
پاسخ به ابهامات سقوط هواپیمای خبرنگاران
ماجراي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ حامل خبرنگاران در شهرك توحيد ، بقدري دردناك و غم انگيز بود كه با گذشت مدت ها هنوز هم در باره ابعاد فاجعه و حتي چگونگي سانحه بحث و اظهار نظر مي شود . اين نشان دهنده عمق فاجعه و حساسيت مردم نسبت به وقايع كشور است . اما در اين ميان گاهي متخصصان و حتي خلبانان به مسايلي اشاره مي فرمايند كه از نقطه نظر اصولي درست است ولي با شرايط كشور ما همخواني نداشته و سبب شك و شبهه مي شود . به عنوان نمونه چندي پيش در بخش كامنت هاي وبلاگ ام ، جمعي از خلبانان شجاع شكاري ضمن ابراز محبت و احترام به بنده ، وبلاگ " بلند آسمان جايگاه من است " را كه مديريت آن به عهده يكي از دلاور مردان و عقابان تيز پرواز شكاري است ، توصيه به خواندن آن فرمودند . ضمن تشكر از الطاف اين عزيزان ، مطلبي در باره سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران در وبلاگ فوق درج شده است ( اينجا ) ، كه بنده وظيفه خود دانسته براي آگاهي خوانندگان محترم ، پاسخي به نظرات كاملآ صحيح نويسنده آن عرض كنم . و پيشا پيش اعلام مي دارم كه هدف بنده پاسخ به سوالات وبلاگ فوق است نه جبهه گيري ...
در مطلب قبلي در پاسخ به كامنت پسر عزيزم اسي جان گرامي اشاره به مسافرتي ناخواسته كردم كه لازم مي دونم توضيحي در اين رابطه عرض نمايم .. راستش رو بخواهيد از زماني كه وبلاگ يادداشت هاي يك خبرنگار رو راه اندازي كرده ام تا حالا ، هرگز مجال رفتن به مسافرت هر چند كوتاه رو نداشتم . ولي با اجازه شما خوانندگان گرامي شايد آخر هاي همين هفته ، سفري به شهر مشهد داشته باشم . تا علاوه بر ديدن اقوام و نزديكان ، با دوستان وبلاگي ام چون آقا رضاي نازنين ، و ياران قديمي چون جناب مقدادپور گرامي ( همون خلباني كه ادرارش نظم نيروي هوايي رو به هم ريخت ! { اينجا }.. ) ديداري داشته باشم . ولي آن چه كه مرا وادار به اين سفر كرده است ، تنها دلتنگي اقوام و دوستان نيست .. بلكه فرار از مشكلات خانه تكاني است كه بي نهايت از اين امر متنفرم !! نه اين كه خداي ناكرده فكر كنيد مخالف تميزي و نظافت هستم .. نه مشكل من چيز ديگري است !!
همان طور كه قبلآ هم در نوشتارهايم اشاره كردم ، همسرم بي نهايت به تميزي اهميت مي دهد . حال اسم اش وسواس است ، حساسيت بيش از حد است كاري ندارم . ولي از آن جايي كه من در پروژه خانه تكاني هيچ نقش مفيدي ندارم و به قول همسرم دست و پا گير هم هستم ، سعي مي كنم معمولآ در اين ايام تو خونه نباشم . اوايل فكر مي كردم چون قلبم رو عمل كردم قادر به همكاري نيستم .. ولي بعد متوجه شدم اگه سالم هم بودم ، همسرم در امر نظافت كمك كسي رو قبول نداره .. و از ميان صد ها كارگر بي نوايي هم كه براي كمك به منزل ما آمده اند ، تنها دو نفر از ميان آن ها جواز حضور و همكاري دائمي رو از ايشون گرفته اند !! . ضمن اين كه خانه تكاني ساليانه ما با جاهاي ديگر خيلي فرق داره .. اي كاش مي شد فيلمي از اين تلاش تهيه مي كردم .. بيچاره لوازم منزل كه بد جوري زير آب خفه خواهند شد ... طفلك جارو برقي كه دمي آسوده نخواهد بود !!
بله تنها به اين دليل است كه مجبورم از كامپيوتر مورد علاقه ام دل بكنم .. و آن گونه كه مطلع شده ام روند خانه تكاني ما تا شب عيد ادامه خواهد يافت .. پس احتمالآ تا اوايل نوروز در خدمت شما عزيزان نخواهم بود ... لذا از همه شما ياران همدل و صميمي مي خواهم حلال ام كرده و اگه بد و خوبي در اين مدت از من ديديد ، به بزرگواري خودتون ببخشيد .... دوم اين كه خواهش مي كنم چراغ اين وبلاگ رو نگذاريد خاموش بشه .. چون ممكنه از اون جا هم بتونم مطالب ام رو پست كنم . همچنين لازم مي دانم پيشاپيش فرارسيدن عيد نوروز رو به همه شما دوستان بزرگوار و خانواده هاي محتر متان تبريك گفته و آرزوي سلامتي و شادكامي براي همه شما خوبان بكنم . و كلام آخر اين كه اگه فرصت پاسخ گويي به اي ميل ها و كامنت هاي شما پيدا نكردم ، منو ببخشيد . و باز هم خواهش مي كنم كه اين جا رو خالي نگذاريد .. من هم تلاش مي كنم اگه شد از مشهد در خدمت شما خواهم بود .

http://www.lightshine.ae/Home_app.asp
http://www.dubaipilotshop.com/servlet/StoreFront
پاسخ به وبلاگ " بلند آسمان جایگاه من است " ..
قبل از این که وارد مبحث مطالب وبلاگ یاد شده بشم ، به استحضار جوون هاي عزيز و نازنين مي رسونم كه با دقت به تصوير بالا نگاه کنید . در اين عكس يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ رو مي بينيم كه موتور شماره چهار آن در هوا خاموش شده است .. دقيقآ شرايطي كه زنده ياد بابك گوهري قبل از سانحه با آن مواجه بوده است . و همان طور كه ملاحظه مي فرماييد ، زاويه ملخ در موتور خاموش شده با بقيه فرق داره .. به اين صورت كه خلبان با تغير دادن آن ، لبه هاي تيز ملخ را به سمت جلو ، جايي كه الياف هوايي برخورد مي كند متمايل كرده است . كه در اصطلاح پروازي به اين امر " فدر " مي گويند . بگذریم ... با توصیه دوستان گرامی و جمعی از خلبانان شکاری این وبلاگ به من معرفی شد . که واقعآ حاوی مطالب ارزشمندی است . ولی وظیفه خود می دونم به عنوان یک عضو خیلی کوچک که سال ها با این هواپیما زندگی کردم ، توضيحاتي رو ارائه دهم .
در بخش مقدمه اين وبلاگ اشاره به حضور كبوتران و فضله آن ها بر پيكر هواپيما هاي خوابيده شده است . كه حتي بعد از پاكسازي ، از آْن زدوده نمي شود .. خب همه مي دانند كه آشيانه هاي بزرگ جايگاه انواع كبوتر چاهي ، ياكريم ، گنجشگ است . و فضله ريختن آن ها اجتناب ناپذير است . از طرفي وقتي هواپيمايي ايراد آورده و مدت ها در آشيانه زمين گير مي شود ، وجود فضله پرندگان بر روي بدنه وسيع هواپيما امري طبيعي است . ولي اين كه بعد از پاكسازي بو از بين نمي رود .. بايد عرض كنم .. از آن جا كه وجود هر گونه فضله پرندگان بر بدنه هواپيما آسيب جدي مي رساند . مسئولان مربوطه همواره با بهره گيري از بهترين مواد شوينده ، آن را تميز مي كنند . و بويي كه به مشام مي رسد ، مربوط به خود آشيانه است نه هواپيما ! و من بارها شاهد بودم بعد از خروج از آشيانه هيچ بويي به مشام نرسيده است . اما در باره اين مطلب كه با تف مالي سر هم بندي شده و با سلام و صلوات به پرواز مي روند .. من نمي پذيرم .. مگر اين كه جديدآ اين گونه باشد .
صادقانه عرض مي كنم ، تلاش و نوع آوري هايي كه پرسنل متخصص ايراني انجام مي دهند را من در هيچ كشوري نديده ام . متخصصان ساير كشورها ، حتي در خود آمريكا به دليل فراواني قطعات ، تنها در تعويض آن مهارت دارند نه در تعمير .. منصفانه اگر قضاوت كنيم خواهيم ديد در تمام سال هايي كه با تحريم مواجه شده ايم ، حتي يك مورد سانحه چه در زمان جنگ و چه بعد از آن به دليل نقص فني نداشتيم . كه واقعآ جاي تقدير دارد . همه پرسنل مي دانند كه پرواز شوخي بردار نيست .. هر واشر كوچك هواپيما هم عمر مفيدي داشته و بايد قبل از خرابي آن را تعمير و يا تعويض نمايند . وجود بازرسي هاي روزانه چه قبل و يا بعد از پرواز همچنين بازرسي هاي دوره اي و مقطعي .. همه براي ايجاد امنيت در پرواز است . بعيد مي دانم كسي حاضر شود با سرهم بندي فرم سلامت پرواز رو امضاء كند . شما خلبانان بهتر از خوانندگان واقف هستيد كه كادر متخصص داراي لول هاي فني متفاوتي هستند ، كه علاوه بر تآئيد متخصص ، امضاي لول بالاتر الزامي است .
و اما در پاسخ به نوشته هاي اين دوست عزيز و گرامي ، با اجازه ايشون من پاراگراف به پاراگراف پاسخ مي دهم .
حال اگر بخواهیم قوانین فوق را در پرواز هواپیمای ترابری ارتش که در ۱۵ آذر ماه سال ۱۳۸۴ ذر شهرک توحید سقوط کرد بررسی کنیم با موارد فوق روبرو خواهیم شد:(هر چند که کسانی که خود در بطن هوانوردی در ارتش هستند با دیدن عناوین قوانین و بررسی لبخندی تلخ بر لبانشان جاری میگردد).
با فرض اين كه خلبان پرواز C130 حامل خبرنگاران(سروان گوهری) تمامي روال هاي قبل از پرواز pre-flight routines را pass كرده و چك باكس go/no-go را صراحتا با go تاييد كرده باشد (چيزي كه اصالتا مورد سوال است!)
برابر روال در شرايط MAYDAY وظيفه دارد سريعا به فركانس راديويي اضطراري
pre-defined emergency transponder -12150 MHz كه همواره بدون ترافيك نگه داشته مي شود سوييچ كرده و از برج tower تقاضاي همكاري و هماهنگي (و نه دستور!) نمايد. در اين شرايط نظر خلبان به عنوان ارشدترين عضو عرشه به نظر ديگران (برج، مهندس پرواز و ...) ارجحيت superiority داشته و براي تمام عناصر زميني و هوايي اكيدآ لازم اجراست .
در اين نوشته ابتدا انجام بازديد قبل از پرواز " پري فلايت " هواپيماي سانحه ديده شده زير سوال رفته است . كه بايد عرض كنم ... من در تمام طول خدمت ام در نيروي هوايي ، در هيچ شرايطي حتي اضطراري زمان جنگ هم نديدم خدمه اي بدون بازديد پرواز بروند . در اين مورد هم ياد آوري مي كنم اگر بازديد فوق صورت نگرفته بود ، مرحوم بابك گوهري از كجا متوجه مي شد كه سيستم ناوبري وي . او . آر هواپيما اشكال داره ؟ ضمن اين كه خلبان قبل از پرواز موظف است فرم هواپيما رو مشاهده كرده و در صورت وجود امضاهاي سلامت هواپيما كه توسط ارشد ترين متخصص فني و بعد از آن مهندس پرواز صورت گرفته است ، امضاي خود را بر آن نهد . به عبارتي اين پروسه به درستي انجام گرفته و هيچ جاي شك و ترديد نيست . و اما در باره اعلام فركانس اضطراري ، وي دقيقآ همين كار را انجام داده و علاوه بر آن ، از طريق سيستم يو . اچ . اف هواپيما بر فركانس داخلي خودمان كه عددي چهار رقمي و رندي است به پرسنل ديسپچ و عمليات پايگاه ايراد موتور رو اطلاع داده بود . و اما اين كه در جاهايي اشاره شده است كه به دستور برج .. يا دستور فلان شخص .. همه خلبانان از جمله مرحوم گوهري مي دانست كه تصميم گيرنده نهايي خودش است و هيچ مقامي قادر به صدور دستور نيست . و تمام اطلاعات دريافتي مشاوره و راهنمايي تلقي مي شود نه دستور !!
در اين زمينه سوالات فني زير جای تامل دارد(البته فقط تامل!!!):
1- كلاس و شماره اين پرواز چه بوده است؟(هرچند که این پرواز شماره داشته ۵۲۷!ولی منظور شماره پروازcivil می باشد)
آيا پرواز C130 يك پرواز civil بوده يا نظامي؟
در صورت civil بودن اين پرواز، هواپيما بايد تمام مقررات و استانداردهاي پروازهاي civil را برابر پروتكل هاي ياتا رعايت meet كند!!!
اين مقررات بسيار اكيد بوده و به عنوان مثال موارد زير را در بر مي گيرد:
- وجود زيرسيستم ناوبري كمكي Auxiliary -alternative navigation subsystem شامل RADIO, VOR, COMPASS و غيره
- وجود شماره پرواز ثبت شده
- وجود سيستم ثبت پرواز FDR و CVR (موسوم به جعبه سياه) كه يكي وظيفه ضبط مكالمات خلبان با برج و ديگري ثبت فرامين و سيگنال هاي كنترل هواپيما را دارد
- وجود خلبان و كمك خلبان با مدرك حداقل CPL كه دوره رسمي هدايت هواپيماي مورد نظر را نيز گذرانده باشند. لازم به توضيح است داشتن تعدادي ساعت پرواز به صورت عمومي روي هر هواپيماي ديگر در اينجا ملاك نخواهد بود .
- وجود مهندس پرواز و ساير خدمه داراي صلاحيت براي هواپيماي مورد نظر
- وجود حداقل تامينات ايمني (صندلي مسافران، نوع سوخت، تجهيزات ضد حريق، نوع و كلاس بار و ...)
- وجود بيمه طول پرواز براي كليه مسافران
- وجود خدمات حين پرواز Catering
به نظر مي رسد كه جواب كليه اين موارد منفي ست. در اين صورت اين هواپيما مي تواند تنها در كلاس نظامي پرواز كرده باشد. در چنين شرايطي حمل افراد غير نظامي (يعني كساني كه فاقد كد و شناسه نظامي هستند) برابر قوانين هوانوردي اكيدا ممنوع است. لازم به يادآوري ست كه داشتن ماموريت براي ثبت يك مانور نظامي الزاما به معناي نظامي بودن خبرنگاران نيست. ولی کسی خود را ملزم به پاسخگویی بخ این سوالات نمی داند
در پاسخ به اين سوال عرض مي كنم ، شماره ۵۲۷ شماره شناسايي هواپيما است كه بر طرفين دم و دماغه هواپيما نقش بسته است . و اما در فرم پروازي شماره ( كال سان ) نسبت به هر ماموريتي فرق مي كند .. و همان گونه كه در پرواز هاي خارج از كشور با پيشوند هاي ( يو . ال . اف ) و ( اي . ال . اف ) كه همانا مخفف پروازهاي لجستيك اروپايي و آمريكايي است ، حروفي در ادامه ان افزوده مي شد ، در زمان جنگ هم براي پرهيز از مكالمات راديويي با كد هاي ديگري نام گذاري مي شد ، در زمان صلح شماره خود هواپيما اعلام مي شود . اما اين كه اين پرواز نظامي بوده يا شخصي ؟ تا آن جا كه بنده حقير مي دانم ، نظامي بوده است . و اين كه پروازهاي غيرنظامي داراي چه معيار هايي است ؟ به بحث ما مربوط نمي شود . اين هواپيما بر اساس ماموريت هاي روتين خود قرار بود پروازي را در پشتيباني از يك مانور نظامي به انجام برساند ..
اما بحث اين كه آيا هواپيماهاي نظامي مجاز به حمل مسافر غيرنظامي هستند يا خير ؟ كه گه گداري در رسانه ها و حتي همين وبلاگ دوست عزيزم به آن اشاره شده است عرض مي كنم ... در بسياري از كشورهاي دنيا از جمله ايالت متحده آمريكا ، ترمينال هايي مانند " ساها " ي خودمون با نام " مگ ترمينال " وجود دارد كه هواپيماهاي بزرگ حمل و نقل نظامي ، مثل سي - ۵ ، سي - ۱۴۱ و حتي سي - ۱۳۰ به حمل نظاميان و خانواده هاي آن ها مي پردازد . و در مواقعي هم پرسنل غير نظامي كه به نوعي با ارتش همكاري مي كنند ، از اين هواپيماها استفاده مي كنند . ضمن اين كه ارتش با تصويب آئين نامه اي ، فعاليت خطوط هوايي ساها رو راه اندازي كرده كه خانواده هاي پرسنل ارتش كه عمدتآ غيرنظامي هستند از هواپيماهاي نظامي استفاده مي كنند . خوب به خاطر دارم بعضي از پروازهايي كه با هواپيماي سي - ۱۳۰ انجام مي دادم ، مربوط به ساها و مسافران آن بود . البته در مقرراتي كه براي پروازهاي غيرنظامي اشاره شده است ، فقط جعبه سياه رو نداشتيم . ولي از نظر سيستم هاي ناوبري ، كترينگ ، مهارت خلبان و كمك خلبان با مهندس پرواز ، صندلي مخصوص ، آتش نشاني ، بيمه و .. همه رعايت شده و اعمال مي شد .
اما اين كه گفته مي شود داشتن ماموريت براي ثبت يك مانور نظامي به معناي نظامي بودن خبرنگاران نيست .. بله نويسنده محترم درست نوشته است ولي نبايد فراموش كرد در تمام مانورهاي نظامي كه در كل دنيا اجرا مي شود ، خبرنگاران ، عكاسان ، مفسران مسايل نظامي و شبكه هاي خبري تنها با هواپيما يا هلي كوپترهاي نظامي وارد منطقه مانور مي شوند . و طبيعي است كه هيچ هواپيماي غيرنظامي مجاز به حضور در اين مناطق نيست . اجازه مي خواهم با ذكر مثالي ذهن شما عزيزان رو روشن كنم .. فرض كنيد اجازه مي دادند خبرنگاران و عكاسان با يك فروند هواپيماي غير نظامي بوئينگ ۷۳۷ به صورت چارتر به منطقه مانور آبي و خاكي جنوب كشور اعزام شوند .. و آن گاه خداي ناكرده همين اتفاق رخ مي داد .. آيا همه ارتش و مسئولان نظامي رو زير سوال نمي بردند كه چرا براي حضور در يك مانور نظامي ، از هواپيماي غيرنظامي استفاده شده است ؟! قطعآ اگر قرار باشد مقايسه اي بين خلبانان نظامي و شخصي صورت پذيرد ، همه به مهارت خلبانان ارتشي در مواجه با خطرات احتمالي اذعان دارند ...
2- شعاع پرواز هواپيما نشان مي دهد كه هواپيما در محدوده ۴۰ ناتيكال مايليNm فرودگاه بوده و هنوز مسئوليت پرواز در زمين به عهده مسئول ترك/ تقرب Departure/Approach برج مهرآباد بوده است و نه مسئول محدوده هوايي Air space. با توجه به نوع تقرب هواپيما به باند و محل حادثه مي توان گفت كه خلبان دچار اشتباه فاحش در تعيين ارتفاع، زاويه تقرب approach angle و راستاي باند فرود alignment شده است. با توجه به نظامي بودن خلبان و آشنايي او به انواع غير متعارف تقرب به نظر مي رسد اين اشتباه ناشي از خطاي تجهيزات پروازي يا خطاي سطوح فرمان هواپيما بوده و نه خطاي انساني. در اين شرايط مسئول تقرب برج وظيفه دارد خلبان را از mis-approach آگاه كند و مختصات coordinate صحيح را به خلبان يادآوري نمايد. آيا اين كار صورت گرفته است؟
در مورد اين فرضيه كاملآ با راقم اين مطالب موافقم . و فكر نكنم اصولآ كسي منكر مسئوليت مستقيم تقرب برج مراقبت فرودگاه مهرآباد باشد . زيرا همان گونه كه اشاره شده است هواپيما در چهل ناتيكال مايلي فرودگاه بوده است . قبل از اين كه به فراز ديگري از سخنان نويسنده بپردازم ، در اين بخش به آشنايي خلبان نظامي به انواع نقرب هاي غير متعارف اشاره شده است .. كه دقيقآ همان مسئله اي است كه در بالا به آن اشاره كرده و عرض كردم كه تبحر و مهارت هاي خلبان نظامي خيلي بيشتر از خلبانان غير نظامي است . ( البته منكر توانايي و قابليت هاي كاپيتان هاي هواپيماهاي غير نظامي نبوده و نيستم . بلكه بيشتر منظور من همين نوع تقرب هاست ) . دوستان اگه به خاطر داشته باشند ، در تحليلي كه براي اين سانحه ارائه دادم ، دقيقآ به خطاي تجهيزات ناوبري از جمله " وي . او . آر " اشاره كرده و تآكيد نمودم مرحوم بابك گوهري به دليل نامساعد بودن شرايط ديد كه از بد حادثه آن روز زير استاندارد بود ( فكر مي كنم ۱۵۰۰ متر بود ) ، به سيستم معيوب خود اطمينان كرده و به تصور اين كه در مسير مناسب قرار دارد ، دچار سانحه شد .
در اين وبلاگ پرسش شده است كه آيا مسئول تقرب برج مهرآباد به وظيفه خود عمل كرده است ؟ و آيا به خلبان ياد آوري كرده است يا خير ..؟ بايد به استحضار برسانم .. بله دقيقآ عمل كرده است . ولي متآسفانه زماني به خلبان هواپيما تذكر مي دهد ، كه مرحوم بابك گوهري در همان لحظه خود ساختمان هاي مسكوني رو در مقابل خودش مشاهده مي كند .. و در حالي كه انگشت خود را جهت پاسخ گويي به مسئول برج روي دگمه ميكروفن كه بر روي فرامين كنترل قرار دارد ، مي فشارد ، با ديدن موانع روبروي خويش نا خودآگاه فرياد " يا حسين " رو مي كشد .. اين مسئله در نوار مكالمه با برج كنترل وجود دارد . ضمن اين كه در همين لحظات ، صداي غريو شادي مسافران هم به گوش مي رسد .. كه دليل آن ديده شدن زمين از پنجره هاي هواپيماست . زيرا تا پيش از آن به دليل خاموش بودن يكي از موتورها و ديده نشدن زمين ، مسافران لحظات پر اضطرابي رو مي گذراندند ...
اما سوال اساسي اين است كه چرا مسئول برج مراقبت ، انحراف هواپيما رو خيلي دير به خلبان گزارش داده است ؟ آن هايي كه با مقوله تقرب هواپيماي سي - ۱۳۰ آشنايي دارند خوب مي دانند كه گاهي خلبانان هواپيماي مذكور ، به جاي انجام تقرب طولاني كه تقريبآْ از محدوده ترمينال غرب و راه آهن آغاز شده و با كم كردن تدريجي ارتفاع در فرودگاه مهرآباد فرود مي آيند ، از همان محدوده خانه هاي سازماني شهرك توحيد ، حول محور بال چپ خود ، در دايره اي به قطر خيلي كوتاه چرخيده و با مهارت در باند فرودگاه فرود مي آيند .. و به قول معروف ميان بر مي زنند ! . اين مسئله رو حتي ساكنان اون منطقه به كرات شاهد بوده اند . به همين دليل مسئول محترم برج مراقبت پرواز هم احتمالآ با اين تصور ، ابتدا عمل انحراف رو ، نوعي تقرب غير متعادل تعبير كرده بود . و اما زماني كه متوجه مي شود به جاي چرخش و در راستاي باند قرار گرفتن ، هم چنان در حال كم كردن ارتفاع است ، به مرحوم بابك گوهري تذكر مي دهد . و او زماني متوجه خطاي مسير مي شود كه خيلي دير شده است ..!!
همان گونه كه در تحليل سانحه هم توضيح داده ام ، متآسفانه به دليل عدم اطلاع رساني به موقع ( كه دليل آن به خاطر مفتوح بودن پرونده در مراجع قضايي بوده است ) ، شايعات متعددي در بين مردم رواج پيدا كرده بود . از جمله اين شايعات .. ربط دادن پرواز رئيس جمهور در آن دقايق .. يا عبور هواپيماي جامبو جت پيش از نشستن هواپيماي خبرنگاران ، وادار كردن خلبان به پرواز و غيره .. كه نياز نمي بينم در باره بي پايه بودن اين حرف ها توضيحي بدهم . اما براي آن دسته از خوانندگاني كه تحليل مفصل بنده رو در باره سانحه غم انگيز هواپيماي سي - ۱۳۰ را نخوانده اند ، اشاره كوتاهي مي كنم كه ... خاموش بودن يكي از موتور هاي هواپيماي فوق هيچ ربطي به سانحه نداشته است .. يعني به خاطر آن ايراد دچار سانحه نشده بود . ولي در لحظه اي كه خلبان به علت ديد كم و خرابي سيستم ناوبري متوجه انحراف هواپيماي خود مي شود ، به دليل خاموش بودن يكي از موتورها ، توانايي هر نوع مانور و رهايي از وضعيت خطرناك غير ممكن مي شود ..
3- وجود خطا در يكي از موتورهاي هواپيما نمي تواند باعث سقوط شده باشد. هواپيماي مورد نظر يك هواپيماي توربو فن ست كه به دليل وجود سطوح پروازي وسيع مي تواند در شرايط اضطراري با موتورهاي خاموش يا بي اثر idle به صورت گلاید و با استفاده از فلاپ هاي وسيعش كيلومترها هواسٍِري glide نمايد. در رابطه با اشكال موتور سوال اساسي اين است كه چگونه مورد مزبور در چك هاي قبل از پرواز توسط مهندس پرواز آشكار شده است. با توجه به زمان بروز نقص فني مي توان گفت كه اين نقص روي زمين در زمان چك اوليه يا performance گيري موتورها در قبل از خزش takeoff توسط مهندس پرواز قابل رديابي و آشكار سازي بوده است. برابر روتين ها، خلبان موظف بوده قبل از تقاضاي خيزش takeoff clearance تاييد مهندس پرواز را ثبت log نمايد. آيا اين امر صورت گرفته است؟
مجددا يادآوري مي نمايد، اشكال فني موتورها نقصي ست به اصطلاح progressive كه توسط سنسورهاي ارتعاش، فشار و دماي نصب شده در آن ها از ساعت ها قبل توسط ابزار دقيق نصب شده در مقابل مهندس پرواز قابل پيش بيني و آشكارسازي است
در باره نقص موتور ظاهرآ با نويسنده وبلاگ هم عقيده هستيم . ولي اين دوست عزيزمون دچار يك اشتباه فاحش در باره اشكال بوجود آمده در موتور شماره چهار هواپيما شده است . به طوري كه مشاراليه معتقد است مهندس پرواز زماني كه هواپيما در حال خزش به سوي ابتداي باند ۲۹ چپ بوده است ، ايراد فوق را مشاهده كرده بود . و خلبان موظف بود بعد از برطرف شدن اشكال موتور به پرواز خود ادامه مي داد .. و سپس پرسش فرموده كه آيا اين اشكال در فرم هواپيما به ثبت رسيده بود ؟ قبل از هر توضيحي در اين مورد ، اجازه مي خواهم براي آگاهي خوانندگان نكاتي رو اشاره كنم . هر هواپيما قبل از پرواز ، توسط متخصصان و مهندس پرواز ، در وضعيت موتور خاموش بازديد مي شود . و در صورت مشكل نداشتن ، مهندس پرواز فرم پرواز را امضا مي كند . خلبان هم قبل از پرواز بعد از اين كه يه چرخي براي بازديد هواپيما مي زند ، با ديدن فرم و امضاي مهندس پرواز ، آن را امضاء كرده و بعد از تماس با برج مراقبت ، موتور هاي آن را به ترتيپ روشن مي كند .
در موقع خزش از رمپ پرواز تا ابتداي باند مربوطه ، خلبان به اتفاق مهندس پرواز با كنترل عقربه هاي مربوط به موتور ها ، از وضعيت چرخش يا همون دور موتور ( آر . پي . ام ) گرفته تا فشار روغن ، و همخواني چرخش ملخ ها ، فشار هوا ، درجه حرارت موتور ها و غيره رو به دقت بازرسي مي كنند . و در صورت عدم تطابق با يك ديگر ، با عقب جلو بردن دسته گاز ها ، وضعيت موتور ها رو كنترل مي كنند . همچنين با رسيدن سر باند ، قبل از بلند شدن يك بار ديگر خلبان با فشار بر دسته گازها ( به اصطلاح خودمون تخت گاز دادن ) براي آخرين بار از وضعيت هر چهار موتور در شرايط ماكزيموم رو كنترل كرده و در صورت نبودن مشكل ، ترمز دستي رو رها كرده و در باند مربوطه به سرعت راه مي افتد . از نظر فني هيچ كس نمي تواند ادعا كند ... موتوري كه چند دقيقه پيش سالم بوده است ، بعد از مدتي دچار مشكل نشود ! گاهي درست بعد از پرواز يكي از موتور ها دچار مشكل شده ، گاهي هم بعد از ساعت ها پرواز ايراد آورده و باعث مي شود كه آن را خاموش كنند ..
پس قبول مي فرماييد كه اگه به هر دليلي ايرادي در موتور ، چه در حين خزش و چه در ابتداي باند وجود داشت ، آن ها هرگز به پرواز در نمي آمدند . به عبارتي .. بلانسبت مگر ديوانه بودند كه ايراد اساسي در حد از دست دادن يك موتور رو مهندس پرواز ببينه ، ولي به روي مبارك خويش نياورد ؟!! و اما در مورد اين كه آيا ايراد ثبت شده است عرض كنم ... معمولآ هر اشكالي در پرواز بروز دهد ، با نگارش آن در فرم پروازي ، متخصصان را با چگونگي ايراد آگاه مي سازند . حال شما به من بفرماييد مگه مي شه خدمه يك پروازي از صبح تا ساعت يك بعد از ظهر معطل بر طرف شدن اشكالات فني ناوبري باشند ، و سپس با رويت اشكال موتور در قبل از پرواز آن را ناديده گرفته و مجبور شوند بعد از ده دقيقه پرواز برگردند ؟ اصلآ به عقل جور در نمي آيد !!
4- برابر روال MAYDAY تخليه سوخت اضافي يكي از وظايف خلبان جهت كاهش خطرات سانحه در چنين شرايطي ست. آيااجازه اين عمل به خلبان داده شده است؟
با پوزش فراوان از نويسنده محترم وبلاگ ، ايشون در جايي فرموده اند خلبان استقلال عمل داشته و هيچ مقامي به او دستور كاري رو صادر نمي كند .. و هر گونه توضيحات صرفآ جهت آگاهي يا مشاوره است .. اما در پرسش فوق نوشته است دستور تخليه بنزين به خلبان داده شده است يا خير ؟!! راستش رو بخواهيد اگه اين سوال رو يك خواننده عادي مي پرسيد ، من به حساب عدم آشنايي او به مقررات پرواز مي گذاشتم . حال اين كه متآسفانه اين مطلب رو يك خلبان شكاري بيان فرموده است ! جهت آگاهي ايشون و ساير عزيزان عرض مي كنم .. يك خلبان چه در شرايط عادي پرواز و چه در شرايط اضطراري ، استقلال نظر و تصميم گيري داشته و هيچ مقامي اجازه دخالت و دستور دادن رو ندارد . من بارها در مطالب ام مثال هاي فراواني در اين مورد زده ام .. مثلآ بارها پيش آمده خلبان هواپيما ستوان يكم بوده ، در حالي كه كمك او سرهنگ تمام بوده است .. ولي در هوا و هنگام پرواز همين افسر جوان فرمانده همه كساني كه در هواپيما حضور دارند است !! حتي اگه داخل هواپيما فرمانده نيروي هوايي يا رئيس جمهور حضور داشته باشد . اين قانون چه در پيش از انقلاب و چه بعد از انقلاب وجود داشته و دارد . به عبارتي خلبان تصميم گيرنده نهايي است . مگر خودش درخواست كمك كند .
براي اثبات عرايض ام ، هواپيمايي كه در حوالي كهريزك سقوط كرد رو مثال مي زنم . در ان پرواز فرمانده نيروي هوايي سرتيپ فكوري به همراه سرلشگر فلاحيان و خيلي از امراي عالي رتبه ارتش حضور داشتند . و خلبان آن سروان علي صولتي بود .. به گفته يكي از كروي پروازي كه زنده مانده بود ، وقتي چهار موتور هواپيما خاموش شده و در حال گلايد كردن به سمت زمين بود ، فرمانده نيروي هوايي به كابين خلبان آمده و از اين كه هيچ يك از خدمه چراغ قوه اي همراه خود نداشتند تا در آن تاريكي مطلق ، بتوانند وضعيت عقربه هاي رو كنترل كنند ، انتقاد كرده و با لحن آمرانه اي پرسيده بود .. چرا هيچ كدوم تون چراغ قوه جيبي نداريد و ... كه در همين هنگام يكي از خدمه به ايشون ياد آور مي شود كه لطفآ بفرماييد سر جاي خود بنشينيد .. هر دستوري داريد روي زمين ابلاغ فرماييد ..!! كه اجل مهلت نداده و ايشون به اتفاق خيلي هاي ديگر شهيد شدند ..
اما جهت اطلاع نويسنده محترم وبلاگ " بلند آسمان جايگاه من است " عرض مي كنم ... در هيچ يك از مقررات پروازي اشاره به اين امر نشده است كه در شرايط اضطراري مي بايستي بنزين هاي هواپيما رو تخليه ( دامپ ) كرد !! بر فرض هم كه هواپيما نياز به دامپينگ يا تخليه سوخت پيدا كند ، خلبان بر طبق ضوابط ايمني اين كار را انجام مي دهد . و هرگز نياز به دستور مافوق يا مسئول خاصي ندارد . و جهت اطلاع نويسنده محترم وبلاگ عرض مي كنم ... تخليه سوخت تنها در مواردي كه چرخ هاي هواپيما به هر دليلي باز نشده و خلبان مجبور است در حالت سينه كش بر روي باند فرود آيد ، در اين صورت به منطقه اي غير مسكوني رفته و با زدن دگمه هاي دامپ ، بنزين با فشار از لوله هايي كه در دو سر نوك بال ها تعبيه شده است ، با فشار خارج مي شود .. ضمنآ جهت آگاهي دوستان جوان محترم عرض مي كنم ، اين سوخت ها كه با فشار تخليه مي شوند ، اصلآ خطري نداشته ، بلكه به صورت پودر پراكنده شده و هرگز خطر اشتعال ندارد ... البته موارد تخليه سوخت تنها به نشستن بدون چرخ محدود نمي شود كه فعلآ در حوصله بحث فوق نيست .
5- بر خلاف روال فوق به خلبان دستور داده شده كه به مهرآباد باز گردد. منبع اين دستور چه كسي بوده است كه ارشديت خلبان را نقض نموده است؟!!!(آنها که باید می دانند)
در شرايط MAYDAY خلبان وظيفه دارد پس از سه بار تكرار كد MAYDAY راسا نسبت به نوع و محل فرود اضطراري تصميم گيري نمايد و در صورت عدم توانايي در پيروي از توصيه هاي برج عدم توانايي unable to comply خود را سريعا اعلام نموده و منتظر مشاورت برج باشد. دليل عدم اطاعت خلبان از برج نيز تنها پس از فرود سالم و روي زمين توسط مرجع ذي صلاح قابل بررسي و پيگيري ست.
به خدا سوگند نمي دونم كي اين تخم لق شايعه رو همه جا گسترش داده است كه به خلبان دستور داده شده بود حتمآ به مهرآباد برگردد !! واقعآ منظور از كنايه اين خلبان گرامي رو نمي دونم كه در پارانتز مرقوم فرموده .. " آن ها كه بايد مي دانند "!!! اتفاقآ من ثابت مي كنم آن ها كه بايد ... متآسفانه هيچ نمي دانند !! باز مجبورم خوانندگان رو به مطلب بررسي سانحه به روايت خودم ارجاع دهم .. در آن بحث خيلي شفاف توضيح دادم كه مرحوم بابك گوهري ، بهترين و مناسب ترين تصميم رو در باره مراجعت به مهرآباد اخذ كرده بود . و نه تنها گوهري ، بلكه هر خلبان عاقل و حرفه اي ديگر هم جاي او بود ، به مهرآباد بر مي گشت .. و نشستن در فرودگاه هاي امام ( ره ) يا قلعه مرغي اصلآ عقلايي نبوده است . زيرا ايراد از دست رفتن يك موتور ، مسئله حادي از نقطه نظر پروازي نبوده است .. همه خلبان ها در موقع پرواز هاي آموزشي ، به كرات موتور هاي خود رو در آسمان خاموش كرده و با سه موتور خيلي راحت فرود آمده اند . و هيچ حاي نگراني نبود ..
حال اگه به هر دليلي مرحوم گوهري در فرودگاهي ديگر مي نشست ، علاوه بر علاف شدن مسافران ، براي تعمير موتور مذبور ، بايد يك تيم متخصص از پايگاه به همراه ابزار و آلات مربوطه به فرودگاه فوق اعزام مي شدند كه اصلآ مقرون به صرفه نبوده است . ضمن اين كه اگه ايرادي خطرناك به وجود مي آمد ، اين هواپيما قادر بود حتي در بيابان هاي اطراف هم به راحتي فرود آمده و جان مسافران رو نجات مي داد . خلبان مرحوم هواپيماي حامل خبرنگاران بدون نياز به اخذ دستور و مقام خاصي ، اجازه داشت بهترين و مطمئن ترين تصميم رو بگيره .. كه ايشون هم كار درستي انجام داد . و بابت اين تصميم هيچ كس او را مقصر نمي داند . واقعآ نمي دونم چرا بعضي ها با علم به اين كه او بهترين روش رو برگزيده است ، سعي دارند با القا هاي مغرضانه خويش ، پاي افراد ديگري رو هم براي مخدوش كردن واقعيت ها به ميان آورند .. در صورتي كه اصلآ اين حرف ها واقعيت ندارد ..
6- تحميل هر گونه فشار به خلبان جهت پرواز اكيدا ممنوع است و خلبان راسا در مورد go/no-go پرواز تصميم مي گيرد. آيا واقعا در مهرآباد يك خلبان نظامي اين قدرت را دارد كه پروازش را hold يا cancel نمايد؟!!!!(عاقلان دانند)
به راستي استقلال خلبان در سرپيچي از دستور پرواز چقدر است؟
نمونه ها بسيار است.
براي مثال نگارنده به ياد مي آورد در سانحه اي در سال ۸۲ كه براي پرواز عسلويه - تهران هواپيمايي ساها روي داد و تنها با اتكا به شجاعت و مهارت خلبان آن (كاپيتان كوشكي) به سلامت به زمين نشست خلبان مورد نظر تا ماه ها زير فشار شديد رواني مقامات قرار داشت كه چرا در هنگام تقرب over speed نموده است!(و در پی آن بازنشست شد!!!)
در حالي كه اين امر از نظر تكنيكي غير ممكن است زيرا سيستم هوشمند ناوبري امكان باز شدن فلاپ ها را در محدوده سرعت غير مجاز نمي دهد. قضيه از اين قرار بود كه هواپيماي 707 مذكور (كه بيش از 70000 ساعت پرواز داشت و در عوض مطالبات ساها از ايران اير به ساها تحويل داده شده بود) در اولين پرواز بعد از تحويل handover در هنگام approach به باند عسلويه با 170 مسافر به منظور كنترل lift force و سرعت خود برابر روال اقدام به باز نمودن فلاپ ها نموده ولي به دليل خستگي قطعات كنترل كننده آن ها تنش حاصل از اين مانور باعث شكستن اين قطعات و جدا شدن كل فلاپ داخلي بال چپ از هواپيما در ارتفاع 700 پايي شد. در اين شرايط كليه سيستم هيدروليك هواپيما از كار افتاد و هواپيماي نامتعادل كه از نظر تئوريك غير قابل فرود سالم safe landing بود به سختي توسط خلبان شجاعش فرود آورده شد. پيكر هواپيما تا ماه ها در فرودگاه عسلويه زمين گير بود و تن مسافران (و به طريق اولي خلبانان بخت برگشته) را مي لرزاند. در عوض قدرداني خلبان شجاع فوق به سرعت توسط ساها بازنشسته شد.
بله ... به پير به پيغمبر سوگند .. به شرافتم قسم كه چنين قانوني وجود دارد . و هيچ مقام از فرمانده گردان گرفته تا شخص فرمانده محترم نيروي هوايي نمي تواند به زور و اجبار خلباني رو وادار به پرواز نمايد و اگر به هر دليلي هر يك از خلبانان محترم عنوان كردند كه حس پرواز رو ندارم ، خيلي راحت شخص ديگري جاي گزين وي مي شود . چون اگر خداي ناكرده اتفاقي رخ داد ، آمر يا شخصي كه خلباني رو مجبور به پرواز كرده است به مشكل خواهد خورد . پس بنابر اين پاسخ پرسش نخست مثبت است . در مورد استقلال خلبان در سرپيچي از دستور پرواز .. ؟ بايد عرض كنم اين سوال به قول بعضي روزنامه نگار ها بو دار است . يعني از اون نوع سوالات پيچاندني است .! ولي بنده خيلي شفاف پاسخ مي دهم . قبل از هر چيز بايد عرض كنم بستگي به شرايط دارد ...
گاهي ممكن است شرايط اضطراري مثل جنگ در كشور بوجود بيايد .. و بنا به تصميم و سياست تعين شده ، قرار مي شود چند هواپيما به منطقه اي ديگر اعزام شوند .. خب بعضي ها ممكنه به دلايل كاملآ شخصي بهانه آورده و از رفتن به ماموريت شانه خالي كند .. ! تكليف اين نوع از خلبانان معلوم است .. مسلمآ فرمانده يا مقام ارشد او آن قدر تبحر دارد كه تشخيص دهد زير دستش قصد زرنگي و فريب او را دارد .. در اين گونه موارد بله ممكنه براي حفظ نظم و انضباط از اهرم هاي فشار استفاده شود .. ولي براي خلباني كه واقعآ شرايط پرواز رو نداره ... هيچ مقامي قادر به اجبار ساختن او نيست . اما در مورد مثالي كه راقم وبلاگ آورده است ، به طور كلي عرض مي كنم ... در هر سانحه و رويدادهاي اين چنيني ، تيمي از زبده ترين كارشناسان براي بررسي و تجزيه و تحليل اتفاقات به محل اعزام مي شوند . در مورد موضوع آقاي كوشكي من قضاوت نمي كنم .. چون در جريان نيستم . ولي روال رو توضيح دادم . فقط اين رو مي دانم تيم بررسي هرگز شخصي به قضيه نگاه نمي كنه .. و تمام دلايل و نظرات آن ها مستند بر قوانين است . و به صورت تيمي نظرات رو بيان مي كنند .
7- كيفيت نگهداري هواپيماي فوق در آشيانه چگونه بوده است؟
كافي است سري به كابين خلبان در هواپيماهاي وابسته به ارتش بزنيد تا ببينيد كه چه فاجعه اي در آشيانه ها اتفاق مي افتد. اگر باور نمي كنيد مي توانيد به چشم خود ببينيد. بسياري از هواپيماهاي خوابيده در آشيانه هاي مهرآباد تبديل به لانه كبوتران چاهي آن اطراف شده كه بوي فضله شان حتي پس از پاكسازي هواپيماها از آن ها زدوده نمي شوند. سال هاست كه هواپيماهاي مهرآباد به معني واقعي با تف مالي سرهم بندي مي شوند و با صلوات و انشاء الله به پرواز در مي آيند. (نگارنده فراموش نمي كند زماني را كه یکی از خلبانان ساها -بوئینگ۷۰۷ در اعتراض به نوع نگهداري هواپيمايي كه ابزار دقيقش با مفتول فلزي به كابين بند شده بود به شانه بالا انداختن مسئول آشيانه مواجه شد كه " همينه كه هست، دوست داري پرواز نكن!)
در باره آشيانه و فضله كبوتران در ابتداي مطالب ام به آن اشاره كردم . ولي در باره سرهم بندي و توسل به دعا را مطلقآ قبول ندارم . به عبارتي در تمام طول خدمت ام با چنين مواردي اصلآ مواجه نشدم . زيرا پرواز و اصول نگهداري هواپيما ، شوخي بردار نبوده و نيست . و طبق قوانين و اصول علمي مربوط به خودش رعايت و اجرا مي شود . امكان ندارد متخصصي در باره تعمير آبكي سيستم معيوب هواپيما چنين ديالوگي داشته باشد .. چون هر عملي كه توسط متخصصان بر روي هواپيماها انجام مي شود ، توسط مقام بالاتري كه از نظر فني دانش او بالاتر است ، ضمن بازديد و امتحان ، در صورت سالم بودن سيستم ، امضاي همكار خود رو تآئيد مي كند . و امضاي او معتبر بوده و در صورت بروز هر اشكالي شخص امضا كننده مسئول پاسخ گويي است . و علاوه بر آن سازمان هاي بازرسي متعددي براي نظارت بر سيستم تعميرات وجود دارد كه همه چيز رو زير نظر دارد . و مانند اداره هاي استاندارد ، وظيفه تآئيد و نظارت انجام امور فني بر روي هواپيما رو دارند ..
8- سطح آموزش خلبانان ايران به شدت مورد سوال است. با بازنشسته شدن استاد خلبان هاي قديمي كه يادگار نیروی هوایی شاهنشاهي بودند و نيز رهايي از خدمت همافرهاي آموزش ديده در آمريكا كه به بهانه تعديل نيرو و جايگزيني نيروهاي جوان از خدمت معاف شده اند، دانشکده خلباني و نيز فرودگاه هاي كشور به شدت دچار فقدان نيروهاي آموزش ديده و متخصص شده اند. واضح است كه آموزش هاي استاد كاري، تجربي و سينه به سينه رايج هرگز جاي آموزش هاي كلاسيك و روال مند مدارس زميني ground school و هوايي را نخواهد گرفت.
در باره اين پرسش ، هيچ اظهار نظر خاصي نمي كنم . فقط اين را مي دانم در تمام دنيا مرسوم است كه نيروهاي زبده بعد از اتمام دوره خدمت بازنشسته مي شوند . حال اگر سطح آموزش نسبت به گذشته پائين آمده است ، من هيچ اطلاعي ندارم .. و همان گونه كه متوجه شديد ، من تنها در رابطه با مسايلي كه خود شاهد و ناظر آن بودم ، صحبت كرده و ايضآ دفاعياتي هم مي كنم .. بحث نزول سطح كيفي آموزش رو به عزيزان آگاه محول مي كنم . اميدوارم دوستان بي طرفانه در اين مورد حرف هاي خود رو گفته و با بيان مثال هايي ذهن خوانندگان محترم رو روشن فرمايند . همچنين نويسنده محترم اين وبلاگ مطالبي در باره برج مراقبت و مشكلات آن ها سخن به ميان آورده كه همان گونه كه اشاره كردم در تخصص بنده نيست . در پايان وبلاگ نويسنده محترم وارد مباحث سياسي شده ، كه با كمال پوزش بنده از پاسخ گويي به آن ها معذورم . ضمن اين كه معمولآ يادداشت هاي بي امضاء هرگز سنديت نداشته و داراي اعتبار علمي نيست . ولي از آن جا كه بعضي از پرسش هاي اين عزيز مربوط به سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ حامل خبرنگاران بود ، در حد سواد اندك خود از آن دفاع كردم . اميدوارم ديگر شاهد هيچ گونه سانحه اي نباشيم .
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
اين مطلب در ساعت 23:30 مورخه پانزدهم اسفند ماه به پايان رسيد .
ايام به كام
به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .
بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .
دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )
چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )
بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
TU-144 (CONCORDSKI)
The Tupolev Tu-144, was the first supersonic transport aircraft (SST), constructed under the direction of the soviet tupolev design bureau headed by Alexei Tupolev (1925–2001).Western observers nicknamed the plane Concordski (sometimes Konkordski), sounding like a Russian surname yet still very close to the concorde, to which the Tu-144 was visually similar. A prototype first flew on 31 december 1968 near Moscow two months before concorde. The Tu-144 first broke the sound barrier on 5 june 1969, and on 15 july 1969 it became the first commercial transport to exceed Mach 2.The Tu-144S went into service on 26 December 1975, flying mail and freight between Moscow and Alma Ata in preparation for passenger services.Although the Tu-144 flew before concorde, its development was alleged to be connected with industrial espionage against the French company Aerospatiale , which was developing Concorde.A significant difference between concorde and tu-144 is a small retractable canard surface on either side of the aircraft, close to the nose, to manoeuvre at low speeds.After cold war a tu-144 were sold to NASA to use for high speed researches.
specifications:
Crew: 3, Capacity: 120-140 passengers, but normally 70~80 passengers, Length: 65.50 m Wingspan: 28.80 m, Height: 10.50 m ,Wing area: 438.0 m² ,Empty weight: 85,000 kg ,Loaded weight: unknown Max takeoff weight: 180,000 kg Powerplant: 4× kuznetsov NK-321 afterburning turbofans, .Fuel capacity: 70,000kg Maximum speed:Mach 2.35 (2,500 km/h, )Cruise speed: Mach 2.16 (2,300 km/h, ) Range: 6,500 km (2,920 km with full afterburner) Service ceiling: 18,000 m.
Source:wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
توپولف-144 یا کنکوردسکی:
توپولف-144 نخستین هواپیمای حمل ونقل مافوق صوت بود که در دفتر طراحی توپولف شوروی سابق که توسط آلکسی توپولف(1925-2001)اداره میشد ساخته شد.تحلیلگران غربی به آن نام کنکوردسکی دادند که بنظر می آید بعلت شباهت آن به هواپیمای کنکورد نام فامیل روسی به آن داده شده است.
نمونه اولیه آن در 31 دسامبر 1968 در نزدیکی مسکو دو ماه قبل از کنکورد به پرواز درآمد.تو-144 نخستین دفعه در 5 ژوئن 1969 موفق به شکستن دیوار صوتی شد ودر 15 جولای 1969 نخستین هواپیمای حمل ونقل هوایی شد که توانست به سرعت 2 ماخ برسد.تو-144 اس در 26 دسامبر 1975 وارد خدمت شدودر حینی که برای پذیرش مسافر آماده می شد به حمل ونقل پست وکالا بین مسکو وآلما آتا مشغول گشت.اگر چه تو-144 قبل از کنکورد به پرواز در آمد اما گفته می شود که توسعه آن تحت یک طرح جاسوسی صنعتی از شرکت فرانسوی آیروسپاتیا انجام گرفت که مشغول توسعه طرح کنکورد بود.یک تفاوت بارز بین تو-144 و کنکورد وجود بالچه های کوچک متحرک در دو طرف بدنه ونزدیک دماغه بود که امکان مانور در سرعت پایین را به آن می داد.پس از جتگ سرد نمونه ای از آن جهت تحقیق در مورد سرعتهای بالا به ناسا فروخته شد.
مشخصات
خدمه:3/ظرفیت:120-140 مسافر ولی معمولا 80-70 نفر/طول:65.5 متر/بال تا بال:28.8 متر/ارتفاع:10.5 متر/سطح بال:438 متر مربع/وزن خالی:85000 کیلوگرم/وزن پر:ناشناخته/بیشترین وزن بلند شدن:180000کیلوگرم/موتور:چهار موتورتوربوفن کوزنتسف ان کا321 با پس سوز/ظرفیت سوخت:70000 کیلوگرم.
حداکثر سرعت:2.35 ماخ (2500 کیلومتر بر ساعت)/سرعت کروز:2.16 ماخ(2300 کیلومتر بر ساعت)/برد:6500 کیلومتر(2920 کیلومتر با پس سوز/سقف پرواز:18000 متر/
: منبع: ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
همان گونه كه پيش از اين اعلام كرده بودم ، خوانندگان محترم مي توانند كالا هاي خود را جهت درج رايگان در اين بخش ارسال فرمايند . اما ظاهرآ جز تعداد معدودي استقبال نفرمودند . مستدعي است پس از ارسال فايل تبليغي خود به آدرس جي ميل بنده ، در آخرين پست كامنت
بگذاريد . بديهي است در حال حاضر به دليل تبليغات كم محدوديتي وجود نداريد
مرکز آپلود عکس ایرانی






سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه





















با سلام
خبر هاتون خيلي جالبه...نظم خاصي داره...عكس ها هم عالي و مناسب هستند...
يه خواهشي دارم...ميشه برام بنويسيد...يه خبر "ترجيحا فرهنگي" بايد چه ويژگي هايي داشته باشه...
استاندار خاصي داره...در كل اگه مقاله يا سايتي درباره خبرنگاري و نوع خبر نويسي داريد ممنون ميشم برام ارسال كنيد...
پاسخ
دوست عزيزم .. خيلي ممنون از لطفي كه نسبت به بنده بيان فرمودي
در مورد خبر فرهنگي .. عرض كنم كه .. قبل از هر چيز شما بايد با اصول خبر نويسي آشنا باشيد
يعني خبر داراي تيتر .. يا ليد باشه ..بيان كننده وقايع به صورت موجز و خلاصه باشه
منبع موثقي داشته باشه و ... قيد هاي مكان و زمان هم رعايت شده باشد
در مورد خبر فرهنگي هم دقيقآ در همين چارچوب هاست .. يعني تمام مفاهيم فرهنگي را در بر داشته باشه
سايت هاي زيادي را من من قبلآ در اين مورد ديده بودم .. به شما توصيه مي كنم كه در گوگل به دنبال آن بگردي حتمآ پيدا مي شود .. من نمي دونم كتاب هاي زيادي هم در اين رابطه داشتم .. اگه پيدا كنم .. حتمآ تقديم به شما خواهم كرد .. با من در تماس باش تا فراموش نكنم
رضا از كرج
باعرض سلام حضور استاد گرامي ...
استاد عزيز آيا ماجراي سقوط جت فالكن شركت هوائي آسمان در كوه هاي كركس (اگر اشتباه نكنم )در اصفهان را بياد داريد ؟در ساعات آخر شب يكي از شبكه هاي سيما (آن زمان دو كانال وجود داشت )وزير راه وقت اراجيف عجيبي بافت و به خورد بينندگان داد مثلا" ابتداي شروع صحبتش يك مشت نوار ضبط صوت (نوار قهوه اي رنگ داخل كاست )روي ميز را نشان داد و گفت اين ها نوار جعبه سياه اون هواپيما است كه چون سوخته قابل خواندن نيست !!!!هيچ كسي نگفت نوار جعبه سياه از جنس منيزيم است و چند هزار درجه سانتي گراد حرارت تحمل مي كنه و....اما درمجموع به مردم گفتند كه شخصي كه هواپيما را چك كرده متخصص اون هواپيما نبوده و شخص مافوق اوهم كه مجوز پرواز داده هيچ تخصص فني نداشته (اگه اشتباه نكنم معاون شركت بوده)و....تمام تقصير هارا به گردن خلبان مرحوم انداختند ، مثلا" گفتند در ابتداي باند ترمزها دچار مشكل شدند برج به خلبان گفت اگر مي خواهي برگرد ، خلبان گفت نه مشكل حل شد !!!تا زمان قبل از تيك آف دو مشكل ديگر پيش آمد و باز خلبان گفت نه مشكل حل شد پرواز ميكنم ....آخه دروغ تا كجا...مسافراني كه در اصفهان پياده شدند به مردم گفتند خدا به ما رحم كرد...چندبار خواستيم سقوط كنيم ...يكي گفت از كابين صداي آلارم مي شنيد ....آيا آن خلبان هم ديوانه بود كه پرواز كرد يا شرايط چيزه ديگري است ...اينجا صحبت از شركت غير نظامي آسمان است حال در نيروي هوائي با اون سلسله مراتب نظامي و امر و نهي ها الان چي ميگذره خدا عالمه ...استاد يادتون باشه شما در شرايط جنگي پرواز مي كرديد ناز شما خريدار داشت اما حالا چيزي كه زياده خلبانه...من شنيدم قبل از خلبان مرحوم گوهري شخص ديگري قرار بود پرواز كنه اما بدليل نقص فني از پرواز خودداري كرد و با تهديد فرماندش روبرو شد ...چراهيچ وقت بعد سوانح هوائي در ايران پرسنل زميني و يابرج مراقبت مقصر نمي شن ...آيا برخورد دو هواپيماي سوخو و توپولف 154 در آسمان مهر آباد در روز نيروي هوائي را به ياد داريد؟
مگر شما يك مطلب ننوشتيد با عنوان شما را به خدا دست از سر اين هواپيماهاي 707 برداريد ؟ مي خوام بنويسم اين نيروي هوائي اوني نيست كه در زمان قبل از انقلاب و يا در زمان جنگ بود ....استاد عزيز سر شما را درد نيارم ...چند سال پيش تو كابين يك ايرباس در سفر به مشهد بودم كه همزمان 3 عيب داشت هرچند كوچك بودند و خلبان با اطلاع از آنها اصلاحات پروازي انجام مي داد ...
هما با اون خلبانان غير نظامي و نازك نارنجي اينچنين پرواز هائي داشته باشه واي به حال نيروي هوائي ....يك مورد ديگه و ختم كلام ....ايليوشيني كه در كرمان به كوه برخورد كرد و بيش از 300 نيروي بسيجي و سپاه درآن به شهادت رسيدند نقص فني آشكاري داشت و با دستور مستقيم فرمانده وقت نيروي هوائي سپاه اقدام به حمل مسافر كرد ....راستي چرا تو ايران جعبه هاي سياه خوانده نمي شوند ؟؟؟؟
دعا گوي شما....
پاسخ
رضا جان عزيزم .. واقعآ مشكلات فراوان است .. در گذشته هر نوع دروغي رو به مردم مي گفتند .. چون شبكه هاي اطلاع رساني مانند حالا گسترش نيافته بود .. جعبه سياه را طوري ساختند كه نه آب و نه آتش بر آن تآثيري نداره .. من نمي دونم اون وزير بي سواد مردم رو چي فرض كرده بود كه نوار معمولي رو به جاي جعبه سياه به مردم نشون داده بود .
در مورد هواپيماي سي - 130 و اين كه قرار بوده خلبان ديگري برود .. نه رضا جان شايعه است .. چون مرحوم بابك گوهري از صبح خيلي زود براي اين پرواز آمده بود و تا ظهر معطل شده بود ، خلبان آماده همان روز بهش مي گه من مي تونم با اين ايراد پرواز كنم .. و گوهري هم مي گه بسم الله .. بفرما .. اما وقتي از هواپيما بازديد مي كنه .. مي بينه كه اختلاف وي . او . آر ها خيلي بالاست .. تا اين كه بالاخره درست مي شود و به پرواز مي رود .. كه به خاطر ايراد موتور بر مي گردد
در مورد وضعيت اسفناك هواپيماها بايد بگويم .. فعلآ با همت متخصصان خوب پشتيباني مي شود .. انشاالله همه چي درست مي شه
اميد وارم صنعت هوانوردي ايران دوباره جايگاه خودش را پيدا كند
پاسخ
من هم چنين آرزويي دارم . و قطعآ چنين خواهد شد
سلام و درود بی پایان خدمت عمو بهروز خودمون عمو جان خسته نباشید واقعا مطلب جالبی بود وتمام ابهامات را از بین برد.ولی واقعا چرا بعضی ها اشتباه خودشان را گردن یک شخص دیگری میگذارند تا خودشان خوب جلوه کنند وقتی طرف می بینه خلبان که از بین رفته و کسی نیست علیه اون فرد اعتراض کنه میبنه بهترین موقعیت است که اون خدا بیامرز را مقصر و اشتباه کار خطاب میکند وخودش نبدیل به علامه بهر می دانند و خودنمایی می کنند و جلوی رسانه ها می گویند خطای انسانی بوده و تن اون خلبان رو تو گور می لرزونند هیچوقت نمی گند که یکی از افراد من یک اشتباهی کرد در قسمت فنی فلان کار انجام نشد و همه تقصیرات رو به دوش خلبان بخت برگشته می اندازند حالا کسی نیست این وسط بگه اخه یه هواپیما که می پره چندین عده قبل پرواز از مهندسین فنی تا...(وچیزهایی که شما بهتر میدونید) اینو چک می کنند شاید یه اشتباه اون افراد باعث یه فاجع بشند و خلبان بین زمین واسمان باید برای اقایون معجزه کند حالا بعضی از این خلبانان غیور وشجاع سالم می نشونند مانند مثالی که شما در مطلبتون نوشته بودید ازش قدر دانی میکنند و اون رو اخراج یا به هر بهونه ای عزلش میکنند البته من نه اطلاعاتم قد به اونجاها نمیده نه تخصصی دارم ولی این رو هر انسانی که از این صنعت هیچ اطلاعی نداره می فهمه که همیشه تقصیر خلبان نیست ولی متاسفانه در اینجا همیشه خلبان مقصره شاید متصدی برج اطلاعات را با اشتباه اعلام کند و خلبان خیالش هواپیمایی که جلوی ان است خیلی با اون فاصله دارد ولی یهو می بینه ای دل غافل پس این غول اهنی چیه جلوش وباعث یه فاجعه بزرگ میشه.البته من باز هم میگم که اطلاعات وتخصص شما رو ندارم عمو جان اینهایی که گفتم مثال بود البته فرض محال محال نیست. عمو از این حرف ها بگذریم ممنون که دنبال کار این رفیقمون رو گرفتید بهش خبر دادم وگفتم عمو بهروز گلمون دنبال کارت است.عمو راجع به ملاقات چون شما گفتید اواخر این هفته راهی مشهد مقدس هستید تو این یکی دو روز اگر وقت کردید هم دیگر رو ببینیم اگه درگیر کارهاتون بودید مشکلی نیست فقط از طرف ما نایب زیاره باشید ولی اگه تونستید یا با بنده تماس بگیرید تا من فر فور{چشمک} خدمت برسم اگه هم نشد از بد شانسی من است عمو خودتون رو تو زحمت ندازید اگه نشد بی خیال خیلی مخلصیم با تشکر.یاعلی
پاسخ
رضا جان واقعآ از اين كه مي بينم جواني به سن شما از اطلاعات و دانش بالايي برخوردار است ، خيلي افتخار مي كنم .. امن مطمئن هستم چنين دانش گسترده از مسايل روز و مشكلات صنعت هوانوردي ، پايه هاي شغل آينده ات را محكم خواهد كرد .. رضا جان در مورد دوستت لطفآ يك زنگ به آرمان جان عزيز بزن و از او هم يك مشورت و راهنمايي بگير .. آخه او ارتباطات اش از من بيشتر است و با خيلي ها در ارتباط مي باشد . در مورد ديدار هم انشاالله اگه فرصت كردم ، باعث افتخار من است كه حتمآ قبل از رفتن ببيننمت
موفق و پيروز باشي
سلام عمو بهروز خسته نباشید.
عمو جون به خدا امروز اینقدر حالم گرفته شد که حد نداشت
امروز صبح زنگ زدم به مقر استخدام لشکر 92 زرهی اهواز و در مورد پذیرش دانشجویان علاقه مند به رشته خلبانی سوال کردم و پرسیدم که آیا کسی که چشمش ضعیفه متونه عمل کنه و بعد بره امتحان ورودی بده ولی اونا گفتند نه.
خیلی ناراحت شدم اصلا حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم حتی نمیتونم درس بخونم با اینکه من هنوز 17 سال و 11 ماهمه و خیلی وقت دارم اما نمی دونم چرا...
اما من توکلم به خداست و چشم امیدم بعد از خدا به شماست که اگه تونستید وسیله ای بشید و یه سوالی یرای من بکنید
آیا لازمه تابستون بردارم بیام تهران یا نه.
عمو جون من منتظرم اگه تونستید هرچه زودتر من رو در جریان بذارید
با تشکر فراوان پسرتون اسی
پاسخ
پسر عزيز و مهربانم اسي نازنين
اولآ خدا نكنه كه ناراحت باشي عزيزم .. .. دومآ شما فكر مي كني مسئله به اين مهمي رو مي شه پشت تلفن گفت ؟ پسرم چقدر ساده هستي .. آخه عزيز من آن كه پاسخ شما رو داده ، از كجا مي دوني دقيقآ در جريان بوده است ؟ ضمن اين كه معلومه هر سئوالي كه در مورد ضعف يا مشكلي بكني ، آن ها چشم بسته به شما پاسخ منفي مي دهند .. به قول خودت هنوز خيلي جوون هستي و فرصت داري .. مقررات هم هر روز تغير مي كنه .. همچنين علم هم هر روز تكامل پيدا مي كنه .. نبايد در ابتداي راه ناميد شده به طوري كه روي كاري هاي ديگرت هم اثر بگذاره .. من نمي دونم به شما گفتم يا يك عزيز ديگه ... خيلي از خلبانان رو مي شناسم كه حتي با لنز در چشم رفتند امتحان داده و الان در خطوط هوايي كشور در حال پرواز كردن هستند .. حتي افرادي رو مي شناسم كه از مديران رده بالا در هواپيمايي هستند كه مشكل چشم داشتند .. پسرم اصلآ به اين حرف هاي منفي توجه نكن .. شما درس ات رو با جديت بخوان .. هر وقت وقت اش رسيد من حتمآ در خدمت شما خواهم بود .. خيلي راهكار داره .. از من نخواه كه اين جا برات بنويسم .. خدا بزرگه پسرم .. تو تلاش ات رو بكن .. اگه زنده بودم حتمآ كمكت مي كنم .. اصلآ نگران ضعيف بودن چشم ان نباش .. البته شما به توصيه چشم پزشكان توجه كن تا ضعيف تر نشود .. احتمالآ راه هاي زيادي براي تقويت دارند .. ضمن اين كه فراموش نكن خيلي جوون هستي .. من تعجب مي كنم چرا به حرف يك تلفنچي اين هممه به هم ريختي ..!!؟ براي امتحان يك بار ديگه زنگ بزن و بگو آقا من خيلي قلقلكي هستم ..!! ببين چه مي گه .. حتمآ خواهد گفت نمي شود .. چرا اين قدر زود ناميد مي شوي .. هيچ گاه اميدت رو از دست نده .. قوي باش پسرم .. خدا واقعآ بزرگه و به بندگان اش كمك مي كنه .. قدر اين عشق و علاقه ات به پرواز و زندگي رو بدان .. از حالا به فكر اين مسايل پيش پا افتاده نباش عزيزم .. اصل قبولي شما در امتحاناتت است .. بعد سالم بودن .. به جاي اين حرف ها سعي كن زبان انگليسي ات رو قوي كن .. سي .دي هاي نصرت رو من به شما توصيه مي كنم .. احتياج به نوشتن هم نيست .. فقط بايد گوش بدهي .. اگه نداري .. آدرس بده برات بفرستم .. فقط تا مي توني درس بخوان ، معلومات عمومي ات رو افزايش بده .. جغرافيا رو مطالعه كن .. و به سلامتي خودت فكر كن .. منظور من روحي است .. اگه با كوچكترين موضوعي اين هم ناراحت بشي .. هرگز موفق نمي شوي .. اگه من داستان اون خلبان عزيزي كه با پول مسافر كشي اون هم در شهر غريب كه حتي آدرس ها رو هم نمي دانست بهت بگم واقعآ تعجب مي كني كه با چه مكافاتي درس خواند .. كار كرد تا پول آموزش خلباني رو به دست بياره ... او هم مشكل چشم داشت .. ولي حالا نه تنها يكي از خلبانان ماهر خطوط هوايي كشور ايران است ، اخيرآ هم در شهر زادگاه اش به رياست آن شركت هوايي منصوب شده است .. خاطرات او را مدت هاست نوشتم .. منتظر تصاويرش هستم كه به دست من برساند .. ولي مرتب در پرواز است .. و گيرش نمي آورم .. پس ديگه نشنوم ناميد شدي پسر خوبم .. آره بخند عزيزم .. نشد بلند تر .. آفرين
ميبينم كه دارين فرار ميكنين و خيل مشتاقان سايت رو به امان خدا رها ميكنين؟خونه تكوني انقدرهام وحشتناك نيست يكم بايد تنبلي رو بگذاريد كنار.باور كنيد اقايون هم ميتونن به خونه تكوني كمك كنن بدون اينكه چيزي ازشون كم بشه!به هر حال دلم براتون تنگ ميشه از اونجا ما رو تنها نگذاريد.
پاسخ
شيوا جان نازنين
اگه بگم چقدر ناراحت هستم كه از شما دوستان گرامي براي مدتي دور مي شوم ؟ البته اگه كامپيوتر پسر برادرم ، يا فرزندان خواهرانم روبه راه باشه .. حتمآ از اون جا مطالب ام رو مي فرستم .. اما در باره خانه تكاني .. شما راست مي فرمايي اصلآ وحشتناك نيست .. ولي عزيزم فراموش نكن من آدم سالمي نيستم .. سه بار سكته قلبي كرده ام .. اگه به گفته آقايون پزشكان هر دفعه فقط بخشي از قلب بر اثر سكته از كار بيفته ، ديگه چي ازش باقي مي مونه ؟ والله بخدا من از اون دسته آدم هاي تنبلي نيستم كه كسر و شآن ام بشه به خانه تكاني كمك كنم .. شايد باور نكني قبل از اين كه اولين سكته رو بكنم .. هر سال خودم بخشي از كار ها رو به عهده مي گرفتم .. مثلآ فرش ها رو خودم به تنهايي در تراس پايگاه مي شستم .. اما الان داستان خيلي فرق مي كنه .. هم قلبم درد مي كنه ... هم مثل سابق اعصاب درست حسابي ندارم .. حتي طاقت شنيدن قطره اي آب يا صداي جاروبرقي رو اصلآ ندارم .. مخصوصآ از بهم ريحتگي خونه و هر تكه در جايي بودن واقعآ اعصابم خرد مي شود .. اگه در جووني ورزشكار و قوي نبودم ، مطمئن باش تا حالا هفت تا كفن پوسانده بودم ..
شيوا جان .. الان تمام عشق و زندگي ام به كامپيوتر و سايت ام خلاصه مي شه ... همين ارتباط عاطفي كه با دوستان خوبي مثل شما برقرار كردم به اندازه يه دنيا برام ارزش داره . دوست ندارم يك روز جدا باشم .. اگه اجبار در پاسخ اي ميل ها نداشتم ، هر روز مثل گذشته مطلب جديد مي نوشتم .. ولي گاهي دو تا سه روز وقت من به پاسخ گويي به حجم انبوهي از نامه ها تلف مي شود .. نمي تونم بي خيال نامه ها شوم .. يك روز كه به اي ميل ام سر نمي زنم ، روز بعد دو برابر مي شود ... بالاي روزي هفتاد تا هشتاد نامه از سراسر جهان مي آيد .. به هر كس فقط يك سلام بنويسم .. كلي وقت ام رو مي گيره .. حالا خوبه خواهش كردم نامه هاي تشكر آميز نباشه .. وگرنه بالاي يك صد وبيست در روز نامه مي آمد .. هيچ راهي هم جز پاسخ گويي ندارم .. يكي از مديران سايت ها نرم افزاري رو تهيه كرده بود كه به تمام نامه هاي اتوماتيك جواب مي داد كه مثلآ نامه شما رسيد ، به زودي جواب خواهم داد .. اگه اون رو پيدا كنم .. راحت مي شوم .. خيلي حرف زدم .. يه اعترافي هم بكنم .. شايد هم نرفتم مسافرت !! بين دوراهي گير كردم .. حتي بليط قطار هم تهيه كرده ام .. ولي
سلام
عمو جونم يه چند روزي رو مسافرت بودم و نشد كه بيام به وبلاگتون. پست قبلي رو كه ديدم كلي متاسف شدم كه نرسيدم سر موقع بخونمش (شما كه مي دونين در مورد موضوع پست قبليتون كلي حرف داشتم. مخصوصا در مورد نظرات چند تا از دوستان خوبمون كه نشد بگم!)
عمو جونم (اولا كه هر قسمتي رو كه فكر ميكنين صلاح نيست منتشر بشه حذف كنيد باور كنيد كاملا درك ميكنم و اصلا اصلا هم ناراحت نميشم) من اصلا صلاحيت ندارم كه در مورد اين بحث كاملا تخصصي نظر بدم چون اگه اين كار رو بكنم منم تبديل ميشم به يكي از همين شايعه سازها!!حرف من نه در مورد اين پرواز خاص و مشكلات اون بلكه در مورد كل نيروي هوايي يه. خودتون كه ميدونين به دليل شرايط خاصم يه چيزهايي از وضعيت نيروي هوايي اين دوره و زمونه مي دونم كه گاهي مو رو به تن آدم سيخ ميكنه. عمو جونم تمام حرفهاي شما رو در مورد وضعيت نيروي هوايي در زماني كه شما خدمت ميكرديد دربست قبول دارم اما اين نيروي هوايي ديگه اوني نيست كه شما توش بوديد!عمو جونم فقط يه مثال ميزنم براتون اگه صلاح ميدونين بذارين باشه اگه نه پاكش كنيد. چند روز پيش تلوزيون صداي آمريكا داشت پرتاب اين موشكه سفينه است چيه پرتابش كرديم به فضا!! رو نشون ميداد . تصوير از شبكه خبر ايران گرفته شده بود و. كسي كه پشت ميكرفن صحبت ميكرد بعد از تقديم اين موشك به حضرت ولي عصر و روح امام و ... شروع به شمارش معكوس از ده كرد. شمرد تا يك و ... (تصوير روي موشك زوم بود)... خوب حدس بزنين چي شد؟!! هيچ اتفاقي نيفتاد!!!! طرف يه چند ثانيه همون طور با تعجب هنگ كرد بعدش دوباره شروع كرد به شمردن اين بار از يك!!! تا هشت شمرده بود كه يه هو موشك شروع كرد به تكون خوردن و رفت هوا!!!!!!
http://sina.parsaspace.ir/clip/Video0204-1149(TV31).swf
(اينم لينك فيلم پرتاب تو بالاترين كه البته خودتون بهتر ميدونين فيلتره!!)
عمو مدرسي عزيزم با من موافقين كه صنايع فضايي يكي از حساس ترين و ظريفترين صنايع دنياست كه توي زمان بندي كاريش حتي هزارم ثانيه هم مهمه؟ وقتي ما اينجوري عضو كلوپ فضايي ميشيم!! شما ديگه چه انتظاري از وضعيت نيروي هوايي پشت درهاي بسته داريد؟ با اين اوصاف ...... حدود يه سالي قبل از سانحه همين خلبان گوهري توي يه هستش اما صراحتا بهش گفتن كه "بايد بري"من باور ميكنم!با اين اوضاع اگه كسي بگه no goيكي هواپيماها رو با صلوات و انشاالله راهي آسمون ميكنند من باور ميكنم!با اين اوضاع اگه كسي بگه خلبانها و كادر پروازي نيروي هوايي ديگه دل و دماغ پرواز رو ندارند من باور ميكنم! عمو جونم اين مني كه ميگم من نوعي نيست اين من كل ملت ايران رو در بر ميگيره. اونقدر دروغ به خوردمون دادند كه از اين بدتراش رو هم باور ميكنيم!! به خدا نمي خوام پام رو از حدود دانش خودم فراتر بذارم اما اين شرايط عادي نيست. روالش اين نيست. روالش همون بود كه شما اون روزها توش بوديد. يادمه توي يه پستي نوشته بوديد جز وسايل شخصي براي خلبانهايي كه تازه قبول شده بودند آوردن اسپري و گلدان كوچك ضروري بود!! اينه اون روال صحيحش. همچين چيزي توي نيروي هوايي اين روزها چيزي فراتر از يه افسانه هست! يه ماه پيش يه هواپيماي آموزشي توي پايگاه شيراز افتاد. چند ماه پيش يه اف-4 روي خليج فارس افتاد و ... دريغ از يه خبر خشك و خالي (حالا نميگم تسليت و تاسف) عمو مدرسي عزيزم خودتون قضاوت كنيد اگه توي اين پرواز هم خبرنگارها نبودند و البته مكان سانحه هم اينقدر تو چشم نبود اين سانحه هم بدون هيچ حرف و حديثي بايگاني نميشد؟!! تو رو خدا راستش رو بگيد! با اين اوصاف اگه حتي بگن اشتباه خلبان بوده باز هم ملت قبول ميكنن چون خلباني كه توي پرواز حتي يك دهم حواسش هم به كارش نيست و فكر بدبختي و قرض و مخارج بچه و اجاره خونه و... است ديگه حواسي براش باقي نميمونه!! گذشت اون دوراني كه حق پروازها رو با دلار ميدادند! ميدونين تازگيها اومدن براي هواپيماي اوريون حق پرواز تعيين كردند (فقط اوريون ها!)كروي پروازي ده هزار تومن براي هر پرواز اضافه حقوق ميگيرند!! همين ده هزار تومن باعث شده كه اون جوونايي كه دست به دعا بودند براي كنسل شدن پرواز حالا چشمشون به آسمونه كه نكنه روز پرواز هوا خراب بشه و نتونن برن!! عمو مدرسي فقط ده هزار تومن!! اگه بخوايين به دلار بگين ميشه 10 دلار!!!!10 دلار براي هر پرواز كه براش سر و دست ميشكنن و اون وقت يكي ديگه كه كارش پشن ميز نشيتيه و حتي افتخار نميده صبح به موقع از خواب نازش پاشه و بره بشينه پشت ميزش! ميليوني درامد داره!! 10 دلار براي به خطر انداختن جونتون براي كشورتون! 10 دلار براي عشقتون به پرواز! 10 دلار براي ... در مورد وضعيت فعلي نيروي هوايي كشورمون خودتون قضاوت كنيد
پاسخ
دامون عزيز و نازنين
همان گونه كه ديدي ، من هيچ قسمت از كامنت شما رو پاك نكردم .. من سختي ها و مشكلات رو قبول دارم .. يعني همه قبول دارند .. ولي فراموش نكن ما مدت هاست در حال تحريم از كمپاني هاي سازنده هواپيماهامون هستيم .. و بخدا قسم اگه همت و غيرت همين ايراني ها نبود از مدت ها پيش ما بايد در نيروي هوايي رو مي بستيم .. آدم نبايد يك طرفه قضاوت كنه .. همين اف - 14 هاي خودمون ، پيش از انقلاب تمام كارهاش دست آمريكايي ها بود .. به محض اين كه انقلاب شد ، آن ها با دستكاري كردن در اطلاعات و كامپيوتر هاي آن ،؛ عملآ آن ها رو از كار انداختند .. نمي دونم چقدر آگاهي داري كه تمام هشت سال دفاع مقدس ، همچنين امنيت فعلي مرزهامون رو مديون همين تام كت ها هستيم كه فقط و فقط با تلاش متخصصان ايراني روبه راه شدند ... به طوري كه خود آمريكايي ها هم تعجب كردند .. .. خب بافت مملكت ما اسلامي است .. اگه به همين دعا ها هم متوسل نشوند ، روحيه اي باقي نمي مونه ... هر كشور يك جور احسااسات خلبانانش رو تقويت مي كنه ... آمريكايي ها با ويسكي و جشن و پاكوبي روحيه مي گيرند .. كشور ما هم بنا به اعتقادات مذهبي به ائمه اطهار متوسل مي شوند .. اين موضوعات و مطرح كردن آن مشكل اصلي ما نيست .. من مي دونم براي به پرواز در آمدن يك هواپيما ، چه سيستم هاي حساسي بايد با هم چفت و جور بشوند ... و با صلوات به پرواز در نمي آيد .. خودشون هم مي دونند .. اين ها فقط براي تقويت روحيه است .. ولي آن ها كه اين سخنان رو در جامعه رواج مي دهند ، به نوعي منكر تلاش همه پرسنل نيروي هوايي مي شوند كه واقعآ با تبحر و تلاش بيش از حدشون اين چند تا هم به پرواز مي روند .. از خلبان گرفته تا متخصص ... واقعيت اينه كه پشتيباني نمي شويم . همه در ها رو روي ما بسته اند ... اين مسلم است نيروي هوايي امروز با پانزده سال پيش فرق مي كنه .. بله شرايط حالا خيلي سخت تر شده است .. ولي ما بايد ناميد نباشيم .. و به هرطريقي مي دانيم از زحمات آن ها قدرداني كنيم .. شما ضعف هاي اطلاع رساني يا تسليت نگفتن ها رو به حساب سياست هاي دوران بحران در ارتش بگذار .. شايد نمي خواهند مردم روحيه خود را از دست بدهند ... من اصلآ از اين سياست دفاع نمي كنم .. چون معتقدم عدم اطلاع رساني بازار شايعات رو داغ مي كنه .. ولي خوب شما كه فرد تحصيل كرده اي هستي بايد شرايط رو هم درك كني ... به جان دخترم قسم من هرگز قصد دفاع از سياست آقايون رو ندارم .. بلكه حتي بيشتر از شما به ضعف هاي صنعت هوانوردي و نيروي هوايي واقفم .. ولي در اين شرايط احساس تكليف مي كنم تا روحيه همكارانم رو تقويت كرده و باعث دغدغه آن ها نشوم .. و با نوشتن همين چند خط از زحمات آن ها قدراني كرده و به خوانندگان ام عرض كنم كه واقعآ بچه ها سنگ تموم مي گذارند ... هر كشور ديگه جاي ما بود تا حالا فاتحه نيروي هوايي اش خوانده مي شد . پس بياييم به داشته هامون فكر كنيم ... به توانايي ها مون بياندشيم .. گرفتن روحيه از خلبانان كاري نداره .. كافي من بيام از فضله كبوتران گرفته تا سيستم هاي ناوبري رو زير سوال ببرم .. چه عايد مردم مي شود .. جز اين كه هميشه استرس داشته باشند .. خلبانان اگه روحيه نداشته باشند ، خودشون قاتل خودشون مي شوند .. در شرايط فعلي فقط بايد آن ها رو تشويق كنيم ... تا لااقل به سلامت به پرواز بروند ... و گرنه بيا من برات به اندازه يك كتاب از ضعف هاي خيلي مهم تر از فضله كبوتر و كمي حقوق برات بگم كه شاخ در بياري ..؟ پس خواهش مي كنم حرف هاي من را اصلآ به حساب طرفداري از سياست در پيش گرفته آقايان نگذار ... و بدون كه از من حقير در شرايط فعلي همين بر مي آيد .. .. پاش بيفته مسلمآ به عنوان كسي كه جواني ام رو در اين راه گذاشتم ، حرف ها و انتقاد هاي زيادي خواهم زد ..
دامون عزيزم .. منو ببخش كه زياد حرف زدم .. هرگز حرف هاي شما رو نفي نمي كنم ... ولي بيا تصميم بگيريم مثبت نگري كنيم
فدات بشم عزيز نازنين
اخه نازي!دلم براتون سوخت.بابا بي خيال بريد استراحت كنيد شما ديگه وقت استراحتتونه.بريد دعا كنيد امام رضا يك قدرتي بهتون بده ما مزاحمها رو تحمل كنيد چون ديگه خودتون هم بخواين ما دست از سرتون ور نميداريم
پاسخ
شيوا جان عزيزم .. اولآ شما مزاحم نيستيد .. شماها تمام عشق و اميد من هستيد .. اگه همه چيز رو در زندگي باختم ، اما داشتن دوستان عزيز و گرامي كه از راه اين سايت قراضه به آن ها عشق مي ورزم ، همه چيز من است .. پس ديگه هرگز نگو مزاحم .. بلكه بگو مراحم ..
ولي مطمئن باش از اون جا هم حتمآ اين ازتباط رو برقرار خواهم كرد .. شايد با رفتن به مشهد يا خاطرات و پرواز هايي كه به اونجا داشتم بيفتم .. همين الان كه پاسخ شما رو مي دادم ياد يك خاطره خيلي جالب و دراماتيك كه هم عشقي است .. هم عاشقي .. هم هيجان به فكرم رسيد .. حتمآ پست بعدي .. يا همين الان تا يادم نرفته به آْن خواهم پرداخت ...
شيوا جان باور كن من خيلي خاطره از پرواز با سي - 130 دارم .. ولي افسوس به يادم نمي آيد ... كافي است در متن قرار گيرم .. مثل همين حالا كه در باره مشهد مي خواستم توضيح دهم ، يادم اومد ...!! احتمالآ همين الان شروع مي كنم به نوشتن .. و فردا آماده اش مي كنم .. اين خاطره رو مديون شما هستم
موفق و پيروز باشي .
سلام خدمت سرباز وطن
اولا فرا رسیدن ایام وفات حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و فات امام حسن مجتبی(ع) و امام علی بن موسی الرضا (ع) را تسلیت می گویم
ثانیا مرا از دعای خیر فراموش نکنید که به آن سخت محتاج هستم
ثالثا در سفر رفتن نه نیاوریید یا علی بگویید و بروید
یا حسین فاطمه
پاسخ
پسر عزيز و گرامي ام .. من هم به سهم خود اين ايام رو به شما و خانواده محترمتان تسليت عرض مي كنم .. محتاج به دعا هستم .. ولي چشم حتمآ به محض رسيدن در حرم مطهر حضرت رضا ( ع ) از طرف شما و دوستان خوبم نايب زيارت خواهم شد .. دعا كن سالم برسم
علي يارو ياورت باشه
سلام!
من اومدم فقط سلام بدم و اینکه بگم اگر مسافرت هم نرفتید سعی کنید در طول روز که خانمتان مشغولند از خانه دور باشید چرا که به گفته خودتان برایتان مضر است.
مگر ما یک عمو بهروز بیشتر داریم؟
بعد هم اینکه شیوا جان آخر مگر امکان دارد که کسی اینهمه برای سایت بنویسد و... آنگاه به او گفت تنبل؟
البته من میدونم شوخی کردید .دوستت دارم دوست نازنین شیوای عزیز .سوء تفاهمی پیش نیاید خدای ناکرده!
راستی این رو هم خدمتتون عرض کنم که مطلب قبلی رو آیا امکانش هست تیترش رو عوض کنید؟؟
البته با ادله این رو سوال کردم و اون هم اینکه افرادی در تمام جوامع وجود دارند که دائما در اینترنت به دنبال چیزهای به دور از ادب و ... هستند و چیز هایی را در اینترنت سرچ میکنند که واقعا ذکرآنها و فکر به آنها کراهت دارد.
من باب مثال همین تیتر که شما برای مطلب قبل ثبت کرده اید.
1-استاد واقعا جایز نیست که اشخاص اینچنینی به جمع یاران پاکدل و طالب علم این سایت ومخاطبان انسانی پاک چون شما بپیوندند
2-همین افراد امکان دارد راجع به مطلب کامنتی بگذارند و حالا یا با همان و یا با کامنتهای بعدی با نامهای دیگر باز هم موجبات آزارتان را فراهم آورند
البته اینها نظرات شخصی من بود و تنها برای جلوگیری از خطر ایراد کردم.
مراقب خودتون باشید و به امید دیدار
پاسخ
نيلي جان عزيز و گرامي .. خيلي ممنون دختر گلم كه به فكر حقير هستي .. واقعآ از لطف شما سپاسگزارم .. راستش رو بخواهيد .همسرم هم خيلي اصرار مي كنه كه در اين مدت يه جايي بروم .. چون معتقده اين يكي دو هفته اي هم كه خونه نبوده ، من و پسرم به اندازه چند سال خانه رو به گند
كشيديم .. براي همين قصد داره با چند تا كارگر حرفه اي از كرج براي خانه تكاني بيايد .. خدا بخير كند .. در حالت عادي ، نظافت هاي او مثل خانه تكاني است !! واي به حال اين كه بخواهد حسابي به قول خودش به وضعيت خونه برسه .. من دلم به حال جارو برقي ... ماشين لباس شويي ، خاك انداز .. شير هاي آب و ... مي سوزه كه يك لحظه هم استراحت نخواهند داشت ..
در مورد شيوا جان عزيزم هم عرض كنم كه ايشون مزاح مي فرمايند ... تا اون جايي كه من از شخصيت ايشون درك كردم ، دختري بسيار مهربان و فرهيخته هستند كه به بنده لطف دارند .. و من واقعآ ممنون محبت هاي وي هستم .. چون اصلآ اهل تظاهر نيست .. حرف اش رو رك و بي پرده مي زند .. از هر كي بدش بياد ، تو روش بهش مي گه از تو متنفرم به اين دليل !! و اين واقعآ يك خصلت خيلي خوبيه ..
نيلي جان در مورد تيتر .. من واقعآ حق رو به شما مي دهم .. ولي مشكل اينه كه در وبلاگ خيلي راحت مي شه تغيرش داد .. ولي در سايت نمي شود .. كافي است بخواهم يك كلمه رو عوض كنم .. كل تصاوير به هم مي ريزد .. يا مطالب بالا پائين مي افتد .. شما اگه پست هاي سايت با وبلاگ رو مقايسه كني ، خواهي ديد كه مثل هم نيستند .. تازه من چند بار مجبور مي شوم ، پاك كرده و از نو پست كنم .. اما اين كه چرا اين تيتر رو گذاشتم .. واقعيت اينه من معمولآ قبل از نوشتن مطلب .. ابتدا يك روز روي پيدا كردن عكس ها و كار كردن روي آن ها مي گذرونم .. روز بعد هم في البداحه شروع به نگارش مي كنم .. چون وقتي حس مي گيرم و به اصطلاح به اون زمان قديم بر مي گردم .. ديگه حال و روز خودم رو نمي فهمم . براي همينه كه معمولآ غلط هاي املايي هم زياد ديده مي شه .. البته مي ترسم يك بار بخوانم و اصلاح كنم !! چون خيلي حساس هستم و امكان نداره بعد از خواندت آن ها رو بپسندم !! اوايل كه اين كار رو مي كردم ... خيلي وقت من گرفته مي شد .. و بابت هر پاراگراف ، ساعت ها وقت مي گذاشتم .. و هي پاك مي كردم از زاويه ديگه وارد موضوع يا سوژه مي شدم .. ولي حالا براي اين كه همون حس و حالم حفظ بشه .. و هم حالت مستند گونه اش رو از دست نده .. بعد از تكميل تصاوير كه كلي با فتوشاپ روش ور مي روم ، همين جوري الله بختكي مي نويسم .. و دست به تركيب اش نمي زنم .. با كلي غلط املايي .. براي نمونه در پست قبلي .. قواد رو قوال نوشته بودم .. نه اين كه معتي قوالي رو ندونم !! اتفاقآ در مجله سروش كه بودم چند گزارش بلند بالا از قوال هاي هندي و پاكستاني تهيه كرده بودم .. ولي خب .. به همين دلايلي كه عرض كردم .. گاهي چنين اشتباهات لپي يا بهتر بگويم تايپي پيش مي آيد .. بله از تيتر مي گفتم ... در اون حالت تقريبآ با كمي چاشني عصبانيت داشتم مي نوشتم و بعد متوجه شدم اصلآ در شآن سايت نيست .. ولي خب .. واقعيت ها رو نمي شه كتمان كرد .. تن فروشي هم جزيي از چالش ها و ناهنجاري هاي اجتماع مون است .. نيلي جان حتمآ پشيمون شدي از سوال ات .. چون خيلي روده درازي كردم .. منو ببخش دخترم
استاد عزیز، سلام
خیلی وقت بود که دلم می خواست این مطلبو برای شما بنویسم اما فرصتش پیش نمی آمد تا این که خود شما پیش دستی کردید و از سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران نوشتید.
قبلاً هم در این مورد مطلبی نوشته بودید اما من می خواهم در این جا یکی از عجایب اون سقوط رو برای شما بازگو بکنم.
تاریخ: همین امروز
مکان: میدان قدس (تجریش)
پشت چراغ قرمز کلافه شدی، از حجم انبوه خودرو و عابر پیاده خسته شدی. داری به خودرو ها، عابران، در و دیوار نگاه می کنی که ناگهان تصویری توجه تو رو به خودش جلب می کنه. صاحب عکس آشناست، زیر عکس با فونت درشت نوشته شده "شهید علیرضا افشار". تعجب می کنی، از سانحه سقوط هواپیما بیش از یک سال می گذرد اما تصویر یکی از شهدا هنوز در کنار یکی از میادین بزرگ تهران مانده؟ تعجبت وقتی کامل تر می شود که به خاطر می آوری چند وقت پیش تصویری دیگر از همین شهید در این منطقه بود و بیش از یک سال و نیم مهمان این منطقه بود. به یاد حرف یکی از دوستان می افتی که می گفت پدر این شهید از تجار بزرگ چیذر است. هنوز تصویر سر در مدرسه ایی که به نام این شهید در چیذر دیده بودی را به خاطر داری.
تاریخ: همین امروز
مکان: یک گوشه دیگر از این شهر بزرگ
کودک یتیم می گوید آب، مامان، بابا، سی 130، سقوط، شهرک توحید، جنازه سوخته، سنگ قبر شکسته.
کودک یتیم پدر را به خاطر ندارد. کلمه پدر برای او بی مفهوم است مثل سی 130. حتی خاطره ایی مختصر هم از پدرش در گنجینه قلب خود ندارد.
و تو هر وقت که کلمه پدر را می شنوی به یاد می آوری که در گوشه ایی از این شهر کودکی یتیم زندگی می کند که بعضی از افراد انتقام کشته شدن فرزند، همسر، دوست و همکار خود را از سنگ قبر او می گیرند. و می خندی به این همه انصاف، در گوشه ایی کودکی در نبود پدر می گرید و در گوشه ای دیگر هزاران نفر باید تصویر فرزند شهید مرد ثروتمند را یک سال و نیم در جلوی خود برافراشته ببینند، باشد تا تو به خاطر بسپاری که خون علیرضا افشار و علیرضا افشارها از خون امثال بابک گوهری رنگین تر است.
پاسخ
عليرضا جان .. اين كامنت شما منو مي دوني ياد چه فيلمي انداخت ؟ فيلم " بت " بهروز وثوقي و ناصر ملك مطيعي كه در آن فردي رو كه كشته شده بود ، بت اش كرده بودند ... البته بلانسبت اين عزيزان كه نام آن ها رو بردي .. آره پسرم .. مرده هم طبقاتي شده .. ولي اصل محضر خداوند است كه انسان بايد دست پر به ديدن معبود خود بشتابد . خوشا به حال كساني كه روسفيد و با دستي پر از اين دنيا مي روند ... اصل اعمال و كردار آدميزاد است .. وگرنه بعد از مرگ هر چه هم تشويق و تبليغ كنند ، فايده نداره .. البته من منكر زنده نگهداشتن ياد شهدا و مرده ها نيستم ... بلكه منظورم فقط افراط است ..
عليرضا جان من هم با ديدن تصوير فرزند بابك گوهري دلم به درد آمد .. خيلي اعصابم خرد شده بود .. به هر حال خدا همه رفتگان رو بيامرزه
سلام خسته نباشید البته خیلی خوبه که شما برین مسافرت ولی توجه داشته باشید که نزدیک عید همه خانما کمابیش خانه تکانی دارند و از حضور مهمان خیلی خوشحال نمی شوند البته نه مهمانان ویژه ای چون شما درپایان از زحمات شما برای سایت تشکر میکنم
پاسخ
سارا جان خيلي ممنون كه نظرت رو نوشتي .. دخترم به خوب موضوعي اشاره كردي .. ولي من قبل از اين كه چنين تصميمي بگيرم ، به برادرم در مشهد زنگ زدم و گفتم .. بهنام جان خانه تكاني عيد رو انجام داديد يا نه ؟ و او خوشبختانه گفت .. داداش جان ما يك ماه پيش هم نقاشي كرديم و هم خانه تكاني .. و من خيلي خوشحال شدم .. چون او هم مي دانست كه اگه خانه تكاني داشتند ، من ابتدا خونه آن ها نمي رفتم .. بلكه منزل خواهرهايم مي رفتم .. يا به قوچان منزل پدري ام مي رفتم كه هميشه زن باباي پا به سن گذاشته من ، از ديدنم واقعآ خوشحال مي شود .. صحبت قوچان شد .. بايد بگم .. نامادري ام هميشه خونه يكي از ئختر هايش است .. و خانه بزرگ ويلايي رو تر و تميز خالي مانده .. كه هر وقت من مي روم .. به خاطر آرامشي كه داره ..اون جا ساكن مي شوم .. و بعد نوبتي هر روز به منزل يكي از خواهرهايم مي روم .. ولي شب ها ترجيح مي دهم برگردم به همون خونه خلوت .. چون از شما چه پنهون تمام خواهر هاي من بدون استثناء ، داراي چهار فرزند هستند !! كه اغلب اسامي آن ها رو هم فراموش مي كنم .. هنوز نشده كه يك بار نام آن ها رو درست تلفظ كنم .. يا تشخيص بدم مربوط به كدوم يك از خواهرانم تعلق دارند .. آن ها هم مي دونند من گيج هستم و زياد به روي خود نمي آورند !! موفق و پيروز باشي دخترم
با سلام خدمت استاد و پیشکسوت عزیز;
تمام موارد و تذکرات به جای شما رو دریافت کردیم
با سپاس از راهنماییهای شما
همانطور که قطعا تا کنون متوجه شده اید هیچکدام از موارد فوق با حب و بغض شخصی صورت نگرفته
قطعا هیچ فردی از اقشار جامعه به اندازه خلبانانی که به شغلشان عشق میورزند دل نگران مشکلات و نارساییهای احتمالی موجود نیستند ...
باید به عرض برساند اگر چنانچه در مواردی اختلاف نظر در مطلب فوق وجود دارد بخاط تفاوت تخصصهای موجود می باشد و قطعا نظر آن استاد معظم بعنوان خلبان هواپیمای فوق الذکر و دارای تخصص در آن زمینه مورد قبول و تایید می باشد
آن جناب در جریان می باشد که Level پرواز شکاری و ترابری متفاوت و موقعیتهای بوجود امده نیز طبعا متفاوت خواهند بود
و نویسنده این مطلب از خلبانان گردان شکاری بوده که طبیعی است در این صورت بعلت همان عدم تخصص در رمینه فوق نکاتی در ابهام باقی بماند که برای افرادی که فاقد تخصص لازم می باشند ایجاد سوءظن نماید
اما باز یاد آوری می نماد که هیچکدام از مطالب فوق در راستای تضعیف یا خدای ناکرده تحقیر پرسنل پروازی یاتعمیر و نگهداری و ..
نبوده و نیست
بدون شک ان جناب از تعصب شدید خلبانان شکاری به این امر اگاهی کامل دارند
نکات مطرح شده توسط ان جناب توسط مسئول وبلاگ به نویسنده مطلب که از دوستان و همرزمان عزیز میباشد گوشزد گردید که قطعا مورد بازبینی قرار خواهد گرفت
در ضمن در مورد مطلب بدون امضائ خود آن بزرگوار در جریان هستند که در ان صورت ازادی مناسب جهت ادامه فعالیت از نویسندگان مطالب سلب می گردد
هر چند برخلاف میلمان از نوشتن نام و امضای مطالب معذوریم
اما بدون شک تغییر در این رویه
باعث جلوگیری از فعالیت ازادانه خواهد گردید و فعالیتها را اگر متوقف ننماید در چهارچوب خاصی محدود کرده و ...
در این مورد نیز قصور ما را ببخشید
باز هم از آن بزرگوار و تمامی خوانندگانی که این مطلب باعث
سوءظن وبدبینی و ایجاد ذهنیت غلط برای انها گردیده است کمال پوزش و عذرخواهی را داریم
پاسخ
دوست عزيز و فرهيخته من ... به شرافتم سوگند ذره اي ترديد و شك به خودم راه ندادم كه سوء نيتي باشه .. چون نيك مي دانستم ، اين دوست عزيز بنده اين عقاب تيز پرواز ، از روند پروسه هاي سي - 130 به خوبي مطلع نيست .. و گرنه هم بنده كه واقعآ عضو خيلي كوچك اين صنعت بودم و چه تمام خوانندگان محترم ، واقعآ واقف هستند كه نظرات و تحليل هاي دوست عزيزم ، دلسوزانه و تنها به خاطر اصلاح امور است .. من به شخصه خاك پاي شما قهرمانان و دلاور مردان اين مزر و بوم هستم ... من هميشه شجاعت و افتخار آفريني بچه هاي شكاري و تحسين كرده و از صميم قلب براي همه آن ها احترام قائل هستم .. واقعآ نام خلبان و پرواز با اين عقابان تيز پرواز عجين است و بس .. وگرنه قارقارك ما به گرد آن ها نمي رسه .. من شخصآ اعتراف مي كنم .. اگر نيمچه افتخاري هم در جنگ نصيب ما شده ، صرفآ به خاطر حمايت بچه هاي شكاري بوده .. كه هميشه امنيت وطن و اين مرز و بوم رو حفظ كرده و از آن نگهداري مي كنند ...
به جان هر دو نوه هايم ... من قلبآ به يكايك خلبانان شكاري احترام مي گذارم .. و هميشه جان خودم رو در جنگ مديون آن ها هستم .. من در يكي از پست ها نوشتم كه اوايل جنگ ميهمان خلبانان شكاري پايگاه بوشهر بوديم .. چون وضعيت قرمز بود و ما نمي توانستيم به پرواز در آييم ... ما هفت هشت نفر بوديم ... و در لا به لاي خلبانان تيز پرواز شكاري نشسته بوديم .. و در سكوت مرگبار ، منتظر شنيدن آژير سفيد بوديم تا از مهلكه فرار كنيم .. ناگهان با به صدا در آمدن زنگ ساعت شماطه دار گردان ، تنها بچه هاي سي - 130 ، نا خود آگاه از ميان آن جمع به زمين شيرجه رفتند .. ولي آن دلاوران خونسرد منتظر اعلام ماموريت به جهت رو در رويي با دشمن بودند ...
در پايان جا داره اگه با زبان الكن خود نتوانستم خوب نتيجه گيري كنم ... از مقام والاي اين دوست نويسنده وبلاگ عذر خواهي كرده و از شما همكاران محترم ايشون هم واقعآ پوزش مي خواهم كه به علت طولاني بودن ، فراموش كردم در پايان مطلب ، ياد آوري كنم كه سيستم هواپيماها فرق مي كنه .. گرچه در ابتدا عرايض ام فكر كنم نوشتم كه كه از نظر علمي و فني با تمام نظرات راقم آن وبلاگ موافقم ... ولي كلاس هر هواپيما فرق مي كنه ..
باز هم از شما فرزندان دلاورم .. شما قهرمانان واقعي وطن .. پوزش خواسته .. دست گرم شما رو مي بوسم .. و در پايان ياد آوري مي كنم .. هميشه در قلب من جا داريد .. قلبآ همه شما عقابان تيز پرواز رو تحسين مي كنم ..و براي يكايك شما آرزوي موفقيت دارم .. در ضمن لطفآ به توضيحي كه براي خواننده اي به نام دامون عزيز نوشتم هم توجه فرماييد
سلام به عمو بهروزگلم.
عمو جون خدا رو شاهد میگیرم با حرفهای شما اینقدر روحیه گرفتم که حد نداشت.من که دست ودلم اصلا به هیچ کاری نمی رفت اینقدر روحیه گرفتم که حد نداره.
عمو جون به جون شما که خیلی برام عزیز هستید قسم می خورم که تا اونجایی که بتونم برای رسیدن به هدفم تلاش می کنم و این رو هم میدونم که اگه به هدفم نرسم حداقل تلاشم رو کردم.
ولی عمو جون به امید خدا بعد از کنکور انشاالله به تهران میام و پیش یک دکتر متخصص چشم برای لیزر کردن چشمام میرم تا بعد که ببینم چی میشه
ولی من هنوز امیدوارم و عمو من به قدرت خدا ایمان دارم و خدا را شکر تا حالا هرچی از خدا خواستم بهم داده و امیدوارم که این خواسته ام هم براورده بشه.
از دور روی ماه شما رو که مثل پدرم دوستون دارم میبوسم وبرای شما آرزوی موفقیت میکنم
پسرتون اسی
پاسخ
اسي جان عزيزم .. من مطمئن بودم كه شما اراده ات خيلي قوي تر از اين هاست .. اصلآ يه چيزي رو فراموش نكن .. در اين اجتماع كثيف افرادي هستند كه كارشون ناميد كردن مردم مخصوصآ جوون هاست .. اين رو واقعآ جدي مي گم .. من يادمه در پايگاه مهرآباد كه بودم .. بعضي از آقايون كه عقده پرواز رو داشتند ..و به دلايلي كار ستادي مي كردند .. هر گاه نيروي هوايي يك اگهي براي نياز خود در نشريات چاپ مي كرد .. حتي براي مهمانداري .. بعضي از اين آقايون به كساني كه تلفن مي زدند ، و در خواست اطلاعات مي كردند ... آن ها رو دلسرد كرده و اصلآ رآي آن ها رو با دروغ هايي كه سر هم مي كردند مي زدند و آن ها رو پشيمان از تصميمي كه گرفته بودند مي كردند ... از اين آدم ها همه جا هستند .. من نمي گويم اون كسي كه شما رو ناميد كرد هم از اين قماش است .. ولي اين ها رو گفتم تا حواس ات رو جمع كني ... با هر حرفي زود ناميد نشوي .. اين افراد ممكنه در قالب دوست ، فاميل ، يا حتي يك رهگذر معمولي باشه .. هيچ وقت براي راهي كه در پيش داري به حرف و نصيحت كسي جز خانواده خودت گوش نكن .. و سعي كن كم تر در مورد هدفي كه داري با كسي حرف بزني .. من آدم خرافاي نيستم .. ولي خب به قول خرافاتي ها ممكنه چشم ات بزنند !! يا اين كه نه تو كارت بياورند ... چه كار داري .. تو هنوز اول راه هستي .. هنوز تا آزمايشات پزشكي خيلي فرصت داري .. از قديم مي گفتند يك سيب رو بيندازي هوا ، هزار تا چرخ مي خوره ... ضمن اين كه هيچ گاه اجازه نده حرف هاي مردم روي تصميمي كه داري اثر بگذاره .. از كجا معلوم كه اشتباه نكرده باشه .. همان طور كه گفتم .. به جز خداوند به هيچ كس اميد نبند ... از تو حركت از خداوند بركت ... اين گونه تآثير گذاري ها و احساسي عمل كردن ها به هدفي كه داري صدمه مي زنه .. پس همان طور كه عرض كردم فعلآ درس ات رو با خيالي آسوده بخوان ... اگه فرصت اضافي پيدا كردي ، حتمآ زبان را فراموش نكن .. تا مي توني كتاب مطالعه كن .. اين كار ها براي شما در آينده امتيازهاي غيرقابل تصوري به ارمغان خواهد آورد
شاد و سربلند باشي پسر گلم
سلام و درود خدمت عمو بهروز گلمون عمو جان خسته نباشید.عمو جان وقتی امروز اومدم ببینم مطلب جدیدی گذاشتید یا نه دیدم ماشااله همه کامنتهای دوستان اندازه یه کتاب است گفتم فقط به شما بگم اگه رفتید مشهد جان من یادی از ما هم بکنید(راستی عمو برای شما پیامک فرستادم .فکر کردم رفتید برای همین بی خیال ملاقات شدم)باز هم نشد زیاد حرف زدم مثلا می خواستم کوتاه و مختصر باشد عمو جان التماس دعا.باتشکر یاعلی
پاسخ
رضا جان عزيزم .. هنوز تهران هستم .. قبل از رفتن حتمآ يك زنگ مي زنم
خيلي دوستت دارم .. ضمنآ يه پست جديد آپ مي كنم بعد مي روم
باسلام و احترام
عزیز ایام به کام و فرخنده باشید ...
با مطلب جدید پیرامون انتخابات (حاشیه )
و خرید های شب عید و حواشی آن به روزم به اسم : لذت انتخاب
http://axamshahram.blogfa.com/post-27.aspx
از لطف شما دوست عزیز و مهربان سپاسگزارم
با تجدید احترام
شهرام صاحب الزمانی اراک
پاسخ
خيلي ممنون شهرام عزيزم .. همين حالا به آدرسي كه دادي مي روم .. هميشه شاد و سر زنده باشي
سلام
امیدوارم مسافرت خوش بگذره, لطفا اگر زیارت امام رضا رفتید برای من هم دعا کنید چون روژهای سختی رو میگذرانم (مشغولیت تحصیلی)
مرسی
علی فرانسه
پاسخ
پسر عزيزم علي جان گرامي .. آفرين به مرام و اعتقاداتت كه در قلب اروپا هم ارزش هاي ديني رو فراموش نكردي .. چشم حتمآ شما رو دعا مي كنم ... من قلبم گواهي مي دهد كه حتمآ قبول خواهي شد ..به اميد اين كه روزي در ايران عزيز ببينمت
اقای مدرسی عزیز
سلام
خسته نباشید
لذت بردم از این نقد بسیاز زیبای شما
همه ای نکات را به دقت پاسخ داده اید
من که استفاده کردم
و همچنین علاقه مند شدم ان نقد شما را هم در مورد این سانحه بخوانم
اخه تا حالا خیلی تمایل نداشتم
به خاطر اینکه برام یاداوری اون روز و روز ها می شد
اما با خواندن این نقد شما
علاقه پیدا کردم بیشتر از نظر فنی از این ماجرا با خبر شوم
و اما
در مورد سفر شما هم
از شما یک خواهش دارم
لطف کنید و سلام من را به اقا برسانید
همین
منتظر بازگشت شما هستم
در اخر برای شما اروزی موفقیت و شادکامی از خدا رو دارم
با تشکر و احترام
دوست دار شما مهدی
پاسخ
مهدي جان عزيزم .. خيلي خوشحال شدم شما پسر عزيزم از خواندن مسايل سانحه خوشت آمده است .. از اين موضوع واقعآ خوشحال شدم ... بزرگترين افتخار براي من حقير محسوب مي شود كه جوان هاي عزيز با تحليل هاي پرواز ارتباط بر قرار مي كنند .. اگه زنده موندم و به مشهد رسيدم ، حتمآ از سوي خوانندگان محترم شما پسر خوبم و علي لز فرانسه و دوستان ديگر به آقا سلام خواهم رساند و براي همه تون آرزوي موفقيت خواهم كرد
من محتاج به دعاي خير دوستان نازنين هستم
با آرزوي شادكامي و سرسبزي
با سلام خدمت استاد گرامی
با عرض پوزش خدمت سرور گرامی
متاسفانه یکی از دوستان محترم که بلاگ حقیر ما رو مورد تفقد قرار دادن در بخش کامنتهای مربوط به سقوط هواپیمای آموزشی PC7در اصفهان و کشته شدن دانشجوی خلبان هاشمی نیا منجر شد کامنت محبت آمیزی ارسال فرمودند که موجب تقویت روحیه همه دوستان شد و عینا جهت استحضار شما میاد:
(((( امیدوارم این خلبان جزغاله شده رو تحویل گرفته و او را به صورت نخست دراورده و به جای ان دست جدا شده یک بال به ایشون بدهند تا در اسمان با امنیت بیشتری پرواز نماید!!!!احتمالا این جوان از پرواز با هواپیما خسته شده بود و دلش میخواست هر چه زودتر در اسمان بهشت_اونم طبقه هفتم!_چرخ بزند و مانور بدهد!خب بیچاره به ارزوش رسید!))))
جناب مدرسی
استاد گرامی
متاسفانه این دوست گرامی که گویا با بلاگ شما هم در ارتباط هستند هیچ ادرس و شناسه ای از خودشون به جا نگذاشتن که جوابشونو بدیم
از شما خواهش داریم شما به جای ما جوابشون رو بدید که:
شیوا خانوم , خانوم محترم شایسته نیست که جان باختن یک سرباز دستمایه تمسخر قرار بگیره
اون جوون به قول شما جزغاله شده که الان زیر خروارها خاک خوابیده هواپیماشو ترک نکرد
تا لحظه اخر سعی کرد هواپیماشو بگردونه ولی نتونست
لااقل اینقدر غیرت داشت که با 21 سال سن با داشتن نامزد با داشتن ارزوهای دور و درازمثل هر جوون دیگه ای
مثل من مثل شما مثل ...
ناکام رفت
ولی از مرگ نترسید
افسوس
نمیدونست جون دادنش دستمایه ای میشه برای مزه پرانیهاوخوشمزگیهای شما
واقعا متاسفیم
ولی اینو بدونید که اگه خلبانها اینطور جزغاله میشن
مثل دانشجوی خلبان هاشمی نیا
مثل سروان خلبان بابک گوهری
مثل سروان خلبان اکبر قریشی
مثل سروان خلبان رضا رحمانی
مثل سرگرد خلبان موسی الرضا پوررحمتی
مثل سرهنگ خلبان مظاهر رضائیان و ...
که در همین سه سال اخیر ، به قول شما جزغاله شدند
به عشق این مردمه و هیچوقت با این الفاظ که نشان دهنده حد و اندازه نویسنده اونهاست از خدمت به میهنشون دست نمیکشن
آقای مدرسی عزیز
متاسفیم که باز وقت ذیقیمت شما رو گرفتیم
اما باور کنید با خوندن نوشته های این دوست عزیز (شیوا) که رد پاش رو تو سایت شما پیدا کردیم نتونستیم سکوت کنیم و باز هم ضمن عذرخواهی از شما خواهش میکنیم که شما از طرف فرزندانتون در نهاجا پاسخ این دوست گرامی رو بدید
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
ضمن پوزش از اين كه توسط يكي از خوانندگان اين سايت به جايگاه بارز فرزندان اين مرز و بوم اهانت شده است ، بايد عرض كنم تمام آن انسان هاي شريفي كه شجاعانه در دفاع از خاك وطن جان شيرين خود را از دست دادند ، و همه شاهديم كه تا آخرين دقايق در كابين ماندند تا سرمايه ملي ما را حفظ نمايند هرگز با اهانت يا خداي ناكرده توهين بعضي افراد ، ، جايگاه شامخ آن ها نزد خداوند و مردم عزيز كم نمي شود ...
دوست گرامي در ميان خوانندگان سايت بنده ، دو نفر با امضاي شيوا مي آيند .. يكي از آن ها كه دانشجوي حقوق است ، مرتب براي بنده كامنت مي گذارد .. بعيد مي دانم ايشان چنين كاري كرده باشد .. ولي ديگري با آي دي هاي متفاوتي كامنت مي گذاره .. و اغلب من آن ها را منتشر نمي كنم .. چون به قول شما همه چيز را به سخره مي گيره ...
دوست نازنين ... من از شما همكاران گرامي به خاطر زحمتي كه در راه اشاعه صنعت هوانوردي مي كشيد ، واقعآ تشكر كرده و براي يكايك شما بزرگواران آرزوي سلامتي و شادكامي دارم ..
سلام كاپيتان!
فقط خواستم بگم روح بزرگي داريد.
در پناه حق
پاسخ
سعيد جان نازنين
واقعآ از اظهار محبت شما ، شرمنده شدم . براتون آرزوي موفقيت دارم
عمو بهروز
سلام
من هر از گاهی به سایت شما سر میزنم در لینک جدیدی که بعنوان تبلیغ رایگان قرار دادی (منظورم لینک MAHYA است) مطلب جالبی راجع به یک باند فرود عجیب وجود دارد ، من وارد نیستم میخواستم بدانم آیا همچین چیزی امکان دارد یا خیر ف اگر امکان دارد واقعا آنها کجا و ما کجا برای حفظ جان مسافرین دریا را هم میخشکانند ولی ما در مهراباد هواپیمای ساها در رودخانه کن افتاد و هیچ اقدامی صورت نگرفت
پاسخ
دوست عزيزم .. بله خوشبختانه وجود دارد و يكي از مراكز توريستي دنيا محسوب مي شود .. همين دوست عزيز كه لينك اش رو آن جا قرار دادم ، يك گزارش هم تهيه كرده است كه به زودي آپ خواهم كرد .. تا شما بيشتر با آن آشنا بشويد
يك فرودگاه ديگري هم در آسيا كنار دريا وجود دارد كه به خاطر بلندي آسمان خراش ها هر خلباني نمي تواند آن جا فرود بيايد ... چون هواپيما ها تا نزديكي باند ، رو به عرض باند رفته و در آخرين لحظه در يك متري زمين ، هواپيما رو به سمت باند مي چرخاند ... جالبه بدونيد خطوط بين المللي كه به اين شهر زيبا پرواز دارند ، فقط به خلباناني اجازه پرواز به اين شهر را مي دهند كه حدود سه ما در سيملاتور و شبيه ساز آن فرودگاه تمرين اختصاصي انجام داده باشند .. تصاوير آن در يو تيوپ است .. حتمآ آن ها رو ببين ..
اين فرودگاه در هنگ گنگ قرار داره
اين هم آدرس نشستن يكي از هواپيماها در اين باند
http://uk.youtube.com/watch?v=3PCOcyt7BPI
سلام
خسته نباشید
پیشاپیش سال نو را به شما تبریک می گویم.
پاسخ
عليرضا جان گرامي .. خيلي ممنون پسرم .. خيلي لطف كردي .. من هم نوروز باستاني رو به شما و خانواده محترمتون تبريك عرض مي كنم .. انشالله سال سرشار ار موفقيت رو داشته باشي
سلام
خسته نباشید
پیشاپیش سال نو را به شما تبریک می گویم
با سلام خدمت آقاي مدرسي عزيز
من كه ديگه استفاده كننده پروپا قرص مطالب قشنگ و آموزنده شما شده ام ، مرسي
اميدوارم مطلبي كه به من قول داده بودين ( در ارتباط با ابرهاي خطرناك ) از يادتون نرفته باشه
آقاي مدرسي تا اونجايي كه من يادمه روز حادثه تاسف بار هواپيماي خبرنگاران آلودگي هواي تهران بسيار شديد بوده و ديد حتي هنگام رانندگي به شدت كاهش پيدا كرده بود ، اين كاهش وسعت ديد تا چه ميزان در حادثه تاثير دارد ؟
من با توجه به نوع كارم مسافرتهاي هوايي دارم ، خاطرم هست كه به طور مثال دو بار پرواز من در اهواز به خاطر كمبود ديد ( كارمندهاي پرواز ميگفتن در حدود 800 متر البته ساعت 10 شب)كنسل شد و دوهواپيماي ورودي از تهران نتوانست در فرودگاه اهواز فرود بيايد اما برام جالب بود
كه يك خلبان اون ريسك رو كرد و در فرودگاه اهواز نشست و بقيه نه و به فرودگاه مبدا برگشتند
پاسخ
پسر عزيزم واقعآ جاي بسي افتخاره كه شما دوست گرامي و فرهيخته به جمع ياران صميمي پيوسته ايد
در مورد ابر هاي سي . بي چشم حتمآ يك بار ديگه يك روايت واقعي در اين رابطه خواهم نوشت .. لطفآ اگه يادم رفت حتمآ ياد آوري كرده و بگو جامبو جت نيروي هوايي كه در اسپانيا افتاد زمين ....
و اما در مورد ديد ... همان گونه كه در تحليل هايي كه در مورد سانحه اسفناك هواپيماي خبرنگاران نوشتم ، يكي از عوامل مهم همون ديد كم بوده است كه مرحوم گوهري ، به جاي رويت زمين به سيستم ناوبري خويش اطمينان نمود .. در صورتي كه آن دستگاه مسير اشتباهي رو به خلبان نشون مي داد ... و آن زنده ياد به تصور اين كه در مسير درستي پرواز مي كند ، دير متوجه اشتباه خويش شد .. و به علت خاموش بودن يك موتور ، نتوانست مانور داده و از مهلكه بگريزد ... حتي در همان مطلب تآكيد كردم كه اگه شب بود ، هرگز آن زنده ياد به يك سيسنم اكتفا نمي كرد .. بلكه با ابزار هاي ديگري راه رو پيدا مي كرد .. اما به اميد اين كه هر آن زمين ديده خواهد شد ، با وي . او آر معيوب ادامه مسير داد ...
در مورد كنسل شدن پرواز ها .. بايد عرض كنم ... هر فرودگاه امكانات ناوبري متفاوتي با ديگر فرودگاه ها دارد ... همچنين هر هواپيما ، با ديگري فرق مي كند .. يا محدويت آن ها با يك ديگر متفاوت است .. در مورد اين كه دو هواپيما پروازشون كنسل شد ولي يك خلبان توانست بنشيند ، شايد كلاس هواپيمايش با آن دو تاي ديگر فرق داشته .. ولي مطمئن هستم آن خلباني كه فرود آمد ، با استناد به سيستم هاي ناوبري اش در شرايط ديد كم فرود آمد .. واگر به هر دليلي حتي يك درصد امكان ريسك داشت ، وي اين كار رو نمي كرد .. امروزه بعضي هواپيماها به لطف سيستم هاي مجهز خود ، قادرند در هر شرايطي پرواز كرده و حتي به طور اتوماتيم پرواز كرده و فرود بيايد ... پس نتيجه مي گيريم ، هيچ خلباني خارج از مقرراتي كه براش تعين شده ، اقدام به پرواز و فرود نمي كند .. . اگر خلباني اين مقررات رو به هر دليلي نقض كنه ، حتمآ با او برخورد مي شود .. اما اگر هواپيماي او همانند آن دو فروندي كه كنسل شد ، يكسان بوده باشد ، اين امكان وجود داره آن ها به دليل خرابي هوا پرواز نكردند .. ولي سومي احتمال دارد در آسمان بوده باشد .. چون گاهي شرايط فرودگاه مبدآ مشكل داره .. گاهي فرودگاه مقصد ... و گاهي هم مسير ها .. كه تمام آن ها در قوانين هوانوردي براي هر نوع هواپيما به روشني مشخص شده است . يك امكان ديگه هم ممكنه وجود داشته .. و آن اين كه گاهي شرايط براي سه فروند هواپيماي مذكور مساوي است .. دو نفر از خلبان ها به هيچ عنوان حاضر به ريسك نشده ... ولي سومي ، با انكاء به استاندارد هاي موجود به پرواز خود ادامه داده ... خيلي ببخشيد كه زياد وراجي كردم .. ولي قصدم اين بود كه كاملآ از شرايط و احتمالات آشنا بشي
آقا مهدی با عرض معذرت
ولی مگه شما از مسائلی که گفته شده و اقای مدرسی جواب دادن سر در میارید که میگید استفاده کردم و یا میگید نقد زیبایی بود
شما در این زمینه تخصصی دارید؟
پاسخ
گيلدا جان عزيزم ..
آگاهي از مسايل علمي در هر زمينه اي كه باشد ، بقدري شيرين است كه نياز نيست آدم حتمآ تخصص آن را داشته باشد .. مثالي مي زنم برات .. فرض كن شما با دوستانت تشريف مي بري آزمايشگاه غني سازي انرژي هستي .. براي بازديد .. قبل از آن چيزي از نحوه توليد يا مراحل استفاده از آب سنگين يا كيك زرد نمي داني .. اما وقتي راهنماي مربوطه توضيح مي دهد ، شما نه تنها متوجه پروسه توليد مي شوي ، بلكه به دليل اين كه به دانش و معلومات عمومي ات افزوده شد ، لذت هم مي بري .. در صورتي كه مسايل مربوط به پرواز ، حتي براي يك نوجوان هم جذابيت داره .. اتفاقآ ماهيت اين گونه تحليل ها كه به زبان ساده مادري عنوان مي شود ، خيلي قابل فهم تر از ساير رشته هاي غلوم است .. براي شما آرزوي موفقيت مي كنم ... راستي .. هيچ مي دوني من عاشق اسم هايي چون گيلدا .. آناهيتا .. و .. هستم .. اسم زيبايي داري ..
من به ان خلبان فقط يك چيز ميگم:اقاي بي نام و نشان جرات داري پستم رو كامل بزار يا به خودم جواب بده نه اينكه مزاحم مردم بشي....من اصلا نميتونم اين حرفها رو تحمل بكنم.
پاسخ
شيواي نازنين .. من خيلي عذر مي خواهم كه بخشي از جملات شما رو كه از روي عصبانيت نوشته بودي ، حذف كردم .. من هم به شما و هم به ساير خوانندگان عزيز و محترم احترام قائلم .. اگه هم قراره بر خورد انديشه اي هم شود ، در سايت خودشون اين كار رو بكن .. مي دوني ياد چي افتادم ؟
قديم ها مي گفتند فلاني آتش بيار معركه شده است !! .. خب من هم اگه انتقاد هاي شما رو عيتآ درج كنم ، حق طبيعي آن عزيزان هم است كه پاسخ دهند .. اون وقت اين وسط چي گير من و خوانندگان مي آيد ؟
شيوا جان .. دخترم من هرگز قصد نصيحت كردن رو ندارم .. يعني به خودم اجازه چنين جسارتي رو نمي دهم .. چون معتقدم جوون هاي امروز خيلي بيشتر از من مي دونند .. اما .. حيف نيست دختري با سواد و داراي كمالات به عقايد و باور هاي مخالف خودش توهين كنه ؟ هر كسي يه نوع ديدگاه داره .. كه براي خودش محترمه .. اگه دقت كني من در اين سايت با همه مثل خودشون برخورد مي كنم .. آن كه مذهبي است .. سعي مي كنم از همان زاويه با وي به گفت و گوي بنشينم .. آن كس هم كه بي ايمانه ، با زبان و شآن خودش با او صحبت مي كنم .. هرگز هم در هيج جا هم قيد نكردم تفكرات ام چيست .. به همه مثل خودشون احترام مي گذارم ..
دختر عزيزم .. من از شما خواهش مي كنم حرمت مردم رو حفظ كن .. والله به خدا سوگند چيزي از شخصيت آدم كم نمي شود ... . يا با تمسخر عقايد مردم ، چيزي نصيبت نمي شه .. اگه تونستي چهار تا دوست پيدا كني هنر نمودي .. وگرنه دشمني كردن كاري نداره ..
باز هم از شما دختر خوبم خيلي عذر مي خواهم ... مي دونم ته قلبت چيزي نيست و فقط براي عصبي كردن آن ها چنين كامنت هايي مي گذاري .. به هر حال برات آرزوي موفقيت دارم خانمي
سلام آقاي مدرسي عزيز.
ممنون از بابت كمكي كه به من فرموديد.
من با آقاي "آرمان خان" صحبت كردم.
ايشون من رو راهنمايي فرمودند.
ولي ايميلي به من دادند.
من اشتباه نوشتم. ديگه هم روم نشد ازشون بپرسم.
اگر لطف بفرمايد آدرس ايميل ايشون رو براي من Email بفرماييد.
امير بازيار.(همون كه يه عموي مهربون داره)
امير جان .. اي ميل آرمان جان رو من حفظ نيستم .. ولي اگه در بخش تبليغات رايگان تشريف ببري ، در سايت تخصصي جامعه هواپيمايي ، اي ميل ايشون آن جا درج شده است .. يا اين كه براش اس ام اس بفرست كه اي ميل خودش رو برات با پيام كوتاه بفرسته .. حتمآ اين كار رو خواهد كرد
سلام !!
من قبول ندارم همه دارن به امام هشتم سلام میرسونن غیر از ما!
آخه میدونید من عقیدم اینه که از همه جا میشه شخصا سلام داد .
ولی حتما سلام مخصوص برسانید و ما را هم دعا کنید و طلب استعانت!
پاسخ
نيلي جان عزيزم .. دقيقآ درست اشاره كردي .. به ائمه اطهار و حتي زيارت اهل قبور رو از هر كجا انجام دهي ، مي گويند مي رسد .. ولي خب .. زيارت از نزديك هم يه صفاي ديگه داره .. كه من حتمآ اگه خدا قبول كنه ، نايب زيارت همه مي شوم
سلام !!
من قبول ندارم همه دارن به امام هشتم سلام میرسونن غیر از ما!
آخه میدونید من عقیدم اینه که از همه جا میشه شخصا سلام داد .
ولی حتما سلام مخصوص برسانید و ما را هم دعا کنید و طلب استعانت!
بازم سلام كاپيتان
مثل اينكه خيلي سرتون شلوغه .
چون نه كامنتاي منو تو وبلاگتون ثبت كرديد نه تو سايتتون.
ميخواستم بگم يه سري به وبلاگ منم بزنين و ما رو از نظراتون بهره مند كنيد.
راستي اگه مايل بودين تو وبلاگتون يا سايتتون لينك منم بذارين.
منتظرتونم.
حم
بچه خلبان
www.iranianpilot.blogfa.com
پاسخ
پسر عزيزم
باور كن نه سرم شلوغه و نه اين كه مشكل خاصي دارم .. فقط اگر حرفهاي خودموني حقير رو خونده باشي ، از مدت ها پيش عرض كردم عازم مسافرت هستم و به همين دليل از تمام خوانندگان گرامي عذر خواهي كرده و عرض كردم ، در اولين فرصت در خدمت خواهم بود .. ولي انگار شما آن را نخوانده اي چون چند كامنت با يك مضمون به صورت تكراري هم در وبلاگ و هم در سايت مرقوم فرمودي ... من اين جا مشكل كامپيوتر آن لاين دارم .. ولي براي اين كه شما را از سوء تفاهم بيرون آورم ، مجبور شدم از كافي نت فقط به شما دوست نازنين پيغام بدهم تا ساير دوستان تازه وارد فكر هاي نادرستي در مورد من نفرمايند ... چشم در اولين فرصت اگه زنده بودم و مشكلي نبود حتمآ حتمآ وبلاگ شما رو هم در سايت و هم در وبلاگ اضافه خواهم كرد
موفق و پيروز باشي
شرمندمون كردين كاپيتان