درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  سقوط ایرباس Air Blue

سقوط هواپیمای ایرباس در پاکستان

هواپيما ديد كافي ندارد .. تمام هوش و حواس خلبان در لحظه هولدينگ به سيستم آلات دقيق خود است .. تمام سيستم ها منظم كار مي كنند .. در همين لحظه به دليل ارسال پالس از داخل هواپيما ، سيستم ناوبري جهت اصلي رو قاطي كرده و نقطه اشتباهي را نشان مي دهد .. و خلبان به اصطلاح آن را شوت مي كند .. با تغير مسير هواپيما به سمت شمال كشور تغير جهت مي دهد .. در حالي كه خلبان فكر مي كرده به يكي از جهت هاي شرق يا غرب در حال اپروچ است .. ( احتمالآ شرق )  و چرخش به محوريت يك بال در شرايطي كه باران شديدي به شيشه هاي جلو و سقف هواپيما كوبيده مي شود ، فشار و سختي پرواز در ارتفاع پائين هم مزيد علت شده و به اصطلاح " ورتي گو " مي شوند ..  و هواپيما در همان ارتفاع پائين ( ۲۷۰۰ پايي ) به سمت شمال اسلام آباد راهي مي شود و بعد ...

  حكايت آقاي طاغوتي !

  پشت پرده زندگي ميليونر طاغوتي  

  پير مرد عجيبي بود ! جالب اين كه موفق هم شده بود كلي از املاك خود را كه در اختيار سازمان هايي چون بانك ملي و غيره بود را آزاد كند .. اما هنوز خيلي كار داشت .. ! من هم روز ها به اتفاق زن جوانش كه خيلي خانم نجيبي بود ، به رتق و فتق امور پرداخته و هماهنگي هاي لازم رو انجام مي داديم .. اما چند نكته منفي در شخصيت او وجود داشت .. اول اين كه به شكل زننده اي غذا مي خورد .. كه حال همه با ديدن ملچ ملوچ و هورت كشيدن مايعات به هم مي خورد .. ! مخصوصا همسرم كه خيلي روي اين مسايل حساس بود . دوم نحوه لباس پوشيدنش بود .. لخت با يك شورت جلوي ميهمانان مي نشست .. به همين دليل من ديگه همسرم را به منزل او نمي بردم . او عين امريكايي ها آزادانه باد معده اش را در حضور ميهمانان رها مي كرد .. ! گاهي مجبور مي شديم با خود ماسك ضد گاز همراه خود برده تا از بوي مشمئز كننده معده او كه به خاطر خوردن هله و حوله ( اميدوارم درست نوشته باشم ) به گاز هاي سمي خطرناك تبديل شده بود تحمل كنيم .. !!

  یک جهان یک جام در يك نگاه

  برنامه جام جهانی در شبکه سوم سیما

بينندگان برنامه حتمآ به خاطر دارند كه رضا جاوداني مجري محترم برنامه مرتب از واژه " پديده " در معرفي چهره جديد گزارشگر جوان استفاده مي كرد ! صرف نظر از اين كه آيا محمدرضا احمدي پديده هست يا خير ، امروز اين نوع نان قرض دادن ها در يك برنامه پر مخاطب منسوخ شده است . مخصوصآ تكرار زياد  واژه فوق اصلآ خوشايند نيست ! فراموش نكنيم هر نوع تعريف و تمجيد از سوي همكاران برنامه به اصطلاح " تعريف از خود " تعبير شده و در شان برنامه اي چون يك جهان و يك جام نيست ! اگه اشتباه نكنم اين وظيفه مخاطبان است كه بايستي به عملكرد مجريان و گزارشگران نمره قبولي داده و از ان ها به عنوان پديده يا هر صفت ديگري نام ببرند . به هر حال اين عمل مجري يكي از نقطه ضعف هاي برنامه حساب مي شود ! خنده دار تر اين كه يكي از نشريات زرد هم با تآسي از تكرار اين واژه سريع به سراغ گزراشگر جوان و با شخصيت ما رفته و با عنوان پديده جام جهاني با وي به گفت و گو نشسته است!!

  نگاهي به پرواز بي فرود EP-CPG

کالبد شکافی سانحه توپولف کاسپین 

 

هواپیما در ارتفاع نزدیک ۲۸۸۰۰ پایی در حال (climb)بوده که  از تعادل خارج میشود و علت آنهم انفجاری بوده که در موتور سمت چپ و شماره ۱ هواپیما روی داده و با از بین بردن (رانش موازی)باعث منحرف شدن هواپیما به سمت چپ می شود و هواپیما وارد یک حرکت (yaw)مانند میشود و حول محور عمودی به سمت چپ گردش میکند که البته لازم به ذکر است که در شرایط معمولی از دست دادن یک موتور نمی تواند هواپیما را بلافاصله تا به این اندازه از کنترل خارج کند و باید بررسی کرد که آیا هواپیما یکی از ۳موتور را از داده یا آنچه که در موتور شماره ۱ روی داده توانسته تاثیر (مستقیم)بر دیگر قسمتهای کنترل و رانش هواپیما نیز بگذارد؟! 

  بررسی جنایت در خلیج فارس

نقش دروغ و شایعات در شلیک به ایرباس

سازندگان فيلم براي ترسيم خصوصيات فرماندهي هوشيار ، با افزودن ديالوگي مبني بر زير چشم قرار دادن هواپيماي گشت دريايي پي تري اف به زير دستانش اين خصيصه رو به تمايش گذاشتند . و اما براي قلب رئوف او هم صحنه دعوت به سكوت همكارانش كه مرتب حمله قريب الوع اف - ۱۴ ايراني رو متذكر مي شدند و او با خونسردي منتظر تماس در اخرين لحظه بود .. شخصيت خوب داستان رو تطهير كردند ! اوج دراماتيك فيلم صحنه اي بود كه فرمانده مهربان با كلنجار رفتن با وجدان خويش و به كمك كارگردان فيلم كه با بهره گيري از اصل " فاصله گذاري " برشت كات به چهره همكار زده و از زبان او نداي وجدان فرمانده را به سخن وا مي دارد .. !!! و با تآكيد بر اين جمله كه .. من وظيفه نجات جان همكارانم رو دارم ، آب پاكي توبه رو به روي اعمال دد منشانه او مي ريزند ! و او متقاعد مي شود كه بايد كاري كرد .. تصوير شماره ۸ لحظه سخت تصميم گيري رو با شكستن مداد به سان فيلم هاي هندي به اوج مي رساند !!

  جزئيات تصويري شليك به ايرباس !

شلیک ناجوانمردانه به ایرباس ایرانی

بعد از اين كه اندرسن موفق نشد از طريق كديابي دوست يا دشمن هويت هواپيماي ايراني رو تشخيص دهد ، مسئول رادار به روي فركانس نظامي ( باز هم تآكيد مي كنم نظامي ) رفته و با لهن تهديد آميزي هواپيماي ناشناس رو چنين مخاطب قرار داد ... " هواپيماي ناشناخته ايراني كه در مسير ۲۰۳ درجه با سرعت ۳۰۳ ناتيكال مايل در ارتفاع ۴۰۰۰ پايي پرواز مي كني .. شما در حال اپروچ به منطقه جنگي ناو وينسنس آمريكايي در آبراه بين المللي هستيد .. "

  روایت پير مرد جذامي !

  فرار از دست پیر مرد جذامی زشت 

Small---1.jpg

حسين آقا كه ظرف هاي ميوه رو پائين برده بود ، ظاهرآ يادش رفته بود در پشت بام رو از داخل قفل كنه .. كه يه وقت ديدم يك پير مرد ژوليده با قامتي دولا با لباس هاي مندرس و قيافه بسيار وحشتناك در پشت بام رو باز كرد .. ! دوستان قديمي حسين آقا كه به گمان من قبلآ اين موجود وحشتناك رو ديده بودند ، ذاشتند از ترس سكته مي كردند .. او به سمت ميهمانان خيز برداشت .. عده اي خود رو به داخل قفس كرده و در را از داخل قفل كردند .. فقط من با چرچيل روي بام مونديم .. وي ابتدا به سمت رئيس بزرگ يورش برد .. ! ترس و وحشت از چهره اين مرد ورزشكار قديمي نمايان بود .. ! در حالي كه زبانش باز بند اومده بود .. مرتب از پير مرده مي خواست نزديك او نشود .. و با چوبي كه دستش بود به سمت او تكان مي داد .. پير مرد هم از فاصله تقريبآ دور مدام آب دهانش رو به سمت چرچيل پرتاپ مي كرد .. من هم از ترس در گوشه اي مثل موش گير كرده بودم ..! دقايقي بعد پير مرد جذامي كه از دويدن دنبال دوستم خسته نشون مي داد ، اين بار به سمت من يورش آورد .. قلبم داشت در سينه مي تپيد .. ! سعي كردم ابتدا با او ديالوگ برقرار كنم .. و من ساده با همين تصور مدام بهش مي گفتم .. عمو جان من براي مداواي شما اين جا اومده ام ..

  اپروچ اشتباه

  شیرجه اشتباه به خاک دشمن .. !   

بعد از انقلاب عوامل عدم همدلي به نوعي افزايش يافت ! به عبارتي علاوه بر مشكل قبلي دال بر حضور افسران رده بالا به كابين ، اختلافات عقيدتي در مسايل سياسي و وابستگي بعضي از خدمه به نهاد هاي انقلابي همچون گروه ضربت پايگاه يا حتي ناميده شدن بعضي همكاران با عناوين " حزب الهي " كار چيدمان گروه هاي يك دست پروازي عملآ مشكل شده بود ! به عنوان مثال كافي بود در جمع يك گروه پروازي فردي با عقايد تند يا حرب الهي حضور مي يافت .. اگر چه بر اساس قانون اكثريت فرد فوق در اقليت مطلق بود ، اما همان اقليت مطلق اجازه هر نوع شوخي و حتي بحث هاي سياسي رو در محاق خود سانسوري مي برد .. !! زيرا گرو هاي پروازي خصوصآ در ماموريت هاي طولاني براي وقت كشي  عادت به حرف زدن دارند .. و برخي از بچه ها عين شكارچي ها بايستي مرتب از هر دري سخن بگويند .. ! مخصوصآ بعد از انقلاب كه سوژه براي غيبت كردن و طرح مسايل سياسي فراوان بود .. !! اما حضور يك نفر هم عقيده با ديگران سبب سلب آرامش از همه مي شد .. !

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35