا و احترام به قدیمی در کشور های شرقی بیش تر از غرب رعایت می شود .. در غرب این گونه نیست
    همه مطیع مقررات هستند ... خاطرات کاپیتان 737 امریکایی رو می خواندم .. که خودش اعتراف به اشتباهی در نشستن داشت انجام می داد .. کمک خلبان سوم که خیلی جدیدی بود بهش می گه این گونه اپروچ در این هوا خطرناک است .. کاپیتان چون عجله داشته و خسته بود .. می خواست کاری رو انجام بده که فکر می کرده صحیح است .. اما بعد خودش گفت پشیمان شده و دیدم حق با کمک خلبان جوانم است
    و سریع دور زده و اپروچ قانونی رو انجام دادم .. و خوشحال شدم که ریسک نکردم .. بله باید در پروازخیلی دقت کرد .. اصلآ شوخی بردار نیست
    معمولآ کاپیتان های قدیمی درجه ریسک آن ها خیلی بالاتر از خلبان های جدیدی و حتی خانم هاست !! چون ان ها همه چیز و اصول رو رعایت می کنند ... اما خلبان قدیمی به خاطر تجربه بالا نمی کند .. و حادثه هم خبر نمی کند
    همین مورد در خلبان با تجربه ایرانی هم پیش می ۀید .. زنگ اخطار ارتفاع پائین رو قطع می کنه تا اعصاب اش به هم نریزد .. اما خب 737 با کلی مسافر زمین می خورد ..از بدو اختراع هواپیما تا حالا از این دست اتفاقات زیاد رخ داده است . امروزه به کمک اینترنت و و دیچیتال .. همه چیز منتشر شده و در دنیا پخش می شود .. یا فیلم ساخته می شود .. و سطح اگاهی افزایش می یابد .. اما قدیم که چنین نبود

    بهروز عزیز
    مطلب زیر خلاصه ای از مقاله مجله صنایع هوایی است که تقدیم تمامی شما دوستان گرانقدر می شود

    شب هنگام برای بازدید فانتوم هایی که فردار مسافر بودند به آشیانه رفتم. 8 تیر بمب سنگین 2 تیر موشک یک غلاف پادکار الکترونیکی و 3 مخزن سوخت خارجی واقعا هیبت مخوفی به فانتوم داده بودند.برای کم کردن وزن برخاست مخزن سوخت خارجی مرکزی خالی بود تا پس از پرواز در سوختگیری هوایی توسط تانکر سوخت رسان پر شود.بعد ار انجام عملیات و بمباران موفقیت آمیز هدف همگی به سلامت فضای پر خطر بغداد را ترک کردیم.با گردش به سمت ایران خورشید که تازه طلوع کرده بود دقیقا روبه روی ما قرار گرفت و دید ما را بسیار کاهش داد این کوری نسبی سبب شد ما تنها دو فروند از فانتوم های دسته را دید داشته باشیم.جنگنده های دیگر را در بال آنها قرار داده و به حرکت خود ادامه دادیم.پس از مدت کوتاه به عقب نگاه انداخته و چهار فروند فانتوم دیگر را در پشت خود مشاهده کردم.برای اجتناب از رهگیری عراقی ها ارتفاع را کاهش دادیم و به سلامت وارد خاک وطن شدیم برای کاهش مصرف سوخت همگی فانتوم ها ارتفاع را افزایش دادند سوخت موجودی جنگنده ها بسیار کم بود با صعود به ارتفاع 1400 پایی تنها 900 پاوند سوخت داشتیم. اگر میزان سوخت هواپیما به زیر 1500 پاوند برسد احتمال خاموش شدن موتور های پر مصرف جی.79 جنگنده فانتوم بسیار بالا می رود.


    حال ما درنیمه راه رسیدن به پایگاه مبدا تنها 900 پاوند سوخت داشتیم و به همین دلیل چندین بار در رادیوی هواپیما اتمام سوخت خود را اعلام کردم.هیچ جوابی در رادیو نشنیدم در همین حال نگاهی به دور و بر انداختم و در فکر خود چاره ای برای به سلامت نشاندن هواپیما جستجو می کردم.در هالی که بر فراز آسمان کرمانشاه بودیم ناگهان چشمم به یک باند فرود نا آشنا افتاد هر دوی ما می دانستیم در کرمانشاه هیچ فرودگاهای وجود نداشته و البته باند فرود مورد نظر هم برای نشاندن اف_4 بسیار کوتاه بود.با 400 پاوند سوخت هیچ راه دیگری نداشتیم هر لحظه منتظر خاموش شدن موتورها بودیم با نزدیکی به باند چرخ ها را پایین دادیم که ناگهان جنگنده چرخش به سمت چپ را آغاز کرد.در همین لحظه که سعی در متعادل نگه داشتن هواپیما داشتیم خلبان کابین جلو فریاد زد : بالچه ها نقض فنی دارند!! پایین نمی آیند!! و این یعنی اینکه ما باید با حدود 20 نات (36 کیلومتر بر ساعت) بیش از حد مجاز اقدام به فرود می کردیم که در نتیجه با توجه به کوتاهی باند نیروی ترمز قابل ملاحظه ای را طلب می کرد.با وجود از دست رفتن تعادل هواپیما به سختی به باند نزدیک شدیم و در کمال ناباوری دیدیم که یک هواپیما در وسط باند ایستاده!!!!!


    هواپیمای مزبور به علت به دام افتادن در چاله ای که در اثر بمبارن باند ایجاد شده بود لاستیکش ترکیده و در هان جا متوقف شده بود تصمیم گیری در لحظه ای کوتاه صورت گرفت خلبان تصمیم گرفت تا از روی هواپیمای مزبور عبور کرده و در مسافت باقیمانده باند هواپیما را بر زمین بنشاند هیچ سوختی باقی نمانده بود تا گردشی کرد و عملیات فرود را دوباره انجام دهیم در آن لحظه هیچ کدام از ما به سرعت 360 کیلومتر بر ساعت هواپیما و باند کوتاه باقیمانده فکر نمی کردیم. تنها فکر ما به سلامت نشاندن هر چه سریعتر جنگنده بود. در همین لحظات با دیدن صحنه دیگری واقعا خشکمان زد.یک فروند اف_4 دیگر که به طور حتم او هم با کمبود سوخت مواجه شده بود در حال فرود از روبه رو بود!!! خلبان فانتوم مزبور که زود تر اقدام به نشستن کرده بود با مشاهده ما بلافاصله باند را برای فرود جنگنده ما خالی کرد.در آن لحظه 200 پاوند سوخت داشتیم خلبان کابین جلوی من به صورت غیر منتظره تصمیم گرفت دور کوتاهی زده و عملیات فرود را دوباره امتحان کند وی دور شدیدی زد و سعی در هم راستا قرار دادن جنگنده با باند داشت اما سرعت ما خیلی بالا بود او با مهارت خاصی هواپیما را در امتداد باند قرار داد و در همین لحظه سوخت تمام شده موتورها خاموش گردیدند.

    با تلاش فوق العاده ای چرخ ها را مجبور کردیم به باند بوسه بزنند اما سرعت بالای فرود ما سبب شد هواپیما دوباره از باند کنده شود هر دو با تمام قدرت اهرم هدایت را به جلو فشار می دادیم تا دماغه پایین بیاید بلافاصله ترمز ها را تا آخر قدرت درگیر کردیم اما این غول آهنی گویی سر ایستادن نداشت سپس هر دو چشمانمان را به بیرون از کابین دوختیم فانتوم دومی که در اواسط باند متوقف شده و خود را کنار کشیده بود هنوز دوبمب در زیر بالهایش داشت اگر ما دورتر و در همان بار اول اقدام به نشستن می کردیم مطمئنا به آن جنگنده برخورد می کردیم سرعت ما حدود 198 کیلومتر برساعت بود که ناگهان چاله ای بزرگ جلوی مال سبز شد و ردرد شدیدی در ناحیه کمر خود احساس کردم هر دوی ما ناخواسته خروج اضطراری کرده بودیم پای ما در نهایت به زمین رسید بلافاصله به انتهای باند چشم دوختم تا از وضعیت جنگنده خودمان آگاه شویم اف-4 ما پس از شکسته شدن ارابه فرود به آرامی بر روی مخازن سوخت خارجی خود لیز خورده بود و بدنه آن به طور معجزه آسایی و به صورت سالم در بیرون باند متوقف گردید مخان سوخت ضربه حرکت را دفع کرده بود و چون هیچ سوختی در هواپیما موجود نبود آتش سوزی هم صورت نگرفته بود پس از مدت کوتاهی بالگرد امداد و نجات رسید و ما را به بیمارستان منتقل نمود.
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و گرامی
    خیلی خیلی از زحماتی که می کشی ممنونم .. همان طور که گفتم .. من آن ها رو سیو کرده و در سایت به عنوان مطالب دریافتی دوستان منتشر می کنم
    می دونم خیلی سخت است این ها رو با دقت تایپ کردی .. واقعآ سپاسگزارم

    سلام استاد مدرسی.خوبین؟والا راستش من همیشه فکر میکنم یک غفلت بزرگ یا اتفاق مهم باید بیفته تا هواپیما سقوط کنه اما حالا ثابت شد چه چیزهای کوچک و در ظاهر مسخره ای باعث سقوط هواپیما میشه.به هر حال دستتون درد نکنه امیدوارم بدرد خلبانان ما بخورد در ضمن خاطره ای که جناب اوالانش نوشتند خیلی جالب بود.
    پاسخ
    فریده جان نازنین و عزیز
    خانمی غیبت داشتی .. الان که داشتم حرف های خودمونی پست بعدی رو می نوشتم .. قصد داشتم ازت یاد کرده و بگم کم پیدا هستی ..!!! الحمدالله دیدمت و کار من رو راحت کردی .. چون جا نداشتم
    فریده جان دقیقآ به موضوع بسیار حساس اشاره کردی .. یعنی این که هواپیما و پرواز رو نباید سر سری گرفت .. و باید به تمام جزئیات دقت داشت
    از شما به خاطر حضور گرم ات تشکر می کنم

    بنام خداوند خالق عشق
    استاد عزيز و دوستان گراميم سلام

    در خصوص انواع موشك‌ها قبلاً مطلب نوشته بودم ولي ايندفعه از نوع هدايت آنها مطلب گير آوردم كه براي استفاده دوستان باذكر منع مي نويسم


    معرفي انواع سيستم هاي هدايتي موشك ها
    مقدمه:
    در حال حاضر نيروهاي مسلحي در جهان حرفي براي گفتن دارند که به پيشرفته ‏ترين موشکها مسلح باشند. لازم نيست که کارشناس نظامي و يا تسليحاتي باشيد تا ‏بتوانيد تاثير موشکها را بر چهره ميدانهاي جنگ امروزي ببينيد.‏
    زماني نبرد ناوها داراي 9-12 قبضه توپ کاليبر 400 تا 550 ميليمتري بودند و بر ‏دريا ها سلطنت مي کردند. توپهاي عظيم اين نبرد ناوها داراي برد بيش از 30 ‏کيلومتر بودند. امروزه، يک فروند ناوچه کوچک با يک موشک ضدکشتي هارپون با ‏برد 120 کيلومتر به مراتب از نظر برد، دقت و زمان واکنش موثرتر از يک فروند ‏نبرد ناو است.مي توان گفت يک ناوچه موشک انداز مي تواند همچون نبرد ناو ميسوري را با 9 قبضه توپ 406 ميليمتري به راحتي ‏غرق کند زيرا داراي تسليحات دقيقتر و دوربردتري است.البته به ياد داشته باشيد که ‏ديگر در هيچ نقطه ي جهان نبرد ناوها به صورت عملياتي خدمت نمي کنند و ‏جملگي از سرويس خارج شده اند.‏
    زماني جنگنده هايي چون هلکت و موستانگ با مسلسلهاي 12.7 ميليمتري خود بايد ‏تا 300 متري به جنگنده دشمت از پشت نزديک مي شدند تا بتوانند آن را با گلوله ‏هاي مسلسل خود سرنگون کنند.امروزه، خلبان ‏f15‎‏ آمريکايي و سوخوي 27 ‏روسي با موشکهاي خود از فواصل بالاي 30 کيلومتر جنگنده دشمن را سرنگون مي ‏کنند و نيازي به خطر کردن و جنگ هوايي نزديک نمي بينند.‏
    امروزه، نيازي به توپهاي ضدزره سنگين و بدقواره جنگ دوم جهاني نيست و يک ‏فروند موشک اريکس مي تواند يک سرباز پياده را تبديل به دشمني مخوف براي ‏تانکهاي دشمن کند.‏
    صد سال پيش براي دسترسي به پايتخت و شهرهاي مهم دشمن يکي از دو طرف ‏نبرد بايد آنقدر دشمن را به عقب مي راند تا به شهرهاي مهم او دست پيدا ‏کند.امروزه، موشکهاي بالستيک و کروز مي توانند دورترين دشمن را مورد هدف ‏قرار دهند. هواپيماها، ناوها، بالگردها، سربازان پياده و شبکه پدافند هوايي بدون ‏موشکها هيچ نيستند. در نبردهاي آينده آنکه موشک بيشتر و کارآمد تري داشته باشد ‏توان بهتري در تهاجم و دفاع دارد. در اين مجال اندک به انواع مختلف سيستمهاي ‏هدايت نصب شده بر روي موشکها مي پردازيم. باشد که عزيزان خواننده با سلاح ‏هايي که چهره ميدانهاي جنگ را تغيير دادند بيشتر و بهتر آشنا شوند.‏

    هدايت سيمي
    روش هدايت با سيم از قديمي ترين روشهاي ابداع شده براي هدايت موشک ها است. ‏اين روش هدايت، بسيار پرآوازه و مطمئن براي هدايت موشکهاي ضد تانک است ‏در اين روش، هدايت موشک ها از نظر عملکرد چه مدل دستي و چه نمونه هاي ‏موجود نيمه خودکار با روش هدايت راديويي فرق چنداني ندارد و تنها فرامين تغيير ‏مسير موشک به امواج راديويي، به کمک سيم متصل شده به موشک به آن منتقل ‏مي شودند.دو رشته سيم از يک طرف به پرتاب کننده و از طرف ديگر به موشک ‏وصل شده و دستورهاي هدايتي از طريق اين سيمها به موشک منتقل مي شوند.‏
    امروزه تمامي موشکهاي ضد تانک موجود نيمه خودکار بوده و شليک کننده تنها ‏کافي است که که سايت هدفگير را تا زمان برخورد بر روي هدف نگاه دارد و ‏هدايت موشک بر عهده سايت هدفگيري که مجهز به يک حسگر فروسرخ است مي ‏باشد.يکي از برتري هاي هدايت سيمي نسبت به هدايت راديويي، عدم امکان ايجاد ‏اختلال بر روي فرامين انتقالي از سيم است.موشکهاي ضدتانک تاو آمريکا، اريکس ‏فرانسه و بيل سوئدي از جمله موشک هاي معروف هدايت سيمي هستند.
    هدايت راديويي
    روش هدايت راديويي در نسل اول موشکهاي هوا به زمين و موشکهاي ضدتانک ‏هدايت شونده به کار برده شد.اين روش هدايت از زمان جنگ جهاني دوم بر روي ‏بمبها و موشک ها مورد استفاده قرار مي گرفت و بايد آن را قديمي ترين روش ‏هدايت موشک دانست.در اين روش، خلبان و يا شليک کننده بايد موشک را تا زمان ‏برخورد به هدف در ديد خود نگه دارد.يعني خلبان بايد پس از پرتاب، موشک و ‏هدف را در يک راستاي مستقيم قرار دهد و با استفاده از دسته هدايت که در اختيار ‏شليک کننده است به وسيله امواج راديويي فرستاده شده براي موشک، موشک را به ‏طرف هدف هدايت کند.اين روش دقيقا مانند کنترل کردن يک هواپيماي کنترل از راه ‏دور مي باشد.‏
    در روش هدايت دستي، شليک کننده با نگاه کردن به شعله انتهاي موشک و يا چراغ ‏چشمک زن نصب شده در عقب موشک، موشک را به طرف هدف هدايت مي کرد. ‏در مدلهاي پيشرفته تر ماننده موشک ضد تانک ‏at-6‎‏ روسي روش هدايت راديويي ‏نيمه خودکار شده است.يعني شليک کننده تنها سايت هدفگيري را بر روي هدف قرار ‏مي دهدو سايت هدفگير با حس کردن شعله انتهاي موشک،موشک را به کمک امواج ‏راديويي به طرف هدف هدايت مي کند.اين سيستم بر روي موشکهاي ضد تانکي ‏چون آتي4 روسي، موشکهاي هوا به زمين آاس7 روسي و بولپاپ آمريکايي مورد ‏استفاده قرار گرفته است.امروزه، ديگر اين روش براي هدايت موشکها و يا بمب ها ‏مورد استفاده قرار نمي گيرد و منسوخ شده است.‏
    هدايت فروسرخ
    هدايت فروسرخ يک هدايت داخلي و خود مختار است که نياز به منبع خارجي براي ‏تکميل هدايت موشک ندارد. در اين روش، حسگر نصب شده بر روي دماغه موشک ‏بعد از شليک، اقدام به جستجوي محيط رو به روي خود براي پيدا کردن منبع ‏گرمايي براي قفل کردن بر روي آن مي کند. اين منبع گرمايي مي تواند خروجي ‏گرم هواپيما، بالگرد و يا يک موشک کروز باشد.‏
    سيستم کاونده فروسرخ تنها مي تواند محيط روبروي خود را جستجو کند و يکي از ‏امتيازات آن اين است که خلبان و يا شليک کننده بعد از قفل و شليک موشک مي ‏تواند اقدام به شليک موشک ديگر و يا ترک محل کند. موشک به کمک سيستم ‏فروسرخ درون خود و به کمک بالچه هاي هدايت به طرف هدف هدايت مي شود.‏
    اولين موشک فروسرخ عملياتي جهان، موشک هوا به هواي سايدويندر آمريکايي ‏بود.نسل نخست اين موشکها را تنها مي شود از نيم کره پشتي به طرف خروجي ‏موتورهواپيما قفل کرد ولي امروزه با افزايش حساسيت کاونده هاي فروسرخ مي ‏توان اين موشک ها را از روبرو نيز بر روي هدف قفل کرد.‏
    موشک هاي هدايت فروسرخ را مي توان با استفاده از تمهاي فريب دهنده گرم که ‏مانند منور بوده و گرمايي زياد از خود متصاعد مي کنند فريب داد. خلبانان بالگرد و ‏جنگنده بلافاصله بعد از هشدار سيستم ‏ecm‏ مبني بر نزديک شدن موشک اقدام به ‏شليک دستي و يا خود کار شراره مي کنند‎.‎
    برخي از وسايل پرنده داري سيستم تشخيص نزديک شدن موشک هستند. اين سيستم ‏
    با حس کردن شعله خروجي موتور موشک که به پرنده نزديک مي شود هشدار لازم ‏را به خلبان مي دهد ولي از آنجايي که براي شليک موشکهاي فروسرخ نيازي به قفل ‏رادار بر روي هدف نيست، در اکثر مواقع هدف بدون دريافت هيچ گونه هشداري ‏مورد اصابت قرار مي گيرد. برد کاونده فروسرخ اين گونه موشک ها براي کشف ‏منبع گرمايي کم بوده و اغلب کمتر از 20 کيلومتر است.از اين رو، اين روش هدايت ‏به صورت گسترده اي براي هدايت موشک هاي کوتاه برد هوا به هوا و موشک ‏هاي پدافند هوايي کوتاه برد و شانه پرتاب مورد استفاده قرار مي گيرد.‏
    عدم نياز به تجهيزات جانبي، اين سيستم را به يک روش هدايت کارآمد براي استفاده ‏در سلاح هاي قابل حمل توسط نفر تبديل کرده است. موشکهاي هوا به هواي ‏فروسرخ ‏k74‎‏ روسي، سايدويندر آمريکايي، پايتون4 اسراييلي و موشک هاي زمين ‏به هواي راپير انگليسي، استيگر آمريکايي و سام 18 روسي از جمله برترين ‏موشکهاي هدايت فروسرخ در جهان هستند.‏
    هدايت رداري نيمه فعال(آشيانه ياب نيمه فعال رادراي)‏
    اين روش هدايت که از اواسط دهه 50 بر روي موشکهاي هوا به هوا و زمين به ‏هوا نصب شد در واقع به تکميل رادارهاي داپلر به وجود آمد. در اين موشکها، ابتدا ‏رادار جنگنده و سايت پدافند هوايي بر روي هدف قفل شده و پس از شليک موشک، ‏رادار کوچک موشک امواج منعکس شده از هدف را دنبال کرده و با تصحيح مسير، ‏خود را به هدف مي رساند.اين روش هدايت اين امکان را به خلبان مي داد تا با ‏استفاده از موشکهاي هوا به هواي ميان برد و يا دور برد اهداف مورد نظر خود را ‏از فاصله بيش از 18 کيلو متر با شليک يک يا دو موشک مورد هدف قرار داده و ‏از درگيري پر التهاب و پيچ در پيچ در جنگ نزديک هوايي خودداري کند.‏ از جمله عيوب اين روش هدايت هدايت به ويژه براي جنگنده ها اين است که براي ‏رسيدن موشک به هدف بايد تا آخرين لحظه اصابت، رادار هدايت کننده بر روي ‏هدف قفل باشد و به هر دليلي که امواج رادار به موشک نرسند مانند مانور جنگنده ‏شليک کننده و يا کم شدن انرژي رادار موشک به هدف برخورد نمي کند. جنگنده ‏بعد از شليک موشک نمي تواند اقدام به ترک صحنه نبرد و بايد تا لحظه برخورد ‏موشک به هدف در منطقه باقي بماند.در چنين مواردي در اصطلاح تاکتيکي جنگنده ‏بي دفاع است.‏ از طرفي با افزايش برد موشک، امواج رادار نيز بايد مسافت دورتري را طي کنند ‏که سبب کاهش قدرت امواج رادار در مسافت هاي زياد مي شود.از اين رو نمي ‏توان از اين روش هدايت در موشک هاي با برد زياد استفاده کرد.البته تا کنون ‏موشک هاي با برد 120 کيلومتر نيز با استفاده از اين روش هدايت ساخته شده اند.‏
    در ضمن مي توان با استفاده از سيستم هاي جنگ الکترونيک و ايجاد اختلال، مانع ‏رسيدن امواج رادار جنگنده به موشک شد، اما نه هميشه.‏ امروزه ديگر موشک هاي هوا به هوا با اين روش هدايت توليد نمي شوند ولي ‏ساخت موشک هاي پدافندي با اين روش همچنان ادامه دارد. موشک هاي هوا به ‏هواي اسپارو آمريکايي و آر27آر روسي و موشک هاي زمين به هواي هاوک و ‏پاتريوت آمريکايي از جمله موشک هاي هدايت راداري نيمه فعال معروف جهان ‏هستند.‏
    هدايت راداري فعال
    اين روش هدايت از سال 1970 براي موشک هاي ضد کشتي و هوا به هواي دور ‏برد و ميانبرد مورد استفاده قرار گرفته است. اين موشکها، خود داري يک دستگاه ‏رادار کوچک براي رهگيري و اصلاح مسير به طرف هدف هستند. رادار جنگنده و ‏يا ناو شليک کننده در ابتدا هدف را کشف و روي آن قفل مي کند. پس از آن، ‏مختصات هدف به موشک منتقل شده و موشک به طرف محدوده هدف شليک مي ‏شود. موشک، مسير از پرتاب کننده تا نزديکي هدف را به صورت اينرسي هدايت ‏شده و بعد از کشف هدف توسط رادار موشک به روش هدايت راداري آشيانه ياب به ‏طرف هدف حرکت مي کند.‏ از جمله امتيازات اين روش اين است که جنگنده و يا سيستم شليک کننده بعد از ‏شليک مي تواند منطقه را ترک کرده و يا مانورهاي مورد نظر خود را اجرا کند و ‏موشک بدون نياز به رادار جنگنده و يا ناو به طرف هدف حرکت مي کند. اين روش ‏در موشک هايي با برد بلند بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد. موشک هاي ضد ‏کشتي از جمله استفاده کنندگان اين روش هدايت هستند. البته در مورد موشک هاي ‏کوتاه بردتر ضد کشتي مانند سي ايگل انگليسي از هدايت رادار نيم فعال استفاده مي ‏شود.‏ موشک هاي هوا به هواي آر77 روسي، فونيکس آمريکايي و موشک هاي ضد ‏کشتي اگزوست فرانسوي و هارپون آمريکايي از جمله موشک هاي راداري فعال مي ‏باشند. موشک آمرام آمريکايي در 15 کيلم متري آخر به صورت هدايت راداري ‏فعال عمل مي کند و تا رسيدن به اين مسافت به صورت نيم فعال پرواز مي کند.
    هدايت راداري
    اين روش بر روي نسل نخست موشکهاي زمين به هوا و بيشتر در موشک هاي ‏روسي نصب شد. موشک هاي سام 2و3و4 از جمله موشک هاي هدايت راداري ‏معروف جهان هستند.‏ در اين روش هدايت، موشک شليک شده براي اصابت به هدف از سه رادار استفاده ‏مي کند. اين رادار ها عبارتند از رادار کشف کننده هدف، رادار هدايت و رادار ‏ارتفاع ياب. يکي از رادارها هدف را کشف کرده و ديگري موشک را رهگيري مي ‏کند و اطلاعات اين دو رادار به وسيله سيستم هدايت کننده جمع بندي مي شود و ‏موشک را تا زمان برخورد به هدف اصلاح مسير مي کند. به صورت معمول امواج ‏تغيير مسير و اصلاح مسير به موشک به کمک امواج راديويي فرستاده مي شود.‏
    از جمله اشکالات اين روش مي توان به آسيب پذيري زياد موشک در مقابل ‏اختلالات الکترونيکي و قطع امواج راديويي ارسال شده از رادار هدايت اشاره ‏کرد.از طرفي، انهدام هر يک از 3 رادار سيستم باعث از کار افتادن تمامي سيستم ‏مي شود.اين موشکها معمولا از آنجايي که آن قدر دقيق نبودند که به هدف به ‏صورت مستقيم بر خورد کنند داراي چاشني هاي مجاورتي هستند.در حال حاضر ‏ديگر از از اين روش هدايت براي هدايت موشک ها استفاده نمي شود و اين روش ‏کهنه و متروک شده است.
    هدايت تلويزيوني
    در موشک هاي و بمب هاي هدايت تلويزيوني، يک دوربين بر روي دماغه موشک ‏قرار دارد که شليک کننده با زدن سوئيچ مربوطه روپوش دوربين برداشته و دوربين ‏شروع به تصوير برداري از محيط روبروي خود مي کند. کاربر و يا خلبان تصاوير ‏گرفته شده را همزمان در مانيتور خود مشاهده مي کند و با درشت نمايي تصويري، ‏علامت هدفگيري را بر روي هدف قرار داده و دوربين را بر روي هدف قفل مي ‏کند. موشک پس از شليک به صورت مستقل به طرف هدف هدايت مي شود. اين ‏روش هدايت مانند هدايت فروسرخ يک روش هدايت دروني است و نيازي به هدايت ‏خارجي نداشته و شليک کننده بعد از شليک مي تواند اقدام به شليک موشک ديگر و ‏يا ترک منطقه کند.‏
    اين روش هدايت براي اولين بار در بمب والي در ويتنام توسط نيروي دريايي ‏آمريکا استفاده شد.اولين موشکي که از اين روش هدايت براي آن استفاده شد موشک ‏ماوريک آمريکايي بود. اين روش هدايت به طور معمول براي هدايت بمب ها و ‏موشک هاي هوا پرتاب استفاده مي شود و البته بيشتر براي بمبها.از جمله امتيازات ‏اين روش هدايت عدم نياز به هدايت خارجي، مقاومت بيشتر در مقابل اختلالات ‏الکترونيکي و سادگي عملکرد آنها است.معمولا تطبيق دادن اين گونه سلاح ها بر ‏روي هواپيماها و نه بالگرد ها به لوازم جانبي کمتري نسبت به سيستم هدايت ليزري
    نياز دارد. در نمونه هاي اوليه بمب هاي تلويزيوني، بمب بعد از پرتاب ارتباطش با ‏هواپيما قطع مي شد ولي در نمونه هاي بعدي، بمب تصاوير گرفته شده توسط ‏دوربينش را براي خلبان ارسال مي کرد تا خلبان شاهد برخورد دقيق بمب به هدف ‏باشد. از اين رو خلبان مي تواند تصاوير برخورد بمب را از زمان پرتاب تا زمان ‏برخورد موشک به هدف به صورت کامل ببيند. شايد شما نيز اين تصاوير را که ‏توسط خلبان هاي هواپيما هاي جنگي ضبط شده اند در تلويزيون ديده باشيد.‏
    نمونه هاي اوليه اين نوع بمب ها داراي سيستم هدايت تلويزيوني ساده اي بودند. به ‏همين دليل آنها تنها براي انجام بمباران هاي دقيق در روز مناسب بودند. در مدل ‏هاي جديد تر، اين نوع موشک ها به دوربين هاي فروسرخ مجهز شدند و از اين رو ‏از توانايي حمله شب نيز برخوردار شدند.‏
    افزايش برد بمب ها و موشک ها اين مسئله را به وجود آورد که خلبان بايد با ‏دوربين سلاح هدف را کشف و بر روي آن قفل کند. نسل دوم اين سلاح ها اين ‏امکان را در اختيار خلبان ها قرار داده اند که خلبان بتواند بمب را از مسافتي دور به ‏طرف هدف پرتاب کرده و بعد با کمک تصاوير ارسالي هدف را کشف و منهدم ‏نمايد. همچنين خلبان مي تواند با نگاه به نمايشگر درون کابين و ديدن تصاوير ‏ارسالي هدايت بمب را به صورت دستي نيز انجام دهد. موشک هاي داراي تصوير ‏بردار فروسرخ به طور معمول به واسطه دارا بودن سيستم فروسرخ داراي سيستم ‏تعقيب خودکار هدف هستند.‏ اين روش هدايت طي دو دهه گذشته بر روي موشک هاي ضد تانک نصب شده و ‏موشک هاي ضد تانکي چون جاولين و اسپايک از جمله موشک هاي ضد تانک ‏داراي هدايت تصوير برداري فروسرخ هستند.امروزه ديگر روش هدايت تلويزيوني ‏در موشک ها مورد استفاده قرار نمي گيرد ولي به صورت گسترده اي از روش ‏هدايت تصوير برداري فروسرخ استفاده مي شود که توان انجام عمليات شبانه را به ‏صورت محسوسي افزايش داده است.همچنين برخي از موشک هاي کروز و موشک ‏هاي دور برد هوا به زمين از روش تصوير بردار فروسرخ به عنوان هدايت مرحله ‏پاياني پرواز استفاده مي کنند. موشک هاي هوا پرتاب کااچ27 روسي (با هدايت ‏تلويزيوني)و آجي ام 65 آمريکايي (با هدايت تصوير بردار فروسرخ) از جمله موش ‏هاي هوا پرتاب معروف هستند.‏

    هدايت ليزري
    اين روش هدايت همزمان با هدايت تلويزيوني توسط نيروي هوايي آمريکا در ويتنام ‏به کار رفت. خلبان بعد از ورود به منطقه هدف، دوربين غلاف ليزري خود را ‏روشن مي کند. تصاوير دوربين در نمايشگرهاي جلوي خلبان به نمايش در مي آيد.‏ خلبان با جستجوي هدف و نشانه گذاري هدف توسط علامت هدفگيري که معمولا ‏علامت + مي باشد اقدام به قفل کردن سيستم از طريق دوربين بر روي هدف مي ‏کند. پس از آن يک پرتو ليزر به وسيله غلاف هدفگيري به هدف تابانده شده و ‏منعکس مي شود. موشک داراي يک حسگر ليزري بر روي دماغه است و به کمک ‏اين حسگر امواج ليزر منعکس شده از هدف را کشف کرده و اين امواج را تعقيب ‏مي کند.از اين رو، اين روش را گهگاه روش هدايت آشيانه ياب ليزري نيز مي ‏نامند. قفل نگه داشتن ليزر برروي هدف کاملا خودکار بوده و نيازي به شليک کننده ‏ندارد. دوربين تا لحظه برخورد از هدف فيلمبرداري کرده و آن را به خلبان نشان ‏مي دهد. احتمالا تصاويري را از تلويزيون ديده ايد که يک علامت + بر روي يک ‏ساختمان قرار دارد. به ناگاه ساختمان منفجر شده، و دود سياهي تصوير را پر مي ‏کند. اين تصاوير متعلق به غلاف هدفگيري موشکهاي ليزري است.در ابتدا اين ‏سيستم هدايت تنها در بمبها و موشک ها بکار مي رفت ولي با کوچکتر شدن غلاف ‏هاي هدفگير ليزري اين سيستم هدايت بر رو انواع سلاح هاي ضد تانک و پدافند ‏هوايي کوتاه برد نيز به کار رفت.‏
    بمبهاي سري پيوري1 که از سال 1967 در ويتنام بکار رفتند اولين سلاح هاي ‏هدايت ليزري جهان هستند.‏
    جنگنده-بمب انکنهاي ‏f-111‎‏ و‏f-4d ‎‏ در جنگ ويتنام بيشترين بمباران توسط بمب ‏هاي بمب هاي هدايت ليزري را انجام دادند. موشک ضد تانک هل فاير از اولين ‏موشک هاي ضد تانک جهان با هدايت ليزري بود که برروي بالگرد آپاچي نصب ‏شد. و امروزه به صورت گسترده اي بر روي ديگر بالگردها نيز نصب مي شود.‏
    با وجود دقت بالا، بمب هاي ليزري عملکرد نا مطلوبي در آب و هواي بد (مانند ‏باران و برف) دارند. و دقت اين سلاح ها به صورت چشمگيري در شرايط نامساعد ‏جوي کاهش مي يابد.همچنين ايجاد اختلال بر روي بمب هاي ليزري به مراتب آسان ‏است.مي توان با ايجاد اختلال، مانع رسيدن امواج ليزر منعکس شده از هدف به ‏موشک شد و باعث به خطا رفتن موشک ها شد. از اين رو، همواره فرماندهان ‏نظامي خواستار داشتن سلاح هاي هدايت تلويزيوني مي باشند چرا که موشک هاي ‏هدايت تلويزيوني پس ار پرتاب ديگر نيازي به هدايت خارجي ندارند و به اين دليل ‏منحرف کردن آنها غير ممکن است.‏ يکي ديگر از عيوب بزرگ سلاح هاي ليزري نياز آنها به هدايت و قفل نگه داشتن ‏ليزر به طرف هدف است.اين پرتو بايد بر روي هدف باقي بماند تا بمب بتواند هدف ‏خود را جستجو کند. از اين رو خلبان (يا شليک کننده موشک هاي ضد تانک زمين ‏پرتاب) بعد از پرتاب موشک نمي تواند دور زده و منطقه را ترک کند بلکه بايد ‏ارتفاع خود را بيشتر کرده و قفل ليزري را برروي هدف قرار دهد. هر مسئله اي که ‏باعث قطع پرتو ليزر تابانده شده بشود باعث به خطا رفتن بمب مي شود. اين در ‏حالي است که سلاح هاي تلويزيوني پس از پرتاب کاملا خودکار بوده و خلبان مي ‏تواند منطقه هدف را ترک کرده و يا هدف ديگري را مورد حمله قرار دهد.‏
    با موشک هاي ليزري تنها مي توان در يک زمان به يک هدف حمله کرد گرچه مي ‏توان چند بمب را بر ضد يک هدف نيز مورد استفاده قرار داد.بر خلاف آنها، در ‏بمبهاي تلويزيوني بايد براي پرتاب دو بمب به طرف يک هدف هر دو بمب را به ‏صورت جدا از يکديگر هدفگيري کرد.‏ يکي از امتيازات سلاح هاي ليزري اين است که مي توان بمب را توسط يک هواپيما ‏پرتاب و توسط يک هواپيماي ديگر هدايت کرد. براي نمونه، سوپراتانداردهاي ‏نيروي دريايي فرانسه که از سال 1996 از توانايي حمل بمبهاي‏‎‎ليزري ‏gbu-12‎ برخوردار شدند معمولا به صورت دو فروندي يکي با غلاف هدفگير ليزري و ‏ديگري با 2 بمب ليزري پرواز مي کنند. يکي از سوپر اتاندارد ها هدف را نشانه ‏گذاري کرده و ديگري با سرعت وارد محدوده برد بمب مي شود و بمب خود را ‏پرتاب کرده و منطقه عمليات را ترک مي کند. اين ترکيب در زمان جنگ اول خليج ‏فارس توسط بمب افکنهاي بوکانير نيروي دريايي انگلستان و تورنادوهاي نيروي ‏هوايي انگليس مورد استفاده قرار گرفت.‏ از طرف پرتو هاي ليزري ارسال شده داراي کد خاص خودشان (اثر انگشت) مي ‏باشند. بمب ليزري قبل از پرتاب با اين کد ها آشنا مي شود وتا پس از پرتاب شدن به ‏دنبال پرتوي ليزري منعکس شده از غلاف هدفگيري مربوط به خود برود. از اين ‏رو مي توان در يک منطقه تعداد زيادي بمب به طرف يک هدف نشانه گيري کنند و ‏موشکها از يک بالگرد در آسمان شليک شود. موشک ضد تانک آتي 14 کارنت ‏روسي که مي توان آن را از پيشرفته ترين موشک هاي ضد تانک جهان ناميد داراي ‏هدايت ليزري نيمه خودکار است و شليک کننده بايد تا زمان برخورد موشک به ‏هدف، هدفگير را برروي هدف قرار دهد. به دليل محدوده برد کم پرتوي ليزري اين ‏گونه روش هدايت برروي سلاح هاي با برد زير20 کيلو متر استفاده مي شود.با ‏وجود اين سلاح هاي هدايت ليزري هنوز دقيقترين سلاح هاي هدايت شونده جهان ‏هستند. موشک هاي هوا پرتاب ماوريک آمريکايي، کااچ27ال روسي، موشک هاي ‏ضد تانک هلفاير آمريکايي، تريکات اروپايي و ويخر روسي و موشک پدافند کوتاه ‏برد آراس بي 70 سوئدي از جمله تسليحات معروف ليزري جهان مي باشند.‏

    هدايت اينرسايي
    اين سيستم هدايت را بايد از جمله نخستين سيستم هاي هدايت موشک حساب کرد که ‏در جنگ جهاني دوم براي اولين بار توسط موشک هاي بالستيک وي2 و کروز ‏وي1 مورد استفاده قرار گرفت. سيستم هدايت اينرسي يک سيستم هدايت دروني است ‏که به صورت گسترده اي بر روي موشک هاي بالستيک و يا موشک کروز به ‏عنوان هدايت مرحله مياني پرواز استفاده مي شود و دقت اين سيستم به دقت ‏مختصات هدف بر مي گردد.‏
    در اين سيستم، با استفاده از چند ژيروسکوپ و شتاب سنج که تعداد آنها در موشک ‏هاي مختلف متفاوت است شتاب و ميزان غلت و زاويه حرکت موشک را تعيين مي ‏کنند. بر اساس اين اطلاعات مي توانند موقعيت موشک را نسبت به مکان شليک و ‏نسبت به مختصات هدف موجود در حافظه موشک مقايسه کنند.‏
    ژيروسکوپ عضو اصلي سيستم هاي هدايت اينرسي مي باشد. ژيروسکوپ ها ‏سنسورهايي مي باشند که از آنها جهت به دست آوردن سرعت زاويه اي و موقعيت ‏زاويه اي موشک استفاده مي شود. با پردازش اين اطلاعات مي توان موقيعت کلي ‏پرتابه را نيز بر اساس محاسبات به دست آورد.‏ وظيفه اصلي ژيروسکوپ ها ايجاد يک دستگاه مختصات مرجع است. شتاب سنجها، ‏شتاب متحرک در امتداد چنين محور هايي را اندازه مي گيرند که اين شتاب مي تواند ‏نسبت به دستگاه که اين شتاب مي تواند نسبت به دستگاه مرجع اينر سي يا دستگاه ‏مرجع ديگري مثل دستگاه متصل به زمين باشد.‏
    امروزه، نسل نوين اين سيستم هاي هدايت بر خلاف مدل هاي قديمي مکانيکي ‏ديجيتالي و يا ليزري هستند.ژيروسکوپ هاي جديد باعث کاهش درصد خطاي ‏سيستم هدايت شده است. همچنين استفاده از سيستم مکان ياب جهاني در کنار سيستم ‏اينرسي موشک هاي بالستيک دقت اين موشک ها را بالا برده است.به طور معمول ‏خطايي که ژيروسکوپ هاي هدايت موشک به دليل سرعت بالاي موشک بالستيک ‏پيدا مي کنند توسط سيستم جي پي اس که داراي خطاي حداکثر 3 متر است اصلاح ‏شده و بدين سان خطاي سيستم اينرسي جبران مي شود.

    سيستم هدايت مکان ياب جهاني (GPS)
    سيستم هدايت ماهواره اي چهره ميدان نبرد را در قرن جديد تغيير داده است و باعث ‏ورود نسل جديدي از سلاح هاي هدايت شونده دقيق و ارزان قيمت به صحنه نبرد ‏شده است.استفاده اين سيستم در جنگ افزار ها به جنگ اول خليج فارس بر مي ‏گردد. مشهور ترين سلاح هدايت ماهواره اي، بمب هاي هدايت ماهواره (‏gdam‏) ‏هستند که در گزارش عمومي پنتاگون در مورد اشغال عراق در سال 2003 از اين ‏سلاح به عنوان تاثير گذارترين سلاح جنگ نام برده شده است. تاکنون حدود ‏‏180000 فروند از اين سلاح براي نيروي هوايي و دريايي آمريکا توليد شده اند و ‏آنها بيشتر از ديگر سلاح هاي هدايت شونده در جنگ هاي سالهاي اخير آمريکا به ‏کار رفته اند. جي پي اس يک سيستم ماهواره اي است که توسط وزارت دفاع آمريکا ‏ساخته شده است و داراي گيرنده اي مخصوص است که اين گيرنده اطلاعات دقيقي ‏از محل و زمان گيرنده را در اختيار کاربر قرار مي دهد. ماهواره هاي جي پي اس ‏سيگنالهايي را ارسال مي کنند که توسط گيرنده هاي جي پي اس دريافت مي شوند و ‏موقيعت مکاني، سرعت و زمان شليک کننده را در هر جاي کره زمين ودر هر ‏موقع از روز يا شب و در هر شرايط آب و هوايي محاسبه مي نمايد.سيستم جي پي ‏اس يک منبع ملي و مورد استفاده بين المللي براي يافتن موقيعت محل، مسير يابي و ‏زمان سنجي مي باشد. ماهواره هاي جي پي اس در حدود 900 کيلوگرم وزن و 5 ‏متر (پنلهاي خورشيدي)طول دارند.عمر مفيد اين ماهواره ها براي 7.5 سال طراحي ‏شده است اما اغلب مدت زمان بيشتري در مدار مورد استفاده قرار مي گيرند. پنلهاي ‏خورشيدي نيروي اوليه را تامين مي نمايد و نيروي تغذيه ثانويه توسط باطري هاي ‏نيکل کادميم تامين مي شود. در هر ماهواه، 4 ساعت اتمي فوق العاده دقيق نصب ‏گرديده است.در سپتامبر 2001، تعداد ماهواره هاي مورد استفاده در مدار زمين 27 ‏عدد بوده است. در جريان جنگ اول خليج فارس براي اطمينان از انهدام هدف بايد 4 ‏بمب ليزري از دو فروند هواپيما پرتاب مي شد. از طرف ديگر، سلاح هاي هدايت ‏ليزري که دقيقترين سلاح هاي هواپرتاب معمول جهان بودند در آب و هواي ‏بد(برف، باران، مه)دقت بالاي خود را از دست داده و به خطا مي رفتند. ارتش ‏آمريکا بعد از جنگ اول خليج فارس نيازمند يک سلاح جديد بر مبناي يک سيستم ‏هدايتي جديد شد که بتوان آن را در 24 ساعت شبانه روز و در هر آب و هوايي ‏استفاده کرد.در آن زمان، استفاده از سيستم هدايت جي پي اس بر روي موشک هاي ‏کروز براي هدايت اين موشک ها تا منطقه هدف و نصب اين سيستم بر روي نسل ‏دوم موشک هاي کروز توماهاوک وکلکم در دست بررسي بود ولي ارتش آمريکا ‏نياز به يک بمب هوا پرتاب داشت.‏
    به طور کلي امروزه اين سيستم هدايت به عنوان هدايت کننده موشک هاي هوا ‏پرتاب، زمين پرتاب و دريا پرتاب دوربرد مورد استفاده قرار مي گيرد و اين ‏موشک ها را تا فاصله اي نزديک به هدف، هدايت مي کند.به صورت معمول، ‏موشکهاي دورايستاي و کروز مانند توماهاوک و اسلم بعد از هدايت به نزديکي هدف ‏توسط ترکيبي از سيستم هاي هدايتي اينرسي و جي پي اس به کمک سيستم هاي ‏هدايتي ديگري که داراي دقت بيشتري هستند مانند دوربين تصوير بردار فروسرخ به ‏هدف اصابت مي کنند. عکس هاي فروسرخ، عکس هاي ماهواره اي از هدف هستند ‏که از قبل در حافظه موشک ذخيره شده اند. اين عکس ها به صورت امواج ‏فروسرخ گرفته شده اند و در حقيقت، قبل از حمله يک اسکن فروسرخ از هدف تهيه ‏مي شود و موشک در مرحله آخر اصابت به طور خودکار با مقايسه بين عکس هاي ‏ماهواره اي درون حافظه موشک و تصاوير سيستم جلونگر فروسرخ و پردازش آن ‏به هدف حمله مي کند.‏
    منبع : ماهنامه جنگ افزار

    ارادتمند - علي كدخدايي
    پاسخ
    علی جان گرامی و نازنین
    خدا را شکر که شما حالت خوب شده و برای دوستان مطلب هم تهیه می کنی
    وجود با ارزش شما برای دوستان و عزیزان خیلی عزیز بود و کسالت شما سبب شده بود که همه نگران باشند
    واقعآ خدا رو صد هزار بار شکر که به سلامتی برگشتید
    از مطلبی هم که نوشتید .. سپاسگزارم

    با سلام
    مطلب جالب و آموزنده اي بود
    با تشكر فراوان از زحمات شما رزمنده عزيز

    آقا بهروز و دوستان گرانقدر
    سلام
    شکایت عجیب خلبانان امیریتس از ارباس-380

    خلبانان هواپیمای ارباس ای.380 خطوط هوایی امارات از ساکت بودن بیش از حد این هواپیما که باعث می شود آنها نتوانند در محل استراحت خود در پشت کابین اصلی به راحتی بخوابند ناراضی هستند خلبانان این هواپیما با علام این که عدم وجود صدای موتور در داخل کابین آ-380 در مقایسه با دیگر هواپیماهای مسافربری پهن پیکر باعث می شود صداهای ایجاد شده توسط مسافران مانند گریه کردن کودکان صدای زنگ موبایل و فلاش تانک دستشویی مانع استراحت کامل آنها شود ضمن این که مسافران گاها محل استراحت آنها را اشتباه می گیرند و دستگیره را به اشتباه فشار می دهند از این هواپیما ابراز نارضایتی کردند.این خط هوایی از شرکت ارباس درخواست کرده است که به دنبال راه حلی برای رفع این مشکل بدون افزوده شدن به وزن هواپیما باشد به گفته مقام های رسمی یکی از راه حل های نصب مولدهای سبک وزنی که یک صدای پوششی ایجاد کند.خلبان اد دیویدسون معاون ارشد ناوگان امیریتس در این مورد می گوید : ما تا کنون شکایت زیادی در این زمینه داشتیم چیزی که ما هرگز انتظار آن را نداشتیم در دیگر هواپیما صدای موتورها دیگر صداهای موجود در کابین را خنثی می کند خلبان آ-380 با گوشی می خوابند اما سکوت بیش از کابین باز هم باعث آزار آنها می شود.صنایع هوایی

    جناب کد خدایی از حضور دوباره شما خوشحالیم.
    پاسخ
    اوالانچ عزیز و نازنین
    عجب روزگاری شده !!! من نمی دونستم این قدر ارام است که هیچ صدایی نمی اید می شه براش صدا تولید کرد بدون این که وزن هواپیما تغیر کنه .. مثلآ با یک ضبط استریوفونیک قوی .. اهنگ های ملایم در سراسر هواپیما پخش کنه .. هر کی دلش نخواست با کشیدن یک دستگیره صدا رو قطع کنه .. اگه می شه این آفر رو شریکی به ایرباس بفرست .. چشمک
    تا به نام ما ثبت بشه

    عمو بهروز سلام
    شما درست می فرمائیید ولی همونطور که فرمودید اشتباه تایپی بود و علت آن هم کنار هم بودن دو حرف آ و اس انگلیسی است . بدینوسیله به اشتباه سهوی خود اقرار کرده و از شما و دوستان عزیز درخواست کننده عذر خواهی می کنم واز شما درخواست یک شانس دیگر برای مفید بودن رو می نمایم. لطفاً اگر میشه مجدداً برام بفرستید. هر کسی استحقاق شانس دوم رو داره
    متشکرم
    پاسخ
    ایوان جان
    بله من هم متوجه شدم .. اگر هر کسی غیر از شما بود بدجوری می رنجیدم
    اما چشم دوباره می فرستم

    سلام آقاي مدرسي عزيز
    امروز حسين گفت كه نوه گلتون كسالت پيدا كرده اميدوارم كه زود زود خوب بشه.
    به خانواده محترم سلام برسانيد
    ضمنا اين لينك رو هم ببينيد، جالبه.
    http://www.kalam.tv/fa/video/1074/index.html
    پاسخ
    شبنم عزیز و نازنین
    ممنون از شما .. بله امروز صبح زنگ زدند و من مجبور شدم بروم .. وقتی حسین جان زنگ زد راهی تهران بودم .. چون هم می خواستم حسین جان رو ببینم و هم سایت رو آپ کنم تا باخیال راحت برگردم ..5 شنبه بر می گردم
    امروز کلی از ویدوئو های شما رو دیدم
    نمی دونستم این قدر زیبایند
    مخصوصآ او رقص مردان سبیلو .. چهار قلو ها .. ترسوندن مردم .. پزشک قانونی .. همه و همه جالب بودند
    به شما تبریک می گویم
    سخنرانی آقای جلالی در مورد کتاب رو هم شنیدم
    خلاصه ساعت ها درون سایت زیبای شما چرخیدم
    امیدوارم حسین رو تا جمعه ببینم
    موفق باشی .. راستی دوباره دعوت نامه بفرست .. ادرس اشتباه بود

    سلام
    برای اینکه خیلی تلخ نباشه، من آخرش را اینجوری تغییر میدم:
    کمک خلبان بعد از اینکه میبینه خلبان نمی تونه یا نمی خواد درست عمل کنه، سعی می کنه تا یوک(فرمان هواپیما) را به جلو فشار داده و همزمان بر دسته گاز فشار وارد کند. ولی به علت اینکه دماغه هواپیما بالا رفته بود او به شدت به عقب کشیده می شد و نمی توانست اینکار را انجام دهد. ناگهان فکری به ذهنش رسید.
    در این هنگام، خلبان و سایر مسافران خود را مرده می پنداشتند و هر یک بنا به اعتقاداتی که داشتند افکاری را در سر می پروراندند. کسانی بودند که به خاطر گناهانشان استغفار می کردند، کسانی بودند که نگران همسر و فرزندانشان بودند و اینکه بعد از اینکه مردند، چقدر سخت بر آنها می گذرد. کسانی بودند که افسوس می خوردند چقدر مفت دارند می میرند و بد و بیراه می گفتند. کسانی بودند که هنوز باورشان نمیشد دارند می میرند و به دیدار عزرائیل (ع) نائل می شوند. کسانی هم بودند که خود را در آستانه آزادی از بند این دنیا می دیدند. تنها شخصی که داشت خوشحالی می کرد، کودکی 4 ساله بود که فکر می کرد اومده شهر بازی و سوار چرخ و فلک شده! خیلی ها داشتند به خدا قول می دادند که اگر خدا نجاتشان دهد، از این پس انسان های نیکی باشند و کار بد نکنند و خلاصه داشتند همینجوری به خدا قول می دادند. من هم در آ پرواز بودم ولی چون شب قبل خوب نخوابیده بودم، در خوابی عمیق فرو رفته بودم و حتی جیغ و داد مسافران هم بیدارم نکرد.
    بله! کمک خلبان که سابقه ورزش های رزمی را داشت، ناگهان هر دو پایش را بالا آورد و یکی را بر یوک گذاشته و دیگری را روی دسته گاز قرار داد و فریاد زد "یا حسین" و پاهایش را حرکت داد. ظرف هشت ثانیه هواپیما از حالت استال خارج شده و خلبان فریاد زد اتوپایلوت لعنتی را خاموش کن!
    پس 20 ثانیه خلبان گفت "همه چیز تحت کنترل" و چند تا چک لیست را با کمکش انجام دادند. اونا فهمیده بودند که دستگاه سرعت سنج خرابه. به همین منظور خلبان از مسافران خواست که اگر کسی دستگاه GPS داره، اونو به کابین خلبان بیاره. خلبان می دانست که با استفاده از دستگاه GPS می تونه سرعت واقعی هواپیما را اندازه گیری کنه.
    عاقبت هواپیما به سلامت فرود آمد و مسافران از سرسره های اضطراری خارج شدند. بعد از نیم ساعت، مسئولان فنی وارد هواپیما شدند تا به جستجوی علل حادثه بپردازند. ناگهان یکی از مسئولان از انتهای هواپیما فریاد زد "یکی از مسافران مصدوم اینجا جا مونده!". با این فریا همه افرادی که توی هواپیما بودند به انتهای هواپیما آمدند و فردی را دیدند که بیهوش روی صندلی افتاده. سریعا دست و پای او را گرفتند و به بیرون از هواپیما انتقال دادند.
    در این هنگام بود که ناگهان بیدار شدم و فریاد زدم "ولم کنید! کجا می بریدم! من که کاری نکردم!"
    و چنین بود که همه سرنشینان هواپیمای چموش سالم و سلامت به خانه هایشان رسیدند و در این فکر بودند که چگونه به قول هایی که در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ به خداوند داده اند عمل کنند تا شرمنده خدا نشوند!
    موفق و سلامت باشید
    پاسخ
    الهی فدای شما بشم پسر عزیز و تفکر پردازم
    خیلی عالی تشریح کردی ... واقعآ عمق دیدت خیلی عالی است .. بهت تبریک می گویم .. احسان جان دقیقآ هم این گونه می توانست باشد
    خیلی ها وقتی به خطر می افتند یاد خدا و نیکی به هم نوعانشان می فاتند .. جالبه دوباره همه چیز رو فراموش می کنند
    اشاره زیبای شما به حالات گوناگون انسان ها قبل از سانحه خیلی طبیعی بود
    ای کاش چنین می شد .. و 189 نفر بی گناه کشته نمی شدند
    باز هم از شما و نگارش زیبایت تشکر می کنم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35