چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟
( قسمت دوم )
يه توضيح مختصر :
در قسمت اول آماري به نقل از " شبكه امنيت هوانوردي " در باره تعداد سوانح هواپيماهاي سي -130 نوشتم . موقع نوشتن به نظرم برخي آمار و تاريخ ها اشتباه آمد . امروز از دو نفر همكاران قديمي ام رو دعوت كردم و در باره يكايك سوانح درج شده به گفتگو نشستيم . يكي از همين همكاران كه ماشاالله حافظه خيلي قوي در ياد آوري گذشته ها دارد در باره يكايك اين پرواز ها توضيح داد كه در ذيل به آن خواهم پرداخت . بعضي از خوانندگان اظهار داشته اند به خاطر استفاده از تصاوير صفحه به كندي بالا مي رود . مطلب بدون عكس هم كه جذابيت ندارد . اتفاقآ بيشتر انرژي من صرف پيدا كردن اديت و آپ لود تصاوير مي شود . لطفآ دوستان حتمآ زحمت كشيده و بفرماييد من چه كار كنم؟ يه پيشنهاد به ذهن ام رسيد . از آن جا كه علاوه بر سايت در وبلاگ هم پست مي شود . پيشنهاد من اين است در وبلاگ بدون تصوير درج كنم و در سايت با تصوير . ولي منتظر راهنمايي خوانندگان محترم هستم . حال به آمار سوانح توجه فرماييد :
آمار سوانح هواپيما هاي سي -130 در ايران :
1- 18 آوريل 1968 : اين اولين سانحه سي -130 در ايران بوده است . هواپيماي هركولس با شماره 8107-5 حامل بهترين معلم خلبان ها از شيراز به تهران مي آمده است كه به دليل شل بستن بار داخل هواپيما در موقع كم كردن ارتفاع بار حركت مي كند و با سرعتي كه داشته به كابين خلبان برخورد مي كند و آن را از جا مي كند و همه 23 نفركشته مي شوند .
2 - 19 فروردين 1348 ( در آمار قبلي ا سال اشتباه قيد شده بود ) اين هواپيما در حال پرواز آموزشي بوده است كه در سر باند شيراز دچار سانحه مي شود .شماره هواپيما 8112-5 بوده است . و 9 نفر كشته مي شوند .
3- 28 فوريه 1974 اين هواپيما به خلباني سروان زحمتكش از مهرآباد به دوشان تپه مي رفت تا مسافر ها رو سور نمايد . بعد از بلند شدن گردش به راست مي نمايد به دليل ديد كم به كوه برخورد مي نمايد و 10 نفر خدمه آن كشته مي شوند . از آن به بعد گردش به راست در مهر آباد ممنوع مي شود .
4 - 21 دسامبر 1976 اين هواپيما مربوط به پايگاه شيراز بود كه از عمان برمي گشت و دچار سانحه مي گردد . و 9 نفر كشته مي شوند .
5 - 19 سپتامبر 1978 اين هواپيما هم متعلق به پايگاه هفتم ترابري ( شيراز ) بود كه به خلباني تيمسار آروندي در موقع نشستن در باند دوشان تپه به دليل فرود سخت هواپيما منحرف و آتش مي گيرد . و طي آن 9 نفر كشته مي شوند .
6 - 19 ژوئن 1979 هواپيماي 8545-8 به خلباني سرگرد آقايي از ماهشهر به كرمانشاه مي رود كه بر اثر اصابت شليك سربازان خودي سقوط مي نمايد و 5 نفر كشته مي شوند و تنها يك نفر نجات مي يابد . ( مشروح اين سانحه رو نوشتم { اينجا } رو كلبك كنيد )
7 - 29 سپتامبر 1981 80 نفر شهيد شدند . براي خواندن مطالب اين سانحه ( اينجا ) و ( اينجا ) را كليك فرماييد
8 - 15 اكتبر 1986 درآمار قبلي قيد شده بود 23 فروند در بمباران عراق منهدم شده اند كه كذب محض است . ما در طول 8 سال جنگ فقط يك فروند روز اول بر اثر اشتباه يكي از افسران كمك خلبان به تير پرژكتور هاي پايگاه برخورد كرد و آتش گرفت . يكي هم در آهواز تركش خورد كه بچه درست كردند . و هيچ يك از هواپيما هاي سي -130 چه در تهران و چه متعلق به پايگاه شيراز منهدم نشدند . بقيه موارد قيد شده درپست قبلي صحيح هستند . ( اينجا )
پرواز مرگ
در شماره قبل تا اين جا نوشتم كه بعد از اعلام متخصصان آلات دقيق مبني بر تعمير كلي سيستم ، مسافران به ترمينال برگشتند . در گردان پرواز خلبان گوهري با افسران كشيك گردان نگهداري و ( MC ) تلفني صحبت مي كند تا در صورت امكان هواپيماي ديگري رو جايگزين اين هواپيما نمايند . اما پاسخ آن ها منفي بود . چون بقيه هواپيما ها يا در ماموريت بودند يا قرار بود پرواز نمايند ...... ( اينجا ) حال به ادامه ماجرا توجه فرماييد:
گردان پروازي سي -130 :
بابك گوهري بعد از نا اميد شدن از تعويض هواپيما با بي حوصله گي بر روي مبل هاي راحتي گردان لم مي دهد . هر از چند گاهي به ساعت اش نگاه كرده و از كندي گذشت زمان ناراحت است . بعد از گذشت 3 ساعت بلاتكليفي خلبان گوهري مجددآ تلفني پي گير كار مي شود . بچه هاي گردان نگهداري مي گويند : قربان مطمئن باشيد به محض اين كه هواپيما آماده بشه شما رو در جريان خواهيم گذاشت . كاپيتان " نادري " خلبان آماده شماره يك ( معمولآ علاوه بر پرواز هاي برنامه ريزي شده ، يكي دو كروي پروازي با هواپيما به صورت آماده پرواز به سر مي برند . كه آماده شماره يك يا آماده شماره دو مي نامند ) كه شاهد گفتگوي همكارش است خطاب به گوهري مي گويد : بابك جان الان ديگه نزديك ظهره .. اين هواپيما با اين ايرادي كه داره تعميرش تا بعد از ظهر به طول مي انجامه . اونوقت به شيفت من مي خوره . موافقي من به جاي تو اسمم رو به عمليات بدهم ؟
گوهري از او تشكر كرده و مي گويد : نه متشكرم اين پرواز به اسم من است و خودم هم با آن مي روم . نادري به شوخي مي گويد خب اگه مي خواهي بري پس چرا بهانه مي آوري . تو دو تا سيستم ( V.O.R ) داري .. خب با يكي برو پرواز !! . گوهري در جواب شوخي همكارش مي گويد : تو واقعآ مي توني با يه سيستم ( V.O.R ) پرواز بري ؟!! نادري مي گويد : تو گفتي سيستم كار مي كرد ولي با يكديگر نمي خواند ... من جاي تو بودم با همين وضع مي رفتم . گوهري مي گويد واقعآ با اين ايراد اگه مي توني پرواز كني بسم الله .. پاشو برو .. نادري كه به رو در بايستي افتاده بود براي اثبات حرف اش به سوي هواپيما مي رود ...
متخصصان همچنان سرگرم تعمير سيستم هستند . نادري از آن ها اجازه گرفته تا يك بار خودش سيستم ناوبري رو چك نمايد ... با روشن كردن ( V.O.R ) و مقايسه با پنل كمك خلبان با كما ل تعجب مي بيند اختلاف اين دو سيستم بيش از 15 درجه است !! و تازه پي مي برد كه همكارش حق داشته است تا با اين اشكال پرواز نكند .. دوستان اجازه مي خواهم به سئوالاتي كه بعضآ در رسانه ها مطرح گشته است و يا به صورت شايعه دهان به دهان رواج پيدا كرده است ، در فواصل مطلب پاسخ دهم تا چيزي از قلم نيفتد . در مورد تعويض خلبان ، نرفتن گوهري و دستور از بالا كه در اكثر سايت ها درج گرديده به عنوان يك كارشناس بي طرف عرص مي كنم :
عزيزان در يه گردان پروازي هر كسي مي تواند به جاي همكارش به پرواز برود . هر خلباني در هر شرايطي مي تواتد اعلام نمايد كه به دليل نداشتن روحيه لازم پرواز نمي روم . و احدي حق وادار كردن خلبان براي پرواز را ندارد . چو.ن اگر اتفاقي رخ دهد مسئول آمر است . در اين ماجرا چه خلبان نادري مي رفت يا گوهري هيچ فرقي از نظر مقررات نداشت . اگر خاطرات من رو بخوانيد، بارها به جاي دوستانم پرواز رفته ام . پس اين كه مي گويند به زور گوهري را وادار كرده اند از پايه غلط است . فقط در يك شرايط به خلبان اجازه پرواز نمي دهند و آن زماني است كه ( كرو ديوتي ) او باطل شده باشد . يعني خلباني كه ساعت 7 صبح وارد گردان مي شود زير 14 ساعت يعني از (ساعت 21 ) به بعد مجاز به پرواز نيست . اميدوارم قانع شده باشيد ..
مسافران در ترمينال در حالت آشفتگي به سر مي برند . چون بعضي هاكه راه شون دور بود حدود ساعت 5 صبح از خانه بيرون آمده اند . بعضي ها در بوفه كوچك ترمينال مشغول ته بندي و خوردن صبحانه اند و عده اي هم مشغول تماشاي يه فيلم قديمي از ويدئوي سالن هستند . عقربه ها ساعت 12:45 دقيقه رو نشان مي دهد . در همين هنگام از بلندگوي سالن اعلام مي شود مسافران چاه بهار لطفآ سوار اتوبوس شوند . در همين حال عده اي با تلفن همراه خود آخرين وضيعت رو به دوستان و خانواده ها شون اطلاع مي دهند . ساعت 1300 مسافران بار ديگر آماده سوار شدن مي شوند . ساعت 13:15 دقيقه خلبان از برج تقاضاي استارت زدن رو مي گيرد . چهار دقيقه بعد با هماهنگي برج اجازه خزش به ابتداي باند 29 چپ رو مي گيرد ...
هواپيما از رمپ پرواز خرامان خرامان به سوي ابتداي باند 29 چپ به راه مي افتد . مسافران از پنجره هواپيما براي آخرين بار نظاره گر مناظر اطراف هستند . در هنگام خزش خلبان دوم هواپيما در حال خواندن چك ليست پروازي است . و گوهري در حالي كه دست چپ اش بر روي فرمانك كوچولوي چرخ هاي جلو است ، با دست ديگرش دسته گاز ها رو به نرمي به سمت جلو حركت مي دهد و هم زمان چك هاي لازم رو كنترل نموده و پاسخ كمك اش رو مي دهد . افسر مهندس پرواز در بالاي سرش مسير روند بنزين از باك ها به موتور ها رو كنترل مي نمايد . و در حالي كه درجه اير كانديشن رو تنظيم مي نمايد از طريق گوشي از لودمستر وضعيت سالن پائين ( كارگو ) را جويا مي شود . و در ادامه سيستم پرشرايز را بر روي عدد 4700 پا ( ارتفاع تهران از سطح دريا ) تنظيم مي نمايد . ناوبر به سرعت مشغول محاسبه زمان رسيدن بر روي شهر هاي بين راه است .. اصفهان ، شيراز ، بندرعباس و .....
اول باند _ ساعت 13:24
با اجازه و هماهنگي برج مراقبت پرواز، هواپيما با غرش چهار موتور توربو پراپ خود از زمين مي كند . كاپيتان گوهري بلافاصله به برج اعلام وضعيت مي كند. سپس به كمك خلبان اجازه جمع كردن چرخ ها رو مي دهد . خلبان دوم هواپيما در حالي كه از روي كاعذ كوچكي كه افسر ناوبر به دست اش داده است ، سرگرم اعلام ساعات رسيدن به ايستگاه هاي بين راه است . گوهري در حالي كه با هر دو دست اش فرامين ( يوك ) رو در دست دارد ، از كمك اش مي خواهد به نرمي فلاپ ها رو جمع نمايد . صداي جمع شدن فلاپ رو مسافران به خوبي احساس مي كنند . هواپيما در حال اوج گيري است . هواپيما بعد از دقايقي مسير خود رو تغير داده و به سمت جنوب تغير مسير مي دهد . مسافران از پنجره اتوبان آزادگان ، تاسيسات گمرگ و زمين هاي كشاورزي رو به خوبي مشاهده مي كنند كه به تدريج كوچك تر مي شوند ..
هنوز 8 دقيقه از لحظه ترك فرودگاه نگذشته است كه مهندس پرواز و گوهري متوجه نابساماني در عقربه ( R.P.M ) موتور شماره چهار هواپيما مي شوند . و در اندك زماني تمام عقربه هاي مربوط به به همين موتور وضعيت از كار افتادگي موتور فوق رو نشان مي دهند . در همين زمان افسر مهندس پرواز با مراجعه به كتاب ( T.O_ 1 ) و در بخش اضظراري آن به دنبال قرائت دستور عمل هاي مربوط به اين وضعيت است . و طبق نوشته همين آئين نامه دستور خاموش كردن موتور رو صادر مي كند و متعاقب آن اين خلبان گوهري است كه با دست راست خود كليد شيشه اي ( تي هندل ) شماره 4 را كه بالاي سر كمك خلبان قرار دارد مي كشد . و متعاقب اين فرايند ، كليه مدار هاي برق ، بنزين ، هيدروليك و هوا به كلي قطع مي گردند . و در ادامه با تغير مسير دسته وضعيت ملخ ، آن را به حالت ( فدر ) در مي آورد ..
براي آگاهي دوستان اضافه مي كنم كه ( فدر ) يعني تغير زاويه ملخ است كه لبه تيز آن به سمت جلو مي چرخد. تا فشار باد بر قسمت پهن پره ها وارد نشود كه بر سرعت هواپيما تآثير دارد . بعد از انجام اين دستورالعمل ها ، خلبان گوهري با برج مهر آباد تماس گرفته و اعلام وضعيت اضطراري مي نمايد . و ياد آور مي شود كه وي به مهر آباد بر مي گردد . خب باز شايعات زيادي مبني بر اين كه اين هواپيما چرا در فرودگاه امام خميني ( ره ) فرود نيامد ؟ يا خلبان خواسته و برج موافقت ننموده است . يا چرا در فرودگاه قلعه مرغي كه سر راه بوده ننشسته ؟ يا با او همكاري نكرده اند و .... براي آگاهي ذهن شما عزيزان به اطلاع مي رسانم :
خاموش شدن يكي از موتور ها امري عادي در پرواز است . و خلبان گوهري قبل از گرفتن اجازه پرواز بيش از ده ها بار در پرواز آموزشي اين حركت را تمرين كرده بود . با اعلان وضعيت اضطراري برج موظف است به آتش نشاني و نيروي هاي امداد بر طبق روش معين اطلاع دهد . اما چرا در فرودگاه هاي بزرگ سر راه فرود نيامد ؟ همان طور كه گفتم اين ايرادي نبود كه خطر سقوط داشته باشد . اگر هر ايرادي كه خطر جاني در بر داشته باشد ، خلبان بدون كسب تكليف از هيچ مقامي هر طور كه صلاح باشد عمل مي نمايد و به برج و ايستگاه هاي زميني جهت اطلاع و هماهنگي ابلاغ مي كند نه كسب دستور . ضمن اين كه اگر در هر يك از اين فرودگاه ها به زمين مي نشست ،مي بايست از تهران تمام امكانات به اين فرودگاه انتقال مي يافت كه اصلآ مقرون به صرفه نبوده . و آوارگي مسافران رو هم در پي داشت . پس لطفآ به اين شايعات كه اجازه ندادند و چرا فرود نيامد توجه نفرماييد . بهترين تصميم همانا برگشت به پايگاه مادر بود .
ساعت 13:32 :
هواپيما تقريبآ بالاي فرودگاه بين المللي امام خميني (ره ) قرار دارد . در حالي كه ارتفاع خود را حفظ نموده است به سوي مهرآباد تغير مسير مي دهد . مسافران با ديدن خاموش شدن يه موتور از سمت راست هواپيما كم كم دلهره به سراغ شون مي آيد . لودمستر ها و كروچيف هواپيما سعي دارند مسافران رو آروم نمايند . به در خواست لودمستر كليه مسافران كمر بند هاي خود را بار ديگر مي بندند . هواپيما به آرامي ارتفاع خود رو كم مي كند .مسافران مناظر اطراف خود رو به خاطر گرد و غبار موجود به دشواري مشاهده مي نمايند . با عبور از روي بهشت زهرا بعضي ها به فكر فرو مي روند . بعضي هم از همون بالا فاتحه اي مي فرستند . به مخيله هيچ يك از آن ها خطور نمي كند كه تا دقايقي ديگر همراه با اين آراميده گان خواهند شد ..
ساعت 13:35 :
سه دقيقه از اعلام وضعيت اضطراري سپري شده است . هواپيما از بالاي منطقه كهريزك مي گذرد . خلبان گوهري به اتفاق ساير بچه هاي داخل كابين با ديدن غباري عظيم بر روي منطقه كه هر لحظه بيشتر مي شود ، از برج مهرآباد عمق ديد براي نشستن رو سئوال مي كند .پاسخ كمي نگران كننده است . حداكثر ديد 1500 متر گزارش مي شود ! كمك خلبان چرخ ها را باز مي كند .
ساعت 13:40 :
هواپيما از كنار قلعه مرغي در حال عبور است . در شرايط عادي ( زماني كه هوا غبار آلود نيست ) باند فرود به خوبي مشخص است . حتي در شب هاي مه آلود با روشن كردن پرژكتور هاي مخصوص حريم فرودگاه مشخص مي شود . كمك خلبان به گوهري مي گويد : فلاپ و او در پاسخ همكارش مي گويد : تدريجآ ( گرجولي ) در همين حال دست راست كمك خلبان بر روي دستگيره فلاپ مي رود .... مسافران كه در تب و تاب نشستن با يك موتور خاموش هستند با صداي چرخش اهرم سنگين فلاپ ها ، يه لحظه از جا مي پرند ..
اولين نشانه انحراف :
اگر وضعيت هوا اين گون غبار آلود تبود ، هر يك از خدمه داخل كابين با عبور از روي فرودگاه قله مرغي پي به اولين انحراف جزيي مي شدند . در شرايط نرمال بايستي ايستگاه قلعه مرغي در سمت بال چپ هواپيما ( لفت داون وينگ ) قرار مي گرفت . در حالي كه هواپيما تقريبآ از بالاي آن مي گذشت . ( البته اين دليل اصلي نمي شود . بار ها خود ما از بغل ساختمان هاي شهرك توحيد نشسته يوديم ) به همين دليل من فكر مي كنم مسئول برج به تصور اين كه خلبان قصد ميان بر زدن رو دارد ، هيچ تذكري نداده بود .
بابك گوهري هرگز فكرش رو نمي كرد كه تنها سه دقيقه به پايان عمر خود و سرنشينان همراه اش رسيده است . در حقيقت همان طور كه در نقشه ملاحظه مي فرماييد ، قبل از رسيدن به روي منطقه قلعه مرغي گردش به چپ تموده است . در حالي كه بايد حدود يكي دو دقيقه همان مسير رو ادامه داده سپس به چپ بپيچد .
قدم اول اشتباه مرگبار :
حال بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث اين انحراف و اشتباه شد ؟
همان طور كه گفتم ، درآن نقطه بايد در شرايطي كه عمق ديد خوب باشد ، باند فرودگاه مهر آباد رو در موقعيت ساعت 12 ( درست روبروي چشم خلبان ) قرار گيرد . در صورتي كه او زودتر پيچيده بود . مسير درست در همين نقشه در سمت راست منطقه قلعه مرغي ، خيابان شهيد تند گويان و علامت ميدان قزوين كاملآ مشخص است . مسلمآ گوهري فكر مي كرده است فرودگاه درست روبروي او قرار دارد . چه عامل يا عواملي باعث اين اشتباه شده بودند ؟
جهت آگاهي خوانندگان عرض مي كنم . اصولآ ما دو روش در پرواز داريم . 1- پرواز با ديد ( V.F.R ) كه در اين روش خلبان براي پرواز نمودن و نشستن به كمك چشم خود و نشانه هاي روي زمين مسير خود را مشخص مي كند . ( جاده ها ، رودخانه ها ، كوه ها و ساختمان ها ... ) نشانه هايي براي تشخيص و مطابقت با نقشه پروازي خلبان است .
2- پرواز به روش ( I.F.R ) است . در اين روش خلبان به كمك ابزار هاي ناوبري خود با مطابقت با نقشه پرواز مسير خود را رد يابي و پرواز مي كند . دوستان ببخشيد اگر اين چنين ريز مي پردازم . مي خواهم هيچ نكته اي از ذهن كنجكاو شما پتهان نماند . همچنين ابزار هاي قوي و حساس ناوبري داريم كه در هر دو روش به كمك خلبان مي آيد . مثل سيستم هاي ( I.L.S) كه ما در مهر آباد دو سيستم آي ال اس داريم . ولي مطمئن نيستم كه اين هواپيما داشت يا خير؟ ( برخي سي -130 ها در زمان ما داشتند . حالا نمي دونم كم شده يا اضافه شده است ) . سيستم تكن ، راديو و كامپاس و ...
به طور دقيق مطمئن هستم مرحوم بابك گوهري در آن ساعت نمي دانسته است كه دقيفآ موقعيت اش كجاست ؟ اين احتمال وجود دارد كه همان سيستم تعميري ( V.O.R ) مجددآ دچار مشكل شده و زاويه غلط رو به خلبان نشان مي داده است . پس تا اين لحظه مي دانيم كه خرابي موتور ربطي به اين انحراف نداشته است . پس تمام شايعات رو لطفآ فراموش كنيد . اما اين پايان ماجرا نيست . مسئله اي كه اكثر كارشناسان خبره متحير گشته و در اين مسئله مانده بودند ، توانايي هاي هواپيماي سي -130 است . كه اگر مرحوم گوهري مسير را اشتباه طي كرده ، به محض مشاهده زمين و ساختمان هاي مرتفع ، مي توانست بلافاصله موتور داده و به اصطلاح ( گو اراند ) نمايد ..
ساعت 13:45 :
مسئولان برج در اين ساعت متوجه مي شوند كه هواپيما از مسير اصلي انحراف دارد و مايل به سمت چپ است . به همين دليل از طريق فركانس ارتباطي از وي دليل اين انحراف رو سئوال مي كنند . و متعاقب آن فرياد يا حسين خلبان به گوش مي رسد و سپس سكوت .... با عرض شرمندگي به خاطر طولاني شدن ، آخرين قسمت در پست بعدي به اطلاع شما بزرگواران خواهد رسيد . لطفآ هر سئوالي تا اين دوقسمت داريد در بخش نظرات قرار دهيد . ( فقط مربوط به اين دو قسمت ) . عزيزاني كه مشكل بالا آمدن صفحه را دارند از اين به بعد در وبلاگ ام به آدرس :http://oldpilot.blogfa.com پي گير مطالب سايت باشند .
با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي
ايام به كام




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه
jenabe modaresi shoma amrica boodi va didi, farghe man ba oona ine ke oona az eshtebahateshoon dars migiran amma ma salavat mifrestimo migim ghesmat bood.
سلام . مي دونيد كه سوانح هوايي معمولاً بر اثر زنجيره اي از اشتباهات پيش مياد. و كمتر سانحه اي رو مي شه پيدا كرد كه فقط يك عامل باعث اون باشه. و اين اشتباهات مثل حلقه هاي زنجير به هم وصل شده تا روز سانحه . در اين خصوص فكر مي كنم از توضيح درباره اتفاقات قبل از پرواز خيلي سريع گذشتيد چون به نظرم بخش عمده اي از دليل سانحه رو مي بايست در اتفاقات قبل از پرواز و رفتار مقامات ارشد گردان ترابري و تعمي رات و به نوعي فشار غير محسوس به شهيد گوهري براي پرواز جستجو كرد .
با تشكر از جنابعالي و كارشناسيهاي ريز و دقيق جنابعالي
يك سوال دارم جناب مدرسي آيا از جنابعالي هم به عنوان متخصص امر،علت سانحه جويا شده اند؟(مسولان فرودگاه و...)
خداوند بابك گوهري /كروي پروازي و همه مسافران اين پرواز مرگبار را قرين رحمت نمايد.متاسفانه ديگر از دست كسي كاري ساخته نيست.واقعا از خداي بزرگ بخواهيم كه به ماها بيشتر رحم نمايد.به خانواده هاي داغديده آنها صبر عطا نمايد . مشكلاتشان را حل نمايد.
اميدوارم شاهد تكرار اين سوانح نباشيم.
ارادتمند جنابعالي/ضمنا در كامنت قبلي كه متاسفانه نامم فراموش كردم، بايرم نمازيان مد نظر بوده اند كه خلبان ايرباس در شركت ماهان ميباشند.
سلام خلبان
مخلصيم
بررسي شما دقيق و عاليه
البته يكي 2 ابهام وجود داره كه شما خودتون هم اشاره كرديد
خدا رحمتشون كنه
با سلام
من اون روز رو هرگز فراموش نمی کنم،
من در دفتر کارم بودم که برادرم به من زنگ زدوگفت یک c-130 داخل شهرک
سقوط کرده.من اول باورنکردم چون این هواپیمارو از نزدیک دیده بودم وداخل شهرک روهم خوب می شناختم،پیش خودم گفتم این غول آهنی کجای شهرک جاشده؟.بعداز چند دقیقه دلهره عجیبی به سراغم اومدچون چند نفراز دوستام ساکن شهرک بودند.خلاصه اون روز با اینکه حدود100نفرشهیدشدنداما اگرهواپیماجای دیگری ازشهرک ویا حتی در خیابانهای اطراف آن سقوط
می کردواقعاًفاجعه بزرگی رخ میداد
وبقول معرف خدا خیلی رحم کرد که هواپیمادر کم خطرترین جا سقوط کرد
( روحشان شاد)
با سپاس ازشما جناب مدرسی بخاطر مطالب مفیدتان
جناب مدرسی عزیز
باز هم سپاس و قدردانی بابت پرداختن کارشناسی و فنی به مسئله را پذیرا باشید
در مورد پست ها هم همان چیزی که فرمودید بهتر است .
سایت کامل باشد همراه عکس
وبلاگ شامل متن و بدون عکس
اینطوری علاقه ای هم برای بازدیدکنندگان وبلاگ بوجود خواهد آمد و همچنین گنچینه سایت تکمیل خواهد ماند .
با سلام خدمت دوستان عزيز و بزرگوار ،و تشكر از اظهار نظريكابك شما .
علي جان من هنوز به دلايل سانحه نرسيدم عزيزم . من سعي كردم از ابتدا آغاز 15 آذر و آمدن خلبان به گردان تا لحظه سانحه را با جزئيات تشريح نمايم . و در لابلاي آن در جا هايي كه مربوط به شايعات و حرف هاي مردم بود ، پاسخ دهم . انشاالله در پست آخر به تمام فرضيات ارائه شده همچنين نظر خودم را بيان خواهم كرد .
******
برادر ارجمند جناب آقاي فضلي : بعد از سانحه از سوي يكي از شبكه هاي تلويزيوني دعوت شدم . ولي نپذيرفتم . چون نمي خواستم با اظهار نظر بي پرده ام ، باعث تضعيف حق و حقوق كسي گردد . اما در روزنامه همشهري در مقام كارشناس يه صفحه كامل با امضاء محفوظ توضيح دادم . در مورد فرودگاه ، برادر من از قديم گفته اند هر آن كس از ديده برون رفت از دل بيرون رود .. شامل ما مي شود. حالا كه الحمدالله مملكت در صلح و آرامش است ديگه كسي از ما يادي نمي كند . ولي مطمئن باش در اولين مورد نياز ، حتمآ جزء پيشقدمانيم . آقاي فضلي ديدي درست حدس زدم اسم رفيق شما رو ؟ و نوشتم بايرام يا علي اصغر .. آفرين بايرام رفته جامبو !! نمي دونستم .
*****
جلال جان چشم از شماره قبل اين كار را انجام دادم . ولي متآسفانه هيچ كس از ميان 1700 نفر بازديد كننده امروز غير از شما نظرشون رو در اين مورد بيان ننمودند .
Ba erada va tashakor!
با تشكر /جنابعالي براي هميشه و براي همه آدمهاي آگاه اين مرز و بوم كه در صلح و آزادي به سر ميبرند،محترم/ارزشمند و جاودان خواهيد ماند.هيچ كسي نميتواند شهامت ها و رشادتهاي انسانهاي بزرگ و دلسوزي نظير شما رادر زمان خدمت در ارتش اين كشور فراموش نمايد.
البته فراموش شدن تدريجي آدمها يك امر طبيعي است كه بنظر بنده اگر اينگونه نباشد برخي وابستگيهاي عاطفي براي آدمها مشكل ساز خواهد شد.اما ارزشها و بزرگي ها هميشه يادگار خواهد ماند.اين ارزشها در شغل ها و تخصص هاي منحصر به فرد نظير خلباني/پزشكي/هنر/سياست هاي شفاف و پاك/ معنويت بيشتر به چشم ميخورد و هميشه به يادگار خواهد ماند.
خداوند بزرگ نگهدار شما و خانواده محترمتان باد.
درود بر شما
وبلاگ بسیار خواندنی دارید
اگه میشه در مورد بدی هوا در هنگام پرواز بنویسید
یا حق
سلام جناب مدرسی
کند و کاو شما در مورد این سانحه جالب است از شما سپاس گذارم
به نظر من علت اصلی سانحه پافشاری مسئولان بر پرواز این هواپیما بوده به یاد دارم یکی از خلبانان سابق سی 130 تعریف میکرد هواپیمای ما در زمان جنگ دچار مشکلات عمده ای میشد که برای پرواز خطرناک بود اما برادران سپاهی بر پرواز پافشاری میکردند و میگفتند که خدا بزرگ است ما جوریمان نمیشود این هم درست مثل این حادثه که میگفتند هوای چابهار مثل مهرآباد آلوده نیست پس شما نیازی به دستگاه V.O.R ندارید.
حالا هم که همگی تبرئه شدند.
حال برویم سر چند موضوع کوچولو و یک غلطهای املایی کوچک:
در حوادث شمارهء 1 و 2 که در بالای صفحه شرح داده اید در حادثهء اول 107-5 درست است و 8105-5 رجیستر KC-747 سابق نیروی هوایی است
همچنین در سانحهء شماره 2 112-5 درست است
در حادثهء شماره 4 در شیراز رجیستر هواپیما 8536-5 بوده
در حادثهء شماره 5 در دوشان تپه رجیستر هواپیما 8532-5 بوده است
در حادثهء شمارهء 8 در پایگاه 7 شکاری شیراز اگر اشتباه نکنم 2 یا 3 فروند سی 130 به همراه یک بوئینگ 737 ایران ایر با رجیستر EP-IRG از دست رفتند این هم تصویر این 737 متعلق به دوستم فریبرز
ضمنا اگر به برنامهء ماهواره ای گوگل ارث دسترسی دارید لاشهء این سی 130 ها که بعدا منبع لوازم یدکی شدند را در شمالی ترین نقطهء آشیانه های فانتوم اسکادران 71 مشاهده نمایید.
ضمنا متاسفانه یک فروند RC-130 ایران با نام خوفاش هنگام عملیات جاسوسی بر فراز مرز ایران و عراق مورد اثابت دو فروند موشک دوربرد میگ 25 عراقی قرار گرفت و همچنین آسیب دیدن یک خوفاش دیگر بر فراز عراق که البته این یکی تایید نشده خبر ساقط شدن این سی 130 مدتها پس از جنگ مخفی بود.
ولی در کل در این مقاله چند اطلاعات بسیار مفید از شما کسب کردم و بسیار از شما سپاس گذارم.
سلام جناب مدرسی
کند و کاو شما در مورد این سانحه جالب است از شما سپاس گذارم
به نظر من علت اصلی سانحه پافشاری مسئولان بر پرواز این هواپیما بوده به یاد دارم یکی از خلبانان سابق سی 130 تعریف میکرد هواپیمای ما در زمان جنگ دچار مشکلات عمده ای میشد که برای پرواز خطرناک بود اما برادران سپاهی بر پرواز پافشاری میکردند و میگفتند که خدا بزرگ است ما جوریمان نمیشود این هم درست مثل این حادثه که میگفتند هوای چابهار مثل مهرآباد آلوده نیست پس شما نیازی به دستگاه V.O.R ندارید.
حالا هم که همگی تبرئه شدند.
حال برویم سر چند موضوع کوچولو و یک غلطهای املایی کوچک:
در حوادث شمارهء 1 و 2 که در بالای صفحه شرح داده اید در حادثهء اول 107-5 درست است و 8105-5 رجیستر KC-747 سابق نیروی هوایی است
همچنین در سانحهء شماره 2 112-5 درست است
در حادثهء شماره 4 در شیراز رجیستر هواپیما 8536-5 بوده
در حادثهء شماره 5 در دوشان تپه رجیستر هواپیما 8532-5 بوده است
در حادثهء شمارهء 8 در پایگاه 7 شکاری شیراز اگر اشتباه نکنم 2 یا 3 فروند سی 130 به همراه یک بوئینگ 737 ایران ایر با رجیستر EP-IRG از دست رفتند این هم تصویر این 737 متعلق به دوستم فریبرز
http://upload2.postimage.org/256236/photo_hosting.html
ضمنا اگر به برنامهء ماهواره ای گوگل ارث دسترسی دارید لاشهء این سی 130 ها که بعدا منبع لوازم یدکی شدند را در شمالی ترین نقطهء آشیانه های فانتوم اسکادران 71 مشاهده نمایید.
ضمنا متاسفانه یک فروند RC-130 ایران با نام خوفاش هنگام عملیات جاسوسی بر فراز مرز ایران و عراق مورد اثابت دو فروند موشک دوربرد میگ 25 عراقی قرار گرفت و همچنین آسیب دیدن یک خوفاش دیگر بر فراز عراق که البته این یکی تایید نشده خبر ساقط شدن این سی 130 مدتها پس از جنگ مخفی بود.
ولی در کل در این مقاله چند اطلاعات بسیار مفید از شما کسب کردم و بسیار از شما سپاس گذارم.
نابود شدن 23 هواپيماي c-130در بمباران فرودگاه شيراز درسال 1986در سايت كمپاني سازنده هواپيما lockheedدر بخش مربوط به c-130 درج شده است.
مدرسی جان اينکه کدام سرنشين داشت 3 دقيقه قبل از مرگ از پنجره چی رو نيگا ميکرد و چه ميکرد و ديگه از کجا ميدوني؟ !! موضتو مشخص کن، قصه تعريف ميکنی يا تحليل فنی ميگي؟ اونجام که گقتی اگه پرواز تو امام خمينی نشسته بود مسافرا زابرا ميشدنم که آخرش بود. راستش من ترجيح ميدادم تو جنوب تهران زابرا بشمو تا خونه پياده گز کنم تا تو توحيد کباب. پدر من آخه اگه حرف نداری چرا پرت و پلا ميگي.
مدرسی جان اينکه کدام سرنشين داشت 3 دقيقه قبل از مرگ از پنجره چی رو نيگا ميکرد و چه ميکرد و ديگه از کجا ميدوني؟ !! موضتو مشخص کن، قصه تعريف ميکنی يا تحليل فنی ميگي؟ اونجام که گقتی اگه پرواز تو امام خمينی نشسته بود مسافرا زابرا ميشدنم که آخرش بود. راستش من ترجيح ميدادم تو جنوب تهران زابرا بشمو تا خونه پياده گز کنم تا تو توحيد کباب. پدر من آخه اگه حرف نداری چرا پرت و پلا ميگي.
جناب آقای مدرسی عزیر:
با تشکر از اطلاعات مفیدی که در اختیار بازدید کنندگان قرارداده بودید، من شخصا استفاده زیادی کردم و به بسیاری از سئولاتم پاسخ داده بودید، چیزی که ربایم قانع کننده نبوود اینست که با توجه به اینکه خلبانان ما بسیار مجرب هستند و بارها در فرودگاهی مانند مهرآباد پرواز کرده و یا نشسته اند لذا بنظرم می رسد نباید اشتباه زاویه پرواز وتشخیص موقعیت باند آنهم زمانی که زیاد از باند دور نشده اند عامل اصلی باشد ،آیا امکان دارد بدلایلی خلبان قادر به تغییر مسیر نبوده است و تا حدودی کنترل هواپیما از دستش خارج شده باشد، اگر تشخیص موقعیت از طریق دیدن اینقدر مهم باشد پس در هوای مه یا شب در حالیکه دستگاههای جهت یاب کار نمی کنند خلبان کاملا کور است .بنظرم باید سیستمها و عوامل دیگری وجود داشته باشد که اعلاعات کافی را در اختیار خلبان قرار دهد ، البته پاسخ این مطلب را شما بهتر می دانید ،دوم اینکه در نقشه ای که تهیه کرده بودید جهت باد و فشار باد چگونه بوده است آیا نیروی حاصل از جهت باد و اینکه هواپیما با یک موتور راست خاموش پرواز می کرده هواپیما را از جهت اصلی منحرف ننموده است ؟ در پایان باز هم از مطالب شما کمال تشکر دارم.با احترام بهروز سطوتی
دوست عزيزم بهروز عزيز
خيلي ممنون كه سايت مورد پسند شما واقع شده است
خدمت شما عرض كنم اگر هزار بار هم شما از يك فرودگاهي پرواز نمايي اما وقتي ديد نباشد تنها اتكاي خلبان به سيستم هاي ناوبري است
كه به وسيله آن مسير خود را تا روي باند پيدا مي كند .
در پاسخ به سوال شما كه يك موتور از يك طرف عرض مي كنم كه نه عزيزم اين هواپيما به قدري قوي است كه خاموشي يك موتور تآثيري بر الياف باد ندارد
در نقشه اشاره به جهت باد نمودي . معمولآ باد از غرب به شرق هميشه مي وزد . فقط گاهي به مدت كوتاهي جهت باد عوض مي شود كه در ان صورت هواپيما ها از جهت مخالف به زمين مي نشينند
موفق و پيروز باشي
I think one of the khofash c130 were destroyed by Iraqi Scud missile. It was parked by AF Setad on the ramp.
Hi Sir
I Dont Think So
yes sir i am pretty sure.
I know it and it is confirmed by a very good source.
It was burning for hours on the ramp
this happened during Iraq scud missile attack against Tehran
No Sir
H,m Pretty Sure That Your Source is Not truth . Becuse At That Time I Was In Air Force !!
Please Aske Again ... We Have No Attacks in C- 130 Ramp . Exept in First Day Of War
behrooz jan salam man az daneshjoiane iran air hatstam rastesh matalebi ke shoma mifarmaeed ba matalebi ke yeki az aghaione borj man sare class be ma goft koli fargh dasht. be onvane mesal oonja ke goftin borj yekbar be khalaban gofte ke az masiresh off shode sahih nist in matlab teie 2 nobat be khalaban elam mishe va khalaban elam mikone ke sharaiet normale zemnan har khalabane agheli sai mikone ke to sharaiete emergency avamele tashdid konandeie khataro kam kone chera khalaban ba inke az vaziate na monasebe VOR va visibility khabar dasht bazam be mehrabad bar migarde ? zemnan dar jaee farmoodid left downwing ke left downwind sahihe ba tashakor
پاسخ
بله قبل از هر چيز از شما دوست عزيز تشكر مي كنم كه اين نكات را بازگويي كردي ... پسرم .. نوار مكالمه برج موجود است و مسئول برج يك بار اعلام انحراف كرد كه واقعآ خيلي دير شده بود . من اگر حرفي مي زنم تنها از روي مستندات عرض مي كنم .. از روي تخيل مطلبي نمي نويسم . در مورد بازگشت به مهرآباد من مفصلآ توضيح دادم كه عاقلانه ترين اين بود كه به مهرآباد برگردد و در اين تصميم هيچ شك و شبهه اي نيست . ضمن اين كه مرحوم گوهري نمي دانست وي او آر هواپيما خراب است ... زماني فهميد كه خيلي دير شده بود .. در مورد لفت دان ويند حق با شماست من به دليل تايپ كردن سريع اشتباه نوشتم كه از شما تشكر مي كنم . ضمنآ پدرم در آمد تا توانستم كامنت شما را بخوانم .. لطفآ از اين به بعد فارسي بنويس
بهروز جان بازم سلام ممنونم که جواب منو به سرعت دادین. چشم ازین به بعد کامنت فارسی میذارم.راستش در رابطه با این سانحه هر کسی یه نظری داره و من کاملا به نظرتون احترام میذارم اما آقایون برج هم نظر خودشونو دارن. و اینو هم بگم گه طبق annex 2-nearest suitable aerodrome اگه تو شرایط اضطراری هعنی نداشته باشه پس کجا معنی پیدا می کنه؟بازم ممنونم و اینو میگم که شخصا علاقه زیادی به شما دارم
پاسخ
دوست عزيزم .. در مورد آنكس كه اشاره كردي تنها در هواپيماهاي سويل كاربرد دارد .. هواپيماهاي نظامي از آنكس تبعيت نمي كنند . ما ( تي . او ) داريم كه دش وان آن مربوط به مسايل پرواز و اضطراري هاست . من به نظرات آقايون برج احترام مي گذارم .. ولي هر سانحه ده ها گره كور دارد كه هر كس حرف خودش را مي زند .. من بي هيچ تعصبي بر اساس ديده ها و شنيده ها نظرم را عرض كردم .. و هرگز هم انتظار ندارم كسي آن را قبول كند .. من فقط حرف دلم را براي خودم زدم .. حال اگر به نظر منطقي رسيد بقيه هم قبول مي كنند اگر نه ..؟ مختارند ...
به هر حال از دقت نظر شما پسر انديشمندم واقعآ تشكر مي كنم ..
اگر به یک نکته اکفاءکنیم که تمامااین حوادث مربوط به تقدیر است که انسان در زندگی می بیند.خوب در این قسمت بعضی از عوارض فنی می تواند که چنین حوادث را به بار آرد.
پاسخ
دوست عزيز و نازنين ، هموطن افغاني گرامي
خيلي تشكر مي كنم كه شما دوست بسيار گرامي قبول زحمت كشيده و نظر خودت را بيان فرمودي
عزيزم .. حق با شماست .. تقدير و سرنوشت چيزي است كه هيچ كس قادر به تغير آن نيست
از شما باز هم تشكر مي كنم
سلام.خدا قوت.تشکرات فراوان ازگزارشات مفیدتون.ولی یه سوال؟اینکه برج نمیتوتنسته همون لحظه انحراف که فاصله زیادی تا شهرک بود خبر بده؟وقتی ویزیبیلیتی کم بوده این وظیفه برج بوده که گوش بزنگ باشه.شاید هم عزیزانمون خواب بودن...
پاسخ
دختر عزيزم .. چون هواپيماي نظامي بوده و اغلب خلبانان از روي شهرك ميان بر مي زنند ، او فكر كرده كه خلبان قصد دارد از آن سمت به زمين بشينه .. ولي وقتي ديده مستقيم به سمت ساختمان ارتفاع كم كرده است ، به او هشدار مي دهد كه ديگه خيلي دير شده است
با سلام میخواهم به مجموعه ای از اشتباهات اشاره کنم1-انتقال افراد متخصص و غیر نظامی با وسیله ای دون از شان آنان 2- اصرار بر انجام پروازبا همان هواپیما (عزیزان فکر کردن پیکانه که فوری درستش کنن و فوری سوارش بشن ) 3- انتخاب فرودگاه مهر آباد جهت فرود که البته شما فرمودید اگه فرودگاه امام یا قلعه مرغی فرود میامد مستلزم بردن امکانات به انجا بودکه فرمایش صحیحی است ولی منطقی نیست در مواقع خطر در هر جایی منطق حکم میکند جان مردم حفظ شود بعد موارد دیگر را باید در نظر گرفت . با توجه به اسیب سیستم هدایت هواپیما و غبار و آلودگی هوا بنده که عقل سالمی هم ندارم تشخیص میدهم که اگر هواپیما در فرودگاه امام یا قلعه مرغی که بدلیل حاشیه بودن دید خیلی بهتری هم برای فرود داشتن انتخاب بهتر و منطقی تری بود.در مورد امکانات فرمودید؟امکانات ما اون عزیزان بودن که الان زیر خاک دفن شدن که البته نمیتوان منکر جایگاه رفیع شهادت انان شد ولی این افراد متخصصینی بودن که سالها روی انان سرمایه گذاری شده و نیاز مملکت به انان خیلی بیشتر از اون امکاناتی است که شما فرمودی پس به لحاظ مادی هم باز مه متضرر شدیم بخاطر فقدان انان . امیدوارم در کشور عزیزمان برای کسانی که در جاهای مختلف خدمت میکنن ضمن حفظ روحیه جهادی و شهادت زمینه ای فراهم شود تا به حفظ این عزیزان و استمرار خدمات انان ما بیشتر بهره مند شویم و این موضوع یک اصل منتقی شودکه حفظ جان یک اصل بوده و بقیه فرع .
پاسخ
مهدي جان عزيزم
از اين كه فاجعه بزرگي رخ داده است و عده اي از سرمايه هاي ملت عزيز ايران روي ندانم كاري عده اي از دست رفته اند واقعآ متآسفم .. اما در پاسخ به شما دوست خوبم عرض كنم ... اولآ بنده بي غرض و براي روشن شدن اذهان مردم و خوانندگان اين بحث را صادقانه پيش كشيدم و بدون اين كه قصد دفاع از شخص يا سازماني را داشته باشم . در مورد اين كه شما فرموديد در موقع خطر خلبان بايد هر جا امن و بي خطر بود مي نشست بايد به اين نكته مهم توجه كني كه .... كدام خطر ؟ خاموش شدن يك موتور را شما خطر مي گويي ؟ يا فرود در هواي غبار آلود را خطر مي نامي ؟ پسرم اشكال تحليل شما و ساير دوستان دقيقآ از همين جا شكل مي گيرد ... دوست عزيزم مهدي جان نازنين .. اين هواپيما حتي اگه يك موتور ديگرش را از دست مي داد ، خيلي راحت و بي خطر مي توانست در مهرآباد فرود آيد . اين حرف من نيست عزيزم .. اين سال ها تجربه و پرواز با اين هواپيماست كه اين جا براي شما بيان مي كنم .. نمي خواهم از خودم حرفي را در آورده باشم ... اين چيزي كه من مي گويم مي تواني از افراد قديمي و خلبانان بازنشسته سي - 130 سوال فرمايي . مورد بعدي در مورد هواي غبار آلود است .. مهدي جان اگه بگم ما بيش از صد ها ساعت در هواي مه آلود و ابري آن هم در شب با اين هواپيما پرواز كرديم و ماموريت هاي مهمي را انجام داديم باورت مي شود ؟ شرايط آن روز ديد كم بوده است .. من اصلآ مي گويم شب بوده است .. كه اصلآ ديد نيست ... پس بايد هواپيما زمين بخورد ؟ مهدي جان اين كه نبايد اين عزيزان را با اين هواپيما سوار مي كردند ، من هيچ اظهار نظري نمي كنم .. چون بنده هيچ اطلاعي از قوانيني در اين مورد نمي دانم .. و هيچ گاه هم وارد اين مقوله نشدم . ولي يك پارانتز باز مي كنم كه در زمان جنگ اكثر فرماندهان نظامي ، مسئولان بلند مرتبه نظام كه اغلب غير نظامي بودند با اين هواپيما پرواز مي كردند .. حتي مقام معظم رهبري هميشه با سي - 130 به جبهه ها رفته و حتي مشهد هم با اين هواپيما تشريف مي بردند .. اين كه شما مي فرمايي دون از شآن آن ها بوده است ، يك مقدار توهين به افرادي است كه عاشقانه با اين هواپيما در راه دفاع از وطن در مقابل دشمن ايستادند ... همين هواپيماها با حمل نيروهاي رزمنده به جبهه ها امان صدام و صداميان را بريده بود .. همين هواپيما با پشتيباني از جبهه هاي جنگ و رساندن مواد لازم از خوراكي گرفته تا توپ و تانك باعث حفظ مقاومت در مقابل دشمنان بود . و در مراجعت هم زخمي ها را مي آوردند .. حال چه شده است كه دون از شخص افرادي مثل من خبرنگار شده است خبر ندارم . . در مورد اصرار بر پرواز با هواپيماي معيوب ، زايده تخيل و نا آگاهي است .. مهدي جان هيچ مقامي ، هيچ فردي ، هيچ فرمانده اي چه فرمانده گردان ، چه فرمانده پايگاه چه فرمانده نيروي هوايي و چه فرمانده كل قوا ، نمي تواند يك خلبان را مجبور نمايد با هواپيماي معيوب پرواز نمايد .. اين مسئله را همه مي دانند . حتي اجازه ندارند كه به خلبان تكليف كنند ده دقيقه زودتر بلند شود .. چون اگر اتفاقي بيفتد هيچ كس بابت زود رفتن پاسخي ندارد ... اين مطالبي كه عرض مي كنم ... بي طرفانه و شفاف است مي تواني از ديگر خلبانان قديمي سوال نمايي ... پس با توجه به بي خطر بودن از دست دادن يك موتور كه در پرواز هاي آموزشي بار ها اين اتفاق تكرار مي شود ، هرگز خطر جاني نداشته و ندارد .. كه بخواهد در جاي ديگري غير از مهرآباد به زمين بنشيند .. در مورد ديد كم هم انشاالله قانع شدي كه اگر هواي غبار آلود خطر جاني داشته باشد ، پس تمام پرواز هاي شب خطرناك به حساب مي آيند !! عزيزم .. كمي منطقي باشيد .. و هيچ گاه از روي احساس قضاوت نفرماييد . من در تحليلي كه كردم .. دقيقه به دقيقه اين پرواز را شرح دادم .. و دقيقآ علت اين سانحه را تشريح نموده و توضيح دادم كه مسئول برج به تصور اين كه خلبان نظامي قصد ميان بر را دارد ، انحراف او را جدي نگرفته و خلبان هم به دليل خرابي سيستم نمي دانسته كه انحراف دارد ...زماني متوجه مي شود كه ديگر خيلي دير بوده است ... و تازه در آن لحظه هم مي شد نجات يافت .. با فشار دادن به دسته گاز و چرخاندن هواپيما مي شد از مهلكه فرار كرد .. كه متآسفانه خلبان هم همين كار را كرد .. اما اين جا خاموش بودن موتور ، سنگيني وزن ، پر بودن باك ها ، سبب شد كه هواپيما پاسخ به خلبان ندهد و باعث واماندگي و استال گردد .
من فكر مي كنم يك بار ديگر بايد براي روشن شدن اذهان عمومي ، اين قضيه را تشريح نمايم
موفق باشي پسرم
سلام اقای مدرسی درتوضیحات تکمیلی فرمودید هواپیماها از میانبر برای فرود استفاده میکنن که در واقع علت اصلی فاجعه همین قضیه هست اگه هر هواپیمایی از هرجایی که خلبانش بخواد بیاد به طرف فرودگاه دیگه نمیشه انحراف هواپیما رو تشخیص دادو برج از کجا تشخیص بده انحراف بدون اگاهی هست یا میانبر. ایا باز هم با وقوع این فاجعه اجازه میانبر و اینجور کارها به خلبانان داده میشود؟
پاسخ
مهدي جان مثل اين كه من نمي توانم نظرم رو آن طور كه مي خواهم بيان كنم يا شما متوجه منظور من نمي شوي
عزيزم ... من علت اين كه برج با وجودي كه انحراف رو ديده بود و دير به خلبان تذكر داده بود .. اين حدس رو زدم . آن چه من مي گويم وحي حاضر نيست .. يك نظريه شخصي است عزيزم. و جهت آگاهي شما عرض مي كنم هيچ خلباني بدون اجازه و هماهنگي با برج مراقبت اجازه حتي روشن كردن موتور هواپيما رو ندارد .. همين طور براي تغير مسير ... اما هواپيماهاي سي - 130 .. گاهي به دليل توانايي هايي كه دارند چه در موقع بلند شدن و چه در موقع فرود آمدند با هماهنگي برج ... باز هم تكرار مي كنم با هماهنگي برج به جاي رفتن به سر باند و از آن جا مثل همه هواپيماهاي ديگر بلند شدن ، از همون نيمه باند به تقاضاي خلبانش از زمين بلند مي شود .. همين اتفاق در نشستن هم اتفاق مي افتد خلبان با هماهنگي با مسئول برج ... تكرار مي كنم با هماهنگس با مسئول محترم برج ، با توجه به شرايطي كه از نظر وزن و وزش باد دارد ، به جاي رفتن از روي ورامين دور زدن و آمدن در باند قرار گرفتن ، از روي خانه هاي سازماني ميانبر زده و با يك حركت مارپيچي تاكتيكي كه از عهده هر خلباني بر نمي آيد ، و فقط خلبانان حرفه اي و استاد خلبان ها قادرند اين كار رو بكنند ، دور زده و سر باند هواپيما رو به زمين مي نشانند .. در توضيح اين كه آن هواپيما به دليل اعتماد به دستگاه خراب ناوبروي و در شرايطي كه باند ديده نمي شد ، به خيال خودش درست به سمت باند مي رفته .. در صورتي كه انحراف داشته و بايد برج مراقبت از همون لحظه اول خبر مي داد .. اين كه او دير خبر داده .. من تنها مي توانم به اين علت تكيه كنم كه كارمند مادر مرده برج شايد فكر كرده خلبان مي خواهد از روي خانه هاي سازماني دور بزند .. و چون اضطراري هم اعلام كرده بود ، مسول برج اصلآ فكر نمي كرد كه او خبر ندارد كه انحراف مي رود .. و گرنه مگر بلانسبت مغز خر خورده بود كه به خلبان زودتر تذكر ندهد ؟
ضمن اين كه هيچ خلباني حق ندارد بدون هماهنگي با ايستگاه هاي زميني سر به خود راه خود را به سوي كج نمايد . اميدوارم مهدي جان متوجه توضيح من شده باشي ..
سلام عزیزی که این مطالب را نوشته ای چه کسی هستی نمی دانم فقط میدانم اطلاعات شما از سروان محمد رضا نادری صحیح است زیرا بنده خود از اقوام نزدیک ایشانم وماجرا را از زبان ایشان شنیده ام....نادری
پاسخ
دوست عزيز جناب نادري عزيز .. خيلي خوشحالم كه با دقت نظر خودت پي گير ماجرا دردناك سانحه هستي
همه ما ناراحت بوده .. و اگر تحليلي هم مي كنيم .. صرفآ از روي علاقه و تجربه اي كه با اين هواپيما پرواز كرديم است .. ولي نظر ها ممكنه كمي با هم اختلاف داشته باشه .. ولي در كل با هم متفق القول هستيم
موفق باشي
man yadam hast ke baraye in neveshteh comment gozashteh boodam, amma mesle inke pak shodeh
پاسخ
اميد جان عزيزم .. من به تمام كامنت ها هميشه پاسخ مي دهم
اگر چه بار ها عرض كردم فقط به كامنت هاي پست آخر جواب خواهم داد .. اما هيچ وقت دلم نيامده پاسخ جوون نازنيني كه زحمت مي كشه و براي من كامنت مي گذاره ندهم
موفق باشي عزيزم
خیلی خیلی از سایتتان خوشم آمد. از این به بعد پای ثابتش خوا هم بود.
پاسخ
سهیل عزیز و گرامی
واقعآ خوشحالم کردی عزیز .. به جمع یاران همدل و صمیمی خوش اومدی
باور می کنی ... با خواندن کامنت های این چنینی ، تعهدم به کاری که می کنم افزایش پیدا می کنه
موفق و پیروز باشی
استاد سلام
شما منونمیشناسید ولی من شما رو کامل میشناسم یاد پرشهایی که درمعیت جناب عالی انجام دادم بخیر/ازاینکه وبلاگتون رو مشاهده کردم فوق العاده مسرورم/خداحفظتون کنه/یاداستادچتربازشهید حاج مهدی طاقدره بخیر/حتما میشناسیش/خداعمرباعزت به شما عنایت فرماید/
یا علی مدد
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
اگه بهت بگم من اغلب دلاور مردان چتر باز را به چهره می شناختم .. باورت می شه .. همین هفته قبل در کرج با دوستم پشت چراغ قرمز بودیم .. بهش گفتم ماشین بغلی ما راننده اش از چتربازان قدیمی است .. !! دوستم که خیلی تعجب کرده بود .. سوال کرد .. از کجا می دانی ؟ گفتم من خاطرات جالبی با این عزیزان داشتم .. و همیشه چهره و قیافه این قهرمانان جلوی چشم من بوده و خواهد بود .. او که هیجان زده شده بود .. شیشه را پائین داده و از او پرسید .. آقا شما چتر باز نبودید ..!!؟ بنده خدا گل از گل اش شکافت .. با خانواده اش بود .. وادار کرد بزنیم کنار و حال و احوال کنیم .. من وقتی بهش گفتم از گردان سی - 130 بودم ، اشگ اش جاری شد .. فامیلی اش را دوستم یادداشت کرد .. ازش قو گرفتم یه روز در خدمت اش باشم و خاطرات شیرین او را بشنوم
خب حالا هم حضور سبز شما به جمع یاران همدل و صمیمی باعث شد که همه این ها رو به فال نیک گرفته و از شما قهرمانان کشور ، شما دلیر مردان جان بر کف تشکر و قدردانی کنم
من بوسه بر دست یکایک چتربازان قدیمی می زنم که بخشی از خاطره گذشته من در آسمان ، با آن ها سپری شده است . و تماشای آن ها از بالا ، همیشه برام لذت بخش بوده است .. آخه همه چتر بازان را از پائین مشاهده می کنند .. ولی ما همیشه از بالا به این عزیزان می نگریستیم
در باره حاج مهدی و نحوه شهادت ایشان خیلی دلم می خواهد دقیق بدانم .. اطلاعات من جسته گریخته و نقل و قولی است . از شما خواهش می کنم برای جوون های گرامی هر چه خاطره و عکس از خودت و دوستانت داری برایم ارسال کن تا به نام خودت منتشر کنم ..
واقعآ خوشحالم کردی عزیز
shoma behtarin karshenase khalabani hastid
پاسخ
حامد جان شرمنده ام می فرمایی عزیز
با تاسف فراوان انگار ی استفاده نابجا از عناوین همه گیر شده است.
آقای محترم نگارنده گزارش از آموزشگاه آرتا شما وقتی از همه کارکنان این آموزشگاه از جمله منشی آموزشگاه با پیشوند "کاپیتان" نام میبرید باید خوب بدانید که فرق بین شخصی که
PPL یا CPL با 50-100 و یا 200 ساعت پرواز دارد با کاپیتان چیست.
بیایید آن بلایی که بر سر عناوین پر افتخاری همچون دکتر و مهندس آورده اند را بر سر "کاپیتان" نیاوریم
با تشکر.
پاسخ
شادی خانم محترم ... خدا نکنه مردم فلک زده ایران به شخص شما سوتی بدهند .. دیگه تا پدرشون رو از قبر بیرون نیاورید ، ول کن نیستید !!! خانم محترم ... گیرم حق با شماست .. من مادر مرده چند بار باید در کامنت های گوناگون و در ای میل و پست های متعدد پاسخ این کشف شما رو بدهم !!؟
لااقل ادبیات نگارش تون را هر بار تغیر دهید .. تا آدم خنگ و کم حواسی مثل من ، با دیدن متن کلیشه ای و تکراری یاد ده ها کامنت قبلی شما نیفتد ..!!! خانم جان ول کن حوصله داری ..!!!؟
آخه چند بار همین حرف را با همین نگارش کپی کرده و به پاسخ هایی هم که می دهم توجه نداری ....!!؟
دیگه حالم از نگارنده محترم شما بهم می خوره .. !!! خوبه در همون نخستین کامنت و یا نخستین ای میل .. رسمآ عرض کردم غلط کردم .. صد بار نوشتم ببخشید .. بلانسبت خوانندگان .. گه خوردم . بابا ول کن ..
آن قدر که از واژه تکراری .. نگارنده محترم گزارش چندشم می شود که یاد شوهر ننه ام می افتم .. خانم بس کنید ..
خوبه چیز مهم تری کشف نکردید .. هر چیزی حدی داره .. بله قبول حق با شماست ..من واقعآ بی جا کردم ان ها را کاپیتان نامیدم .. غلط کردم .. شکر زیادی میل کردم .. تو رو جدت ولم کن .. یا لااقل متن نوشته ات رو عوض کن .. !!! پدر متن فوق را در اوردی
یک بار دیگه این کامنت رو برام بنویسی .. خودم رو با کامپیوترم آتش می زنم
این رو جدی می گم ... نگارنده عزیز گزارش .. نگارنده عزیز گزارش
سلام خلبان
به نظر من یعنی نظر همه این یک صحنه از قبل پیش بینی شده بوده که این هواپیما رو با مسافراش منهدم کنن. من خودم دانشجوی خلبانی هستم و اگر یه روزی همچین مشکلی داشته باشم مسلما به اینکه به فرودگاه مادر یا همون take off place برگردم فکر نمیکنم فقط به جون مسافرامو خودم با خدمه فکر میکنم.
پاسخ
بله مهرداد عزیزم .. حق با شماست
خدا اولآ اون روز را نیاره ... ولی در چنین شرایطی باید بر اساس حس به پرواز ادامه داده و فیوز های اخطار ها رو آف می کرد
ممنون از شما
سلام
ممنون از بررسی های دقیق شما
اما یک سوال
آیا برای ناوبر هواپیما این امکان وجود نداشت که از روی صفحه رادار وجود ساختمان ها را در مسیر پرواز مشخص و اعلام نماید؟
متشکرم
پاسخ
محمد جان نازنین .. من اصلآ حضور ذهن متآسفانه ندارم که در باره کدام ناو و مسیر پروازی صحبت می کنی ؟
ممنون می شوم در باره پست مربوطه هم توضیح بده
با سلام مجدد
و اینکه متاسفانه من دیر رسیدم و در مورد هواپیما خبرنگاران گفتم.
چون مطلب شما را تازه دیروز دیدم آن هم کاملا اتفاقی
متشکرم
پاسخ
خواهش می کنم .. محمد جان نازنین
راستش من چون نمی دونستم در باره کدام سانحه پرسش کردی .. پاسخی نداشتم بدهم .. ممنون از شما
سلام
عزیزمنی
آنوقت جواب سوال من چی شد
راستی وظیفه ناوبر در هواپیما سی -130 چیه؟
ممنون
پاسخ
محمد جان عزیزم .. من از شما عذر می خواهم .. بارو کن اصلآ هوش و حواس درست حسابی ندارم .. اگر سوال شما وظیفه ناوبر است عرض می کنم ..
راستش در کامنت اولی شما .. فکر کردم منظورت ناو های دریایی است .. برای همین گیج شدم عزیز
من را ببخش .. همین باعث شد که از شما بخواهم توضیح دهی
وظیفه ناوبر در هواپیماهای هرکولس .. همانا ناوبری است .. یعنی تهیه مسیر ، محاسبه دقیق عبور از ایستگاه های زمینی و رادار .. مراقبت از وجود ابرهای خطرناک ، راهنمایی در هوای طوفانی و ابری .. خلاصه مسئولیت مهمی به عهده دارد .. مخصوصآ که هرکولس ها فاقد جی پی اس هستند .. و این ناوبر است که کار جی پی اس رو می کند
امیدوارم جواب ات را گرفته باشی
از آشنایی با استاد فرهیخته و جسوری چون شما خرسندم !
آیا این امر که هواپیماهای ترابری نظامی فاقد جعبه سیاه هستند واقعیت دارد؟ و این که در یک نظر کلی و خارج از بحث فنی چقدر به این امر که به جز خطای انسانی باید به تعمدات انسانی هم توجه داشت معتقدید!؟ اگر به خاطر داشته باشید اندک زمانی پس از این حادثه هواپیمای نظامی سپاه در فرودگاه ارومیه سقوط کرد؟ ممنون میشم اگه جواب منو بدید.
به امید موفقیت تمامی دوستداران این مرز و بوم !
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
من هم از اين كه با هموطن بزرگواري چون شما آشنا شده ام .. بي نهايت خرسندم . در باره هواپيماهاي ترابري نمي دونم .. اما هركولس ها فاقد جعبه سياه هستند .. شايد دليل ان به خاطر انجام ماموريت هاي مختلف سري و محرمانه نظامي باشد .. كه لازم ندانستند تعبيه نمايند . البته اين نظ شخصي بنده است .. ممكنه پايه و اساس نداشته باشه
آرين جان .. بخش دوم پرسش شما جنبه سياسي دارد .. و با عرض شرمندگي من دانش سياسي ندارم
با سپاس از شما